ما هر روز با آزمونهای اخلاقی کوچک و بزرگی روبهرو میشویم. آیا با کسی که با او اختلاف داریم، منصفانه رفتار میکنیم؟ اگر فردی که دوستش داریم مرتکب اشتباه شود، باز هم در برابر خطای او میایستیم؟
تا زمانی که شرایط زندگی عادی است، حرف زدن آسان است، شعار دادن هزینهای ندارد و همه میتوانند از عدالت و مهربانی سخن بگویند. اما آزمون واقعی زمانی آغاز میشود که در برابر چشم انسان به کسی ظلم میشود و او توان اعتراض دارد، ولی سکوت را امنتر میبیند؛ یا میداند که دفاع از فرد ستمدیده ممکن است به منافعش آسیب بزند یا او را در برابر کسانی قرار دهد که به آنها تعلق خاطر دارد. درست در چنین لحظهای است که باورهای واقعی او آشکار میشود.
از همینجاست که به حضور امام حسین (ع) در زندگی روزمرهمان نیاز پیدا میکنیم. امام حسین شخصیتی نیست که تنها در مناسبتی خاص به یاد بیاوریم یا رویکرد او را امری استثنایی و جدا از واقعیتهای روزمره قرار دهیم. سیره ایشان دستورالعملی اخلاقی است که ما را با پرسشهایی اساسی روبهرو میکند: رابطه ما با حق چیست؟ وقتی سخن گفتن هزینه دارد، تا چه اندازه میتوانیم در برابر ظلم بایستیم؟ و هنگامی که عدالت با منافع شخصی یا تعصبهای ما در تضاد قرار میگیرد، کدام را انتخاب میکنیم؟
آنگاه که انسانی در برابر چشم ما تحقیر میشود و میتوانیم بهجای همراهی با تحقیر او، از کرامتش دفاع کنیم؛ وقتی کارمندی به دلیل نداشتن نفوذ و رابطه از حق خود محروم میشود، کسی بهواسطه پارتیبازی بر دیگری ترجیح داده میشود یا دانشجویی بهجای آنکه در دانشگاه با احترام روبهرو شود، تحقیر میگردد، به یادآوری راه و روش امام حسین نیاز پیدا می کنیم.
همچنین وقتی اختلاف در عقیده، دین یا مذهب بهانهای برای کنار گذاشتن دیگری و گسترش نفرت میشود؛ یا زمانی که وابستگی به یک گروه و جریان باعث میشود اشتباه نزدیکان خود را توجیه کنیم، اما در قضاوت درباره دیگران سختگیر باشیم؛ به امام حسین(ع) نیاز داریم.
چنین موقعیتهایی، از آنچه در کربلا گذشت دور نیست. پرسش اساسی قیام امام حسین نیز به همین موضوع بازمیگردد: انسان هنگامی که منافع و وابستگیهای گوناگون در برابر هم قرار میگیرند، چه موضعی در برابر حق میگیرد؟
ما هر روز با آزمونهای اخلاقی کوچک و بزرگی روبهرو میشویم. آیا با کسی که با او اختلاف داریم، منصفانه رفتار میکنیم؟ اگر فردی که دوستش داریم مرتکب اشتباه شود، باز هم در برابر خطای او میایستیم؟ وقتی دفاع از یک انسان ضعیف هیچ سودی برای ما ندارد، باز هم از او حمایت میکنیم؟ و آیا میتوانیم حقیقت را بگوییم، حتی اگر به قیمت از دست دادن رضایت دیگران تمام شود؟
ارزش واقعی یک موضع اخلاقی، بهویژه زمانی آشکار میشود که به سود صاحب آن نباشد. انصاف در حق دوست فضیلت است، اما انصاف در حق مخالف نشان میدهد که این فضیلت تا چه اندازه در وجود انسان ریشه دوانده است. مخالفت با فساد، وقتی به منافع دیگران آسیب میزند، لازم است؛ اما رد کردن آن زمانی که منافع شخصی خودمان را تهدید میکند، دشوارتر می شود.
از همین رو، زنده نگه داشتن یاد امام حسین در زندگی روزمره یعنی بارها از خود بپرسیم: آیا میتوانیم میان وفاداری به افراد و وفاداری به ارزشها تفاوت بگذاریم؟ آیا وابستگیهایمان به ما کمک میکنند بر اصول اخلاقی پایبند بمانیم یا باعث میشوند چشم خود را بر زیر پا گذاشتن همان اصول ببندیم؟
محبت به امام حسین به احساسات ما معنا و قدرت میبخشد، اما این محبت زمانی اثر واقعی خود را نشان میدهد که در رفتارمان نیز آشکار شود. اندوه برای مظلومیت امام حسین باید ما را نسبت به رنج و ستمی که امروز بر انسانها میرود، حساستر کند. یادآوری ایستادگی او در برابر انحراف باید توان مقابله با خطا را در ما زنده نگه دارد و سخن گفتن از اصلاح باید ما را به اصلاح خانواده، محیط کار، نهادها و جامعه، وادارد.
