یادداشت سیاسی

تهدیدهای بزرگ، گزینه‌های کوچک

اگر آمریکا بخواهد تمام تحریم‌های ثانویه را علیه همه کشورها و شرکت‌هایی که با ایران همکاری می‌کنند اجرا کند، پیامد آن می‌تواند برای اقتصاد جهانی بسیار سنگین باشد. بنابراین همانطور که کارزار نظامی آمریکا نتوانست به نتیجه برسد، کارزار اقتصادی نیز در معرض شکست قرار دارد

هنوز ساعتی از اعلام ابزار جدید اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، برای رسیدن به چیزی که خودش آن را «خفه‌کردن اقتصادی» ایران نامید نگذشته بود که دلیل تردیدش برای استفاده از این ابزار را هم آشکار کرد.

بسنت دیروز در نشست خبری خود در سالن مجلل وزارت خزانه‌داری اعلام کرد که تحریم‌های ثانویه آماده اجرا هستند؛ یعنی مجازات کشورها، افراد یا شرکت‌هایی که با ایران معامله می‌کنند. اما او عمداً از نام بردن از مهم‌ترین کشورهایی که به تهران کمک می‌کنند، یعنی چین و روسیه، خودداری کرد.

به همین دلیل از او پرسیدند چرا به‌جای تهدید کردن، واقعاً تحریم‌ها را اجرا نمی‌کند؛ آن هم در شرایطی که دونالد ترامپ هفته گذشته هشدار داده بود اگر ایران تسلیم خواسته‌های آمریکا نشود، با «جنگ اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه» روبه‌رو خواهد شد.

بسنت در پاسخ گفت: «چرا باید سیستم مالی جهان را منفجر کنم؟» او توضیح داد که دولت آمریکا پیش از اجرای تحریم‌ها، یک مهلت اداری در اختیار کشورها قرار می‌دهد. بسنت تأکید کرد که تحریم‌های ثانویه «ابزار بسیار قدرتمندی» هستند. این حرف درست است. اما دولت ترامپ بارها درباره قدرت ابزارهای نظامی و مالی خود با لحنی بسیار شدید هشدار داده و سپس از به‌کارگیری کامل آنها خودداری کرده است.

کافی است تهدید ترامپ به «محو کردن ایران به‌عنوان یک تمدن» را به یاد بیاوریم. این هشدارها شاید با هدف ترساندن ایران و دیگر کشورها مطرح شوند، اما وقتی تهدیدها عملی نمی‌شوند، بیشتر از قدرت آمریکا، محدودیت گزینه‌های واشنگتن در برابر ایران را نشان می‌دهند.

راه‌های پایان دادن به جنگ به‌تدریج محدودتر شده‌اند. فهرست اهداف نظامی مفید برای حمله در حال کاهش است و ذخایر مهمات آمریکا به شکل خطرناکی کم شده است. در همین حال، ابزارهایی که قرار بود کاری را انجام دهند که موشک‌ها نتوانسته بودند انجام دهند، یعنی تحریم، محاصره و فشار مالی، نتوانسته‌اند ایران را به تسلیم وادار کنند.

ایران با وجود خسارت‌های بسیار سنگین نظامی و اقتصادی، همچنان توانایی ادامه جنگ را حفظ کرده است. از طرف دیگر، کشورهایی که برای موفقیت کارزار فشار اقتصادی آمریکا اهمیت زیادی دارند، به‌ویژه چین و روسیه، تمایل چندانی به کمک به واشنگتن برای تمام کردن کار نشان نداده‌اند.

اندکی پس از آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ در سال گذشته، او اعلام کرد که قصد دارد «فشار حداکثری» علیه ایران را دوباره برقرار کند. دولتش نیز مأمور شد تحریم‌ها را تشدید و صادرات نفت ایران را کاهش دهد.

هجده ماه بعد، بسنت وعده تحریم‌هایی را می‌دهد که آنها را «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» توصیف می‌کند. ظاهراً فشار حداکثری هم یک قسمت دوم دارد؛ درست مانند ادعای ترامپ در ژوئن گذشته که تأسیسات هسته‌ای ایران کاملاً نابود شده‌اند و چند ماه بعد، آمریکا دوباره وارد جنگی شد که هدف آن نابودی توان هسته‌ای ایران اعلام شد.

ترامپ هفته گذشته در شبکه اجتماعی تروث، تصویری از شکل جدید فشار حداکثری ارائه کرد. او نوشت هر کشوری که به مؤسسات مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد «هر نوع راه حیاتی» برای ایران فراهم کنند، با «پیامدهای اقتصادی عظیم» روبه‌رو خواهد شد. ترامپ سپس فهرستی از مواردی را که باید فوراً متوقف شوند، برشمرد: قاچاق نفت، خطوط مبادله مالی، انتقال پول نقد، صرافی‌ها، ثبت کشتی‌ها و شرکت‌های پوششی.

این نوع هشدارها قرار بود کل سیستم مالی جهان را به حالت آماده‌باش درآورد. اما وقتی بسنت به سالن خزانه‌داری آمد و تهدیدهای مشابهی را مطرح کرد، هم‌زمان دلیل مهمی را هم توضیح داد که چرا ممکن است آمریکا نتواند تهدیدهایش را کاملاً اجرا کند؛ مگر اینکه کشورها خودشان داوطلبانه از همکاری با ایران دست بکشند.

این وضعیت دولت آمریکا را در موقعیت دشواری قرار داده است. جنگ بسیار طولانی‌تر از چیزی شده که ترامپ در ابتدا وعده داده بود و پیامدهای اقتصادی آن اکنون به یکی از مسائل مهم انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا تبدیل شده است.

تحریم‌ها سال‌ها به اقتصاد ایران آسیب زده‌اند، اما نتیجه‌ای را که واشنگتن می‌خواست به دست نیاورده‌اند. در همین حال، چین همچنان نفت ایران را خریداری می‌کند و روسیه و دیگر کشورهای تولیدکننده نفت نیز از ادامه عملیات نظامی آمریکا در ایران و اختلال در صادرات انرژی خلیج فارس می‌توانند سود ببرند.

