اخبار و یادداشتها

کشوری که به آسان‌ترین هدف ایران تبدیل شد

شدت و تکرار این حملات برای برخی ناظران در کویت غافلگیرکننده بود؛ زیرا این کشور پیش از جنگ، روابط نسبتاً دوستانه‌ای با ایران داشت. صدها زائر از اقلیت شیعه کویت به طور منظم با پروازهای مستقیم برای زیارت اماکن مذهبی به ایران سفر می‌کردند.

در دهه‌های پس از عملیات «طوفان صحرا» و بیرون راندن نیروهای صدام از کویت، جنگ برای مردم این کشور کوچک خلیج فارس به خاطره‌ای دور اما ماندگار تبدیل شده بود.

اما از زمانی که تهران در ماه فوریه حملات خود به کویت را آغاز کرد، یعقوب، که در نزدیکی سفارت آمریکا در شهر کویت زندگی می‌کند، می‌گوید مردم به صداهایی عادت کرده‌اند که پیش‌تر برایشان ناآشنا بود؛ از رهگیری موشک‌های بالستیک گرفته تا صدای وزوز پهپادها.

«مردم خیلی ترسیده‌اند. ما عادت نداریم در شرایط بحران زندگی کنیم.»

این احساس ترس در کویت بسیار شدید است؛ کشوری که هنوز زخم‌های ناشی از اشغال عراق در سال ۱۹۹۰ را با خود دارد. همین تجربه، کویت را از دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس متمایز می‌کند.

از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ماه فوریه، نزدیکی جغرافیایی کویت به ایران و حضور گسترده نیروهای آمریکایی در این کشور، آن را به هدفی آسان برای موشک‌های کوتاه‌برد تهران تبدیل کرده است. علاوه بر این، شبه‌نظامیان شیعه عراقی مورد حمایت ایران نیز از آن سوی مرز شمالی، حملات سنگینی علیه کویت انجام داده‌اند.

بر اساس آمار مؤسسه مطالعات امنیت ملی (INSS)، کویت تاکنون هدف نزدیک به ۱۴۰۰ حمله موشکی و پهپادی قرار گرفته است؛ رقمی که پس از امارات متحده عربی در رتبه دوم قرار دارد. همچنین پس از فروپاشی آتش‌بس شکننده چند هفته‌ای میان واشنگتن و تهران در ماه جاری، کویت بیشترین فشار حملات جدید را تحمل کرده است.

در طول هفته گذشته، ایران بارها اعلام کرده که پایگاه‌های آمریکا در کویت را هدف قرار داده است؛ پایگاه‌هایی که در ادامه حضور نظامی آمریکا پس از جنگ‌های عراق، معمولاً حدود ۱۳ هزار و ۵۰۰ نیروی آمریکایی در آنها مستقر هستند.

مقام‌های کویتی می‌گویند تهران همچنین فرودگاه این کشور را هدف قرار داده و چندین حمله نیز به زیرساخت‌های نفتی، نیروگاه‌ها و تأسیسات آب‌شیرین‌کن انجام شده است؛ تأسیساتی که بیش از ۹۰ درصد آب آشامیدنی کویت به آنها وابسته است.

حملات هفته گذشته به نیروگاه‌ها باعث شد دولت از مردم بخواهد مصرف انرژی را کاهش دهند؛ درخواستی که در ماه‌های تابستان، زمانی که دمای هوا به حدود ۵۰ درجه سانتی‌گراد می‌رسد و استفاده از کولر ضروری است، بسیار دشوار به نظر می‌رسد.

پس از نخستین حملات ایران به کویت، سپاه پاسداران در بیانیه‌ای خطاب به مردم کویت از آنها خواست «از هر فرصتی برای نابودی نهادهای آمریکاییِ متجاوز استفاده کنند.»

