در جنوب لبنان، خطر تنها این نیست که درختان بسوزند، خاک آلوده شود یا زیستگاهها از بین بروند. خطر بزرگتر آن است که با گذشت زمان، همین ویرانیها به تصویر عادی مردم از سرزمینشان تبدیل شود و آنچه از طبیعت، تخریب شده و ازدسترفته، بهتدریج از حافظه جمعی محو شود.
«من مثل درختی هستم که از ریشه قطعش کردهاند.» یوسف با این جمله، از زندگیای میگوید که در شهر الطیری، در جنوب «خط زرد» داشت و اکنون از او گرفته شده است؛ خطی فرضی که ارتش اسرائیل برای جلوگیری از بازگشت ساکنان ۵۵ روستای مرزی ترسیم کرده است.
برای یوسف، زمین فقط منبع درآمد نبود؛ زندگیای بود که طی نیم قرن ساخته بود. او میگوید: «یک مزرعه و ۵۰۰ کندوی زنبور عسل داشتم. کشتوکار میکردم و به حیواناتم غذا میدادم. ناراحتیام از نابودی زنبورها و مزرعه، بیشتر از غم ازدستدادن خانهام بود. حالا دیگر چیزی برایم باقی نمانده است.»
خسارتهای واردشده به جنوب لبنان به خانههای ویرانشده محدود نمیشود. زمینهای کشاورزی، محصولات، دامها و دیگر منابعی که زندگی روزمره مردم به آنها وابسته بود نیز از بین رفتهاند؛ منابعی که احیای آنها برای بازگشت ساکنان به خانههایشان ضروری است. دامنه این خسارتها حتی از آنچه «خط زرد» خوانده میشود فراتر رفته و عملاً به مناطق آن سوی رودخانه لیتانی نیز رسیده است.
ادامه عملیات نظامی در دو سوی رودخانه، بهویژه در ارتفاعات علیالطاهر و اطراف قلعه شقیف، در کنار تخریب زمینها با بولدوزر، استفاده از فسفر سفید و بمبهای آتشزا، پاشیدن علفکش گلیفوسات، ریشهکنکردن درختان زیتون، سوزاندن مناطق حفاظتشده و انفجارهایی که مواد شیمیایی برجای میگذارند، مجموعهای از خسارتها را رقم زده است که نمیتوان آنها را صرفاً پیامدهای جانبی جنگ دانست.
تکرار این اقدامات و گسترش دامنه آنها پرسشی جدی را پیش میکشد: آیا با روندی روبهرو هستیم که بهتدریج چهره جغرافیایی و زیستمحیطی جنوب لبنان را تغییر میدهد و توان زمینهای کشاورزی، جنگلها و روستاها را برای ادامه حیات، سکونت و تولید از بین میبرد؟ و آیا پیامدهای این تخریب فقط به جنوب لبنان محدود میماند؟
جنوب لبنان را نمیتوان فقط یک میدان جنگ دانست. پیشروی نیروهای اسرائیلی، تخلیه و تخریب روستاها و تبدیل آنها به منطقهای حائل، نهتنها ساکنان این مناطق، بلکه یکی از مهمترین پهنههای کشاورزی و طبیعی لبنان را نیز در معرض تهدید قرار داده است. در میان بمبارانها، تخریب زمینها و آتشسوزیها، زیستگاههای طبیعی از بین میروند و بنیانهای زندگی در منطقه هر روز بیش از گذشته آسیب میبینند.
فادی الهاشم، فعال حقوق بشر و استاد دانشگاه، در گفتوگو با وبسایت درَج میگوید: «جنوب از سال ۲۰۲۳ تاکنون زیر آتش بوده است و نمیتوان آنچه را در این منطقه میگذرد، وضعیتی عادی تلقی کرد.»
هشام یونس، بنیانگذار انجمن «جنوبیهای سبز»، در توصیف حملات اسرائیل میگوید: «آنها میخواهند این سرزمین را غیرقابل سکونت کنند. تمام تاریخ، فرهنگ و خاطرات ما را پاک میکنند. شاید هدف این باشد که پس از مدتی، طوری به نظر برسد که انگار هیچکس هرگز اینجا زندگی نکرده است.»
