پیشران عزیمت رهبران آنکارا و اسلامآباد به ریاض، نه صرفا تعارفات دیپلماتیک یا بهرهمندی از منابع مالی عربستان، بلکه اشتراک در دغدغههای امنیتی جدیدی است که از تبعات جنگ منطقهای اخیر است.
پنجشنبه، یک روز پیش از امضای رسمی توافق دفاعی مشترک میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه، یادداشت تفاهم مهم دیگری نیز به امضا رسید؛ توافقی که مرزها و محدودیتهای این ائتلاف جدید را مشخص میکند.
این توافق که میان پاکستان و ایران در اسلامآباد امضا شد، مسیر دو کشور برای افزایش حجم تجارت دوجانبه به ۱۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ را ترسیم میکند. بر اساس این توافق، پاکستان به ایران برای دور زدن تحریمهای اعمالشده علیه این کشور کمک خواهد کرد.
دو کشور توافق کردهاند پاکستان بهصورت شبانهروزی کنترل شش گذرگاه مرزی میان دو کشور را در اختیار داشته باشد. همچنین قرار است معاملات تهاتری و تجاری جایگزین نظام بانکی شوند تا تحریمهای اعمالشده علیه ایران دور زده شود. در این یادداشت تفاهم همچنین آمده است که راههای استفاده ایران از بنادر پاکستان بررسی خواهد شد؛ اقدامی که میتواند راهی برای دور زدن محدودیتهای اعمالشده بر تنگه هرمز و صادرات ایران باشد.
با توجه به نزدیکتر شدن روابط ایران و پاکستان، گسترش همکاریهای اقتصادی دو کشور و همچنین نقش پاکستان بهعنوان یکی از میانجیهای اصلی میان ایران و آمریکا، بعید به نظر میرسد ائتلاف سهجانبه جدید بتواند در برابر اقدامات خصمانه ایران یک سد بازدارنده مؤثر ایجاد کند.
پاکستان تنها شریک تجاری ایران در میان سه عضو این ائتلاف نیست. حجم تجارت ترکیه و ایران در سال ۲۰۲۵ به ۶ میلیارد دلار رسید. ترکیه نیز مانند پاکستان و عربستان سعودی، ایران را یک کشور دشمن نمیداند.
همانطور که در بیانیه مشترک پس از امضای توافق سهجانبه آمده، این ائتلاف علیه هیچ کشور دیگری شکل نگرفته است. بنابراین، با ائتلافی مواجهیم که دشمن مشخصی ندارد و بر اساس بیانیه اهداف آن، قرار است «بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه را تقویت کند» و مقرر میکند که «هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از سه کشور، حمله علیه هر سه کشور تلقی شود».
این پیمان که از تعهدات گسترده اعضای ناتو الهام گرفته شده، اکنون با این آزمون مواجه است که آیا چنین تعهداتی در عمل نیز قابل اجرا خواهند بود یا نه.
پاکستان عضو رسمی تمام ائتلافهایی است که عربستان سعودی تاکنون ایجاد کرده، اما در عمل ترجیح میدهد نیروهایش را در پایگاههای داخل کشور خود نگه دارد و وارد جبهههای جنگ نشود.
در مارس ۲۰۱۵، محمد بن سلمان که در آن زمان وزیر دفاع عربستان بود، ائتلافی را برای جنگ علیه حوثیهای یمن تشکیل داد. پاکستان با اشتیاق به آن پیوست، اما تنها یک ماه بعد، پارلمان این کشور هرگونه مشارکت فعال در جنگ را ممنوع کرد.
پاکستان همچنین در دسامبر ۲۰۲۳ به ائتلاف تحت رهبری آمریکا که برای نظارت بر تردد دریایی در دریای سرخ تشکیل شده بود، نپیوست. اما در ژوئیه سال گذشته، اسلامآباد بار دیگر با پیوستن به ائتلافی که بن سلمان برای همین منظور ایجاد کرده بود، موافقت کرد.
با وجود توافق همکاری راهبردی میان پاکستان و عربستان که در سپتامبر ۲۰۲۵ امضا شد، پاکستان در حملات علیه حوثیها مشارکت نمیکند؛ این در حالی است که یک اسکادران جنگنده پاکستانی و ۸ هزار افسر و سرباز پاکستانی در خاک عربستان مستقر هستند.
