twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۰ 33
افزایش اهمیت دریای خزر در معادلات منطقه، دلایل امارات برای تقویت رابطه با اسرائیل، سلب تابعیت بی ضابطه در بحرین و افزایش استقبال از تحصیل در مدارس انگلیس توسط اعراب خلیج فارس از جمله موضوعاتی است که در ادامه می خوانید

مدارس بریتانیا مقصد تازه خانواده‌های نگران در خلیج فارس

مدارس خصوصی بریتانیا با افزایش چشمگیر تقاضا از سوی خانواده‌های ساکن کشورهای خلیج فارس روبه‌رو شده‌اند؛ خانواده‌هایی که پس از آغاز جنگ در خاورمیانه، به دنبال محیطی امن‌تر برای تحصیل فرزندانشان هستند.

حملات موشکی و پهپادی ایران در پاسخ به حملات آمریکا و اسرائیل، حس امنیتی را که سال‌ها در کشورهای مهاجرنشین خلیج فارس ــ به‌ویژه امارات متحده عربی ــ وجود داشت، خدشه‌دار کرد و باعث شد برخی والدین در برنامه‌های زندگی و آموزشی خود تجدیدنظر کنند.

برای نمونه، خانواده‌ای که در ماه فوریه برای تعطیلات به اسکاتلند رفته بود، تصمیم گرفت دیگر به خاورمیانه بازنگردد و مدتی را در شهر سنت اندروز بماند. این خانواده سه فرزند خود را برای ترم تابستانی در مدرسه «سنت لئوناردز» ثبت‌نام کرد.

سایمون برایان، مدیر این مدرسه، می‌گوید: «مردم درباره بی‌ثباتی منطقه، تعطیلی مدارس و بازگشت آموزش آنلاین صحبت می‌کنند. میزان علاقه خانواده‌های خاورمیانه به شکل محسوسی افزایش یافته است. چنین چیزی واقعاً غیرعادی است؛ ما تا به حال چنین موجی از تقاضا ندیده بودیم.»

او افزود که تعداد درخواست‌های دریافتی از خاورمیانه برای این مدرسه شبانه‌روزی ــ که حدود ۵۰۰ دانش‌آموز دارد ــ از معمولِ سالانه دو یا سه مورد، به ۱۲ درخواست رسیده است. شهریه سالانه این مدرسه تا ۲۲ هزار و ۷۷۰ پوند برای دانش‌آموزان روزانه و تا ۵۴ هزار و ۴۲۰ پوند برای دانش‌آموزان شبانه‌روزی است.

این مدرسه همچنین با تعداد بی‌سابقه‌ای از درخواست‌های کاری معلمان ساکن خاورمیانه مواجه شده است.

لورین دیویدسون، مدیر اجرایی شورای مدارس مستقل اسکاتلند، گفت: «مدارس ما از افرادی که به دلیل تغییر شرایط ناچار به جابه‌جایی شده‌اند استقبال می‌کنند.»

حملات موشکی ایران، جذابیت امارات ــ که به دلیل مالیات پایین مقصد محبوب کارگران و متخصصان خارجی بود ــ را زیر سؤال برده است.

بر اساس برآوردها، حدود ۳۰ هزار بریتانیایی مقیم امارات، یعنی تقریباً یک‌هشتم جمعیت بریتانیایی‌های ساکن این کشور، یا در آغاز جنگ امارات را ترک کردند یا بازگشت خود از تعطیلات را به تعویق انداختند.

به گفته ساکنان، بسیاری از آن‌ها بعداً دوباره به خلیج فارس بازگشتند و مدارس نیز فعالیت خود را از سر گرفتند. اما حملات ایران به امارات در چهارم مه، بار دیگر نگرانی‌ها را زنده کرد و مدارس موقتاً دوباره به آموزش آنلاین روی آوردند. یکی از ساکنان گفت: «فکر نمی‌کنم کسی بخواهد وقتی احتمال حملات موشکی وجود دارد، بچه‌هایش را به مدرسه بفرستد.»

برخی والدین نیز از تأثیر آموزش از راه دور بر روند تحصیل فرزندانشان ــ به‌ویژه دانش‌آموزانی که در آستانه امتحانات بودند ــ ناراضی‌اند. یکی از والدین گفت: «این وضعیت برای سلامت روان بچه‌ها واقعاً بد است.» او که اکنون برای سپتامبر به دنبال مدرسه‌ای در بریتانیا برای فرزندانش می‌گردد، افزود: «آدم را به فکر فرو می‌برد که تا چه مدت می‌شود در شهری زندگی کرد که نظام آموزشی‌اش به شکل عادی و پایدار کار نمی‌کند.»

جان فورسایت از گروه آموزشی مستقل « Forfar Education» می‌گوید رکود قابل توجه در بخش مدارس خصوصی بریتانیا، فضای بیشتری برای پذیرش دانش‌آموزان خلیج فارس ایجاد کرده است.

پس از آنکه دولت بریتانیا سال گذشته مالیات بر ارزش افزوده را به شهریه مدارس خصوصی اضافه کرد، برخی خانواده‌ها فرزندانشان را به مدارس دولتی منتقل کردند و تعدادی از مدارس خصوصی نیز تعطیل یا با یکدیگر ادغام شدند.

فورسایت می‌گوید اکنون ظرفیت مدارس خصوصی میان‌رده حدود ۶۵ درصد است و به همین دلیل جا برای ثبت‌نام دانش‌آموزان جدید فراوان وجود دارد، هرچند مدارس رده بالا و ممتاز همچنان با تقاضای بالایی روبه‌رو هستند.

او افزود: «در هفته‌های اخیر، موجی از والدین به مدارس بریتانیا و اروپا مراجعه کرده‌اند تا فرزندانشان را فقط برای ترم تابستانی ثبت‌نام کنند و سپس در سپتامبر، هم‌زمان با آغاز سال تحصیلی جدید، دوباره به خاورمیانه بازگردند.»

برخی والدین در دبی می‌گویند دوستانشان توانسته‌اند فرزندان خود را در مدارس مطرح بریتانیا مانند «سونوکس» و «رپتون» ثبت‌نام کنند؛ مدارسی که شهریه هر ترم آن‌ها ۱۳ هزار و ۵۵۵ پوند است. برخی دیگر نیز به استرالیا رفته‌اند یا مدارس شبانه‌روزی در کنیا را انتخاب کرده‌اند.

یکی از والدین گفت: «مردم به دنبال گزینه‌های جایگزین هستند، چون هنوز همه‌چیز تا حدی نامطمئن است.»