با این حال، شدت و تکرار این حملات برای برخی ناظران در کویت غافلگیرکننده بود؛ زیرا این کشور پیش از جنگ، روابط نسبتاً دوستانه‌ای با ایران داشت. صدها زائر از اقلیت شیعه کویت به طور منظم با پروازهای مستقیم برای زیارت اماکن مذهبی به ایران سفر می‌کردند.

کویت همچنین برخلاف بحرین و امارات متحده عربی، موضع سختی علیه تهران اتخاذ نکرده بود. بحرین و امارات پیش‌تر اعلام کرده بودند که ممکن است برای بازگشایی تنگه هرمز به یک نیروی دریایی بپیوندند و حتی در مراحل ابتدایی جنگ، حملات هوایی مخفیانه‌ای علیه ایران انجام داده بودند.

اما امارات که در هفته‌های اخیر تلاش کرده تنش‌ها با ایران را کاهش دهد، در دور جدید درگیری‌ها هدف حمله مستقیم ایران قرار نگرفته است. ایران نیز در این دوره تنها یک بار به عربستان سعودی موشک شلیک کرده و آن حمله یک پایگاه آمریکایی را هدف قرار داده بود. در مقابل، تمرکز اصلی حملات ایران بر کویت، بحرین و اردن بوده و چند حمله محدود نیز به قطر و عمان انجام شده است.

بدر السیف، استادیار تاریخ در دانشگاه کویت، می‌گوید: «از نظر محدودیت‌های جغرافیایی در موقعیت مطلوبی قرار نداریم. ما یکی از کشورهای کوچک منطقه هستیم که اهداف در آن بسیار فشرده و نزدیک به یکدیگر قرار دارند.»

او افزود: «حملات مکرر به کویت با هدف ایجاد نوعی عامل ترس انجام می‌شود، اما زندگی روزمره همچنان ادامه دارد.»

السیف همچنین گفت: «ابعاد حملات چند روز اخیر بی‌سابقه است. این حملات فراتر از اهداف جنگ فعلی رفته‌اند؛ گویی نوعی تخلیه خشم در حال رخ دادن است. و این فقط علیه خود کویت نیست، بلکه علیه الگوی کشورهای خلیج فارس است.»

کویت همراه با همسایگانی مانند امارات تلاش کرده بود تصویری از منطقه خلیج فارس به عنوان جزیره‌ای از ثبات و رفاه ارائه دهد؛ تصویری که میلیون‌ها نیروی کار خارجی از کشورهای عربی و شبه‌قاره هند را جذب کرده بود.

اما جنگ کنونی به این تصویر آسیب جدی وارد کرده است. «هیئت سرمایه‌گذاری کویت» با دارایی حدود یک تریلیون دلار، که قدیمی‌ترین صندوق ثروت ملی جهان محسوب می‌شود، پشتوانه مالی مهمی برای این کشور نفت‌خیز فراهم کرده است. با این حال، کویت در مقایسه با برخی همسایگان خود از نظر نوسازی و توسعه عقب‌مانده تلقی می‌شود.

کویت همچنین در کاهش وابستگی به صادرات نفت با دشواری روبه‌رو بوده است؛ صادراتی که معمولاً حدود ۹۰ درصد درآمد دولت را تشکیل می‌دهد.

پس از هدف قرار گرفتن میادین نفتی و محدود شدن مسیر اصلی صادرات به دلیل بسته شدن تنگه هرمز، تولید نفت خام کویت از حدود ۲.۵ میلیون بشکه در روز پیش از جنگ، به حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز کاهش یافته است.

این بحران واردات کویت را نیز مختل کرده است.

یک تحلیلگر کویتی که نخواست نامش فاش شود، گفت: «کسب‌وکارها حتی برای تأمین کالاهای مورد نیاز خود با مشکل روبه‌رو هستند و شهروندان بدون تردید فشار افزایش قیمت‌ها را تحمل می‌کنند.»