وقتی عربستان ماه گذشته در واکنش به شلیک موشک و پهپاد به خاکش، به گروههای مسلح طرفدار ایران در عراق حمله کرد، پاکستان صرفاً به ارائه آموزش و مشاوره نظامی بسنده نمود.
ترکیه برخلاف پاکستان، در جنگهای منطقهای عملاً مشارکت داشته است. این کشور نیروهایی را برای کمک به دولت رسمی لیبی در جنگ با ژنرال جداییطلب، خلیفه حفتر، اعزام کرد. همچنین در جنگ قرهباغ کوهستانی از جمهوری آذربایجان حمایت نمود و این حمایت تنها به ارسال سلاح محدود نبود، بلکه شامل اعزام مربیان نظامی و افسران پشتیبانی نیز میشد.
در سوریه نیز ترکیه مناطقی در شمال این کشور را تحت کنترل خود درآورد و در تصرف قدرت توسط احمد الشرع، اطلاعات و کمکهای نظامی در اختیار او قرار داد.
با این حال، هنوز مشخص نیست اگر عربستان مورد حمله ایران قرار بگیرد، ترکیه نیروهای خود را علیه ایران اعزام خواهد کرد یا اینکه آنکارا دستور اقدام نظامی علیه گروههای مسلح شیعه را صادر خواهد نمود یا نه.
ترکیه تاکنون صرفاً به محکوم کردن حملات ایران و گروههای مسلح اکتفا کرده است. از آنجا که این کشور قصد دارد در بازسازی ایران پس از جنگ مشارکت کند، بسیار بعید است که در حملات نظامی علیه ایران شرکت نماید.
همچنین باید توجه داشت که ترکیه عضو ناتو است و دومین ارتش بزرگ این ائتلاف را در اختیار دارد. بنابراین، آنکارا متعهد است ائتلاف ناتو را وارد جنگی نکند که جنگ خود این ائتلاف نیست؛ جنگی که ممکن است در نهایت ناتو را مجبور کند برای دفاع از ترکیه وارد درگیری شود.
این توافق نه یک «ناتوی عربی» است، آنگونه که برخی مفسران عرب و غربی بهسرعت آن را توصیف کردند، و نه یک «ائتلاف سنی» علیه «محور شیعه».
مصر که از توان نظامی قابلتوجهی برخوردار است و یکی از بازیگران اصلی در گفتوگوها برای تشکیل ائتلافهای نظامی منطقهای محسوب میشود، هنوز عضو این توافق نیست. امارات متحده عربی و هیچ کشور عربی دیگری نیز عضو آن نیستند.
البته از همه آنها برای پیوستن دعوت شده است، اما اختلافات سیاسی و سیاستگذاری داخلی، تفاوتهای جدی در برداشت کشورهای مختلف از تهدیدهای امنیتی، منافع ملی متفاوت و رقابتهای شخصی، تردیدهای زیادی درباره امکان شکلگیری یک ائتلاف منطقهای فراگیر ایجاد کرده است.
با این حال، هرچند درباره ابعاد نظامی این ائتلاف و توانایی آن برای ایفای نقش یک نیروی بازدارنده اختلاف نظر وجود دارد، اهمیت سیاسی آن قابل انکار نیست.
این سه کشور در ماههای اخیر نشان دادهاند که بیشترین نفوذ را بر تصمیمهای رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ، و روند جنگ علیه ایران داشتهاند.
این عربستان سعودی بود که مانع حمله آمریکا به زیرساختهای غیرنظامی ایران شد و زمانی که استفاده از پایگاههای آمریکایی در خاک عربستان برای چنین حملهای را ممنوع کرد، ترامپ را وادار به عقبنشینی نمود.
محمد بن سلمان همچنین ترامپ را متقاعد کرد عبارت «ایجاد مسیری معتبر برای تعیین سرنوشت و تشکیل دولت فلسطینی» را به طرح ۲۰ مادهای غزه که در اکتبر ۲۰۲۵ تدوین شده بود، اضافه کند.
بن سلمان به همراه قطر و امارات متحده عربی ترامپ را تحت فشار قرار داد تا آخر هفته گذشته به ایران حمله نکند.