در امارات ــ جایی که شرکت‌های بزرگ آموزشی بین‌المللی و مدارس مشهور بریتانیایی مانند «هارو» برنامه‌های توسعه گسترده‌ای در دست دارند ــ آینده بخش آموزش تا حد زیادی به نوع توافق و روابط بلندمدت میان کشورهای خلیج فارس و ایران بستگی خواهد داشت.

فورسایت معتقد است اگر وضعیت به یک «جنگ سرد» طولانی‌مدت تبدیل شود ــ یعنی بدون حملات مستقیم به امارات ــ احتمالاً ثبت‌نام مدارس در امارات، در میان‌مدت دوباره به حالت عادی بازمی‌گردد.

او هشدار داد: «اما اگر دوباره حملات پهپادی یا حملات مستقیم رخ دهد، پیامدهای آن می‌تواند فاجعه‌بار باشد.»

برای مادری که بیش از ده سال در بخش خدمات حرفه‌ای در دبی کار کرده، جنگ ایران تصمیم او برای بازگشت نهایی به کشورش را بیشتر کرده است.

او گفت: «دبی جای فوق‌العاده‌ای برای بزرگ کردن بچه‌هاست، اما زندگی در بریتانیا هم مزیت‌های خودش را دارد؛ مثل طبیعت، خانواده و دوستان.»

با شروع جنگ که هم‌زمان با تعطیلات بهاری مدارس بود، این خانواده برنامه سفر خود را از فرانسه به بازگشت به انگلستان تغییر دادند و اکنون فرزندانشان در مدارس خصوصی و دولتی منطقه همپشایر ثبت‌نام شده‌اند.

این مادر گفت: «صدای بلند موشک‌های رهگیر مرا نمی‌ترساند، اما نمی‌شود این وضعیت را برای یک کودک کوچک توضیح داد.»

او در پایان افزود: «این جنگ در نهایت کفه ترازو را به سمت بازگشت سنگین‌تر کرد.»

منبع: فایننشال تایمز


چرا امارات تمام‌قد روی رابطه با اسرائیل سرمایه‌گذاری کرده است؟

وقتی آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه به ایران حمله کردند، جنگی چند هفته‌ای آغاز شد که موج گسترده‌ای از موشک‌ها و پهپادها را به سوی امارات متحده عربی روانه کرد.

تنها کشوری که بیش از امارات هدف قرار گرفت، اسرائیل بود؛ اما اسرائیل سال‌هاست سامانه دفاعی گسترده‌ای در اختیار دارد؛ از پناهگاه‌های عمومی گرفته تا سامانه رهگیری موشکی «گنبد آهنین». امارات نه چنین زیرساختی داشت و نه تجربه‌ای مشابه. کشوری که خود را پناهگاهی امن و نوعی سنگاپور خاورمیانه می‌دید، ناگهان با جنگی روبه‌رو شد که نه خواهان آن بود و نه آشکارا از آن حمایت کرده بود.

با این حال، انور قرقاش، مشاور رئیس امارات، در مصاحبه‌ای که اخیراً انجام داد، نکته‌ای ظاهراً متناقض را مطرح کرد. او گفت حمله ایران به کشورهای خلیج فارس «در عمل نقش اسرائیل در خلیج فارس را تقویت خواهد کرد، نه اینکه آن را کاهش دهد.»

یکی از مقام‌های بازنشسته وزارت خارجه آمریکا و متخصص در امور خاورمیانه، توضیح کوتاهی درباره نگاه اماراتی‌ها ارائه داد. او گفت اماراتی‌ها ذهنیتی بسیار سنتی دارند و ادامه داد: «وقتی دچار بحران می‌شوند، با دقت نگاه می‌کنند چه کسی واقعاً کنارشان می‌ایستد. آن‌ها دیدند که اسرائیل واقعاً وارد میدان شد.»

بر اساس گزارشی از آکسیوس به قلم باراک راوید، خبرنگار اسرائیلی، اسرائیل سامانه‌های رهگیر گنبد آهنین را همراه با نیروهای نظامی لازم برای کار با آن‌ها به امارات فرستاد. این نخستین بار بود که اسرائیل گنبد آهنین را به کشوری دیگر منتقل می‌کرد. گیلی کوهن، خبرنگار روزنامه هاآرتص، نیز در پادکست عبری این روزنامه در چهارم مه گفت اسرائیل افسرانی از فرماندهی جبهه داخلی خود را به امارات اعزام کرده تا به ایجاد سامانه هشدار حملات موشکی کمک کنند؛ سامانه‌ای که غیرنظامیان را از نزدیک شدن موشک‌ها آگاه کند و آن‌ها را به نزدیک‌ترین پناهگاه هدایت نماید.

برای حاکمان امارات، مسئله اصلی این نبود که دلیل نیاز کشورشان به کمک اسرائیل، جنگی بود که خود اسرائیل آغاز کرده بود؛ بلکه از نگاه آن‌ها، مسئله این بود که ایران ــ کشوری که با آن روابط دیپلماتیک داشتند ــ بدون هیچ دلیل منطقی، حجم عظیمی از موشک‌ها، راکت‌ها و پهپادها را به سمت آن‌ها شلیک کرد.

یک تاجر بانفوذ اماراتی نیز موافق بود که تصمیم اسرائیل برای حمله به ایران «ایده‌ای واقعاً بد» بود. اما او توضیح داد که ایرانی‌ها با حمله به دبی و ابوظبی، در واقع می‌خواستند به دلیل روابط خوب امارات با اسرائیل و آمریکا به این کشور هشدار دهند؛ گویی پیامشان این بود که «اگر ایران سقوط کند، کل منطقه فرو می‌پاشد و همه‌جا دچار هرج‌ومرج می‌شود.» و امارات از هرج‌ومرج بیزار است.

به گفته این تاجر، امارات خود را کشوری متمدن می‌بیند که به رفاه، ثبات و سکولاریسم اهمیت می‌دهد، اما در منطقه‌ای قرار گرفته که از اسلام‌گرایی، ایدئولوژی‌ها و حکومت‌های ناکارآمد، و متحدان غیرقابل‌اعتماد پر شده است.

او گفت: «امارات در روابطش بسیار معامله‌محور عمل می‌کند.» و رابطه کشورش با اسرائیل را «کاملاً عمل‌گرایانه و بدون هیچ علاقه عاطفی» توصیف کرد. به گفته او، دولت امارات «دقیقاً می‌دانست بنیامین نتانیاهو چه شخصیتی دارد» و «خوب می‌فهمید با چه تیپی طرف است.» آن‌ها می‌دانستند نتانیاهو هم مانند خودشان، به این رابطه صرفاً از زاویه منافع نگاه می‌کند؛ بنابراین می‌توان برای منافع متقابل با او همکاری کرد.