از نظر یونس، مسئله فقط یک آتشسوزی یا حمله نظامی نیست؛ بلکه با روندی پیوسته از تخریب روبهرو هستیم که توان طبیعت را برای بازسازی خود، تداوم حیات و فراهمکردن شرایط زندگی تضعیف میکند.
گزارشهای مربوط به استفاده هواپیماها و پهپادهای اسرائیلی از مواد فسفری و بمبهای آتشزا علیه مزارع و جنگلها تقریباً بهطور مداوم منتشر میشود. آتشسوزیهای گسترده، جنوب لبنان و غرب بقاع را دربر گرفته و به باغهای زیتون، از جمله در کفرشوبا و یارون، رسیده است. مناطق حفاظتشده ارنون و برعشیت نیز آسیب دیدهاند. آتشسوزیها همچنین بخشهای وسیعی از جنگلها و ارتفاعات غرب بقاع، از منطقه نیحا تا کفرحونه، را فراگرفتهاند.
حقوق بینالملل بشردوستانه استفاده از سلاحهای آتشزا را محدود کرده است. پروتکل سوم کنوانسیون سلاحهای متعارف مصوب سال ۱۹۸۰، حمله با این سلاحها به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی را ممنوع میکند و برای استفاده از آنها علیه جنگلها و پوشش گیاهی نیز محدودیتهایی در نظر گرفته است.
در نشست بررسی پیامدهای جنگ بر امنیت کشاورزی، غذایی و زیستمحیطی لبنان و چالشهای بازسازی این بخشها، که مرکز عربی بیروت با همکاری مؤسسه عالی بهداشت عمومی دانشگاه سنت ژوزف برگزار کرد، نزار هانی، وزیر کشاورزی لبنان، گفت: «جنگ با خاموششدن توپها پایان نمییابد؛ از آن لحظه، نبرد دیگری آغاز میشود. خطرناکترین میراث جنگ فقط ویرانیهای قابل مشاهده نیست، بلکه تأثیر آن بر سلامت انسان، غذای او و محیط زیست است.»
او افزود: «وقتی از جنگ حرف میزنیم، معمولاً به خسارتهای مستقیم فکر میکنیم؛ اما از منظر بهداشت عمومی، جنگ بحرانی است که آثارش عمیقاً به زندگی روزمره مردم نفوذ میکند. جنگ بر غذایی که میخوریم، کیفیت محیط زندگیمان و توان جوامع برای ایستادگی در برابر بحرانها تأثیر میگذارد.»
جورج میتری، استاد دانشگاه و کارشناس محیط زیست، نیز معتقد است آنچه در جنوب لبنان رخ میدهد، صرفاً خسارت زیستمحیطی نیست که بتوان با ارزیابی و ثبت آن پرونده را بست. به گفته او، شواهد از الگویی سازمانیافته حکایت دارد که با گلولهباران توپخانهای آغاز شده و با استفاده از فسفر سفید و علفکش گلیفوسات ادامه یافته است؛ روندی که او آن را «نسلکشی زیستمحیطی» یا تخریب عامدانه و گسترده محیط زیست مینامد. پیامدهای چنین تخریبی ممکن است دههها باقی بماند و با پایان درگیریها از بین نرود.
میتری تأکید میکند که نمیتوان آثار مستقیم و غیرمستقیم جنگ را از یکدیگر جدا کرد. او میگوید: «حدود ۳۵ درصد از زمینهای کشاورزی طی دو سال، دو بار دچار آتشسوزی شدهاند؛ اتفاقی که خسارتهای جبرانناپذیری به بار میآورد.»
تمارا الزین، وزیر محیط زیست لبنان، نیز آنچه را در جنوب این کشور میگذرد، «نسلکشی زیستمحیطی» توصیف کرده است. او میگوید اسرائیل به روند تغییر چهره جغرافیایی منطقه ادامه میدهد و از اکتبر ۲۰۲۳ تا اوت ۲۰۲۶، بیش از ۱۶ هزار هکتار از زمینهای کشاورزی، بیشهها و جنگلهای لبنان در آتش سوختهاند.