ترکیه نیز مانع از اجرای ایده نادرست استفاده از اقلیت کرد بهعنوان نیرویی برای سرنگونی حکومت ایران شد. این کشور همچنین حامی اصلی سوریه و کشوری است که رفتار «مناسب» احمد الشرع را تضمین کرده است.
همزمان، آنکارا یکی از بازیگران اصلی در مذاکرات با حماس است؛ مذاکراتی که اجرای طرح هیئت صلح ترامپ به آن وابسته است.
پاکستان نیز به دلیل جایگاهش بهعنوان یک کشور میانجی، به بازیگری بانفوذ تبدیل شده و تاکنون توانایی خود را برای تأثیرگذاری بر تصمیمهای دولت آمریکا نشان داده است.
بنابراین، این ائتلاف نظامی در عمل به یک ائتلاف سیاسی هماهنگ نیز تبدیل میشود؛ ائتلافی که نه در پی فاصله گرفتن از آمریکا یا ایجاد نیرویی جایگزین از سر ناامیدی است، بلکه قصد دارد یک «ائتلاف بازدارنده» ایجاد کند که بتواند سیاست آمریکا در منطقه را تحت تأثیر قرار دهد و جهت آن را تعیین کند.
معماری جدید منطقهای که شکل گرفته، حاصل درسهایی است که از جنگ ایران و نحوه رفتار ترامپ در جریان آن گرفته شده است.
هدف این است که چنین ائتلاف سهجانبهای با اتکا به قدرت نظامی و سیاسی مشترک خود بتواند تصمیماتش را نهتنها به آمریکا، بلکه به تمام کشورهای منطقه تحمیل کند.
در چنین ساختاری، حتی کشورهای کوچک اما ثروتمندی مانند قطر، امارات متحده عربی و مصر نیز برای حفظ موضعی مستقل درباره نحوه همکاری با آمریکا با دشواری بیشتری مواجه خواهند شد.
اسرائیل در تنگنا
اسرائیل ممکن است درباره کارآمدی و امکانپذیری این ائتلاف نظامی چندان نگران نباشد، اما اگر توافق سهجانبه را ائتلافی برای مهار و اعمال نفوذ سیاسی در نظر بگیریم، این توافق اسرائیل را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد.
حتی پیش از شکلگیری این ائتلاف، ضعف جایگاه و نفوذ اسرائیل بر تصمیمهای رئیسجمهور آمریکا آشکار شده بود. اکنون، در بهترین حالت برای اسرائیل، بنیامین نتانیاهو نخستوزیر این کشور صرفاً یکی دیگر از رقبایی خواهد بود که برای جلب توجه و نفوذ بر رئیسجمهور آمریکا تلاش میکنند.
اما در سناریویی واقعبینانهتر، اسرائیل خود را در برابر یک بلوک قدرتمند منطقهای خواهد دید که در مواضع خود هماهنگ است.
مهمتر از همه، این ائتلاف سهجانبه میتواند خود را بهعنوان ساختاری معرفی کند که قادر است آمریکا را از تعهد مستقیم به تأمین امنیت و بازدارندگی در خاورمیانه رها نماید. چنین وضعیتی میتواند تصور اسرائیل از خود بهعنوان تنها دارایی راهبردی آمریکا در منطقه را از بین ببرد و حتی باعث شود اسرائیل به عاملی تبدیل شود که منافع آمریکا را با مشکل مواجه میکند.
این تحول میتواند پیامدهایی بلندمدت داشته باشد؛ پیامدهایی که نهتنها عرصه ایران، بلکه لبنان، سوریه و غزه را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
پیمان دفاعی مکه!
سفر رهبران پاکستان و ترکیه به عربستان و امضای پیمان نظامی مشترک فراتر از یک رویداد دیپلماتیک گذرا، حلقهای از پازل بزرگتر دگرگونیهای امنیتی در خاورمیانه است. چه بسا میزبان این نشست بخواهد از این طریق در بحبوحه تنشهای منطقه پایههای اولیه شکل گیری یک «ناتوی اسلامی» را بنیان نهد.