او ادامه داد: «امارات تمام‌قد روی رابطه‌اش با اسرائیل سرمایه‌گذاری کرده، چون این رابطه در خدمت منافع و چشم‌انداز میان‌مدت و بلندمدت آن برای آینده منطقه است.»

به گفته او، امارات «از نظر ارزش‌ها و ساختارهای حکومتی، هیچ شباهتی با بقیه خاورمیانه ندارد. ما عمل‌گرا هستیم، اما آن‌ها نیستند؛ به همین دلیل زندگی در چنین منطقه‌ای دشوار است.»

او افزود: «از نگاه امارات، هیچ بازیگر دیگری در منطقه وجود ندارد که آمادگی زندگی در خاورمیانه‌ای پساآمریکایی را داشته باشد. از این نظر، ما با اسرائیل ارزش‌های مشترک داریم.»

امارات سرمایه‌گذاری عظیمی روی رابطه خود با آمریکا انجام داده، اما واشنگتن را متحدی کاملاً قابل‌اعتماد نمی‌داند. این بی‌اعتمادی هم فقط به دوران دونالد ترامپ ــ که به بی‌ثباتی و رفتارهای متناقض مشهور است ــ مربوط نمی‌شود، بلکه ریشه آن به دوران باراک اوباما بازمی‌گردد؛ ابتدا به نحوه برخورد دولت اوباما با بهار عربی و سپس به تصمیم او برای پیشبرد توافق هسته‌ای چندجانبه با ایران.

از نگاه امارات، اوباما حسنی مبارک، رئیس‌جمهور مصر را که «بیش از سی سال خدمتگزار وفادار» آمریکا بود رها کرد. همچنین توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ با ایران ــ برجام ــ در نظر امارات «پاداشی به یک دولت یاغی» محسوب می‌شد.

دولت اسرائیل نیز از متحدان سرسخت مبارک بود. در جریان قیام ۲۰۱۱ مصر، حتی یکی از نمایندگان پارلمان اسرائیل مدعی شد به مبارک پیشنهاد پناهندگی در اسرائیل داده است. نتانیاهو هم از مخالفان بسیار تند و صریح برجام بود.

این تاجر اماراتی در عین حال گفت جایی که امارات و اسرائیل اختلاف دارند، اهداف نهایی دو طرف است. او توضیح داد: «امارات ثبات را دوست دارد، اما اسرائیل در بی‌ثباتی رشد می‌کند و تحمل بسیار بالایی برای درگیری‌های فرسایشی و کم‌شدت دارد.»

با این حال، فعلاً دو کشور ــ هرچند کاملاً همسو نیستند ــ به شکلی عمل‌گرایانه و مبتنی بر منافع مشترک، از همکاری با یکدیگر رضایت دارند.

و همان‌طور که کارشناس دیگری گفت: «احتمالاً رابطه میان دو کشور در سال‌های آینده عمیق‌تر هم خواهد شد.»

منبع: نیولاینز


نمایندگان بحرینی به‌دلیل اعتراض به سلب تابعیت‌ها با فشاری بی امان روبه‌رو شدند

سه نماینده پارلمان بحرین ممکن است به اتهام «بی‌وفایی به کشور» از سمت خود برکنار شوند؛ آن هم پس از آنکه درباره قانونی بودن سلب تابعیت افراد بدون طی روند قضایی و حق دفاع، پرسش‌هایی مطرح کردند.

در ۲۷ آوریل، بحرین تابعیت ۶۹ نفر را لغو کرد و مدعی شد این افراد در جریان جنگ جاری آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از حملات ایران به بحرین حمایت یا با آن ابراز همدلی کرده‌اند. تصمیم حکومت حتی اعضای خانواده افرادی را که مستقیماً به خیانت متهم شده بودند نیز دربر گرفت.

سه‌شنبه هفته گذشته، در جلسه هفتگی پارلمان، نمایندگان در واکنش به این سلب تابعیت‌ها بار دیگر به قانون شماره ۱۳ سال ۲۰۲۴ پرداختند. این قانون ماده ۷ قانون تشکیلات قضایی را اصلاح کرده بود؛ ماده‌ای که پیش‌تر دادگاه عالی مدنی را مسئول رسیدگی به پرونده‌هایی مانند گذرنامه، مهاجرت و سلب تابعیت می‌دانست.

اما طبق اصلاحیه جدید، پرونده‌های مربوط به تابعیت از حوزه اختیارات دادگاه خارج و به‌عنوان «اقدامات حاکمیتی» تعریف شدند. در عمل، این تغییر به ملک حمد بن عیسی آل خلیفه و دربار سلطنتی اختیار می‌دهد که بدون ارائه مدارک و بدون طی روند دادرسی، تابعیت افراد را لغو کنند؛ آن هم بدون اینکه راه مؤثری برای اعتراض قضایی وجود داشته باشد.

در جریان بحث‌های پارلمانی، عبدالنبى سلمان ناصر، نایب‌رئیس اول مجلس، نسبت به این قانون ابراز نگرانی کرد. او گفت: «نگرانی اصلی این است که حذف دستگاه قضایی از پرونده‌هایی که به موضوع بنیادی‌ای مانند تابعیت مربوط می‌شود، مسئله‌ای بسیار مهم و خطرناک است. این کار ممکن است زمینه را برای گسترش اختیارات سلیقه‌ای فراهم کند؛ اختیاراتی که گاهی ممکن است از حدود خود فراتر برود و بر روند عدالت در برخی پرونده‌ها اثر بگذارد.»

او افزود: «این موضوع می‌تواند به اصل حق دادخواهی لطمه بزند و حاکمیت قانون را تضعیف کند؛ به‌ویژه زمانی که تضمین‌های لازم برای حفاظت از افراد و خانواده‌ها در برابر تصمیمات احتمالی خودسرانه وجود ندارد.»

ناصر همچنین خواستار «نظارت» بر مسئله حساسی مانند اعطای تابعیت شد و هشدار داد اگر اشتباهی رخ دهد، ممکن است افراد و خانواده‌ها هیچ راه حقوقی برای دفاع از خود نداشته باشند. با این حال، او در مجموع گفت با روح کلی قانون ــ با توجه به ملاحظات امنیت ملی ــ موافق است.

ممدوح آل صالح، رئیس کمیته خدمات پارلمان، نیز نگرانی‌هایی مشابه مطرح کرد و به پیامدهای احتمالی این تصمیم برای خانواده‌ها اشاره داشت. با این وجود، او هم تأکید کرد که از حق پادشاه برای اعمال اختیارات حاکمیتی در موضوع تابعیت حمایت می‌کند.