بسنت درباره چین گفت: «هیچ‌کس خارج از دسترس تحریم‌های آمریکا نیست.» اما پکن و مسکو ممکن است از خواسته‌های او پیروی نکنند. سخنگوی سفارت چین در واشنگتن در بیانیه‌ای کتبی گفت که «تحریم و فشار به حل مسائل کمکی نمی‌کند» و از همه طرف‌ها خواست «عاقلانه عمل کنند» و از اقداماتی که می‌تواند باعث تشدید تنش‌ها یا ضربه زدن به رشد اقتصادی و ثبات مالی جهان شود، خودداری نمایند. این سخنگو همچنین گفت چین تحولات را زیر نظر خواهد داشت و «برای حفاظت از حقوق و منافع مشروع خود هر کاری را که لازم باشد انجام خواهد داد.»

تهدیدهای دولت آمریکا البته تا حدی نتیجه داشته‌اند. امارات متحده عربی هفته گذشته اعلام کرد تمام معاملات تجاری و مالی خود با تهران را متوقف می‌کند. وقتی از بسنت درباره این تصمیم امارات پرسیده شد، او گفت زمان‌بندی این تصمیم احتمالاً تصادفی نبوده است. او همچنین افزود که ترامپ شخصاً با رهبران کشورهای مختلف در تماس است تا این اولتیماتوم را به آنها منتقل کند.

با این حال، آمریکا هرچقدر هم بتواند روابط اقتصادی ایران با دیگر کشورها را پرهزینه کند، نمی‌تواند این روابط را صرفاً با یک فرمان از بین ببرد. برای سنجش میزان نگرانی دولت‌های مختلف جهان از تهدیدهای آمریکا، با چند مقام در کشورهای مختلف صحبت کردم.

یک مقام عرب گفت امیدوار است «آن کشورها» این تهدیدها را جدی بگیرند؛ او هم حاضر نشد نام چین یا روسیه را به زبان بیاورد. اما یک مقام اروپایی چندان تحت تأثیر قرار نگرفته بود. پاسخ او کوتاه بود: «باید ببینیم چه می‌شود.» سپس خیلی سریع بحث را به جنگ‌های تجاری ترامپ با متحدان آمریکا کشاند؛ موضوعی که ظاهراً برای اروپا اهمیت بسیار بیشتری دارد.

احتیاط بسنت بی‌دلیل نیست. اگر آمریکا بخواهد تمام تحریم‌های ثانویه را علیه همه کشورها و شرکت‌هایی که با ایران همکاری می‌کنند اجرا کند، پیامد آن می‌تواند برای اقتصاد جهانی بسیار سنگین باشد.

جیسون پرینس، وکیل متخصص تحریم‌ها در شرکت حقوقی آکین گامپ در واشنگتن که پیش‌تر نیز در وزارت خزانه‌داری آمریکا کار کرده، گفت این ابزارها «آن‌قدر قدرتمند هستند» که حتی اعلام تحریم‌های ثانویه به‌عنوان یک تهدید هم نوعی قمار اقتصادی است و می‌تواند «اثر بازدارنده‌ای ایجاد کند که پیامدهای آن بسیار فراتر از ایران گسترش پیدا می‌کند.»

بسنت همچنین از تحریم فوری نزدیک به ۶۰ نهاد، فرد و کشتی مرتبط با ایران خبر داد. آمریکا آنها را به ارتباط با برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران، فعالیت‌های سایبری و محموله‌های نفتی متهم کرده است. او همچنین گفت نخستین تحریم‌های مهم ثانویه علیه «یک مؤسسه مالی» احتمالاً تا پایان همین هفته اعمال خواهند شد.

پرینس معتقد است همین اقدام برای اعتبار دولت آمریکا بسیار مهم خواهد بود. او گفت: «آنها باید به نوعی اقدام دست بزنند؛ وگرنه هدف‌های اصلی این تحریم‌ها شروع به فاصله گرفتن از ایران و کاهش ریسک همکاری با آمریکا نخواهند کرد.»

به گفته او، آمریکا پس از حمله روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ نیز اقدامات مشابهی انجام داد. اما اسبربانک، غول بانکی روسیه، در ابتدا در فهرست تحریم‌های سبک‌تر قرار گرفت؛ بخشی از این تصمیم به دلیل پیامدهای گسترده تحریم کامل این بانک برای اقتصاد جهانی بود. با ادامه حملات روسیه به اوکراین، تحریم‌های شدیدتری علیه این بانک اعمال شد.

مشکل تحریم‌های ثانویه این است که در شرایطی که اقتصاد خود آمریکا هم تحت فشار قرار دارد، می‌توانند به اقتصاد آمریکا آسیب بزنند. بخش‌های فناوری، تولید و مالی احتمالاً بیشترین آسیب را خواهند دید. قیمت نفت و بنزین همین حالا افزایش یافته، تورم همچنان یک مشکل است و رأی‌دهندگان از جنگی ناراضی‌اند که به آنها گفته شده بود قرار است امنیت آمریکا را بیشتر کند.

بر اساس نظرسنجی اخیر رویترز و ایپسوس، میزان حمایت مردم آمریکا از جنگ با ایران به پایین‌ترین سطح خود از روزهای ابتدایی درگیری رسیده است و تنها ۳۱ درصد از آمریکایی‌ها از اقدام نظامی آمریکا علیه ایران حمایت می‌کنند. محبوبیت ترامپ نیز به پایین‌ترین سطح خود رسیده است.

با نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای، جمهوری‌خواهان دلیل چندانی ندارند که از دور جدید فشار اقتصادی استقبال کنند؛ چه رسد به اینکه این فشارها احتمال ایجاد یک بحران مالی جهانی را هم افزایش دهد.

کارشناسان مسائل منطقه‌ای که با آنها صحبت کردم، چنین تهدیدهایی را بیشتر از آنکه نشانه تشدید جنگ بدانند، بخشی از تلاش مداوم دولت آمریکا برای پیدا کردن راه خروج از جنگ می‌دانند.

دولت آمریکا هر بار به تهدید بزرگ‌تری متوسل می‌شود، چون تهدید قبلی نتوانسته پیروزی قاطعی ایجاد کند و حتی راهی آبرومندانه برای پایان دادن به جنگ در اختیار واشنگتن قرار نداده است.

مهلت‌ها مرتب تغییر می‌کنند. تهدیدها با دوره‌های مهلت و فرصت همراه می‌شوند. «فشار حداکثری» با فشار حداکثری دیگری دنبال می‌شود. بنابراین پرسش دیگر فقط این نیست که واشنگتن چگونه می‌خواهد ایران را مجبور به مذاکره کند. مسئله مهم‌تر این است که آمریکا چگونه می‌خواهد از جنگی خارج شود که گزینه‌هایش برای ادامه آن روزبه‌روز محدودتر می‌شوند.