در دیداری سه جانبه یک پیمان دفاعی مشترک به امضا رسیده که در یک نامگذاری قابل تامل، «پیمان مکه» نام گرفته است. ریاست جمهوری ترکیه اعلام کرده است که بنا به این پیمان هر گونه حمله مسلحانه به هر کدام از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد.
اگرچه نگاههای تقلیلگرایانه، این تحرکات را صرفاً واکنشی انفعالی و ناشی از هراس ریاض میدانند، اما واقعیت کنونی بسیار پیچیدهتر از آن به نظر میرسد. اگرچه سایه گسترش جنگ، منطقه را تا حدودی به سمت نوعی «واقعگرایی دیپلماتیک» و حل و فصل جنگ از طریق مذاکره و دیپلماسی کشانده تا از خروج اوضاع از کنترل جلوگیری شود، اما این میل به تنشزدایی، نافی شکل گیری نگرانیهای عمیق از گسترش موقعیت و نفوذ منطقهای ایران پس از جنگ پس از شکسته شدن خیلی از تابوها و خطوط قرمز نیست. در واقع، پیشران عزیمت رهبران آنکارا و اسلامآباد به ریاض، نه صرفا تعارفات دیپلماتیک یا بهرهمندی از منابع مالی عربستان، بلکه اشتراک در دغدغههای امنیتی جدیدی است که از تبعات جنگ منطقهای اخیر است.
این چرخش در حالی رخ میدهد که در سه سال اخیر و بهویژه پس از جنگهای غزه، سوریه و لبنان، تا حدودی یکهتازیهای اسرائیل به محور مشترک نگرانیهای امنیتی منطقه و حتی ریاض و همسایگان جنوبی به استثنای امارات تبدیل شده بود و همین خود دغدغه و نگرانی مشترک ایران و این کشورها بود. اما اکنون هر چند نگرانی از یکهتازیهای اسرائیل همچنان پابرجاست، ولی در کنار آن هم نگرانی از ایران رفته رفته عمیقتر از گذشته شده و میشود. در این زمینه هم میتوان به اظهارات تند چند وقت پیش وزیر خارجه ترکیه در تشبیه رفتار ایران به اسرائیل در منطقه اشاره کرد!
همچنین قسمی تغییر رویکرد عمان که روابط تاریخی با تهران دارد، گواهی بر این مدعاست؛ تغییری که نباید آن را خروجیِ صرفِ فشارهای واشنگتن دانست، بلکه بازتابی از ادراک جدید مسقط نسبت به تحولات محیط پیرامونی است.
در کل میتوان گفت که تلاش عربستان برای ایجاد این «همافزایی دفاعی» در مقابل ایران، سه هدف و دلالت راهبردی را با خود به همراه دارد:
1. بازدارندگی جمعی: ریاض معتقد است تنشهای منطقهای به این زودی فروکش نخواهد کرد و ممکن است به سطوح خطرناکی از درگیری کشیده شود. از این رو، عربستان میکوشد با ایجاد یک چتر دفاعی مشترک، هزینه واکنشهای تهران را بالا ببرد و در صورت بروز رویاروییهای گسترده، زیرساختهای حیاتی خود را از گزند حملات مصون نگه دارد.
2. نظم امنیتیِ درونمنطقهای: گویا عربستان به این نتیجه رسیده است که جمهوری اسلامی ایران از خطر سقوط در جنگ عبور کرده و در عین حال هم راهبرد «بازدارندگی» و «مهار» آمریکا در قبال آن کاراییِ خود را از دست داده است. بنابراین ضمن نومیدی از تکیه صرف بر اتحاد امنیتی با واشنگتن، در پی معماریِ نظم امنیتی «درونمنطقهای» است تا نفوذ و جایگاه ایران را در پساجنگ مهار کند.
3. مدیریت پرونده یمن: ظاهرا عربستان در صرافت شروع یک مواجهه چندمنظوره با انصار الله در یمن است و همین منظور هم میتواند یکی دیگر از انگیزههای یک پیمان منطقهای سریع و قدرتمند باشد تا بتواند از این طریق پس از کلید زدن این مواجهه، واکنشهای احتمالی تهران را مهار کرده و موازنه قدرت را در میدان یمن به نفع خود تغییر دهد.