یکی از کشاورزان روستای زعطر سه سال گذشته را برای مردم منطقه، بهویژه کشاورزان، فاجعهبار توصیف میکند. او میگوید: «مردم در سال ۲۰۲۶ نخودفرنگی، باقلا، غلات، گندم و محصولات مختلف دیگری کاشته بودند. همهچیز از بین رفت؛ همه محصولات سوختند. محصولاتی هم که سالم ماندند، در مزارع خشک شدند.»
خطر آتشسوزیها فقط متوجه درختانی نیست که در شعلهها میسوزند؛ زندگی و درآمد خانوادهها و حتی روستاهای کامل نیز به این آتشها گره خورده است. سوختن محصولات، علاوه بر تغییر چهره طبیعت، پیوند مردم با زمینهایشان را هم تهدید میکند. بازگشت به روستاها تنها به معنای بازسازی خانهها نیست؛ مردم باید بتوانند دوباره از راه کشاورزی و دیگر فعالیتها زندگی خود را تأمین کنند.
حیدر قطیش، از اهالی شهر شقرا، به روستای خود، حولا، نگاه میکند؛ روستایی که در جنوب منطقه موسوم به «خط زرد» قرار دارد و او دیگر امکان بازگشت به آن را ندارد. او به مزارع گندمی اشاره میکند که مادرش در آنها کشت میکرد و میگوید: «همه را سوزاندند؛ دیگر چیزی باقی نمانده است.»
در این فصل از سال، اهالی معمولاً به روستاهایشان بازمیگشتند تا زیتون برداشت کنند. قطیش میگوید: «بعضیها سالانه ۱۰ یا ۱۲ حلب روغن زیتون تولید میکردند. کسانی هم که باغ زیتون نداشتند، از کشت گندم، تنباکو یا انجیر درآمد داشتند. عدهای هم آویشن و زوفا جمع میکردند و زندگیشان را از این راه میگذراندند.»
جنگ در جنوب لبنان نهتنها محصولات کشاورزی مردم را نابود کرده، بلکه امکان دامداری را نیز از آنها گرفته است. قطیش میگوید: «یک نفر در جنوب میتوانست گاو، گوسفند یا بز پرورش دهد و از زمین خودش زندگیاش را بگذراند. اما وقتی آواره شدهای و جایی برای ماندن نداری، نه میتوانی دام نگه داری و نه از زمینت بهره ببری.»
گزارش مشترک وزارت محیط زیست لبنان و شورای ملی تحقیقات علمی این کشور برآورد کرده است که اسرائیل ۱۱۸ میلیون دلار به داراییهای کشاورزی خسارت وارد کرده است. این خسارتها شامل محصولات کشاورزی، تأسیسات دامداری، منابع جنگلی و تأسیسات صیادی میشود. جنگ سال ۲۰۲۴ همچنین به ۲۱۵۴ هکتار از باغها آسیب رساند؛ از جمله ۸۱۴ هکتار باغ زیتون و ۶۳۷ هکتار باغ مرکبات. مزارع موز نیز خسارتهای گستردهای متحمل شدند.
بررسیهای انجامشده از افزایش غلظت فسفر در نمونههای خاک جنوب لبنان و بقاع حکایت دارد. همچنین غلظت کروم در ۴۵ درصد نمونهها از حدود مجاز فراتر رفته است. نابودی محصولات و زمینهای کشاورزی تنها بخشی از خسارتهای جنگ است. حتی پس از خاموششدن آتشها، آلایندههای ناشی از عملیات نظامی ممکن است در خاک و منابع آب باقی بمانند و برای مدت طولانی سلامت انسان و محیط زیست را تهدید کنند.
به گفته جورج میتری، زمینهای کشاورزی، هم از پیامدهای مستقیم جنگ، مانند آتشسوزی و تخریب با بولدوزر، آسیب میبینند و هم از پیامدهای غیرمستقیم آن؛ از جمله رهاشدن زمینها و ناتوانی کشاورزان در رسیدگی به آنها.
