در مورد اختلافهای میان ایرانیها و عراقیها در ایران، چند عامل در کنار یکدیگر قرار میگیرند: خاطرات تاریخی، حساسیتهای هویتی، فشارهای اقتصادی و نقش شبکههای اجتماعی در شکل دادن به برداشت مردم از حوادث.
رابطه ایران و عراق فقط رابطه دو کشور همسایه نیست. این دو کشور قرنهاست از نظر جغرافیایی، دینی و اجتماعی با یکدیگر ارتباط دارند. البته این رابطه در طول تاریخ دورههای مختلفی را پشت سر گذاشته؛ از جنگ و قطع روابط گرفته تا همکاری و رفتوآمد گسترده. به همین دلیل، گاهی یک درگیری میان چند شهروند ایرانی و عراقی فقط به همان افراد محدود نمیماند و میتواند حساسیتهای تاریخی، هویتی و سیاسی را هم دوباره زنده کند.
در دو سال گذشته، چند مورد درگیری میان شهروندان ایرانی و عراقی در ایران رخ داده که بعضی از آنها به زد و خورد هم کشیده شده است. در همدان، گیلان و سمنان، این اتفاقها از یک اختلاف ساده میان چند نفر فراتر رفت و به موضوعی برای بحث در رسانهها و حتی پیگیری مقامهای رسمی و دیپلماتیک تبدیل شد.
بنابراین، مسئله فقط این نیست که میان چند نفر درگیری رخ داده است. پرسش مهمتر این است که چگونه یک حادثه فردی میتواند از محدوده افراد درگیر خارج شود و به مسئلهای درباره روابط دو جامعه تبدیل گردد. تکرار این اتفاقها این سؤال را نیز مطرح نموده که آیا واقعاً تنش میان ایرانیها و عراقیها بیشتر شده است؟ یا اینکه شبکههای اجتماعی با بزرگنمایی چند حادثه پراکنده، این تصور را ایجاد میکنند که با یک مشکل گسترده روبهرو هستیم؟ چه عواملی باعث میشود یک اختلاف کوچک به موضوعی تبدیل گردد که روابط میان دو جامعه را تحت تأثیر قرار دهد؟ این گزارش تلاش میکند به این پرسشها پاسخ دهد.
حوادثی با پیامدهایی گسترده
در ماههای گذشته، چند بار میان شهروندان ایرانی و عراقی مشاجره و درگیری رخ داده است. یکی از نخستین موارد مهم در اکتبر ۲۰۲۵ در همدان اتفاق افتاد. در آن زمان، در دانشگاه بوعلی سینای همدان اعتراضها و تجمعهایی شکل گرفت. دلیل آن، اتهامهایی بود که علیه چند دانشجوی عراقی درباره رفتارشان با دانشجویان دختر ایرانی مطرح شده بود. این دانشجویان به آزار جنسی متهم شده بودند.
در حال حاضر دستکم ۵۰ هزار دانشجوی عراقی در دانشگاههای دولتی ایران تحصیل میکنند. حسین سیمایی، وزیر علوم ایران، این آمار را اعلام کرده است. البته یاسر عبدالزهرا الحجاج، سفیر عراق در تهران، تعداد دانشجویان عراقی در دانشگاههای ایران را حدود ۱۰۰ هزار نفر اعلام نموده است.
در اوت ۲۰۲۶ نیز در استان گیلان میان چند شهروند ایرانی و چند شهروند عراقی که در یک رستوران حضور داشتند، درگیری رخ داد. ویدئوی این حادثه خیلی سریع در شبکههای اجتماعی منتشر شد و بازتاب زیادی پیدا کرد. این اتفاق نشان داد که چنین تنشهایی فقط در دانشگاهها رخ نمیدهد و ممکن است در مکانهای عمومی هم اتفاق بیفتد؛ یعنی گردشگران، مسافران و عراقیهای مقیم ایران نیز ممکن است درگیر چنین حوادثی شوند.