اهرم فشار فقط به قدرت مجازات کردن بستگی ندارد؛ به آمادگی برای استفاده از آن قدرت هم بستگی دارد. اگر واشنگتن مرتباً مهلتی تعیین کند و بعد آن را عقب بیندازد، تهدیدی را مطرح کند و سپس اجرای پیامد آن را به تعویق بیندازد، یا سلاحی را معرفی کند و بلافاصله توضیح دهد که چرا نمی‌تواند از تمام ظرفیت آن استفاده کند، رقبایش دیگر فقط قدرت آمریکا را نمی‌بینند؛ بلکه محدودیت‌های این قدرت را هم یاد می‌گیرند.

بسنت تحریم‌هایی را تهدید کرده که آن‌قدر شدید هستند که کشورهای سراسر جهان مجبور شوند بین ادامه تجارت با ایران و حفظ دسترسی به نظام مالی مبتنی بر دلار آمریکا یکی را انتخاب کنند.

بسنت و ترامپ این طرح را «روز دی اقتصادی» نامیده‌اند، اما این مقایسه چندان درست نیست. روز دی واقعی در ۶ ژوئن ۱۹۴۴ یک تهاجم نظامی واقعی بود. نیروهای متفقین در آن روز بدون ارائه یک اولتیماتوم عمومی یا هشدار قبلی به دشمن، عملیات خود را آغاز کردند.

اما این عملیات که رسماً «عملیات طرد اقتصادی» نام گرفته، هم‌زمان که به کشورهای مختلف درباره پیامدهای همکاری با ایران هشدار می‌دهد، یک پیام دیگر هم منتقل می‌کند: آمریکا تا حد مشخصی حاضر است پیش برود، اما نه بیشتر.

ایران دهه‌هاست تحت تحریم‌های آمریکا قرار دارد. این تحریم‌ها بدون شک آسیب زیادی به اقتصاد ایران وارد کرده‌اند، اما نتوانسته‌اند ایران را به میز مذاکره برای دستیابی به یک صلح پایدار با واشنگتن نزدیک کنند.

وقتی ایران در دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما وارد توافق هسته‌ای برجام شد، بخشی از امتیازی که در مقابل پذیرفتن محدودیت‌های هسته‌ای دریافت کرد، لغو تحریم‌های ثانویه آمریکا بود.

پرینس می‌گوید این سابقه نشان می‌دهد تحریم‌های ثانویه می‌توانند دوباره به اهرم فشار آمریکا تبدیل شوند. به گفته او، حداقل یک سابقه تاریخی وجود دارد که نشان می‌دهد هرچه فشار ناشی از تحریم‌های ثانویه بیشتر باشد، دولت آمریکا تصور می‌کند اهرم بیشتری برای فشار بر ایران در اختیار دارد.

اما استیو اچ. هانکه، استاد اقتصاد کاربردی در دانشگاه جانز هاپکینز، معتقد است تجربه اقتصادی ایران تاکنون چیز دیگری نشان می‌دهد. او گفت تحریم‌های ایران «تقریباً رکورد شکست خوردن را شکسته اند». هانکه که در دوره ریاست‌جمهوری رونالد ریگان عضو شورای مشاوران اقتصادی آمریکا بود، گفت: «فقط کافی است به انبوه تحریم‌هایی نگاه کنید که از زمان انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ علیه ایران اعمال شده‌اند. همه آنها در دستیابی به اهداف اعلام‌شده خود شکست خورده‌اند. تحریم‌های روز دی هم سرنوشت مشابهی خواهند داشت.»

کارزار نظامی آمریکا نتوانسته آن نتیجه سریع و قاطعی را که ترامپ زمانی وعده داده بود ایجاد کند. اکنون کارزار اقتصادی نیز در معرض خطر شکست مشابه قرار دارد؛ با این تفاوت که فشار اقتصادی ناشی از جنگ، هزینه‌های داخلی آن برای آمریکا را بیشتر خواهد کرد.

منبع: آتلانتیک


چین، بزرگ‌ترین حفره در محاصره اقتصادی ایران

آمریکا کارزاری را آغاز کرده که آن را اقدامی بی‌سابقه برای فلج کردن اقتصاد ایران توصیف می‌کند؛ کارزاری که هدفش قطع کردن «تمام شریان‌های حیاتی باقی‌مانده» برای ادامه حیات اقتصادی ایران است. با این حال، در سخنرانی اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نام کشوری که سال‌ها به ایران کمک کرده در برابر فشارهای آمریکا دوام بیاورد، به میان نیامد: چین.

این طرح که شامل تحریم شرکت‌های تسهیل‌کننده فعالیت‌های اقتصادی ایران بود اما از اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه چین خودداری می‌کرد، دشواری کار واشنگتن برای تحت فشار قرار دادن اقتصادی تهران را نشان می‌دهد.

ایران برای فروش بخش عمده نفت خود به چین وابسته است. چین نیز در مقابل، شبکه‌ای پیچیده برای انتقال درآمد حاصل از فروش نفت ایران در سراسر جهان ایجاد کرده است؛ شبکه‌ای که تلاش می‌کند این مبادلات را از تحریم‌های آمریکا دور نگه دارد. با این حال، واشنگتن تاکنون تمایل چندانی نداشته است که مستقیماً و جدی با پکن رویارویی کند.

دانیل فرید، دیپلمات سابق آمریکایی که اکنون در شورای آتلانتیک فعالیت می‌کند، می‌گوید: «لحن بسیار تهاجمی بود، اما ضربه چندان سنگین نبود. وارد کردن ضربه‌ای فلج‌کننده به اقتصاد ایران احتمالاً مستلزم هدف قرار دادن شرکت‌ها و بانک‌های بزرگ چینی است.»

اگرچه محاصره آمریکا اخیراً صادرات نفت ایران را محدود کرده، اما بر اساس داده‌های شرکت کپلر، چین در ماه اوت تاکنون روزانه بیش از ۵۰۰ هزار بشکه نفت از ایران وارد کرده است.

بخش قابل‌توجهی از این نفت از طریق شبکه‌ای پیچیده جابه‌جا می‌شود که شامل انتقال نفت از یک کشتی به کشتی دیگر است. در این روش، نفت ایران اغلب از نفتکش‌های تحت تحریم به نفتکش‌هایی منتقل می‌شود که مشمول تحریم نیستند و این نفتکش‌ها سپس محموله را به چین می‌برند.