برخی معتقدند تصمیم امیر کویت، شیخ مشعل الاحمد الجابر الصباح، برای تعلیق پارلمان و برخی مواد قانون اساسی در سال ۲۰۲۴، می‌تواند دست دولت را برای استفاده از منابع صندوق سرمایه‌گذاری کویت و افزایش بدهی عمومی در شرایط بحران بازتر کند.

کویت در طول این درگیری‌ها از سامانه‌های پدافند هوایی پاتریوت ساخت آمریکا برای رهگیری حملات استفاده کرده است. اما نزدیکی این کشور به عراق باعث شده علاوه بر موشک‌ها، با تهدید پهپادهایی که توسط شبه‌نظامیان شیعه عراقی پرتاب می‌شوند نیز مواجه باشد.

در ماه مارس و در مراحل ابتدایی درگیری‌ها، سه جنگنده آمریکایی اف-۱۵ئی در کویت سرنگون شدند؛ حادثه‌ای که ارتش آمریکا آن را «احتمالاً ناشی از آتش خودی» توصیف کرد.

کویت همچنین در ماه مه اعلام کرد چند افسر سپاه پاسداران ایران را بازداشت کرده است که گفته می‌شود با یک قایق ماهیگیری قصد ورود مخفیانه به کشور برای انجام «اقدامات خصمانه» را داشته‌اند؛ ادعایی که ایران آن را رد کرده است.

خشم بخشی از افکار عمومی کویت نسبت به ایران زمانی آشکار شد که علی الدقباسی، نماینده پیشین پارلمان، روز شنبه در شبکه خبری العربیه به شدت علیه جمهوری اسلامی و متحدانش سخن گفت و از عباراتی استفاده کرد که به ندرت در برنامه‌های زنده تلویزیونی منطقه شنیده می‌شود.

حملات فرامرزی شبه‌نظامیان شیعه در عراق نیز برای بسیاری از کویتی‌ها نگران‌کننده بوده است؛ به‌ویژه پس از سال‌ها تلاش برای بهبود روابط میان دو کشور.

کریستین دیوان، پژوهشگر ارشد مؤسسه کشورهای عربی خلیج فارس، می‌گوید: «کویت به دلیل تجربه تلخ اشغال عراق، احساس آسیب‌پذیری خاصی دارد. این اتفاقات خاطرات ناآرام‌کننده‌ای را دوباره زنده می‌کند.»

دانا، مترجم ۵۰ ساله، می‌گوید احساس ترس فقط به «بمب‌ها و انفجارها» مربوط نمی‌شود، بلکه به نگرانی عمیق‌تری بازمی‌گردد: «ما از از دست دادن امنیت و از دست دادن شیوه زندگی‌مان می‌ترسیم. اینکه امن‌ترین مکان ناگهان ناامن شود.»

منبع: فایننشال تایمز


چرا ایران کویت را بمباران می‌کند؟

از زمان آغاز جنگ ایران، تهران در پاسخ به حملات، اهدافی را در سراسر خاورمیانه، به‌ویژه در کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس هدف قرار داده است. این موضوع توجه بسیاری را جلب کرده، زیرا کشورهای شورای همکاری نه در آغاز جنگ نقشی داشتند و نه از آن حمایت کردند. ایران در برابر انتقادهای بین‌المللی، دو دلیل برای این حملات مطرح کرده است: یا این کشورها میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند، یا در تلاش‌اند از طریق توافق‌های ابراهیم، اسرائیل را در ساختار سیاسی و امنیتی خاورمیانه ادغام کنند. تهران می‌گوید اگر همسایگانش از این دو اقدام دست بردارند، هدف حملات ایران قرار نخواهند گرفت.

این استدلال در نگاه نخست منطقی به نظر می‌رسد، اما نمی‌تواند توضیح دهد که چرا ایران تا این اندازه بر حمله به کویت تمرکز کرده است. کویت از نظر موقعیت راهبردی، آسیب‌پذیری و هزینه پایین اعمال فشار، ویژگی‌هایی دارد که نشان می‌دهد دلایل حملات ایران فراتر از این دو عامل است.