با این حال، حادثه سمنان در هفتههای اخیر بیش از همه مورد توجه قرار گرفت. دلیل آن هم پوشش گسترده رسانهای، انتشار وسیع اخبار و ویدئوهای مربوط به حادثه در شبکههای اجتماعی و ورود دستگاه قضایی ایران و مقامهای عراقی به ماجرا بود. این حادثه در سپتامبر ۲۰۲۶ و در اطراف محل اقامت تعدادی از دانشجویان عراقی دانشگاه سمنان رخ داد. درباره اینکه درگیری چگونه شروع شد و دقیقاً چه اتفاقی افتاد، روایتهای مختلفی منتشر شده است. با این حال، واکنش رسمی دو کشور باعث شد این حادثه خیلی سریع از یک اختلاف محلی فراتر برود.
بر اساس روایتی که برخی رسانههای عراقی به نقل از دانشجویان عراقی منتشر کردند، ماجرا زمانی آغاز شد که دو ایرانی در حالت مستی وارد محل اقامت دانشجویان شدند. پس از بالا گرفتن مشاجره، افراد بیشتری در اطراف محل جمع شدند. بر اساس همین روایت، تعداد افراد حاضر در محل به حدود ۱۵۰ نفر رسید و درگیری در نهایت به زخمی شدن تعدادی از دانشجویان و آسیب دیدن ساختمان، از جمله شکستن چند پنجره، منجر شد. برخی رسانههای عراقی همچنین گزارش دادند که در جریان این حادثه وسایل شخصی دانشجویان، از جمله پول، تلفن همراه و ساعت، برده شده است. با این حال، جزئیات حادثه همچنان محل اختلاف است.
پیامدهای حادثه سمنان فقط به مسائل امنیتی و قضایی محدود نشد. محمدصادق اکبری، رئیس دادگستری استان سمنان، اعلام کرد که دو نفر از مهاجمان به محل اقامت دانشجویان عراقی شناسایی و برای تحقیق احضار شدهاند و تلاش برای شناسایی افراد دیگر نیز ادامه دارد. این حادثه به موضوعی دیپلماتیک هم تبدیل شد. سفارت عراق در تهران و رایزنی فرهنگی عراق، وضعیت دانشجویان و جزئیات حادثه را پیگیری کردند.
وزارت خارجه عراق نیز در ۷ سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد کمیتهای را برای بررسی این حادثه به استان سمنان فرستاده است. این وزارتخانه بر ضرورت تأمین امنیت شهروندان عراقی در ایران تأکید کرد و از اقدام مقامهای ایرانی برای حفاظت از دانشجویان تشکر نمود. برای کاهش تنش نیز دانشجویان به دانشگاه منتقل شدند تا امتحاناتشان را برگزار کنند. پس از آن، برای مدتی به آنها مرخصی داده شد تا هم امنیتشان بیشتر شود و هم شرایط آرامتر گردد.
به گفته الحجاج، تنها در دانشگاه سمنان ۵۶۰۰ دانشجوی عراقی تحصیل میکنند. به این ترتیب، حادثه سمنان در میان اتفاقهای پراکنده اخیر، به مهمترین مورد تبدیل شد؛ حادثهای که هم پوشش رسانهای گستردهای داشت، هم در شبکههای اجتماعی بهسرعت منتشر شد و هم نهادهای قضایی، دیپلماتیک و دولتی دو کشور را وارد ماجرا کرد.
حافظه تاریخی و تغییر تصویر عراقیها
در روابط ایران و عراق، مسئله فقط درگیری میان دو نفر نیست. اختلاف و درگیری میان افراد در همه جوامع اتفاق میافتد، اما در شرایط خاص ممکن است یک حادثه کوچک معنای بسیار بزرگتری پیدا کند. در مورد اختلافهای میان ایرانیها و عراقیها در ایران، چند عامل در کنار یکدیگر قرار میگیرند: خاطرات تاریخی، حساسیتهای هویتی، فشارهای اقتصادی و نقش شبکههای اجتماعی در شکل دادن به برداشت مردم از حوادث.