اینکه بانک‌ها و پالایشگاه‌های چینی تهدیدهای بسنت را جدی بگیرند یا نه، اهمیت زیادی خواهد داشت. چین بارها اعلام کرده است که با «تحریم‌های یک‌جانبه غیرقانونی و غیرمنطقی» آمریکا مخالف است. لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، روز سه‌شنبه نیز همین موضع را تکرار کرد و گفت جنگ اقتصادی فقط تنش‌ها را افزایش خواهد داد و می‌تواند اقتصاد جهانی را مختل کند. او گفت چین «تمام اقدامات لازم را برای دفاع قاطعانه از حقوق و منافع خود» انجام خواهد داد.

ادوارد فیشمن، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی آمریکا در نیویورک، می‌گوید احتمال واکنش تلافی‌جویانه چین اکنون «یک تهدید واقعی» است.

ترامپ در ماه مه به پکن سفر کرد و با شی جین‌پینگ دیدار داشت. انتظار می‌رود رئیس‌جمهور چین نیز ماه آینده برای برگزاری دور بعدی مذاکرات به واشنگتن سفر کند. با وجود تلاش کاخ سفید برای بهبود روابط با پکن، آمریکا همچنان نقش چین در خنثی کردن تلاش‌ها برای منزوی کردن اقتصادی ایران را مورد انتقاد قرار داده است.

چین و ایران یک شبکه پیچیده برای دور زدن تحریم‌های آمریکا ایجاد کرده‌اند. مقام‌های آمریکایی می‌گویند چین بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری می‌کند. همچنین شرکت‌های پوششی وابسته به ایران از بانک‌های چینی برای خرید کالاهای چینی استفاده می‌کنند و از طریق صرافی‌ها پول را به خاورمیانه و ایران منتقل می‌کنند.

تلاش آمریکا برای قطع ارتباط اقتصادی ایران با دلار نیز باعث شده حکومت ایران بیش از گذشته از پول چین، یعنی یوان، برای تجارت استفاده کند. این مسئله اثرگذاری تحریم‌های آمریکا را کاهش داده است.

کارزار آمریکا علیه شبکه اقتصادی ایران به‌تدریج شبیه یک بازی موش و گربه شده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا شرکت‌های کوچک و ناشناخته و شرکت‌های صوری را در هنگ‌کنگ، چین، امارات متحده عربی و ترکیه تحریم می‌کند، اما پس از مدتی بازیگران دیگری جای آنها را می‌گیرند و به تسهیل فروش نفت ایران، انتقال پول و واردات کالا از چین به خاورمیانه کمک می‌کنند.

آمریکا روز دوشنبه یک نفتکش متعلق به چین را تحریم کرد که به گفته واشنگتن در سال جاری میلیون‌ها بشکه نفت ایران را به چین منتقل کرده است. همچنین چند شرکت و فرد مستقر در چین و هنگ‌کنگ را که به ایران برای دستیابی به کالاهای حساس، از جمله تجهیزات ناوبری مورد استفاده در موشک‌ها، کمک کرده بودند، تحریم کرد.

اما واشنگتن هیچ‌یک از بانک‌ها یا شرکت‌های بزرگ و شناخته‌شده چینی را که ارتباط آشکارتری با این فعالیت‌ها دارند و به نظام مالی تحت رهبری آمریکا وابسته‌اند، هدف قرار نداد.

در نشست خبری مربوط به اعلام تحریم‌های جدید، از بسنت دو بار پرسیده شد که آیا دولت آمریکا قصد دارد تحریم‌های خود علیه بانک‌ها و شرکت‌های چینی را تشدید کند یا نه. بسنت در پاسخ گفت: «هر کشور و هر نهادی باید بداند که باید برای مواجه شدن با تحریم‌های آمریکا آماده باشد. هیچ‌کس بالاتر از این تحریم‌ها نیست.»

اما چارلی براون، پژوهشگر سازمان «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» که خواهان تحریم بیشتر بانک‌های چین و دیگر کشورهایی است که به خرید نفت ایران کمک می‌کنند، می‌گوید: «این طرح حتی به آن چیزی که درباره‌اش تبلیغ شده نزدیک هم نیست.»

با این حال، این احتمال وجود دارد که کارزار فشار آمریکا بتواند چین را ترغیب کند فشار بیشتری بر ایران وارد کند. بیتسوف، مقام سابق وزارت خزانه‌داری آمریکا، می‌گوید: «احتمالاً آزمون واقعی این سیاست بعد از دیدار سران دو کشور خواهد بود.»

منبع: وال استریت ژورنال

 

دی اقتصادی بدون همکاری چین شدنی نیست

با اعلام «روز ‌دی اقتصادی» علیه ایران، دونالد ترامپ و اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، بار دیگر به سراغ راهکاری رفته‌اند تا شاید بتوانند خود را از ماجراجویی نظامی‌ای که به مسیر مطلوبشان پیش نرفته، بیرون بکشند.

معمولاً وقتی واشنگتن می‌خواهد با مسئله‌ای مانند برچیدن برنامه هسته‌ای ایران برخورد کند، ابتدا سراغ دیپلماسی می‌رود. اگر دیپلماسی به نتیجه نرسد، تحریم‌های اقتصادی به‌تدریج تشدید می‌شوند تا فشار و اجبار بیشتری ایجاد شود. اقدام نظامی هم آخرین گزینه است؛ آن هم زمانی که رئیس‌جمهور تشخیص دهد فایده احتمالی آن ارزش به خطر انداختن جان نیروهای آمریکایی را دارد.

اما ترامپ پس از یک دوره کوتاه دیپلماسی، مستقیماً سراغ بمباران رفت. هدف این حملات آن بود که ایران را وادار کند ذخایر ۱۱ تنی اورانیوم غنی‌شده خود را کنار بگذارد. هدف دیگر نیز شاید فروپاشی حکومت ایران بود. این حملات هیچ‌کدام از این دو هدف را محقق نکردند و در عوض ۱۸ آمریکایی و صدها یا هزاران ایرانی کشته شدند. هزینه این عملیات نیز به گفته تحلیلگران مستقل، بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار بوده است؛ هرچند برآوردهای پنتاگون پایین‌تر است.

حالا ترامپ و بسنت به سراغ یک آزمایش بزرگ اقتصادی دیگر رفته‌اند؛ طرحی با نام «عملیات طرد اقتصادی» که کاخ سفید آن را «کارزاری بی‌سابقه برای قطع تمام شریان‌های اقتصادی باقی‌مانده که به بقای جمهوری اسلامی ایران کمک می‌کنند» توصیف کرده است.