او گفت: «ما می‌دانیم عدالت تبعیض قائل نمی‌شود، اما مجازات نباید از فرد خطاکار فراتر برود. قانون روشن است و شریعت روشن‌تر. عقل هم می‌گوید اگر من خطا کردم، چرا فرزندانم باید مجازات شوند؟ اگر من گناهی مرتکب شدم، چرا خانواده‌ام باید بار آن را به دوش بکشند؟»

او ادامه داد: «این حرف‌ها به معنای اعتراض به حکومت نیست. برعکس، من فرزند همین حکومت هستم. من این سخنان را از موضع دفاع از عدالت حکومت بیان می‌کنم.»

آل صالح افزود: «امروز ما نه خواستار تعلیق قانون هستیم و نه خواهان مدارا با کسانی که امنیت کشور را تهدید می‌کنند. ما می‌گوییم قانون اجرا شود، بله؛ خطاکار مجازات شود، بله؛ اما دیگران که گناهی ندارند نباید تاوان بدهند. من خواهان تصریح روشن اصل مسئولیت کیفری فردی در این فرمان هستم تا کودکان و خانواده‌ها از پیامدهایی که نقشی در آن نداشته‌اند، مصون بمانند.»

مهدی عبدالعزیز الشویخ، دیگر نماینده پارلمان، نیز نگرانی‌های مشابهی را مطرح کرد.

در پاسخ، نواف بن محمد المعاوده، وزیر دادگستری و امور اسلامی، گفت تغییر قانون مطابق رویه‌های رایج جهانی در موضوع تابعیت انجام شده و «هدف این فرمان، اعطای حاکمیت کامل دولت بر مسئله تابعیت است.»

او افزود: «در هیچ کشوری دستگاه قضایی در چنین موضوعاتی دخالت نمی‌کند. این مسائل به امنیت و منافع عالی کشور مربوط می‌شود. چنین پرونده‌هایی نه به دادگاه ارائه می‌شوند، نه در دادگاه بررسی می‌شوند و نه اساساً اطلاعات آن‌ها در اختیار قوه قضاییه قرار می‌گیرد. این یک مسئله حاکمیتی است و در همه کشورها همین‌طور است؛ موضوع عجیبی نیست.»

وزیر همچنین تأکید کرد: «این مسئله مجازات نیست. مجازات چیز دیگری است؛ مجازات یعنی کیفر نقض قانون. اما تابعیت از این جنس نیست. تابعیت چیزی است که دولت، از موضع حاکمیت، اعطا می‌کند؛ همان‌طور که در همه کشورها چنین است.»

در نهایت، این اصلاحیه با رأی موافق ۳۴ نفر از مجموع ۴۰ نماینده تصویب شد؛ سه نفر مخالفت کردند و سه نفر نیز غایب بودند.

اما اختلاف بر سر این قانون روز پنج‌شنبه ابعاد گسترده‌تر و مبهم‌تری پیدا کرد؛ زمانی که ملک حمد در سخنرانی خود به تهران هشدار داد در امور داخلی بحرین دخالت نکند. این سخنان اشاره‌ای آشکار به اظهارات اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، بود که سلب تابعیت‌ها را «تبعیض‌آمیز» توصیف کرده بود.

پادشاه بحرین در سخنانش همچنین افرادی را که «مردم آن‌ها را برای نمایندگی خود انتخاب کرده‌اند اما در کنار خائنان ایستاده‌اند » محکوم کرد؛ عبارتی که تهدیدی تلویحی به اعمال حکومت نظامی در صورت ادامه مخالفت‌ها تلقی شد.

بر اساس متن منتشرشده در خبرگزاری رسمی بحرین، پادشاه تأکید کرده که «این اقدامات بازدارنده از روی انتقام‌جویی نیست، بلکه رحمتی برای اکثریت وفادار ملت و نوعی سوپاپ اطمینان است تا فرماندهی نیروهای مسلح ناچار نشود امور کشور را طبق احکام نظامی اداره کند.»

در روزهای بعد، نه‌تنها سه نماینده یادشده ــ ناصر، آل صالح و الشویخ ــ به‌شدت عذرخواهی کردند، بلکه موجی از اعلام وفاداری از سوی اعضای خاندان سلطنتی، مقام‌های حکومتی و سران قبایل بانفوذ به راه افتاد؛ بیانیه‌هایی که در آن‌ها هم درستی سلب تابعیت‌ها تأیید می‌شد و هم وفاداری به پادشاه اعلام می‌گردید.

حتی دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس و نیز جاسم محمد البدیوی، دبیرکل شورا، نیز وارد ماجرا شدند و از تصمیم پادشاه بحرین حمایت کردند.

با این حال، برای آن سه نماینده ماجرا به همین‌جا ختم نشد. سایر اعضای پارلمان علیه آن‌ها موضع گرفتند و خواستار استعفایشان شدند. ۳۷ نماینده دیگر نامه‌ای برای برکناری آن‌ها امضا کرده‌اند و قرار است پنج‌شنبه ۷ مه درباره این موضوع رأی‌گیری شود.

پس از جنگ ایران، بازداشت‌های خودسرانه ــ که عمدتاً شیعیان بحرین را هدف قرار داده ــ به بهانه مقابله با خیانت و گرایش‌های طرفدار ایران افزایش یافته است.

وزارت کشور بحرین نیز اختیارات فوق‌العاده‌ای برای سلب تابعیت به دست آورده؛ اقدامی که می‌تواند افراد و خانواده‌ها را از حق برخورداری از مسکن رایگان یا یارانه‌ای، خدمات درمانی و مزایای شغلی محروم کند.

این محدودیت‌ها بر اساس ماده ۱۰ قانون تابعیت بحرین اعمال می‌شود؛ ماده‌ای که اجازه می‌دهد در صورت «آسیب رساندن به منافع پادشاهی یا رفتار مغایر با وظیفه وفاداری به آن»، تابعیت افراد لغو شود.

دولت بحرین از سال ۲۰۱۱ تاکنون با استناد به قوانین مبهم ضدتروریسم، تابعیت صدها نفر را لغو کرده است. پیش‌تر دست‌کم نوعی روند حقوقی برای اعتراض به این تصمیمات وجود داشت، اما اکنون همان سازوکار نیز حذف شده و جای خود را به قانونی داده که به پادشاه اجازه می‌دهد افراد متهم به خیانت ــ و حتی خانواده‌هایشان ــ را عملاً بی‌تابعیت کند.