اختلاف میان دو طرف نیز موضوع تازهای نیست و ریشههای تاریخی طولانی دارد. روابط ایران و عراق در دورههای مختلف، از جنگها و درگیریهای قدیمی گرفته تا تحولات سیاسی معاصر، بارها تغییر کرده است. یکی از عوامل مهم، تصویری است که جامعه ایران از عراق و عراقیها در ذهن خود دارد. روابط دو کشور در چند دهه گذشته دورههای بسیار متفاوتی را پشت سر گذاشته است؛ از جنگ و مهاجرت گرفته تا روابط دینی، اجتماعی و همکاریهای مختلف. به همین دلیل، تصویر «عراقی» در ذهن جامعه ایران ثابت نیست و با شرایط سیاسی، امنیتی و اجتماعی دو کشور تغییر میکند.
پس از سقوط صدام، روابط ایران و عراق وارد مرحله تازهای شد. رفتوآمد زائران عراقی به ایران افزایش یافت، روابط دینی گسترش پیدا کرد و ارتباطات تجاری، آموزشی و اجتماعی میان دو کشور بیشتر شد. در نتیجه، حضور عراقیها به بخشی عادی از زندگی روزمره در ایران تبدیل گشت. با این حال، تحولات سیاسی و امنیتی عراق و منطقه در سالهای بعد، نگاههای تازهای را نیز به این رابطه اضافه کرد.
در جامعه ایران، بهویژه، جنگ ایران و عراق هنوز تا حدی در حافظه جمعی زنده است. نزدیک به چهار دهه از پایان جنگ گذشته، اما بسیاری از خانوادههای ایرانی همچنان آثار آن را با خود دارند؛ از کشته شدن اعضای خانواده گرفته تا مجروحیت یا حضور در جبهه. فیلمها، سریالها و برنامههایی که درباره جنگ و خاطرات تلخ آن ساخته و پخش میشوند نیز باعث شدهاند این خاطره همچنان در فضای عمومی زنده بماند. پخش چنین آثاری، بهخصوص برای کودکان، این پرسش را ایجاد میکند که نسل جدید باید رابطه ایران و عراق را چگونه ببیند: آیا عراق امروز یک دشمن است یا کشوری دوست و شریک؟ در مقابل، بسیاری از عراقیها نسبت به دخالت ایران در امور داخلی کشورشان و احتمال کشیده شدن عراق به درگیریهای منطقهای و بینالمللی حساس هستند.
در میان برخی ایرانیها نیز خاطرات منفی جنگ و گاهی نگاههای منفی یا حتی نژادپرستانه نسبت به اعراب وجود دارد. البته این به این معنا نیست که چنین خاطراتی باعث شده همه ایرانیها نگاه منفی به عراقیها داشته باشند. اما در شرایط خاص، این خاطرات میتوانند روی نحوه برداشت افراد از یک حادثه تأثیر بگذارند.
گزارش به ماجرایی اشاره میکند که یک دانشجوی عراقی برای نویسنده تعریف کرده است. این دانشجو پس از پایان امتحانات، با کرایه تاکسی، همراه سه دوست خود به شمال ایران رفته بود. به گفته او، راننده پس از اینکه متوجه شد آنها عراقی هستند، عصبانی شد و گفت برادرش در جنگ ایران و عراق کشته شده و آنها را مسئول این اتفاق میداند. این دانشجو میگوید راننده تلاش کرده خودرو را به سمت دره ببرد. آنها از او خواستند خودرو را متوقف کند، پیاده شدند و سپس تاکسی دیگری گرفتند.
این روایت، هرچند یک اتفاق شخصی است و فقط به همان افراد مربوط میشود، نشان میدهد که خاطرات جنگ حتی پس از چند دهه برای برخی افراد همچنان زنده است.
هویت ملی و سیاسی
در کنار خاطرات تاریخی، مسائل مربوط به هویت ملی و برداشتهای سیاسی و امنیتی نیز میتواند حساسیتها را بیشتر کند. عراقیهایی که در ایران زندگی میکنند، یک گروه یکدست نیستند. آنها شامل دانشجویان، زائران، گردشگران و بازرگانان هستند و بیشترشان هیچ ارتباطی با فعالیتهای سیاسی یا امنیتی ندارند. با این حال، در برخی رسانهها و جریانهای سیاسی، گاهی میان تابعیت عراقی و گروههای سیاسی یا نظامی عراق، بهویژه گروههایی که به «محور مقاومت» نزدیک هستند، ارتباط برقرار میشود.