نزار هانی، وزیر کشاورزی لبنان، نیز بر اهمیت این بخش تأکید میکند و میگوید: «کشاورزی حدود ۱۳ درصد از تولید ناخالص داخلی لبنان را تشکیل میدهد و نزدیک به ۳۰ درصد از مردم کشور به آن وابستهاند. بنابراین، حفاظت از کشاورزی به معنای حفاظت از هویت ملی و توان جامعه برای تابآوری در برابر بحرانهاست.»
پیامدهای جنگ در جنوب لبنان به کشتهشدن انسانها و تخریب زیرساختها محدود نمیشود؛ این جنگ یکی از حساسترین مناطق لبنان از نظر زیستمحیطی را نیز هدف قرار داده است. بر اساس «طرح جامع توسعه سرزمین لبنان»، مناطق واقع در جنوب رودخانه زهرانی از ارزش بالای کشاورزی و زیستمحیطی برخوردارند. این مناطق شامل زمینهای حاصلخیز، اراضی کشاورزی با اهمیت ملی، جنگلهای مدیترانهای، مناطق حفاظتشده طبیعی، روستاهایی با چشماندازهای زیبا و سواحل ارزشمند از نظر زیستمحیطی است.
جنوب لبنان میزبان چندین منطقه حفاظتشده مهم است. از جمله آنها میتوان به منطقه حفاظتشده ساحل صور اشاره کرد که در فهرست تالابهای دارای اهمیت بینالمللی کنوانسیون رامسر ثبت شده است. منطقه حفاظتشده ساحل عباسیّه و منطقه حفاظتشده وادیالحجیر نیز در همین پهنه قرار دارند. وادیالحجیر حدود ۲۴۷۸ هکتار وسعت دارد و جنگلهای مدیترانهای بلوط و کاج را در خود جای داده است. این منطقه همچنین زیستگاه گونههای در معرض خطر انقراض، از جمله حیوان پستاندار موسوم به هیراکس، است.
در جنوب لبنان مناطق حفاظتشده دیگری نیز وجود دارد؛ از جمله منطقه النمیریه که بهدلیل ویژگیهای طبیعی مدیترانهای و تنوع زیستیاش اهمیت دارد. در این منطقه درختان بلوط، کاج، زالزالک و بنه روییدهاند و زیستگاه گونههای مختلف جانوری و پرندگان را فراهم کردهاند.
منطقه حفاظتشده رامیا جنگلهایی از بلوط، گونهای از بلوط بومی منطقه و درختان خرنوب را در بر میگیرد و محل زندگی حیات وحش و پرندگان است. مناطق حفاظتشده کفرا در شهرستان بنتجبیل، بیتلیف و دیبل نیز بخشی از این مجموعه طبیعیاند. افزون بر این مناطق، درهها و جنگلهای مدیترانهای، از جمله جنگلهای مارونالرأس و بنتجبیل، زیستگاههای مهمی برای گونههای گیاهی و جانوری جنوب لبنان به شمار میروند.
این مناطق در کنار یکدیگر شبکهای از زیستگاههای طبیعی را تشکیل میدهند که برای حفظ تنوع زیستی جنوب لبنان اهمیت فراوانی دارند. جورج میتری با اشاره به گستردگی این منابع طبیعی میگوید: «استانهای جنوب و نبطیه در مجموع حدود ۴۸ هزار هکتار جنگل دارند؛ مساحتی که معادل ۱۷ درصد از کل جنگلهای لبنان است. این مناطق همچنین میزبان اکوسیستمهای حساسی هستند که ممکن است برای جبران خسارتهای ناشی از جنگ، به سالها زمان نیاز داشته باشند.»
آسیبهای ناشی از حملات فقط به زمینهای کشاورزی و جنگلهای خارج از مناطق حفاظتشده محدود نمانده است. انجمن حفاظت از طبیعت لبنان گزارش میدهد که در مناطق حفاظتشده قلیله و منصوری، جنگ موجب آوارگی افرادی شده است که مسئولیت حفاظت از زیستگاههای ساحلی را بر عهده داشتند. در نتیجه، فعالیتهای مربوط به حفاظت از لاکپشتها و پرندگان مختل شده است.