منبع: نیولاینز

 

دریای خزر؛ مسیر تجاری راهبردی ایران که سال‌ها نادیده گرفته شد

درخشش نارنجی انفجارها و ستون‌های عظیم دود سیاه، آسمان بندر انزلی را پر کرده بود؛ جایی که جنگنده‌های اسرائیلی مرکز فرماندهی نیروی دریایی ایران را هدف قرار دادند. اسرائیل اعلام کرد چند شناور نیروی دریایی ایران را نیز منهدم کرده و این حمله را یکی از مهم‌ترین عملیات‌ها در جریان جنگ با ایران توصیف کرد.

اما حمله‌ای که در ماه مارس رخ داد و تصاویر آن توسط ارتش اسرائیل منتشر شد، نه در خلیج فارس، بلکه در دریای خزر اتفاق افتاد؛ پهنه آبی عظیمی در شمال ایران که معمولاً کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. با این حال، خزر اکنون به‌تدریج به مسیر مهمی برای تجارت میان روسیه و ایران تبدیل شده است.

برای دو کشوری که هر دو درگیر جنگ شده‌اند و بیش از تقریباً هر کشور دیگری زیر فشار تحریم‌های غرب قرار دارند، دریای خزر به گذرگاهی برای تجارت آشکار و پنهان تبدیل شده؛ انتقال کالاهایی که به ایران کمک کرده با وجود برتری قاطع نظامی آمریکا، همچنان به‌عنوان رقیبی سرسخت باقی بماند.

مقام‌های آمریکایی می‌گویند روسیه از طریق دریای خزر قطعات پهپاد به ایران ارسال می‌کند تا تهران بتواند توان تهاجمی خود را پس از از دست دادن حدود ۶۰ درصد از زرادخانه پهپادی‌اش در درگیری‌های اخیر بازسازی نماید. این مقام‌ها به دلیل محرمانه بودن ارزیابی‌های نظامی، نخواستند نامشان فاش شود.

روسیه همچنین کالاهایی را که معمولاً از مسیر تنگه هرمز وارد می‌شدند، از طریق خزر به ایران می‌رساند؛ آن هم در شرایطی که نیروی دریایی آمریکا تنگه هرمز را محاصره کرده است.

مقام‌های ایرانی گفته‌اند تلاش‌ها برای گشودن مسیرهای جایگزین تجاری با سرعت زیادی در حال پیشرفت است و چهار بندر ایران در ساحل خزر شبانه‌روزی فعال‌اند تا گندم، ذرت، خوراک دام، روغن آفتابگردان و دیگر کالاهای اساسی را وارد کشور کنند.

محمدرضا مرتضوی، رئیس انجمن صنایع غذایی ایران، به صداوسیمای جمهوری اسلامی گفت ایران به‌طور فعال در حال انتقال مسیر واردات کالاهای اساسی به دریای خزر است.

آمارهای بندری و مقام‌های تجاری روسیه نیز نشان می‌دهد حجم حمل‌ونقل در خزر طی ماه‌های اخیر به‌سرعت افزایش یافته است. ویتالی چرنف، مدیر بخش تحلیل گروه رسانه‌ای «پورت‌نیوز» که صنعت دریایی روسیه را رصد می‌کند، گفت دو میلیون تن گندم روسیه که پیش‌تر هر سال از مسیر دریای سیاه به ایران ارسال می‌شد ــ مسیری که اکنون در معرض حملات اوکراین قرار دارد ــ حالا از طریق دریای خزر منتقل می‌شود.

او گفت: «در شرایط بی‌ثباتی خاورمیانه، مسیرهای خزر به سمت ایران بسیار جذاب‌تر به نظر می‌رسند.»

الکساندر شاروف، مدیر مؤسسه «روس‌ایران‌اکسپو» که به صادرکنندگان روس برای یافتن خریداران ایرانی کمک می‌کند، نیز در مصاحبه‌ای گفت حجم بار جابه‌جا شده از طریق خزر ممکن است امسال دو برابر شود. او افزود هرچند تحریم‌های غرب برخی شرکت‌های بزرگ را برای فعالیت در خزر مردد کرده، اما بحران هرمز ممکن است این تردیدها را کاهش دهد.

دریای خزر که از ژاپن هم بزرگ‌تر است، بزرگ‌ترین دریاچه جهان به شمار می‌رود. نظارت بر این مسیر از راه دور دشوار است، زیرا کشتی‌هایی که میان بنادر روسیه و ایران رفت‌وآمد می‌کنند، معمولاً فرستنده‌های ردیابی ماهواره‌ای خود را خاموش می‌کنند؛ اقدامی که گروه‌های ردیابی دریایی بارها به آن اشاره کرده‌اند.

برخلاف خلیج فارس، آمریکا نمی‌تواند کشتی‌های فعال در خزر را متوقف یا بازرسی کند، زیرا تنها پنج کشور ساحلی به این دریا دسترسی دارند.

نیکول گراجفسکی، استاد دانشگاه علوم سیاسی پاریس و متخصص روابط ایران و روسیه، گفت: «اگر به دنبال بهترین مکان برای دور زدن تحریم‌ها و انتقال تجهیزات نظامی باشید، آنجا دریای خزر است.»

اگرچه روسیه و ایران درباره تجارت کالاهایی مانند گندم آشکارا صحبت می‌کنند، اما موضوع انتقال تسلیحات کاملاً متفاوت است.

ارسال قطعات پهپادی نشان‌دهنده نزدیکی روزافزون همکاری دفاعی مسکو و تهران است. مقام‌های آمریکایی می‌گویند هرچند این قطعات احتمالاً نقشی تعیین‌کننده در جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل ندارند، اما به تقویت زرادخانه پهپادی ایران کمک می‌کنند و اگر این روند ادامه پیدا کند، ایران می‌تواند خیلی سریع توان پهپادی خود را بازسازی نماید.

به گفته این مقام‌ها، در سال‌های گذشته این تجارت در هر دو جهت جریان داشت؛ ایران پهپادهایی را برای استفاده روسیه در جنگ اوکراین ارسال می‌کرد و روسیه نیز قطعات موردنیاز را به ایران می‌رساند.

اما نیاز روسیه به دریافت پهپاد از ایران پس از ژوئیه ۲۰۲۳ کاهش یافت؛ زمانی که روسیه با مجوز ایران، تولید نسخه بومی پهپاد شاهد را در کارخانه‌ای در تاتارستان آغاز کرد.

ارتش اوکراین در ماه اوت اعلام کرد یک کشتی روسی را در بندر اولیا ــ در شمال غربی دریای خزر ــ غرق کرده که به گفته کی‌یف در حال حمل قطعات پهپادهای شاهد از ایران بود. اوکراین این بندر را یکی از مراکز اصلی ورود تجهیزات نظامی کمک‌کننده به جنگ روسیه توصیف کرد. روسیه تنها پذیرفت که کشتی «آسیب دیده» است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز پیش‌تر در سپتامبر ۲۰۲۴ این کشتی و مالک روسی آن، شرکت MG-Flot، را تحریم کرده و آن را به انتقال موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد از ایران به روسیه متهم کرده بود.