کویت که میان قدرت‌های بزرگ‌تر منطقه قرار گرفته، سال‌ها سیاست خارجی محتاطانه‌ای را دنبال کرده است. این کشور از سرسخت‌ترین مخالفان عادی‌سازی روابط با اسرائیل در میان کشورهای خلیج فارس به شمار می‌رود و در طول سال‌ها نیز نسبت به ایران رویکردی نسبتاً دوستانه و انعطاف‌پذیر داشته است. با این حال، نه این سیاست محتاطانه و نه روابط نسبتاً خوبش با ایران باعث نشده که از حملات تهران در امان بماند. پرسش اینجاست که چرا؟

از اهداف نظامی تا اهرم فشار سیاسی

نحوه توزیع حملات ایران نشان می‌دهد که منطق این حملات تنها به حضور پایگاه‌های آمریکایی محدود نمی‌شود. از آغاز جنگ تاکنون، کویت پس از امارات متحده عربی دومین هدف اصلی حملات ایران در میان کشورهای خلیج فارس بوده است.

در اوج درگیری‌ها، امارات اصلی‌ترین هدف ایران بود و از ۲۸ فوریه تا آتش‌بس دو هفته‌ای ماه آوریل، ۲۸۱۹ حمله را تجربه کرد. در همین مدت، کویت نیز ۱۱۶۸ بار هدف حملات ایران قرار گرفت. پس از ازسرگیری درگیری‌ها در ماه جاری نیز ایران همچنان با شدت به حملات خود علیه کویت ادامه داده است.

البته کویت یکی از شروط اعلام‌شده ایران برای حمله را دارد؛ این کشور میزبان چندین پایگاه مهم نظامی آمریکا از جمله کمپ عریفجان، پایگاه هوایی علی السالم و کمپ بوهرینگ است.

اما اگر واقعاً دلیل اصلی حملات ایران، نزدیکی کشورها به اسرائیل یا حضور نیروهای آمریکایی باشد، انتظار می‌رود همسایگان کویت که روابط نزدیک‌تری با اسرائیل دارند و میزبان پایگاه‌های بزرگ آمریکا نیز هستند، بیشتر هدف قرار بگیرند. قطر میزبان پایگاه هوایی العدید و مقر فرماندهی پیشروی سنتکام است و امارات نیز پایگاه هوایی الظفره را در اختیار نیروهای آمریکایی قرار داده است. با این حال، از زمان آتش‌بس آوریل، ایران حملات شدیدتری را متوجه کویت کرده که نشان می‌دهد معیار انتخاب اهداف، فراتر از دو دلیل اعلام‌شده است.

توضیح دیگر این است که هدف اصلی ایران از حمله به کویت، مختل کردن عملیات نظامی آمریکا نیست، بلکه ارسال پیام سیاسی به واشنگتن است. حمله مکرر به یک پایگاه نظامی پس از مدتی کارایی نظامی خود را از دست می‌دهد، زیرا نیروهای مستقر تدابیر دفاعی خود را تقویت می‌کنند. اما تکرار این حملات می‌تواند بدون آنکه خطر یک درگیری گسترده‌تر را به همراه داشته باشد، نشان دهد که ایران همچنان بر مواضع خود ایستاده است.

کویت نشان می‌دهد روایت ایران درباره اسرائیل کامل نیست

تفاوت میان سخنان ایران و عملکرد آن قابل توجه است.

از زمان آغاز جنگ، حدود ۸۳ درصد حملات تلافی‌جویانه ایران متوجه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بوده، در حالی که تنها ۱۷ درصد این حملات اسرائیل را هدف قرار داده است.

البته بخشی از این مسئله به ملاحظات عملی بازمی‌گردد. کشورهای خلیج فارس بسیار به ایران نزدیک‌ترند و اهداف فراوانی در اختیار تهران قرار می‌دهند، در حالی که اسرائیل فاصله زیادی دارد، از سامانه‌های دفاعی قدرتمندی برخوردار است و احتمال واکنش شدید آن بسیار بالاست.