همچنین گزارشهایی از پرتاب بمبهای آتشزا به منطقه حفاظتشده شهدای دوحه در کفاررمان منتشر شده است. آتشسوزیها و حملات هوایی، منطقه حفاظتشده برعشیت را نیز تحت تأثیر قرار دادهاند. دادههای مرکز حفاظت از طبیعت نشان میدهد که ۷۰ درصد از مناطق حفاظتشده جنوب لبنان در محدوده درگیریها قرار دارند و ۳۵ درصد از مناطق دارای تنوع زیستی نیز از جنگ آسیب دیدهاند. جنگل بلوط یارون در فاصله سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶، بر اثر حملات هوایی مداوم اسرائیل نابود شده است.
یکی از مناطق آسیبدیده، منطقه حفاظتشده دیبیل است که حدود ۱۳ درصد از مساحت آن در پی حملات مکرر آسیب دیده است. این منطقه از تنوع زیستی قابلتوجهی برخوردار است و ۱۰ گونه پستاندار، ۳۶ گونه پرنده، چهار گونه خزنده و دوزیست و یک گونه حشره بومی را در خود جای داده است.
یکی از گونههای ثبتشده در این منطقه، عقاب مارخور پنجهکوتاه است؛ پرندهای شکاری که نقش مهمی در حفظ تعادل زنجیره غذایی و تنظیم جمعیت گونههای دیگر دارد. نابودی زیستگاه این پرنده فقط به معنای از دست رفتن یک گونه نیست، بلکه میتواند تعادل زیستمحیطی را در گسترهای فراتر از محدوده منطقه حفاظتشده بر هم بزند.
بر اساس گزارش مرکز حفاظت از طبیعت دانشگاه آمریکایی بیروت، در شهر قنطره، بمبارانهای گستردهای انجام شد که ارتش اسرائیل استفاده از حدود ۴۰۰ تن مواد منفجره در جریان آن را تأیید کرده است. این حملات منطقهای را تحت تأثیر قرار داد که بخش عمده آن در محدوده منطقه حفاظتشده وادیالحجیر قرار دارد.
وادیالحجیر از جنگلهای مدیترانهای و زیستگاههای طبیعی متنوعی برخوردار است و درختانی مانند بلوط، بنه، عناب و بلوط هولم در آن میرویند. چشمه عین قنطره نیز که یکی از منابع مهم آب منطقه است، در همین محدوده قرار دارد. بنابراین، پیامدهای بمباران به تغییر چهره شهر و تخریب ساختمانها محدود نمیشود، بلکه کل اکوسیستم منطقه را دربر میگیرد؛ سامانهای بههمپیوسته که در آن خاک، آب، پوشش گیاهی و حیاتوحش به یکدیگر وابستهاند.
منطقه حفاظتشده طبیعی ارنون در استان نبطیه نیز در آتش سوخت. این منطقه شامل ۲۲۸ درخت سرو، سه هزار درخت اکالیپتوس، ۸۰۰ درخت کاج، ۴۰۰ درخت گردو و ۴۰۰ درخت زیتون بود. انفجارهایی که ارتش اسرائیل در اطراف قلعه بوفورت، معروف به قلعه شقیف، انجام داد، همچنین موجب رانش زمین در دامنه کوههای اطراف شد.
در روستاهای جنوب لبنان، عملیات گسترده بمباران و تخریب ساختمانها، تأسیسات، زیرساختها و سازههای زیرزمینی با استفاده از مقادیر زیادی مواد منفجره ادامه داشته است. در اوایل اوت ۲۰۲۶، گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه ارتش اسرائیل در جریان عملیات تخریب در جنوب لبنان، از جمله در مناطق نزدیک قلعه بوفورت، حدود ۷۰۰ تن مواد منفجره به کار برده است. شدت انفجارها به حدی بود که لرزش ناشی از آنها در شهرهایی دور از محل انفجار نیز احساس شد.