برای روسیه و ایران، اهمیت راهبردی دریای خزر مدت‌هاست روشن بوده است. دو کشور نزدیک به دو دهه است که برنامه‌هایی برای ایجاد یک کریدور تجاری از دریای بالتیک تا اقیانوس هند طراحی کرده‌اند؛ مسیری به طول ۷۲۰۰ کیلومتر که از غرب روسیه و حوزه خزر عبور می‌کند و هدف آن دور زدن مسیرهای تجاری تحت نفوذ غرب است.

البته بخش زیادی از این طرح‌ها هنوز روی کاغذ باقی مانده و شامل نوسازی ناوگان فرسوده کشتیرانی، ساخت تأسیسات بندری جدید و ایجاد خطوط ریلی تازه است.

کارشناسان تردید دارند که روسیه و ایران، در حالی که هر دو درگیر جنگ و بحران هستند، منابع مالی و فنی لازم برای اجرای کامل این پروژه‌ها را داشته باشند. از جمله مشکلات موجود، کم‌عمق بودن برخی بخش‌های دریای خزر است که عبور کشتی‌ها را محدود می‌کند.

برای ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، تجارت در خزر نوعی موازنه حساس ایجاد کرده است. روسیه که در خاورمیانه با کاهش شمار متحدانش روبه‌روست، می‌خواهد از ایران حمایت کند؛ اما کمک نظامی آشکار به تهران می‌تواند دونالد ترامپ و همچنین متحدان عرب روسیه ــ که برای تجارت انرژی مسکو اهمیت دارند ــ را خشمگین سازد.

برای آمریکا نیز دریای خزر همچنان یک چالش مهم باقی مانده و در سیاست‌گذاری واشنگتن نوعی «نقطه کور دیپلماتیک» محسوب می‌شود.

لوک کافی، پژوهشگر ارشد مؤسسه هادسون، گفت: «برای سیاست‌گذاران آمریکایی، دریای خزر مثل یک سیاه‌چاله ژئوپولیتیکی است؛ انگار اصلاً وجود ندارد.»

اهمیت بالقوه دریای خزر پس از حمله گسترده روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ برای آمریکا و اروپا آشکارتر شد. روسیه بار دیگر از کشتی‌های مستقر در خزر برای شلیک موشک به اهدافی در اوکراین استفاده کرد؛ همان‌گونه که پیش‌تر در جنگ سوریه انجام داده بود.

تحلیلگران همچنین متوجه افزایش تردد «کشتی‌های تاریک» شدند؛ کشتی‌هایی که سیگنال‌های ردیابی اجباری خود را خاموش می‌کنند. ایران نیز در مراحل اولیه جنگ اوکراین از مسیر خزر برای ارسال مهمات به روسیه استفاده کرد و سپس پهپادهای شاهد تولید داخل را از همین مسیر به روسیه رساند.

در ژانویه ۲۰۲۵، ایران و روسیه یک توافق همکاری گسترده امضا کردند. مقام‌های اروپایی گفته‌اند دو کشور همچنان در حال تبادل فناوری و تجربیات نظامی هستند.

به باور کارشناسان، روسیه در طول جنگ طراحی و عملکرد پهپادها را بهبود بخشید و سپس تولید داخلی آن‌ها را آغاز کرد؛ پیشرفت‌هایی که احتمالاً با ایران نیز به اشتراک گذاشته شده‌اند.

اینکه روسیه از آغاز جنگ دقیقاً چه تجهیزات نظامی‌ای به ایران ارسال کرده، هنوز مشخص نیست. البته حجم تجارت خزر هرگز نمی‌تواند جایگزین کامل تجارت ایران از طریق تنگه هرمز شود؛ به‌ویژه در حوزه صادرات نفت که بخش بزرگی از درآمد ایران را تشکیل می‌دهد.

آنا بورشفسکایا، کارشناس سیاست خاورمیانه روسیه در مؤسسه واشنگتن، گفت: «روسیه و ایران راه‌هایی برای دور زدن تحریم‌ها پیدا کرده‌اند. و دقیقاً به همین دلیل بود که اسرائیل آن بندر را بمباران کرد؛ چون می‌دانست روسیه از طریق این مسیر کوچک اما بسیار مهم تجاری می‌تواند کمک زیادی به ایران برساند.»

منبع: نیویورک تایمز


کشورهای خلیج فارس در حال ساختن خاورمیانه‌ای هستند که ایران نمی‌تواند آن را تحمل کند

برنامه هسته‌ای ایران، توسعه موشک‌ها و پهپادها، حمایت از نیروهای نیابتی و حمله به زیرساخت‌ها و غیرنظامیان منطقه همچنان از اصلی‌ترین تهدیدها به شمار می‌روند. اما این تهدیدها به مسئله‌ای عمیق‌تر نیز گره خورده‌اند: رهبری ایران دهه‌هاست با مسیری که بسیاری از کشورهای خلیج فارس از نظر سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک در پیش گرفته‌اند، مخالفت می‌کند.

امروز این مخالفت بیش از پیش در قالب حملات مستقیم به کشورها، زیرساخت‌ها و سبک زندگی‌ای دیده می‌شود که طی دو دهه گذشته در بخش بزرگی از خلیج فارس شکل گرفته است.

طبق اعلام مقام‌های دفاعی امارات، جمهوری اسلامی از ۲۸ فوریه تاکنون ۵۴۹ موشک بالستیک، ۲۹ موشک کروز و ۲۲۶۰ پهپاد به سوی امارات شلیک کرده است. مدارس سراسر کشور دست‌کم تا پایان هفته آموزش از راه دور را جایگزین کلاس‌های حضوری کرده‌اند. حمله به منطقه صنعتی نفتی فجیره نیز شماری از غیرنظامیان را زخمی کرد. شب‌ها آژیرهای پدافندی در امارات بارها مردم را وادار کرده به خانه‌ها پناه ببرند، در حالی که سامانه‌های رهگیر، موشک‌ها و پهپادهای ورودی را در آسمان منهدم می‌کنند.

شبکه دفاع هوایی امارات، شامل سامانه‌های آمریکایی پاتریوت و تاد، بیشتر تهدیدهای ورودی را رهگیری کرده است.