اصل این طرح غیرممکن نیست. به گفته بسنت، قرار است تمام مسیرهایی که از طریق آنها پول به ایران می‌رسد، مسدود شود؛ از تراکنش‌های دیجیتال که به‌خوبی پنهان شده‌اند گرفته تا انتقال نفت از کشتی‌ای به کشتی دیگر و جابه‌جایی طلا در نقاط مختلف جهان. اما این طرح با پرسش‌های مهمی روبه‌روست که کاخ سفید پاسخی برای آنها نداده است.

مهم‌ترین پرسش این است که اگر تحریم‌هایی به این شدت و گستردگی امکان‌پذیر بوده، چرا پیش از اعزام نیروهای نظامی آمریکا به جنگ اجرا نشدند؟ چرا واشنگتن ابتدا وارد جنگ شد و در نتیجه با کمبود برخی مهمات مهم و محدودیت‌های قدرت نظامی آمریکا مواجه شد؟

و حالا که به گفته بسنت، عملیات نظامی «زمینه را برای موفقیت» این طرح اقتصادی فراهم کرده، تکلیف چین چه می‌شود؟ چین در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد نفت صادراتی ایران را خرید. آیا دولت ترامپ حاضر است بار دیگر با پکن وارد رویارویی مستقیم شود؛ آن هم در شرایطی که دو کشور بر سر هوش مصنوعی، تایوان، گسترش سریع زرادخانه هسته‌ای چین و مازاد عظیم تولیدی این کشور که اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داده، اختلاف دارند؟

«روز ‌دی اقتصادی» آمریکا به همکاری چین نیاز دارد و تاکنون هیچ نشانه‌ای از آمادگی چین برای همکاری دیده نمی‌شود؛ آن هم درست یک ماه پیش از آنکه شی جین‌پینگ قرار است برای نخستین سفر رسمی خود به واشنگتن در بیش از یک دهه گذشته به آمریکا برود.

پیتر هارل، پژوهشگر مهمان دانشکده حقوق دانشگاه جورج‌تاون که درباره محدودیت‌های تحریم‌های اقتصادی مطالعات گسترده‌ای داشته، روز دوشنبه گفت: «این مسئله پیچیده خواهد بود.» اوایل امسال، زمانی که ترامپ در حال بررسی راه‌های به زانو درآوردن ایران بود، «دو انتخاب داشت: یا فشار بسیار شدیدی بر چین وارد کند که به دلیل برنامه اقتصادی خودش در قبال شی نمی‌خواست چنین کاری انجام دهد، یا محاصره دریایی نفتکش‌های ایرانی را اجرا کند. از نظر سیاسی، محاصره همه نفتکش‌های ایرانی برای آمریکا آسان‌تر از این بود که به چین بگوید اگر تجارت با ایران را ادامه دهید، شرکت‌های بزرگ چینی را تحریم خواهیم کرد.»

این موضوع همچنان حساس است. بسنت تهدید کرده است کشورهایی که به تجارت با ایران ادامه دهند، با چیزی مواجه خواهند شد که «تحریم‌های ثانویه» نامیده می‌شود. اما بسنت در مقاله‌ای که آخر هفته در فایننشال تایمز منتشر کرد و همچنین در نشست خبری روز دوشنبه، حتی یک بار هم نام «چین» را بر زبان نیاورد. او آشکارا تلاش داشت از تحریک دومین اقتصاد بزرگ جهان، و کشوری که احتمالاً بیش از هر کشور دیگری می‌تواند سرنوشت راهبرد اقتصادی جدید کاخ سفید را تعیین کند، خودداری کند.

تلاش برای تبدیل کردن ایران به یک کشور منزوی از نظر اقتصادی، موضوع تازه‌ای نیست. نخستین تلاش‌های جدی برای اعمال تحریم علیه ایران به دلیل برنامه هسته‌ای این کشور به دولت جورج دبلیو بوش بازمی‌گردد.

در سال ۲۰۰۹، زمانی که دولت باراک اوباما تلاش می‌کرد ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا، وعده داد اگر ایران وارد مذاکرات نشود با «تحریم‌های فلج‌کننده» روبه‌رو خواهد شد. سال‌ها طول کشید تا این فشارها نتیجه بدهند، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند تشدید تدریجی تحریم‌ها در نهایت به پذیرش توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ از سوی ایران کمک کرد.

ترامپ در سال ۲۰۱۸ از این توافق خارج شد و آن را عمیقاً ناقص خواند. پس از آن، تحریم‌ها را دوباره برقرار کرد و خودش و وزیر خارجه وقتش، مایک پمپئو، پیش‌بینی کردند فشار اقتصادی برای رهبران ایران غیرقابل تحمل خواهد شد. پمپئو در اواخر سال ۲۰۱۸ در مجله فارن افرز نوشته بود: «دولت ترامپ کارزار "فشار حداکثری" را دنبال می‌کند که هدفش قطع درآمدهایی است که حکومت، به‌ویژه سپاه پاسداران، برای تأمین مالی خشونت از آنها استفاده می‌کند.» او در عین حال تأکید کرده بود که ترامپ نمی‌خواهد آمریکا بار دیگر وارد یک درگیری نظامی بلندمدت در خاورمیانه شود.

پمپئو که حالا دیگر با ترامپ رابطه خوبی ندارد، در آن زمان بسیاری از همان نکاتی را مطرح می‌کرد که بسنت روز دوشنبه تکرار کرد. تفاوت مهم این است که آمریکا اکنون برای مدتی نامعلوم در نزدیکی سواحل ایران حضور نظامی دارد و دست‌کم تا زمانی که ایران تهدیدی برای کشتیرانی در تنگه هرمز باشد، این حضور ادامه خواهد داشت.

کارنامه تحریم‌های قبلی چندان درخشان نیست. ایران با وجود آنها همچنان روزانه بین دو تا سه میلیون بشکه نفت صادر می‌کرد. البته اکنون به لطف محاصره دریایی آمریکا، صادرات نفت ایران تقریباً به حداقل رسیده است.

اما تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد مواد هسته‌ای ایران از زمان بمباران مراکز نگهداری آنها توسط آمریکا در ژوئن ۲۰۲۵، همچنان از محل‌های تخریب‌شده خارج نشده‌اند. حکومت ایران نیز همچنان پابرجاست؛ هرچند پس از کشته شدن آیت‌الله علی خامنه‌ای در حملات آغازین جنگ در فوریه، ساختار رهبری آن تغییر کرده است. پسر او که مواضع سخت‌گیرانه‌تری دارد، اکنون این سمت را در اختیار گرفته، هرچند تاکنون مستقیماً دیده یا شنیده نشده است.