حساسیت درباره تفاوتهای هویتی میان عربها و فارسها نیز در برخی بحثهای عمومی و رسانهای دیده میشود. یکی از نمونههای شناختهشده این مسئله، اختلاف بر سر نام «خلیج» است. استفاده از عبارت «خلیج عربی» یا «خلیج فارس» گاهی فقط یک اختلاف بر سر نام جغرافیایی نیست و به مسئلهای مربوط به هویت و غرور ملی تبدیل میشود. نمونه جدید این موضوع، واکنشها به نقشهای بود که الحلبوسی، رئیس مجلس عراق، منتشر کرد و در آن از عبارت «خلیج عربی» استفاده شده بود. این اقدام ظاهراً واکنشی به نقشهای از محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران بود که در آن عبارت «خلیج فارس» به کار رفته بود.
اقدام حلبوسی با موجی از انتقاد و بحث در فضای مجازی و سیاسی ایران روبهرو شد. هرچند چنین اختلافی در اصل یک مسئله سیاسی و نمادین است، اما اهمیت آن در این است که میتواند در شرایط خاص، احساسات عمومی درباره هویت، تاریخ و جغرافیا را تحریک کند.
از سوی دیگر، در بخشی از جامعه عراق نیز نگاه منفی نسبت به ایران وجود دارد. بر اساس گزارش «بارومتر عربی»، در نظرسنجی پاییز ۲۰۲۵، ۴۸ درصد عراقیها نگاه مثبتی به ایران داشتند. این رقم نسبت به نظرسنجی قبلی افزایش یافته بود. با این حال، یکی از عوامل مهم این افزایش، نگاه مثبت بخشی از پاسخدهندگان به حمایت ایران از مسئله فلسطین بود.
فشار اقتصادی و مقایسههای اجتماعی
شرایط اقتصادی و اجتماعی ایران در سالهای اخیر نیز میتواند بر رابطه میان ایرانیها و عراقیها تأثیر بگذارد. کاهش قدرت خرید و افزایش هزینههای زندگی که تحت تأثیر تحریمهای بینالمللی، افزایش تنش با آمریکا و عوامل دیگر رخ داده، فشار زیادی بر زندگی مردم ایران وارد کرده است. در چنین شرایطی، حضور اتباع خارجی، از جمله دانشجویان و عراقیهای مقیم ایران، ممکن است از سوی برخی افراد بهعنوان رقابت بر سر فرصتها و امکانات محدود دیده شود؛ حتی اگر در واقعیت چنین رقابت مستقیمی وجود نداشته باشد.
کاهش ارزش ریال و افزایش تورم نیز این حساسیت را بیشتر کرده است. برای مثال، دیدن گردشگران عراقی که هزینههای زیادی در ایران میکنند یا خودروهای گرانقیمت عراقی در شهرهای ایران، ممکن است باعث شود برخی افراد وضعیت اقتصادی آنها را با شرایط زندگی خود مقایسه کنند. وقتی تصاویر و ویدئوهای مربوط به این موضوع در شبکههای اجتماعی منتشر میشود، این مقایسهها میتواند نارضایتی را بیشتر کند و حتی در برخی موارد به شکلگیری نگاههای کلیشهای یا تحریک علیه عراقیها منجر شود.
این نوع مقایسهها در دانشگاهها نیز دیده میشود. در برخی گزارشها و بحثهای دانشگاهی به برگزاری مراسمهای پرهزینه از سوی بعضی دانشجویان عراقی، مانند جشنهای دفاع از پایاننامه کارشناسی ارشد یا رساله دکتری، یا دادن هدیه به استادان و داوران اشاره شده است. این در حالی است که بسیاری از دانشجویان ایرانی با مشکلات مالی بیشتری روبهرو هستند.