امارات نه برنامه‌ای برای تولید سلاح هسته‌ای دارد، نه در سراسر خاورمیانه شبه‌نظامیان نیابتی مستقر کرده و نه ادعایی درباره خاک ایران مطرح نموده است. این کشور دهه‌ها صرف کرده تا خود را به مرکز جهانی تجارت، سرمایه‌گذاری، گردشگری و فرهنگ تبدیل کند. و دقیقاً همین‌هاست که ایران هدف قرار داده: فرودگاه‌ها، بنادر، زیرساخت‌های انرژی، مراکز مالی و مناطق غیرنظامی.

امارات طی چند دهه گذشته به مرکزی جهانی برای سرمایه‌گذاری، جذب نیروی انسانی و زندگی بلندمدت تبدیل شده است. عربستان سعودی و قطر نیز سال‌هاست در حال ساختن اقتصادهایی هستند که سرمایه و استعدادهای جهانی را جذب می‌کنند و به مکان‌هایی بدل شده‌اند که مردم به شکل روز افزونی برای زندگی، کار و ساختن آینده خود انتخاب می‌کنند.

اقتصادهایی که زمانی تقریباً کاملاً وابسته به انرژی بودند، اکنون حوزه‌هایی چون هوانوردی، لجستیک، خدمات مالی، فناوری و گردشگری را نیز به موتورهای اصلی رشد خود تبدیل کرده‌اند. این جوامع در عین حفظ هویت دینی و سنت‌های فرهنگی‌شان، فضای بازتر و فرصت‌های بیشتری ایجاد کرده‌اند.

این وضعیت تضاد آشکاری با ساختاری دارد که جمهوری اسلامی در ایران برقرار کرده است. حکومت در ایران به‌شدت تحت کنترل آموزه‌های دینی قرار دارد؛ ساختاری که سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی با سختگیری فراوان از آن محافظت می‌کنند و هرگونه مخالفت را سرکوب می‌نمایند. حکومت ایران این مدل را تنها شکل مشروع حکومت اسلامی معرفی می‌کند و فضای چندانی برای الگوهای جایگزین حکمرانی یا سازمان اجتماعی باقی نمی‌گذارد.

اما اکنون این ادعا با نمونه‌های متفاوتی در خاورمیانه روبه‌رو شده است. کشورهای خلیج فارس نشان داده‌اند که رشد اقتصادی، ارتباط گسترده با جهان و زندگی دینی می‌توانند همزمان وجود داشته باشند، بدون آنکه نیاز به چنین سطحی از کنترل دولتی باشد.

امارات همچنین تصمیم گرفت روابط رسمی با اسرائیل برقرار کند؛ اقدامی که یکی از معادلات قدیمی منطقه را تغییر داد. رهبران ایران طی دهه‌ها دشمنی با اسرائیل را به بخش ثابت سیاست منطقه‌ای خود تبدیل کرده‌اند؛ از تهدید مداوم موجودیت اسرائیل گرفته تا دعوت به نابودی آن.

اما اقدام امارات نشان داد کشورهای خاورمیانه می‌توانند مسیر متفاوتی را بر اساس منافع ملی و دستیابی به ثبات و رفاه بلندمدت انتخاب کنند. این تصمیم همچنین الگویی ایجاد کرد که مستقیماً در تضاد با تلاش ایران برای سازمان‌دهی منطقه بر پایه تقابل و جنگ قرار دارد.

مجموع این تحولات توضیح می‌دهد که چرا تقابل ایران با کشورهای خلیج فارس فراتر از یک رویارویی صرفاً نظامی است. این کشورها در نقطه مقابل اهداف کلان جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند. کشوری که نماد ثبات، اقتصاد باز و تصمیم‌گیری مستقل باشد، روایت مورد نظر جمهوری اسلامی درباره نحوه اداره خاورمیانه و الگویی را که می‌خواهد به بیرون صادر کند، به چالش می‌کشد.

با وجود حملات مکرر، امارات همچنان به کار خود ادامه داده است. پروازها برقرارند، کسب‌وکارها هر روز فعالیت می‌کنند، سیستم مالی فعال است و زندگی روزمره ــ هرچند زیر فشار ــ جریان دارد. وضعیت در بخش بزرگی از خلیج فارس نیز مشابه است.

در گفت‌وگوهایی که با ساکنان، فعالان اقتصادی و افراد حرفه‌ای در امارات، عربستان و قطر داشته‌ام، یک دیدگاه مشترک دیده می‌شود: اینکه رهبران این کشورها بحران را به‌خوبی مدیریت کرده و ثبات را حفظ کرده‌اند.

اقدامات ایران نشان می‌دهد کشوری که به‌دنبال اقتصاد باز، ادغام در اقتصاد جهانی و دیپلماسی مستقل باشد، ممکن است هدف حملات مداوم قرار گیرد. این حملات همچنین به کشورهای همسایه این پیام را می‌دهد که باز بودن اقتصادی، دیپلماسی مستقل و عادی‌سازی روابط با اسرائیل بدون هزینه و خطر نیست.

اما واکنش امارات پیام دیگری دارد؛ پیامی که در تداوم فعالیت‌ها، حفظ انسجام ساختارها و عقب‌نشینی نکردن کشور از مسیر انتخاب‌شده‌اش دیده می‌شود.

آنچه امروز در آسمان امارات جریان دارد، تلاشی است برای ضربه زدن به مدلی که طی سال‌های گذشته در خلیج فارس شکل گرفته؛ مدلی مبتنی بر ثبات، رشد، رفاه، تصمیم‌گیری مستقل و فراهم کردن امکان زندگی بهتر و آینده‌ای معنادار برای مردم.

اما آنچه ایران در پی تخریب آن است، با وجود حملات مداوم فرو نریخته و به باور من، هرگز هم فرو نخواهد ریخت.

منبع: نشنال نیوز


اسرائیل پایگاهی مخفی برای جنگ با ایران، در عراق ساخت

به گفته منابع آگاه، از جمله مقام‌های آمریکایی، اسرائیل در جریان جنگ با ایران یک پایگاه مخفی نظامی در صحرای عراق ایجاد کرده بود تا از عملیات هوایی خود علیه ایران پشتیبانی کند؛ پایگاهی که در اوایل جنگ نزدیک بود توسط نیروهای عراقی کشف شود و اسرائیل برای جلوگیری از این اتفاق، مواضع ارتش عراق را هدف حمله قرار داد.

این افراد می‌گویند اسرائیل اندکی پیش از آغاز جنگ و با اطلاع آمریکا این تأسیسات را ایجاد کرده بود؛ پایگاهی که محل استقرار نیروهای ویژه و همچنین مرکز پشتیبانی لجستیکی نیروی هوایی اسرائیل محسوب می‌شد.

تیم‌های جست‌وجو و نجات نیز در این پایگاه مستقر بودند تا اگر خلبانان اسرائیلی در ایران سرنگون شدند، بتوانند آن‌ها را نجات دهند؛ هرچند تاکنون هیچ خلبان اسرائیلی سقوط نکرده است.