اما پیامدهای تخریب با پایان انفجارها از بین نمیرود. مواد منفجره مورد استفاده در این عملیات ممکن است ترکیبات شیمیایی داشته باشد که بقایای آنها مدتها پس از پایان عملیات در محیط باقی بماند. برای مثال، تیانتی در فرایند تجزیه به ترکیباتی تبدیل میشود که ممکن است در خاک باقی بمانند. ماده منفجره آردیایکس نیز میتواند در خاک جابهجا شود و به منابع آب زیرزمینی برسد. آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا این ماده را در گروه موادی قرار داده است که احتمال سرطانزایی آنها برای انسان مطرح است. درباره پنت PETN، برخی مطالعات نشان دادهاند که این ماده ممکن است در شرایط خاص تا ۹۲ سال در خاک باقی بماند.
آزمایشهای وزارت محیط زیست لبنان که پیش از آغاز دوباره جنگ در ۲ مارس ۲۰۲۶ انجام شده بود، از انباشت آلودگی در خاک حکایت داشت. در این بررسی، ۱۳۴ نمونه خاک از مناطق جنوب لبنان، نبطیه، دره بقاع و حومه بیروت جمعآوری و از نظر وجود شش فلز سنگین تجزیهوتحلیل شد. نتایج نشان داد که غلظت برخی از این فلزات در چندین منطقه بالاست.
نگرانی زمانی بیشتر میشود که مناطق آلوده با زمینهای کشاورزی همپوشانی دارند؛ زمینهایی که در آنها باغهای زیتون و میوه، مزارع تنباکو و محصولات آبی کشت میشوند. وجود آلایندهها در چنین مناطقی پرسشهای جدی درباره ایمنی مواد غذایی، حاصلخیزی خاک و سلامت آبهای زیرزمینی ایجاد میکند. بر اساس دادههای گزارششده، ۸۲۰۰ مزرعه مستقیماً تحت تأثیر قرار گرفتهاند و ۶۵۴ هزار نفر در ۲۰۲ شهر در معرض پیامدهای این آلودگیها قرار دارند.
نیروهای موقت سازمان ملل متحد در لبنان، معروف به یونیفیل، نیز از کشف ۳۸۵ کانتینر در شهر حولا خبر دادند که در مجموع حدود چهار تن نیترات آمونیوم در آنها نگهداری میشد. پیشتر نیز تصاویری منتشر شده بود که سربازان اسرائیلی را در کنار گالنهایی حاوی مادهای صورتیرنگ نشان میداد؛ مادهای که گفته میشد در تخریب خانهها استفاده میشود.
نجات صلیبا، استاد شیمی و عضو پارلمان لبنان، در گفتوگو با وبسایت درَج توضیح داد که مواد منفجره امولسیونی معمولاً از ترکیب نیترات آمونیوم و سوخت ساخته میشوند. به گفته او، آثار این مواد به لحظه انفجار محدود نمیماند؛ بقایای آنها میتواند برای مدتی طولانی در خاک باقی بماند، تجزیه شود، تغییر شکل دهد و در محیط گسترش پیدا کند. در نتیجه، مجموعهای پیچیده از آلایندهها شکل میگیرد که بررسی و پاکسازی آن به زمان و اقدامات تخصصی نیاز دارد.
در کنار آلودگی ناشی از مواد منفجره، استفاده از علفکش گلیفوسات نیز به یکی دیگر از نگرانیهای جدی زیستمحیطی در جنوب لبنان تبدیل شده است؛ اقدامی که میتوان آن را استفاده از مواد شیمیایی برای تخریب محیط طبیعی و مختلکردن زندگی مردم دانست. بر اساس گزارش وزارت محیط زیست لبنان، از ۳۶ نمونه خاک جمعآوریشده از سه روستای مرزی، در تمام نمونهها گلیفوسات و ترکیبات حاصل از تجزیه آن شناسایی شده است. غلظت این مواد بین ۵٫۸ تا ۲۲٫۸ میکروگرم در هر گرم خاک گزارش شده است.