رفتار ایران نشان می‌دهد که بیش از آنکه بر روایت رسمی خود تکیه کند، بر اساس محاسبه‌ای عمل‌گرایانه تصمیم می‌گیرد؛ یعنی کشورهایی را هدف قرار می‌دهد که از نگاه تهران آسیب‌پذیرترند و اعمال فشار بر آنها هزینه سیاسی و نظامی کمتری دارد.

ایران اعلام کرده کشورهایی را که با اسرائیل همکاری می‌کنند، مجازات می‌کند و به همین دلیل بحرین و امارات، دو کشور پیشگام در توافق‌های ابراهیم، هدف حملات قرار گرفته‌اند.

اما در کنار آنها، ایران کشوری را نیز هدف قرار داده که اساساً نمی‌توان آن را به همکاری با اسرائیل متهم کرد.

کویت هرگز روابط خود را با اسرائیل عادی نکرده و همچنان از مخالفان جدی این روند در خلیج فارس است. پارلمان کویت پیش از انحلال خود، توافق‌های ابراهیم را به‌صراحت رد کرد و قانونی تصویب نمود که هرگونه رابطه دیپلماتیک با اسرائیل را جرم می‌دانست.

در موضوع اسرائیل، شاید هیچ کشور دیگری در خلیج فارس به اندازه کویت مواضعی نزدیک به ایران نداشته باشد.

با وجود این، از زمانی که درگیری مستقیم ایران و آمریکا در آوریل پایان یافت، کویت به اصلی‌ترین هدف حملات ایران تبدیل شده است.

اگر مخالفت با اسرائیل واقعاً موجب مصونیت از حملات ایران می‌شد، کویت باید یکی از امن‌ترین کشورهای منطقه می‌بود. اما چنین اتفاقی رخ نداده و این موضوع نشان می‌دهد که مخالفت با اسرائیل مهم‌ترین معیار ایران برای انتخاب اهداف نیست.

کویت اسیر موقعیت جغرافیایی خود است

کویت یکی از تنها دو صادرکننده بزرگ نفت است که صادراتش کاملاً به تنگه هرمز وابسته است. بنابراین، حتی اگر هیچ رابطه نظامی با آمریکا نداشت، باز هم در هر بحران مربوط به تنگه هرمز آسیب‌پذیر بود.

تقریباً همه تحلیلگران اتفاق نظر دارند که ایران تنگه هرمز را مهم‌ترین ابزار فشار راهبردی خود بر منطقه می‌داند. راهبرد بازدارندگی ایران بر این اساس استوار است که بتواند جریان انتقال انرژی از خلیج فارس را تهدید کرده و بازارهای جهانی را دچار بی‌ثباتی کند.

این وضعیت برای کویت بسیار خطرناک است.

در میان کشورهای شورای همکاری، عربستان سعودی، امارات و عمان مسیرهای جایگزینی برای صادرات نفت دارند که از تنگه هرمز عبور نمی‌کند. بخش بزرگی از صادرات نفت عربستان از طریق خط لوله شرق به غرب انجام می‌شود که روزانه حدود هفت میلیون بشکه نفت را به بندر ینبع در دریای سرخ منتقل می‌کند.

اما کویت چنین گزینه‌ای ندارد و اقتصاد آن به‌شدت در برابر هرگونه اختلال در تنگه هرمز آسیب‌پذیر است.

از آنجا که کویت مسیر جایگزینی برای صادرات نفت ندارد، ایران می‌تواند تنها با تهدید عبور و مرور دریایی، هزینه‌های اقتصادی و راهبردی بسیار سنگینی به این کشور تحمیل کند.