مخلص کلام این که همسایگان جنوبی ایران در نتیجه جنگ اخیر، بیش از گذشته به تنوعبخشی به شراکتهای امنیتی به ویژه با قدرتهای منطقه روی آوردهاند. در این میان، پیمان ابراهیم (عادیسازی با اسرائیل) نه تنها دیگر اولویت نیست، بلکه به حاشیه رانده شده است؛ چرا که نزدیکی به اسرائیل، از یک سو، تشکیل شراکت دفاعی با قدرتهای اسلامی (ترکیه و پاکستان) را عملا بسیار دشوار و سخت میکند و از دیگر سو با تضعیف وجهه عربستان در دنیای عرب و اسلام عملا میدان را به نفع روایت تهران خالی میکند.
در کل، به نظر میرسد که منطقه در مسیر یک پوستاندازی امنیتی بزرگ است؛ ائتلافها در حال تغییرند و بلوکبندیهای نوینی در راه است.
*کانال تلگرام صابر گل عنبری
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه پیمان دفاعی امضا کردند
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز جمعه در مکه یک پیمان دفاعی امضا کردند؛ توافقی که در شرایطی شکل گرفته است که این سه کشور پس از تحولات و بیثباتیهای ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، به دنبال تعمیق همکاریهای امنیتی خود در منطقه هستند.
این توافق میان سه کشور مسلماننشین در حالی امضا شده که عربستان با تهدید فزاینده حوثیهای مورد حمایت ایران در یمن روبهرو است. حوثیها پس از ازسرگیری درگیریهای طولانیمدت خود با عربستان، به نفتکشها در دریای سرخ حمله کرده و زیرساختهای انرژی عربستان را با موشک و پهپاد هدف قرار دادهاند.
علی شهابی، تحلیلگر سعودی نزدیک به دربار سلطنتی، گفت: «این ائتلاف نظامی نشاندهنده این واقعیت است که بازدارندگی آمریکا به شکل قابل توجهی تضعیف شده و از این پس مقابله با تهدید ایران بیش از گذشته بر عهده قدرتهای منطقهای خواهد بود.»
وزارت خارجه پاکستان اعلام کرد که این توافق نشاندهنده تعهد سه کشور به تقویت بیشتر امنیت جمعی و کمک به صلح، امنیت و ثبات در منطقه و فراتر از آن است.
این وزارتخانه در بیانیهای گفت: «هدف این توافق، تقویت بازدارندگی جمعی در برابر هرگونه اقدام تجاوزکارانه است و بر اساس آن، هر حمله مسلحانه علیه یکی از سه کشور، حملهای علیه هر سه کشور تلقی خواهد شد.»
عربستان سعودی تأکید کرد که این پیمان «تلاشی برای ایجاد یک محور نظامی یا یک بلوک فرقهای نیست و ارتباطی با جاهطلبیهای هستهای یا مسابقه تسلیحاتی ندارد.»
یک مقام ترکیهای نیز گفت این پیمان «ماهیتی کاملاً دفاعی» دارد و علیه هیچ «بازیگر مشخصی» طراحی نشده است. او افزود که در آینده امکان پیوستن دیگر کشورهای منطقه به این توافق وجود خواهد داشت.
این توافق را محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، امضا کردند. عاصم منیر، فرمانده قدرتمند ارتش پاکستان که به تازگی به درجه فیلد مارشال رسیده، نیز در این نشست حضور داشت.
دو فرد مطلع از جزئیات توافق گفتند که این پیمان شباهت زیادی به توافق دفاع متقابلی دارد که عربستان سعودی و پاکستانِ دارای سلاح هستهای در سپتامبر گذشته امضا کردند. پاکستان در ماه آوریل در چارچوب همان توافق، یک اسکادران جنگنده به همراه خدمه و همچنین یک سامانه پدافند هوایی چینی اچکیو-۹ را به یک پایگاه هوایی عربستان اعزام کرد تا به دفاع از این کشور در برابر حملات ایران کمک کند.
ریاض و اسلامآباد طی ماههای گذشته با ترکیه، عضو ناتو، درباره گسترش این توافق مذاکره کردهاند و به نظر میرسد تشدید درگیری میان حوثیها و عربستان باعث شده روند گسترش آن سرعت بگیرد.