به همین دلیل، یکی از نکات جالب سخنان روز دوشنبه بسنت، بازگشت او به وعده‌ای بود که ترامپ تقریباً شش ماه پیش داده بود: فراهم کردن شرایط برای تغییر حکومت در ایران. آن زمان ترامپ تصور می‌کرد جنگ تنها چند روز یا چند هفته طول می‌کشد و ایران در نهایت چیزی را که او «تسلیم بدون قیدوشرط» می‌نامید، خواهد پذیرفت. او از مردم ایران خواست پس از پایان بمباران‌های آمریکا علیه حکومت خود قیام کنند. اما ترامپ خیلی زود از این ایده عقب‌نشینی کرد. او در مصاحبه‌ای با نیویورک‌تایمز در ماه ژوئن پذیرفت که مردم ایران برای چنین اقدامی نه سلاح کافی دارند و نه سازماندهی لازم.

بسنت روز دوشنبه رویکرد متفاوتی را مطرح کرد. او خطاب به «سربازان عادی که از این حکومت حمایت می‌کنند» گفت: «هرچه تعداد بیشتری از حقوق شما قطع شود یا ظاهراً پرداخت آن به تعویق بیفتد، از خود بپرسید آیا فرماندهانتان کشور را به سوی پیروزی می‌برند یا نابودی؛ و به یاد داشته باشید که دیوار برلین زمانی فرو ریخت که سربازان عادی تصمیم گرفتند به مردم خودشان شلیک نکنند.»

البته شرایط زمان فرو ریختن دیوار برلین کاملاً با وضعیت ایران متفاوت بود. آن زمان جنگ خارجی فعالی در جریان نبود و فشار جنگ سرد به‌سرعت در حال افزایش بود. اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای وابسته به آن نیز امید چندانی به سرکوب اعتراض‌های داخلی، از جمله قیامی که در آلمان شرقی به فروپاشی دیوار برلین انجامید، نداشتند.

با این حال، این همان قمار بزرگ ترامپ در شرایط کنونی است. تصمیم او در فوریه برای کنار گذاشتن تحریم‌هایی از جنس اقداماتی که روز دوشنبه اعلام شدند و رفتن مستقیم سراغ گزینه نظامی، از جهاتی اعترافی بود به اینکه تحریم‌های اقتصادی به زمان نیاز دارند و تجربه تاریخی نیز نشان می‌دهد که این تحریم‌ها اغلب موفق نمی‌شوند.

حالا که بسیاری از گزینه‌های دیگر پیش روی دولت آمریکا کارایی خود را از دست داده‌اند، ترامپ بار دیگر به همان راهکار بازگشته است.

منبع: نیویورک تایمز

 

ایران در برابر فشار اقتصادی آمریکا چیز زیادی برای از دست دادن ندارد

با عمیق‌تر شدن بحران اقتصادی ایران، کارشناسان هشدار می‌دهند که رهبران جمهوری اسلامی ممکن است به این نتیجه برسند که دیگر چیز زیادی برای از دست دادن ندارند و در پاسخ به فشارهای آمریکا، دست به تشدید نظامی بزنند.

سینا توسی، کارشناس ایران در مرکز سیاست بین‌الملل، می‌گوید: «هرچه واشنگتن کشورهای دیگر را بیشتر تحت فشار بگذارد تا آخرین راه‌های ارتباط اقتصادی ایران با جهان را قطع کنند، انگیزه تهران برای نشان دادن هزینه‌های همراهی با انزوای ایران نیز بیشتر می‌شود.»

هم‌زمان با کاهش درگیری‌های نظامی، رویارویی ایران و واشنگتن بیشتر به یک بازی بر سر این تبدیل شده است که کدام طرف می‌تواند مدت بیشتری فشار اقتصادی را تحمل کند.

درآمدهای نفتی ایران بر اثر محاصره دریایی آمریکا به‌شدت کاهش یافته است. از سوی دیگر، دولت ترامپ با افزایش قیمت انرژی در داخل آمریکا روبه‌رو شده؛ چراکه ایران و متحدانش رفت‌وآمد کشتی‌ها در تنگه هرمز و دریای سرخ را مختل کرده‌اند؛ دو مسیر حیاتی برای انتقال نفت و گاز در جهان. اکنون این پرسش اهمیت زیادی پیدا کرده است که کدام طرف زودتر عقب‌نشینی خواهد کرد.

روز دوشنبه، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، از مجموعه تازه‌ای از اقدامات خبر داد که به گفته او قرار است فشار بر اقتصاد ایران را باز هم افزایش دهد و آن را بیشتر در تنگنا قرار دهد؛ هرچند درباره اینکه این اقدامات دقیقاً چگونه اجرا خواهند شد، توضیح روشنی ارائه نکرد.

موفقیت این کارزار جدید آمریکا تا حد زیادی به این بستگی دارد که دولت ترامپ بتواند شرکای اصلی تجاری ایران، از جمله ترکیه، عراق، روسیه و چین، را نیز با خود همراه کند.

مجید ابن‌الرضا، مسئول لجستیک وزارت دفاع و نیروهای مسلح ایران، روز سه‌شنبه گفت: «هر فشاری که معیشت و امنیت مردم را هدف قرار دهد، بخشی از جنگ است. ما نیز برای دفاع از مردم، میدان نبرد را گسترش خواهیم داد.» محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، نیز تهدید کرده است که اگر کشورهای حاشیه خلیج فارس به کارزار آمریکا بپیوندند، «حتی یک قطره» نفت از منطقه خارج نخواهد شد و این کشورها در زمره دشمنان ایران قرار خواهند گرفت.

ایران در مراحل قبلی جنگ نیز نشان داده است که برای کشاندن کشورهای همسایه خلیج فارس به درگیری تردیدی ندارد و حملات موشکی و پهپادی متعددی علیه آنها انجام داده است. با این حال، شدت هشدارهای ایران نشان می‌دهد بحران اقتصادی کنونی کشور تا چه اندازه وخیم شده و هر روز نیز بر شدت آن افزوده می‌شود.