نزدیک به ۹۰ درصد درآمد دولت کویت از نفت تأمین می‌شود. بنابراین، مسدود شدن تنگه هرمز برای کویت تهدیدی بسیار جدی‌تر از چند حمله موشکی به پایگاه‌های نظامی آمریکاست.

حتی اگر هیچ پایگاه آمریکایی در کویت وجود نداشت، ایران باز هم می‌توانست زیرساخت‌های انرژی این کشور را هدف فشار قرار دهد یا عبور کشتی‌های آن از تنگه هرمز را مختل کند.

کویت حدود ۷ درصد ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد و توان تولید روزانه آن حدود ۳.۱۵ میلیون بشکه است. بخش مهمی از قدرت ایران برای تأثیرگذاری بر بازار جهانی انرژی از طریق تنگه هرمز، در عمل به آسیب‌پذیری کویت وابسته است.

به بیان دیگر، تا زمانی که ایران تنگه هرمز را ابزار اصلی فشار خود بداند، کویت بیش از هر کشور دیگری در معرض آسیب قرار خواهد داشت.

حمله به کویت شاید واکنش فوری آمریکا را در پی نداشته باشد

به نظر می‌رسد ایران در محاسبات خود، برداشت خاصی از اولویت‌های آمریکا نیز دارد.

هرچند کویت از متحدان مهم سیاسی و دیپلماتیک آمریکا و یکی از «متحدان اصلی خارج از ناتو» محسوب می‌شود، اما در مواضع علنی واشنگتن معمولاً توجه بیشتری به عربستان، امارات و قطر شده است.

به همین دلیل ممکن است ایران تصور کرده باشد که حمله به کویت، برخلاف حمله به برخی دیگر از کشورهای خلیج فارس، الزاماً باعث واکنش سریع و گسترده آمریکا نخواهد شد. این امر می‌تواند این پیام را نیز منتقل کند که تضمین‌های امنیتی آمریکا برای متحدانش آن‌گونه که تصور می‌شود، مطلق نیست.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در سفر خود به کویت در ماه ژوئن بر تعهد واشنگتن به امنیت کشورهای خلیج فارس تأکید کرد، اما دونالد ترامپ در اظهارات عمومی خود بیشتر بر عربستان، قطر و امارات تمرکز داشته است.

ترامپ در جریان مذاکرات با ایران اعلام کرد که عربستان، قطر و امارات او را به تعویق حملات برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران ترغیب کرده‌اند، اما نامی از کویت نبرد.

چند روز بعد نیز نشست دیگری درباره ایران و آینده توافق‌های ابراهیم برگزار شد که چند کشور منطقه در آن حضور داشتند، اما کویت در آن شرکت نداشت.

صرف‌نظر از اینکه این موضوع نشان‌دهنده سیاست واقعی آمریکا باشد یا نه، آنچه برای ایران اهمیت دارد برداشت خودش از این وضعیت است. اگر تهران تصور کند که حمله به کویت هزینه کمتری برایش دارد، همین برداشت می‌تواند بر تصمیماتش اثر بگذارد.

حملات ایران به کویت هشداری برای دیگر کشورهای خلیج فارس است

در نهایت، کویت به ابزاری برای ارسال پیام به سایر کشورهای عربی خلیج فارس تبدیل شده است. ایران می‌خواهد نشان دهد که اگر این کشورها همکاری نظامی خود با آمریکا را ادامه دهند، ممکن است با سرنوشتی مشابه روبه‌رو شوند.

همان‌طور که گفته شد، موقعیت جغرافیایی کویت آن را در برابر هرگونه بحران در تنگه هرمز بسیار آسیب‌پذیر کرده است. بسته شدن طولانی‌مدت این آبراه می‌تواند آسیب بسیار بیشتری از چند حمله موشکی به زیرساخت‌های این کشور وارد کند.

با وجود این، ایران بارها علاوه بر پایگاه‌های نظامی آمریکا، فرودگاه‌ها، تأسیسات انرژی و دیگر زیرساخت‌های غیرنظامی کویت را نیز هدف قرار داده است.