یکی از افراد مطلع از مذاکرات گفت: «این توافق مقدمهای برای اقدامات نظامی بیشتر عربستان علیه حوثیهاست. ترکیه تواناییهای دریایی دارد و فکر میکنم انتظار میرود ترکیه و پاکستانیها نیز در این اقدامات مشارکت کنند.»
او افزود: «این توافق نشاندهنده تمایل ترکیه برای وارد شدن به این موضوع است و این تحول بسیار جالبی است.»
یک مقام پاکستانی نیز گفت عاصم منیر و اردوغان در دیدار ماه گذشته خود در آنکارا درباره ایجاد یک «معماری جدید امنیت منطقهای» و همکاری برای مقابله با حملات حوثیها به عربستان و کشتیرانی در دریای سرخ گفتوگو کردهاند.
ترکیه تلاش میکند صادرات تجهیزات دفاعی خود به کشورهای خلیج فارس را افزایش دهد و این ائتلاف سهجانبه میتواند منابع مالی و نفتی عربستان را با ارتشهای باتجربه و توانمندیهای تولید تسلیحات ترکیه و پاکستان پیوند دهد.
ترکیه و پاکستان پیش از این در زمینه توسعه پهپاد با یکدیگر همکاری کردهاند. عربستان سعودی نیز قراردادهای بزرگی برای خرید پهپاد و آموزش نیروها با شرکت دفاعی بایکار ترکیه امضا کرده است.
بورجو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد مؤسسه خدمات متحد سلطنتی در لندن، گفت این توافق دفاعی همچنین با سیاست گستردهتر آمریکا برای تقسیم بیشتر مسئولیتهای امنیتی در منطقه هماهنگ است.
او افزود: «در عین حال، این توافق با رویکردی که آنکارا مدتهاست از آن حمایت میکند، یعنی حل مشکلات منطقهای از طریق راهحلهای منطقهای، همخوانی دارد.»
عربستان سعودی، ترکیه، پاکستان و مصر طی یک سال گذشته روابط خود را عمیقتر کردهاند. کشورهای منطقه تلاش میکنند پیامدهای نزدیک به سه سال درگیری در خاورمیانه میان ایران و گروههای نیابتی آن از یک سو و اسرائیل از سوی دیگر را مدیریت کنند.
این کشورها علاوه بر نگرانی درباره تهدید ایران، به طور فزایندهای نسبت به عملیات نظامی اسرائیل در سراسر منطقه نیز نگران شدهاند.
هر چهار کشور تلاش کردهاند تنش میان آمریکا و ایران را کاهش دهند. در جریان جنگ آمریکا با ایران، تهران حملات گسترده موشکی و پهپادی علیه کشورهای خلیج فارس انجام داده و تنگه هرمز را نیز بسته است.
این جنگ در میان کشورهای منطقه احساس فوریت بیشتری ایجاد کرده و آنها بیش از گذشته به این نتیجه رسیدهاند که برای تأمین امنیت خود نمیتوانند فقط به آمریکا متکی باشند و باید شرکای دفاعی خود را متنوع کنند.
یکی از افراد مطلع از مذاکرات گفت: «آمریکا نمیتواند این کار را به تنهایی انجام دهد؛ بنابراین این توافق میتواند خلأ موجود را پر کند و منطقه به یک معماری امنیتی جدید نیاز دارد.»
این مسئله برای ریاض اهمیت بیشتری پیدا کرده است، زیرا حوثیها ماه گذشته بار دیگر جنگ با عربستان را از سر گرفتند و با شلیک موشک و پهپاد به عربستان و اعلام محاصره بنادر این کشور، آتشبسی را که چهار سال برقرار بود، شکستند.
حوثیها همچنین تهدید کردهاند که تنگه بابالمندب را خواهند بست؛ آبراهی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل میکند. از زمانی که ایران تنگه هرمز را بسته، بابالمندب به مسیر حیاتی عربستان برای صادرات نفت به آسیا تبدیل شده است.
در نشانهای از تشدید درگیریها، ارتش عربستان اعلام کرد حملات حوثیها به استان نجران در جنوب این کشور در روز پنجشنبه ۱۱ غیرنظامی، از جمله یک کودک چهار ساله، را زخمی کرده است.