وزیر نفت ایران اخیراً اذعان کرده است که صادرات نفت، که ستون اصلی اقتصاد کشور محسوب می‌شود، به دلیل محاصره آمریکا تقریباً به صفر رسیده است. همچنین روزنامه دنیای اقتصاد، که از مهم‌ترین نشریات اقتصادی ایران است، روز دوشنبه گزارش داد ارزش ریال از ماه دسامبر ۴۱ درصد کاهش یافته است. سقوط ارزش پول ملی در ماه دسامبر به اعتراضاتی منجر شد که در ابتدا بر بحران ارزی متمرکز بود اما بعد به هفته‌ها ناآرامی سراسری تبدیل شد.

از آن زمان، تورم و بیکاری به‌شدت افزایش یافته و قیمت کالاهای روزمره برای بسیاری از ایرانیان بیش از پیش از توان خرید آنها خارج شده است. بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی، قیمت برخی داروها تا ۵۰۰ درصد افزایش یافته است.

ایران همچنین با بحران فزاینده تأمین بنزین روبه‌روست. بخشی از این بحران ناشی از آسیب دیدن زیرساخت‌های انرژی کشور در حملات آمریکا و اسرائیل و بخشی دیگر نتیجه اختلال در واردات سوخت بر اثر محاصره دریایی آمریکا است. بحران قبلی سوخت در سال ۲۰۱۹ به اعتراضات گسترده در ایران منجر شد.

رهبران آمریکا برای دهه‌ها وعده داده‌اند که با تحریم‌های هرچه شدیدتر، اقتصاد ایران را به مرز فروپاشی برسانند؛ اما رهبران جمهوری اسلامی در طول این سال‌ها روش‌های مقابله با تحریم‌ها و تحمل فشار اقتصادی را یاد گرفته‌اند.

علی مدنی‌زاده، وزیر اقتصاد ایران، اواخر روز دوشنبه گفت دولت از مدت‌ها پیش برای مقابله با تحریم‌های آمریکا برنامه‌ریزی کرده و «کاملاً برای تحریم‌های جدید آماده است». او گفت ایران یک برنامه محرمانه دوساله برای مقابله با چنین تحریم‌هایی در اختیار دارد، اما جزئیات آن را توضیح نداد.

توانایی ایران برای تحمل موج جدید فشارهای اقتصادی آمریکا تا حد زیادی به موضع شرکای تجاری اصلی کشور بستگی خواهد داشت. کارشناسان معتقدند چین، که بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران در جهان است، بعید است خواسته ترامپ را بپذیرد. پکن مدت‌هاست با تحریم‌های آمریکا علیه شرکت‌های کشورهای دیگر مخالفت می‌کند و این تحریم‌ها را تلاشی برای کنترل و تحت فشار قرار دادن دولت‌های دیگر از طریق قدرت جهانی دلار می‌داند.

موضع ترکیه و عراق نیز اهمیت زیادی دارد. ترکیه یکی از شرکای تجاری مهم ایران و یک مرکز لجستیکی کلیدی است و عراق نیز بازار بزرگی برای صادرات ایران به شمار می‌رود.

به گفته الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، بیشتر مؤسسات مالی بزرگ جهان همین حالا نیز تحریم‌های موجود آمریکا علیه ایران را رعایت می‌کنند؛ اما از بین بردن روابط اقتصادی فرامرزی و شبکه‌های غیررسمی تجارت، که برخی از آنها قدمتی چندصدساله دارند، بسیار دشوارتر خواهد بود. او می‌گوید: «در مورد ایران، آمریکا توانایی خود برای ایجاد یک شوک گسترده و وارد کردن آسیب جدی به حکومت ایران را تا حد زیادی از دست داده است.»

رهبران ایران معتقدند اقتصاد جهان هنوز با تمام پیامدهای شوک ناشی از بسته شدن تنگه هرمز روبه‌رو نشده است. اگر چنین باشد، این وضعیت می‌تواند در مذاکرات احتمالی آینده با دولت ترامپ، به‌ویژه پیش از انتخابات مهم میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر، دست ایران را قوی‌تر کند.

اما به گفته گرانمایه، برخی دیگر از مقام‌های ایران معتقدند پس از پایان انتخابات میان‌دوره‌ای، دولت ترامپ به دنبال دور تازه و گسترده‌تری از جنگ خواهد رفت. او افزود: «در هر دو حالت، از نگاه تهران، در شرایط فعلی انگیزه بسیار کمی برای تسلیم شدن در برابر خواسته‌های آمریکا وجود دارد.»

در همین حال، کارشناسان می‌گویند بار اصلی فشار اقتصادی جنگ بر دوش مردم عادی ایران خواهد بود، در حالی که افراد نزدیک به حکومت ممکن است بتوانند از اقتصاد زیرزمینی که برای دور زدن تحریم‌ها شکل گرفته، ثروت بیشتری به دست آورند.

پیمان مولوی، اقتصاددان مقیم تهران، می‌گوید: «تحریم‌ها اقتصاد ایران را حتی غیرشفاف‌تر خواهند کرد. چنین شرایطی معمولاً به نفع افراد و گروه‌هایی تمام می‌شود که ارتباطات و نفوذ بیشتری دارند.»

بسنت در تشریح کارزار جدید آمریکا، چند بخش اقتصادی از جمله طلا، دارایی‌های دیجیتال، فناوری، هوانوردی و کشتیرانی را هدف اعلام کرده است. پروازهای خارجی همچنان یکی از راه‌های مهم ارتباط ایرانیان عادی با خانواده‌هایشان در خارج از کشور است. از سوی دیگر، سرمایه‌گذاری در دارایی‌های دیجیتال و طلا برای بسیاری از مردم راهی برای حفظ پس‌اندازهایشان در برابر سقوط ارزش ریال و افزایش شدید تورم بوده است.

اسفندیار باتمانقلیچ، مدیر بنیاد بورس و بازار، یک اندیشکده مستقر در لندن که بر اقتصاد ایران تمرکز دارد، می‌گوید: «مردم ایران قربانیان جانبی تحریم‌های آمریکا هستند.»

محمدعلی شعبانی، تحلیلگر مسائل ایران و سردبیر وب‌سایت منطقه‌ای امواج، معتقد است ممکن است ایرانیان کارزار آمریکا را تلاشی برای افزایش فشار بر مردم بدانند؛ فشاری که هدفش این است که آنها آن‌قدر تحت فشار قرار بگیرند که علیه حکومت دست به اعتراض بزنند. از نگاه مردم ایران، چنین محاسبه‌ای می‌تواند بسیار بی‌رحمانه و بدبینانه تلقی شود؛ به‌خصوص پس از سرکوب اعتراضات در ژانویه که به گفته این گزارش، هزاران معترض ایرانی در آن کشته شدند.