هرچند چنین مواردی محدود است، اما میتواند احساس تفاوت اقتصادی را در محیط دانشگاه بیشتر کند؛ بهخصوص در شرایطی که برخی افراد از افزایش تعداد دانشجویان عراقی در دانشگاههای ایران ناراضی هستند. شاید به همین دلیل، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران بخشنامهای صادر کرد و از دانشگاهها خواست هنگام برگزاری جلسات دفاع از پایاننامه و رساله، از برنامههای تفریحی، پذیراییهای تجملاتی و اهدای هدیه خودداری کنند. هدف اعلامشده این بخشنامه، جلوگیری از تحمیل هزینههای اضافی به دانشجویان و جلوگیری از ایجاد رقابت ناسالم بود.
تعداد دانشجویان و ظرفیت دانشگاهها
در حالی که برخی ایرانیها از افزایش تعداد دانشجویان عراقی در دانشگاههای کشور ناراضی هستند، مسئله لزوماً فقط تعداد این دانشجویان نیست. بخشی از مشکل به ظرفیت دانشگاهها و امکانات آنها برای پذیرش این تعداد دانشجو مربوط میشود. برخی معتقدند امکانات خوابگاهی، خدمات آموزشی و بخشهای اداری دانشگاهها متناسب با تعداد دانشجویان نیست.
حیدر نصار، سرپرست رایزنی فرهنگی عراق در تهران، در گفتوگو با رصيف، مسئولیت اصلی چیزی را که «این بینظمی» میخواند، متوجه مدیریت دانشگاه سمنان دانسته است. او معتقد است دانشگاه تعداد دانشجویان خارجی بیشتری از ظرفیت واقعی خود، از نظر امکانات آموزشی، علمی و اجرایی، پذیرفته و همین مسئله به بروز مشکلات اخیر منجر شده است.
شبکههای اجتماعی و بزرگنمایی شایعات
در کنار همه این عوامل، شبکههای اجتماعی نیز میتوانند در تشدید چنین حوادثی نقش داشته باشند. شبکههای اجتماعی لزوماً باعث وقوع یک حادثه نمیشوند، اما میتوانند یک اتفاق محلی را در مدت کوتاهی به موضوعی گسترده تبدیل کنند. در ماجرای دانشگاه سمنان چنین اتفاقی افتاد. در شبکههای اجتماعی روایتهایی درباره «آزار جنسی» و «حمله سازمانیافته» به دانشجویان منتشر شد، بدون اینکه برای این ادعاها منبع رسمی ارائه شود. انتشار این روایتها باعث افزایش حساسیت و واکنشها نسبت به حادثه شد.
از سوی دیگر، در بخشی از فضای سیاسی ایران، بهخصوص میان مخالفان جمهوری اسلامی، شهروندان عراقی همیشه فقط بهعنوان «همسایه و مردم دوست» دیده نمیشوند. برخی از این جریانها، تعدادی از عراقیها را با حشد الشعبی یا گروهها و نیروهای سیاسی و نظامی عراق که روابط نزدیکی با جمهوری اسلامی دارند، مرتبط میدانند. در حادثه همدان برخی رسانهها، دانشجویان عراقی را به حشد الشعبی مرتبط کردند. در حادثه سمنان نیز برخی رسانههای مخالف جمهوری اسلامی، از جمله ایران اینترنشنال، ادعاهایی درباره ارتباط تعدادی از دانشجویان عراقی با حشد الشعبی منتشر نمودند.
همچنین در برخی رسانهها و فضاهای مجازی مخالف حکومت، روایتهایی درباره حضور نیروهای حشد الشعبی در سرکوب اعتراضها و ناآرامیهای داخل ایران منتشر شده است که صحت آنها روشن نیست.
فارغ از اینکه این روایتها تا چه اندازه درست باشند، انتشار مداوم آنها میتواند این تصور را در بخشی از جامعه ایران ایجاد کند که برخی شهروندان عراقی با ساختارهای امنیتی یا نظامی نزدیک به ایران ارتباط دارند. حیدر نصار در این زمینه از «فضاسازی منفی عمدی از سوی دشمنان دو کشور» سخن میگوید. او معتقد است این جریانها با دامن زدن به تنش و تحریک افکار عمومی، تلاش میکنند به روابط نزدیک دو ملت آسیب بزنند.