حوثیها نیز به طور جداگانه مسئولیت حملاتی را بر عهده گرفتند که در آن دهها نفر از نیروهای وابسته به دولت یمن که مورد حمایت عربستان است، کشته شدند.
عربستان در هفتههای اخیر در واکنش به حملات حوثیها، حملات هوایی علیه مواضع این گروه در یمن انجام داده است.
عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ و پس از آنکه حوثیها صنعا، پایتخت یمن، را تصرف و دولت مورد تأیید جامعه جهانی را سرنگون کردند، وارد جنگ داخلی یمن شد و رهبری ائتلافی از کشورهای عربی علیه حوثیها را بر عهده گرفت.
طرفهای درگیر در آوریل ۲۰۲۲ به آتشبس رسیدند، اما حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر و حملات حوثیها به کشتیهای تجاری، تلاشهای دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ یمن را مختل کرد.
با این حال، آتشبس تا پیش از تشدید درگیریها در ماه گذشته، عمدتاً پابرجا مانده بود.
عربستان همچنین در معرض حملات موشکی و پهپادی گروههای مسلح مورد حمایت ایران در عراق قرار گرفته و ماه گذشته نیز در کنار آمریکا در حملات علیه این گروهها مشارکت کرد.
شبکه رسانهای العربیه که متعلق به عربستان است، روز پنجشنبه به نقل از یک مقام رسمی اعلام کرد اطلاعات «قابل اعتمادی» در اختیار دارد که نشان میدهد گروههای نیابتی مورد حمایت ایران و نیروهای سپاه پاسداران در حال آماده شدن برای حمله به عربستان هستند.
یاسمین فاروق، پژوهشگر اندیشکده گروه بحران، در یادداشتی که اخیراً منتشر کرده، گفته است تعمیق ائتلاف میان عربستان و متحدانش «این ظرفیت را دارد که بهتدریج نظم منطقهای را تغییر دهد؛ نخستین آزمون این ائتلاف نیز این خواهد بود که آیا میتواند به دستیابی به نتیجهای باثبات در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران کمک کند یا نه.»
پیمان دفاعی مکه؛ «ناتوی سنی» جدید در خاورمیانه؟
عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روز جمعه در مکه یک توافق دفاعی مشترک مهم امضا کردند که در آن بندی درباره دفاع جمعی وجود دارد که شباهت زیادی به ماده ۵ ناتو دارد. بر اساس این بند، حمله مسلحانه به هر یک از این سه کشور، حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد.
این توافق در شرایطی امضا شده که منطقه درگیر جنگی گسترده است؛ جنگی که طی آن ایران به کشورهای خلیج فارس حمله کرده، نگرانیها درباره گسترش حضور نظامی اسرائیل در منطقه افزایش یافته و بار دیگر این پرسش مطرح شده که آیا میتوان به چتر امنیتی دیرینه آمریکا در منطقه اعتماد کرد یا نه.
با وجود بند گسترده مربوط به دفاع جمعی، این توافق مشخص نمیکند که اگر یکی از سه کشور مورد حمله قرار بگیرد، دو کشور دیگر دقیقاً موظف به انجام چه اقدام نظامیای خواهند بود.
در توافق مکه، هیچ ساختار فرماندهی نظامی یکپارچه، برنامهریزی نظامی مشترک یا سازوکار مشخصی برای هماهنگی واکنش جمعی، دستکم به صورت عمومی، اعلام نشده است.
این پیمان بر روابط نظامی موجود میان سه کشور بنا شده است. عربستان و پاکستان در سپتامبر ۲۰۲۵ یک توافق دفاعی متقابل امضا کردند و در حال حاضر حدود ۸ هزار نیروی پاکستانی به همراه جنگنده، پهپاد و یک سامانه پدافند هوایی در عربستان مستقر هستند.
ترکیه و پاکستان نیز در زمینه اعزام ناوهای جنگی و هواپیماهای آموزشی و همچنین آموزشهای نظامی با یکدیگر همکاری کردهاند و عربستان یکی از خریداران اصلی پهپادهای ترکیه است.
مذاکرات درباره این توافق تقریباً یک سال ادامه داشته، اما امضای آن در شرایطی صورت میگیرد که وضعیت امنیتی منطقه به شکل چشمگیری وخیمتر شده است.