یکی از منابع گفت زمانی که یک جنگنده آمریکایی اف-۱۵ در نزدیکی اصفهان سرنگون شد، اسرائیل برای کمک اعلام آمادگی کرد، اما نیروهای آمریکایی خود عملیات نجات دو خلبان را انجام دادند. با این حال، اسرائیل برای حفاظت از عملیات، حملات هوایی پشتیبانی‌کننده انجام داد.

این پایگاه مخفی در اوایل مارس نزدیک بود لو برود. رسانه‌های دولتی عراق گزارش دادند یک چوپان محلی فعالیت‌های نظامی غیرعادی، از جمله پرواز هلیکوپترها، را در آن منطقه مشاهده کرده و موضوع را گزارش داده بود. پس از آن، ارتش عراق نیروهایی را برای بررسی اعزام کرد. یکی از منابع آگاه گفت اسرائیل با حملات هوایی مانع نزدیک شدن نیروهای عراقی شد.

ارتش اسرائیل از اظهار نظر درباره این موضوع خودداری کرد. دولت عراق در آن زمان این حمله را محکوم کرد؛ حمله‌ای که به کشته شدن یک سرباز عراقی انجامید.

سپهبد قیس المحمداوی، جانشین فرمانده ستاد عملیات مشترک عراق، در گفت‌وگو با رسانه‌های دولتی عراق درباره حمله اوایل مارس گفت: «این عملیات بی‌پروا بدون هماهنگی یا مجوز انجام شد.»

عراق بعداً در شکایتی که در ماه مارس به سازمان ملل ارائه کرد، اعلام نمود این حمله با مشارکت نیروهای خارجی و حملات هوایی انجام شده و آمریکا را مسئول آن دانست. اما یکی از منابع آگاه تأکید کرد آمریکا در این حمله نقشی نداشته است.

درگیری یادشده به‌طور گسترده در رسانه‌های عراقی و عربی بازتاب یافت و گمانه‌زنی‌های زیادی درباره هویت نیروهای درگیر ایجاد کرد.

پس از گزارش چوپان، نیروهای عراقی سوار بر خودروهای هاموی بامداد به سمت محل حرکت کردند. به گفته المحمداوی، آن‌ها در مسیر هدف آتش سنگین قرار گرفتند که در نتیجه آن یک سرباز کشته و دو نفر زخمی شدند.

مقام‌های عراقی سپس دو واحد دیگر از سرویس مبارزه با تروریسم عراق ــ نیرویی که در جنگ با داعش نقش مهمی داشت ــ را برای جست‌وجوی منطقه اعزام کردند. این نیروها شواهدی یافتند که نشان می‌داد یک نیروی نظامی پیش‌تر در آن منطقه حضور داشته است.

المحمداوی به رسانه‌های دولتی گفت: «به نظر می‌رسد نیرویی در منطقه حضور داشته که از پشتیبانی هوایی برخوردار بوده و توان عملیاتی آن فراتر از ظرفیت نیروهای ما بوده است.»

سخنگوی دولت عراق از اظهارنظر بیشتر درباره این حادثه یا اینکه آیا بغداد از وجود پایگاه اسرائیلی خبر داشته یا نه، خودداری کرد.

آمریکا طی سال‌های اخیر بارها برای حفاظت از پایگاه‌ها و منافع خود در عراق حملاتی انجام داده است.

جزئیات این پایگاه و خطراتی که اسرائیل برای ایجاد و حفاظت از آن پذیرفته بود، تصویر روشن‌تری از نحوه اجرای جنگ هوایی اسرائیل علیه دشمنی در حدود ۱۶۰۰ کیلومتری ارائه می‌دهد.

پایگاه عراق به اسرائیل اجازه می‌داد به میدان نبرد نزدیک‌تر شود. منابع آگاه می‌گویند اسرائیل تیم‌های امداد و نجات را در آنجا مستقر کرده بود تا در صورت نیاز بتوانند سریع‌تر وارد عملیات شوند. همچنین نیروهای ویژه نیروی هوایی اسرائیل ــ که برای عملیات کماندویی در خاک دشمن آموزش دیده‌اند ــ نیز در این پایگاه حضور داشتند.

نیروی هوایی اسرائیل در طول پنج هفته جنگ هزاران حمله علیه اهدافی در ایران انجام داد.

کارشناسان امنیتی می‌گویند نیروهای آمریکایی نیز معمولاً پیش از عملیات نظامی، پایگاه‌های موقت عملیاتی ایجاد می‌کنند. برای مثال، در جریان عملیات نجات خلبانان آمریکایی که هواپیمایشان اوایل آوریل سقوط کرد، یک پایگاه موقت در داخل خاک ایران ایجاد شده بود.

آمریکا در جریان آن مأموریت، هواپیماها و هلیکوپترهایی را که در محل جا مانده بودند، منهدم کرد.

مایکل نایتس، رئیس بخش تحقیقات مؤسسه مشاوره راهبردی Horizon Engage، گفت: «کاملاً طبیعی است که پیش از عملیات، چنین مکان‌هایی شناسایی و ایجاد شوند.»

او توضیح داد منطقه صحرایی غرب عراق بسیار وسیع و کم‌جمعیت است و به همین دلیل محل ایده‌آلی برای ایجاد پایگاه‌های موقت به شمار می‌رود. به گفته او، نیروهای ویژه آمریکا نیز در عملیات‌های سال‌های ۱۹۹۱ و ۲۰۰۳ علیه صدام حسین از همین منطقه استفاده کرده بودند.

نایتس افزود ساکنان صحرای عراق طی سال‌های گذشته بارها شاهد فعالیت‌های مشکوک بوده‌اند؛ از حضور گروه‌هایی مانند داعش گرفته تا عملیات نیروهای ویژه، و به همین دلیل یاد گرفته‌اند از چنین مناطق و تحرکاتی فاصله بگیرند.

او گفت برخی ساکنان محلی به او گفته‌اند در جریان جنگ اخیر پروازهای غیرعادی هلیکوپترها را در آن منطقه دیده‌اند.

مقام‌های اسرائیلی نیز در طول جنگ به عملیات‌های مخفی اشاره‌هایی کرده بودند. برای نمونه، تومر بار، فرمانده نیروی هوایی اسرائیل، در اوایل مارس در پیامی خطاب به نیروهایش نوشت: «این روزها نیروهای واحدهای ویژه نیروی هوایی در حال انجام مأموریت‌های خاصی هستند که می‌تواند تخیل هر کسی را به کار بیندازد.»

منبع: وال استریت ژورنال



نظر شما