همزمان، در میان برخی کاربران ایرانی نیز این دیدگاه وجود دارد که مشکلات اقتصادی ایران با هزینههای دولت برای عراق، بهخصوص حشد الشعبی، ارتباط دارد. حتی گاهی ادعا میشود که دولت ایران حقوق نیروهای این گروه را پرداخت میکند. صحت چنین ادعاهایی بهسادگی قابل تأیید نیست، اما انتشار آنها میتواند نگاه بخشی از جامعه ایران به حضور عراقیها در کشور را منفیتر کند.
چه اتفاقی ممکن است در آینده بیفتد؟
با توجه به مجموعه این عوامل، گزارش سه مسیر احتمالی را برای آینده تنشهای اجتماعی میان ایرانیها و عراقیها در ایران مطرح میکند.
سناریوی خوشبینانه؛ کاهش تدریجی تنشها
در این حالت، تنشهای اجتماعی کاهش پیدا میکند و مدیریت رسانهای و امنیتی حوادث نیز بهتر میشود. در نتیجه، اختلاف میان ایرانیها و عراقیها در حد حوادث فردی باقی میماند و به بحثهای گسترده اجتماعی یا حساسیتهای هویتی تبدیل نمیشود.
در چنین شرایطی، واکنش سریع و شفاف مسئولان، ارائه اطلاعات دقیق و همکاری میان نهادهای ایرانی و عراقی میتواند مانع از آن شود که حوادث کوچک به بحرانهای بزرگتر تبدیل گردند.
سناریوی میانه؛ تکرار پراکنده تنشها
در این حالت، شرایط فعلی تا حد زیادی ادامه پیدا میکند و به دلیل فشارهای اقتصادی و اجتماعی، همچنان احتمال وقوع درگیریهای پراکنده وجود خواهد داشت؛ البته تا زمانی که این فشارها به حدی نرسند که موج گستردهای از خشونت ایجاد کنند.
در این شرایط ممکن است هر از گاهی در دانشگاهها، محلهای اقامت، مراکز تجاری یا دیگر مکانهای عمومی میان ایرانیها و عراقیها درگیریهایی رخ دهد. نهادهای رسمی نیز برای جلوگیری از گسترش این حوادث، با اقدامات قضایی، امنیتی و دیپلماتیک با آنها برخورد خواهند کرد.
با این حال، هر حادثه جدید، بهخصوص اگر بهسرعت در شبکههای اجتماعی منتشر شود، میتواند حساسیتهای قدیمی را دوباره زنده کند و باعث شود یک اتفاق کوچک بسیار بزرگتر از واقعیت آن به نظر برسد.
سناریوی بدبینانه؛ تبدیل تنش اجتماعی به بحران سیاسی و دیپلماتیک
در این حالت، عواملی که باعث ایجاد تنش میشوند همچنان ادامه پیدا میکنند؛ از جمله افزایش نگاههای هویتی و احساسات ضدعراقی در ایران، بهخصوص در شبکههای اجتماعی. حوادث فردی نیز میتوانند این فضا را تشدید کنند. در چنین شرایطی، احتمال دارد روابط میان دو طرف آسیب بیشتری ببیند و جریانهای ضدعراقی در ایران تقویت شوند؛ مسئلهای که میتواند بر روابط ایران و عراق تأثیر بگذارد.
در نهایت، نمیتوان تنشهای اخیر میان ایرانیها و عراقیها را فقط به رفتار چند شهروند ایرانی یا عراقی نسبت داد. این تنشها نتیجه مجموعهای از عوامل مختلف هستند: خاطرات تاریخی، فشارهای اقتصادی و معیشتی، حساسیتهای هویتی، برداشتهای سیاسی و همچنین شایعات و اطلاعات نادرستی که در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند.
در چنین شرایطی، یک درگیری کوچک میان چند نفر میتواند خیلی سریع از یک حادثه فردی فراتر برود و به موضوعی تبدیل شود که احساسات عمومی و روابط میان دو جامعه را تحت تأثیر قرار دهد.


دیدگاه خوانندگان