از زمانی که آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه جنگ علیه ایران را آغاز کردند، ایران و متحدانش به عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس حمله کردهاند. اختلال در کشتیرانی و صادرات انرژی نیز ناامنی در منطقه را افزایش داده است.
اما ایران تنها عامل نگرانی نیست.
اسرائیل از اکتبر ۲۰۲۳ عملیات نظامی خود را در سراسر منطقه گسترش داده است؛ از جمله با حمله زمینی به جنوب لبنان، تصرف بخشهایی از خاک سوریه و انجام دو عملیات هوایی علیه ایران.
ترکیه بهشدت از تلاشها برای بازسازی یک دولت متحد و برخوردار از توان نظامی در سوریه پس از سقوط حکومت بشار اسد حمایت کرده است. این موضوع باعث شده اختلاف میان آنکارا و اسرائیل بیشتر شود؛ زیرا اسرائیل پس از سقوط اسد بخش زیادی از زیرساختهای نظامی باقیمانده سوریه را نابود کرد و همچنان به حملات خود در داخل سوریه ادامه داده است.
بورجو اوزچلیک، پژوهشگر ارشد امنیت خاورمیانه در مؤسسه خدمات متحد سلطنتی، به رویترز گفت این پیمان با هدف ایجاد توازن در برابر قدرت منطقهای ایران و همزمان ایجاد بازدارندگی در برابر اسرائیل شکل گرفته است، نه اینکه سه کشور خود را برای رویارویی مستقیم با تهران آماده کنند.
ترکیب ترکیه و پاکستان هستهای میتواند برای اسرائیل اهمیت ویژهای داشته باشد.
مقامهای اسرائیلی در سالهای اخیر، با افزایش برخورد منافع دو کشور در سوریه، ترکیه را بیش از گذشته یک تهدید راهبردی بالقوه تلقی کردهاند.
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، در ماه فوریه حتی پا را فراتر گذاشت و ترکیه را «ایران جدید» نامید و آنکارا را متهم کرد که به دنبال ایجاد یک «محور سنی خصمانه با پاکستان هستهای» است.
این پیمان میتواند توانایی اسرائیل برای انجام عملیات نظامی علیه کشورهای منطقه بدون در نظر گرفتن واکنش گستردهتر را محدود کند.
مشارکت پاکستان همچنین این پرسش را مطرح میکند که آیا زرادخانه هستهای این کشور ممکن است در آینده نوعی بازدارندگی هستهای گستردهتر برای متحدانش ایجاد کند یا خیر.
البته هیچیک از مفاد اعلامشده توافق روز جمعه چنین چتر هستهای را ایجاد نمیکند.
اسلامآباد پیشتر در مورد توافق دوجانبه دفاعی با عربستان گفته بود که سلاحهای هستهای «در دستور کار نیست». پاکستان همچنین زمانی که ایران بعداً به عربستان حمله کرد، به صورت نظامی وارد درگیری نشد.
دولت ایران تاکنون به صورت رسمی درباره این توافق موضعگیری نکرده است، اما ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، بهشدت از آن انتقاد کرد.
او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «سعودیها باید بدانند که یک توافق روی کاغذ با ترکیه و پاکستان برای آنها امنیت ایجاد نخواهد کرد؛ همانطور که سالها میزبانی یکطرفه از آمریکاییها نیز امنیتی برای آنها به همراه نداشت.»
وزارت خارجه هند نیز اعلام کرد که دهلینو این توافق را «از نزدیک دنبال میکند»، زیرا تعهدات جدید پاکستان در زمینه دفاع جمعی میتواند پیامدهایی برای هند داشته باشد.
عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز پژوهشهای خلیج فارس، گفت این چارچوب میتواند به شکلگیری «یک معماری امنیتی منطقهایتر» کمک کند.
اما اینکه این توافق واقعاً بتواند چنین معماری امنیتی جدیدی ایجاد کند یا نه، در نهایت تا حد زیادی به این بستگی دارد که آیا کشورهای دیگر منطقه نیز دعوت برای پیوستن به آن را خواهند پذیرفت یا خیر.


دیدگاه خوانندگان