برآوردها نشان میدهد که حدود ۲۱۲۲ هکتار از زمینهای امتداد نوار مرزی با این علفکش سمپاشی شدهاند. این مساحت شامل ۱۱۶۳ هکتار زمین زراعی، ۸۸۱ هکتار باغ زیتون، ۴۱ هکتار باغ مرکبات، ۲۵ هکتار مزارع موز، شش هکتار گلخانه و پنج هکتار باغهای درختان میوه است.
گلیفوسات بهخودیخود در رده سلاحهای شیمیایی طبقهبندی نمیشود، اما طبق کنوانسیون سلاحهای شیمیایی، استفاده از علفکشها بهعنوان روش جنگی ممنوع است. بنابراین، مسئله فقط نوع ماده مصرفشده نیست، بلکه چگونگی استفاده از آن در جریان درگیری و پیامدهایش برای محیط زیست و زندگی مردم نیز اهمیت دارد.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامه ۷۷/۱۰۴ درباره حفاظت از محیط زیست در درگیریهای مسلحانه، از اصول تدوینشده در این زمینه توسط کمیسیون حقوق بینالملل استقبال کرد. این اصول از دولتها میخواهد پیش از درگیریهای مسلحانه، در جریان آنها و پس از پایانشان، برای جلوگیری از آسیبهای زیستمحیطی، کاهش خسارتها و ترمیم محیط آسیبدیده اقدام کنند.
اصل چهارم این مجموعه نیز بر اهمیت شناسایی پیشاپیش مناطق دارای ارزش زیستمحیطی تأکید میکند؛ مناطقی که باید در برنامهریزیهای مربوط به احتمال وقوع درگیریهای مسلحانه، توجه و حمایت ویژهای دریافت کنند.
با وجود این چارچوبهای حقوقی، شماری از مناطق جنوب لبنان که بر اساس قوانین داخلی بهعنوان مناطق حفاظتشده یا پهنههای دارای ارزش زیستمحیطی شناخته شدهاند، در طول جنگ هدف بمباران قرار گرفتهاند یا بر اثر عملیات تخریب با بولدوزر و آتشسوزی آسیب دیدهاند. این وضعیت نشان میدهد که صرف ثبت یک منطقه بهعنوان منطقه حفاظتشده، برای مصونماندن آن از آسیبهای جنگ کافی نیست و حفاظت مؤثر از این مناطق به تدابیر مشخصی نیاز دارد که در زمان درگیری نیز اجرا شوند.
با این حال، پیامدهای جنگ فقط به نابودی جنگلها، زمینهای کشاورزی و زیستگاههای طبیعی محدود نمیشود؛ این پیامدها ممکن است بهتدریج نگاه نسلهای آینده به محیط زیست جنوب لبنان را نیز تغییر دهند.
جورج میتری درباره خطری هشدار میدهد که در مطالعات محیط زیست از آن با عنوان «فراموشی محیطی» یاد میشود. بر اساس این مفهوم، هر نسل وضعیت محیط اطراف خود را وضعیت عادی طبیعت می داند و آن را معیار مقایسه قرار میدهد، بیآنکه لزوماً بداند نسل پیش از او از طبیعتی غنیتر و سالمتر برخوردار بوده است. به این ترتیب، هر نسل ممکن است در جهانی رشد کند که از نظر منابع طبیعی فقیرتر و از نظر زیستمحیطی آسیبدیدهتر از جهانی است که نسل پیشین میشناخت؛ بیآنکه عمق این تغییر را بهدرستی درک کند.
در جنوب لبنان، خطر تنها این نیست که درختان بسوزند، خاک آلوده شود یا زیستگاهها از بین بروند. خطر بزرگتر آن است که با گذشت زمان، همین ویرانیها به تصویر عادی مردم از سرزمینشان تبدیل شود و آنچه از طبیعت، تخریب شده و ازدسترفته، بهتدریج از حافظه جمعی محو شود.


دیدگاه خوانندگان