شعبانی درباره رویکرد آمریکا می‌گوید: «این رویکرد بسیار بی‌رحمانه است. آنها می‌دانند در ژانویه چه اتفاقی افتاد. حکومت ایران قرار نیست تسلیم شود و کنار برود.»

منبع: نیویورک تایمز


هشدار چین به آمریکا: ممکن است مقابله‌به‌مثل کنیم

پکن به واشنگتن هشدار داده است که اگر شرکت‌های چینی در گسترش قابل‌توجه تحریم‌های ثانویه دولت ترامپ علیه ایران هدف قرار بگیرند، چین دست به اقدام متقابل خواهد زد.

اقداماتی که اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، روز دوشنبه اعلام کرد، شرکت‌هایی در هنگ‌کنگ و سرزمین اصلی چین را هدف قرار داده، اما از تحریم مؤسسات مالی بزرگ چین خودداری کرده است.

هرگونه تشدید جدی تحریم‌های آمریکا علیه چین می‌تواند روابط دو کشور را به‌شدت متشنج کند؛ آن هم تنها یک ماه پیش از دیدار برنامه‌ریزی‌شده دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ در واشنگتن.

این دیدار برای اقتصاد جهان اهمیت زیادی دارد. انتظار می‌رود دو رئیس‌جمهور درباره تمدید آتش‌بس یک‌ساله در جنگ تجاری آمریکا و چین گفت‌وگو کنند؛ توافقی که آنها در اکتبر به آن دست یافتند و پس از سفر دوستانه ترامپ به پکن در ماه مه، تثبیت شد.

سخنگوی وزارت خارجه چین روز سه‌شنبه در پاسخ به پرسش‌هایی درباره تحریم‌های ثانویه آمریکا علیه ایران گفت: «چین تمام اقدامات لازم را برای دفاع قاطعانه از حقوق و منافع خود انجام خواهد داد.» او افزود: «چین بارها مخالفت قاطع خود را با تحریم‌های یکجانبه و غیرقانونی که هیچ مبنایی در حقوق بین‌الملل یا مجوز شورای امنیت سازمان ملل ندارند، اعلام کرده است.»

شرکت‌های بزرگ پالایشگاهی دولتی چین عمدتاً تحریم‌های آمریکا علیه نفت خام ایران را رعایت می‌کنند، اما پکن به پالایشگاه‌های خصوصی موسوم به «تی‌پات» اجازه می‌دهد نفت ایران را وارد و پالایش کنند.

آمریکا در اوایل سال جاری برخی از این پالایشگاه‌ها را تحریم کرد، اما دولت چین به شرکت‌های داخلی دستور داد از تحریم‌های آمریکا تبعیت نکنند. چین همچنین در سال‌های اخیر مجموعه‌ای از قوانین و سازوکارهای مقابله با تحریم‌ها ایجاد کرده که به‌طور فزاینده‌ای جدی‌تر شده‌اند. این قوانین شامل اقدام متقابل علیه افراد و سازمان‌های خارجی است که به اعمال محدودیت‌های خارجی علیه شرکت‌ها و زنجیره‌های تأمین چینی کمک می‌کنند.

اگر آمریکا بخواهد تحریم‌های ثانویه علیه ایران را به‌طور گسترده به شرکت‌های چینی نیز تسری دهد، خطر واکنش تلافی‌جویانه پکن افزایش خواهد یافت. چین سال گذشته نشان داد که کنترل آن بر مواد معدنی حیاتی مورد نیاز صنایع پیشرفته می‌تواند به یک اهرم فشار قدرتمند تبدیل شود؛ موادی که برای تولید محصولات فناوری پیشرفته در آمریکا اهمیت دارند و محدود شدن دسترسی به آنها می‌تواند بخش‌هایی از صنعت آمریکا را با مشکل جدی روبه‌رو کند.

وانگ دونگ، پژوهشگر ارشد دانشگاه پکن، گفت: «باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا این فقط یک بلوف است یا آمریکا واقعاً قصد دارد تحریم‌های ثانویه علیه چین اعمال کند.» او افزود: «اگر چنین کاری انجام دهند، چین قطعاً از منافع ملی خود دفاع خواهد کرد... ما در دور اول [تنش‌های سال گذشته] هم همین کار را انجام دادیم.»

به گفته وانگ، واشنگتن تلاش می‌کند «مسئولیت شکست خود را به گردن دیگران بیندازد و چین را مقصر معرفی کند.»

با این حال ژو فنگ، کارشناس روابط بین‌الملل در دانشگاه نانجینگ، گفت چین در پشت پرده به‌شدت علاقه‌مند است که طرف‌های درگیر در جنگ آمریکا و ایران را به پیدا کردن راه‌حلی برای پایان دادن به درگیری تشویق کند. او خاطرنشان کرد ادامه محدودیت‌های کشتیرانی در تنگه هرمز که در نتیجه جنگ ایجاد شده، فشار زیادی بر کل اقتصاد جهان وارد می‌کند.

ژو گفت: «از دیدگاه چین، ما نمی‌خواهیم وارد درگیری آمریکا و ایران شویم. اما از طرف دیگر، به‌خوبی می‌دانیم که اگر بحران تنگه هرمز ادامه پیدا کند، این وضعیت برای چین هم خطرناک‌تر خواهد شد.»

چین بخش عمده نفت مورد نیاز خود را از خاورمیانه وارد می‌کند؛ البته نه از ایران، بلکه عمدتاً از عربستان سعودی و عراق.

در روزهای اخیر، شی جین‌پینگ با ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، دیدار کرده و وانگ یی، وزیر خارجه چین، نیز با همتای کویتی خود ملاقات داشته است. در هر دو دیدار، موضوع ایران و جنگ غزه مطرح شده است.

ژو گفت: «بنابراین پیام چین به تهران کاملاً روشن است: ما امیدواریم مذاکرات صلح ادامه پیدا کند.»

منبع: فایننشال تایمز


مطالب مرتبط:

اقتصاد ایران زیر فشار بی سابقه، نقطه پایان مقاومت کجاست

سه نشانه از شکست اقتصادی ایران، آیا فشار ترامپ به نتیجه می رسد

آیا اقتصاد ایران می تواند بدون امارات دوام بیاورد


دیدگاه خوانندگان