امام علی (ع) این مسئولیت را در وصیت خود چنین خلاصه میکند: «كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْمًا، وَلِلْمَظْلُومِ عَوْنًا؛ دشمنِ ستمگر و یاورِ ستمدیده باشید.» (نهجالبلاغه، نامه ۴۷)
بنابراین، موضع اخلاقی انسان را نه ادعاها و سخنانش، بلکه رفتاری که در برابر ظلم از خود نشان میدهد، مشخص میکند. قرآن کریم نیز همین معیار را یادآور میشود و میفرماید: «وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَىٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ؛ دشمنی با گروهی از مردم، شما را وادار نکند که عدالت را رعایت نکنید. عدالت بورزید که به تقوا نزدیکتر است.» (سوره مائده، آیه ۸)
عدالت حتی در برخورد با کسانی که با آنها اختلاف داریم، ضروری است. ارزشهای اخلاقی زمانی معنا پیدا میکنند که بتوانند احساسات، تعصبها و منافع ما را مهار کنند؛ نه اینکه فقط در حرفها و شعارهایمان حضور داشته باشند.
از این منظر، پیروی از امام حسین(ع) فقط به معنای شجاعت در میدان نبرد نیست. این پیروی، شجاعت پذیرفتن اشتباه، خودداری از توجیه خطا، پاسداری از کرامت دیگران و محاسبه رفتار خود پیش از متهم کردن دیگران را نیز در بر میگیرد.
گاه موضعی که در امتداد راه امام حسین میتوانیم بگیریم این است که از دادن شهادت دروغ خودداری کنیم، حقی را به صاحبش بازگردانیم، در برابر تحقیر انسانی که هیچ ارتباطی با ما ندارد اعتراض کنیم، از سوءاستفاده از نیاز و درماندگی دیگران بپرهیزیم یا هنگامی که تخلف میتواند سودی سریع برایمان به همراه داشته باشد، پاکدستی را انتخاب کنیم.
این رفتارها در مقایسه با بزرگی واقعه کربلا شاید کوچک به نظر برسند، اما ارزشهای اخلاقی دقیقاً در همین عرصهها آزموده میشوند و در جامعه حضور واقعی پیدا میکنند.
جامعهای که شخصیتهای اخلاقی و آرمانهای خود را گرامی میدارد، به نهادهایی نیاز دارد که از افراد ضعیف حمایت کنند، قوانینی را درباره همه به یک شکل اجرا کنند و پاسداشت کرامت انسانی را حق مردم بدانند نه لطف و امتیاز. چنین فرهنگی از رفتار فردی آغاز میشود و از طریق خانواده، مدرسه، دانشگاه و محیط کار گسترش مییابد.
سختترین مسئله برای انسان همیشه شناختن حق نیست؛ گاهی دشوارتر از آن، پذیرفتن هزینه ایستادن در کنار حق است. بسیاری از مردم میدانند که تحقیر دیگران ظلم است، پارتیبازی عدالت را زیر پا میگذارد و سوءاستفاده از افراد ضعیف رفتاری نادرست است. با این حال، هنگامی که ترس، منفعت شخصی یا فشار اطرافیان وارد ماجرا میشود، ممکن است همین دانستهها را کنار بگذارند.
وفاداری به امام حسین(ع) ادعایی نیست که انسان با تکیه بر آن خود را از خطا و مسئولیت اخلاقی مصون بداند. این وفاداری تعهدی است که هر بار با بازنگری در رفتار خود، ترجیح دادن حق بر منفعت شخصی و دفاع از کرامت انسانی که توان دفاع از خودش را ندارد، دوباره زنده میشود.
پیام ماندگار کربلا از محدوده خاطره و یادآوری فراتر میرود و ما را در برابر مسئولیتهای امروزمان قرار میدهد. این پیام فرصتی است تا محبت را به آگاهی، آگاهی را به موضعگیری و موضعگیری را به اثری واقعی تبدیل کنیم؛ اثری که دیگران آن را در زندگی خود احساس کنند.


دیدگاه خوانندگان