twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۱ 33
در بسیاری از کشورهای عربی، یک سرود حماسی که از ایستادگی ایران در برابر آمریکا تمجید می‌کند به‌شدت محبوب شده است. در بخشی از این ترانه آمده: «مرا به خیابان‌های تهران ببر... پرچم عزت به دست ایرانیان برافراشته شده است

حاکمان جهان عرب ــ از امیران و پادشاهان گرفته تا ژنرال‌هایی که به مقام ریاست‌جمهوری رسیده‌اند ــ تمام تلاش خود را کرده‌اند تا روایت مطلوب خود را از جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل به افکار عمومی تحمیل کنند. رسانه‌های دولتی مدام ایران را به «تجاوزی بی‌دلیل» متهم می‌کنند. افرادی که نسبت به ایران ابراز همدلی کرده‌اند بازداشت شده‌اند و بعضی حتی با اتهام خیانت روبه‌رو شده‌اند. قطر و امارات افرادی را که از حملات ایران یا پیامدهای آن فیلم گرفته بودند بازداشت کرده‌اند. در بحرین نیز تابعیت برخی افراد به دلیل حمایت ظاهری از ایران سلب شده است؛ تا جایی که در هفتم مه، پارلمان معاون رئیس مجلس و دو نماینده دیگر را تنها به خاطر زیر سؤال بردن اختیار پادشاه در این زمینه اخراج کرد. یکی از نمایندگان سابق بحرین می‌گوید: «حکومت‌ها نمی‌خواهند کسی روایت رسمی را زیر سؤال ببرد.»

اما با وجود این فشارها، مردم همچنان سؤال می‌پرسند. در بسیاری از کشورهای عربی، یک سرود حماسی که از ایستادگی ایران در برابر آمریکا تمجید می‌کند به‌شدت محبوب شده است. در بخشی از این ترانه آمده: «مرا به خیابان‌های تهران ببر... پرچم عزت به دست ایرانیان برافراشته شده است.» بسیاری از عرب‌ها که به رسانه‌های رسمی کشورشان بی‌اعتمادند، به شبکه «المیادین» لبنان ــ که رویکردی نزدیک به ایران دارد ــ روی آورده‌اند.

کمتر کسی چنین احساساتی را علنی بیان می‌کند، اما در محافل خصوصی بعضی‌ها می‌پرسند آیا پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه بیش از آنکه مانع حملات ایران شوند، خود باعث جذب این حملات نمی‌شوند؟ یک استاد دانشگاه در دوحه می‌گوید: «امروز این کشورها زیر چتر امنیتی آمریکا هستند، اما شاید فردا مجبور شوند برای جلوگیری از تهدید ایران، به تهران امتیاز اقتصادی بدهند و به‌جای غرامت یا باج، اسم آن را سرمایه‌گذاری بگذارند.»

همدلی برخی عرب‌ها با ایران عمدتاً از دو عامل ناشی می‌شود. نخست، خشم عمیق آنان از اسرائیل؛ به‌ویژه پس از کشتار غزه و حملات سنگین به لبنان و سوریه. یک پزشک جوان مصری که برای تماشای فیلمی ایرانی به سینما رفته، می‌گوید: «از هر مصری بپرسید، می‌گوید ما طرف کسی را می‌گیریم که از فلسطینی‌ها حمایت کند. شاید ایران حکومت سرکوبگری داشته باشد، اما دست‌کم در برابر شیطان بزرگ و شیطان کوچک ایستاده است.» بعضی‌ها حتی از ناراحتی دولت‌های خلیج فارس لذت می‌برند؛ دولت‌هایی که در سال‌های اخیر روابطشان را با اسرائیل نزدیک‌تر کرده‌اند. در بحرین، برخی اعضای اخوان‌المسلمین ــ با وجود سنی بودن ــ در محافل خصوصی از حملات ایران به اسرائیل استقبال کرده‌اند.

عامل دوم، مسئله فرقه‌ای و مذهبی است. بسیاری از شیعیان ساکن کشورهای خلیج فارس پیوندهای مذهبی عمیقی با ایران دارند. در روستاهای شیعه‌نشین بحرین، پس از آنکه اسرائیل علی خامنه‌ای، رهبر پیشین ایران، را ترور کرد، مردم برای او مراسم عزاداری برگزار کردند؛ شخصیتی که در آن کشور کوچک هواداران زیادی داشت. صدها هزار ایرانی نیز در دبی زندگی می‌کنند، اما اکنون مدارس، باشگاه‌ها، بیمارستان و مسجد ایرانیان تعطیل شده‌اند. اخراج هزاران شیعه پاکستانی از امارات نیز احساس تبعیض و نارضایتی شیعیان را تشدید کرده است.

حتی در مصر که پایگاه اصلی اهل سنت به شمار می‌رود، صحبت از افزایش علاقه به خاندان پیامبر اسلام به میان آمده است؛ شخصیت‌هایی که نزد شیعیان احترام ویژه‌ای دارند. یکی از مشاوران سابق ریاست‌جمهوری مصر می‌گوید: «مصری‌ها به ایرانی‌ها حس نزدیکی دارند. ما هم به خاندان پیامبر و زیارتگاه‌هایی مثل آرامگاه سیده زینب و رأس الحسین در قاهره ارادت داریم.»

با این حال، کسانی که بیشترین آسیب را از حمایت ایران از شبه‌نظامیان و دخالت‌های نظامی آن در عراق، لبنان و سوریه دیده‌اند، از آمریکا و اسرائیل می‌خواهند به حملاتشان ادامه دهند. برخی سنی‌ها، به‌ویژه در بحرین، نگران شکل‌گیری «ستون پنجم» طرفدار ایران در کشورهایشان هستند و از کسانی که از حملات علیه شهرهایشان حمایت می‌کنند خشمگین‌اند. سلفی‌های مصر نیز با تحریک احساسات فرقه‌ای هشدار می‌دهند که نباید به رافضی‌ها ــ اصطلاحی تحقیرآمیز برای شیعیان ــ قدرت بیشتری داد.

اما به نظر می‌رسد این نوع نفرت فرقه‌ای دیگر مانند گذشته اثرگذار نیست. چیزی که بیشتر جلب توجه می‌کند، آمادگی بسیاری از مردم برای ترجیح احساسات و باورهایشان بر منافع اقتصادی‌شان است. بسیاری از کارگران مهاجر عرب پس از از دست دادن شغل‌هایشان در کشورهای خلیج فارس به وطن بازگشته‌اند و میزان پولی که برای خانواده‌هایشان می‌فرستادند به‌شدت کاهش یافته است. حتی در کشورهای نفت‌خیز هم قیمت سوخت رو به افزایش است.

آیا این فضای فکری می‌تواند پیامد سیاسی داشته باشد؟ برخی عرب‌ها رهبران مطیع و محافظه‌کار خود را با فرماندهان ایرانی مقایسه می‌کنند؛ فرماندهانی که با وجود همه فشارها و خطرها، دست‌کم آماده جنگیدن به نظر می‌رسند. یکی از آنها می‌گوید: «واکنش ایران باعث شده آنها قدرتمند و مقاوم به نظر برسند.» در مقابل، بسیاری از رهبران مقتدرنمای عرب ضعیف جلوه می‌کنند. همان پزشک مصری با عصبانیت می‌گوید: «قلدرهای ما در واقع ترسو هستند.» فعلاً این حرف‌ها در خفا زده می‌شود؛ اما شاید همیشه این‌طور نماند.

منبع: اکونومیست


نظر شما