برای نمونه، حمله موشکی ماه ژوئن به فرودگاه بین‌المللی کویت یک کشته و ده‌ها زخمی بر جای گذاشت.

هدف از این حملات، ارسال پیامی به همه کشورهای خلیج فارس است. حمله به نیروگاه‌ها و تأسیسات آب‌شیرین‌کن، حیاتی‌ترین زیرساخت‌های منطقه را هدف قرار می‌دهد.

ایران اعلام کرده این حملات در پاسخ به حمله به زیرساخت‌های خود و در چارچوب سیاست «چشم در برابر چشم» انجام می‌شود.

اما واقعیت این است که کویت بیش از ۹۰ درصد آب آشامیدنی خود را از طریق آب‌شیرین‌کن‌ها تأمین می‌کند، در حالی که این رقم در ایران تنها حدود ۳ درصد است.

ایران بر همین تفاوت حساب باز کرده است.

وابستگی کشورهای خلیج فارس به زیرساخت‌های حساس باعث می‌شود حتی حملات محدود نیز آثار سیاسی و اقتصادی بزرگی بر جای بگذارد؛ از صادرات انرژی گرفته تا خدمات عمومی و برنامه‌های توسعه این کشورها.

برای نمونه، در پی حملات ایران به نیروگاه‌های برق، مردم کویت ناچار به سهمیه‌بندی مصرف برق شده‌اند.

مجموع این عوامل نشان می‌دهد که انتخاب کویت از سوی ایران صرفاً به دلیل وجود پایگاه‌های نظامی آمریکا یا موضوع اسرائیل نیست، بلکه این کشور به دلیل اهمیت راهبردی، آسیب‌پذیری بالا و امکان وارد کردن فشار مؤثر با هزینه نسبتاً پایین، جایگاه ویژه‌ای در محاسبات تهران پیدا کرده است.

وابستگی کامل کویت به تنگه هرمز، نداشتن مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت و آسیب‌پذیری آن در برابر اختلال در حمل‌ونقل دریایی، به ایران این امکان را می‌دهد که با هزینه‌ای نسبتاً اندک، فشار قابل توجهی بر اقتصاد کویت و حتی بازار جهانی انرژی وارد کند.

منبع: نشنال اینترست


چگونه روابط دوستانه ایران و کویت به بی‌اعتمادی تبدیل شد؟

زمانی که اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، هفته گذشته در شبکه‌های اجتماعی کویت را متهم کرد که «بخشی از آتش اهریمنان» شده است، روشن شد که روابط نسبتاً دوستانه دو کشور وارد مرحله‌ای از تنش و بی‌اعتمادی شده است.

بقایی هشدار داد: «ایران همواره به اصل حسن همجواری پایبند بوده است، اما دود ناسپاسی و نبود دوراندیشی، چشمان ناسپاسان را کور خواهد کرد.»

این اظهارات اشاره‌ای به کمک‌هایی بود که ایران در جریان جنگ خلیج فارس (۱۹۹۰-۱۹۹۱) به کویت ارائه کرده بود.

از آغاز درگیری‌های امسال، ایران که سال‌هاست راهبرد جنگ نامتقارن را به رویارویی مستقیم ترجیح داده، پایگاه‌های نظامی آمریکا در کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داده و خسارت‌های قابل توجهی به آنها وارد کرده است.

کویت اما تأکید کرده که آمریکا از پایگاه‌های هوایی این کشور برای حمله به ایران استفاده نکرده است. سخنگوی وزارت دفاع کویت نیز حملات ایران را «تجاوزی جنایتکارانه» توصیف کرد.

البته روابط تهران و کویت پیش از بحران اخیر نیز بارها دچار فراز و نشیب شده بود. این روابط پس از آنکه کویت در جنگ ایران و عراق در کنار بغداد قرار گرفت، تیره شد، اما بعد از پایان جنگ خلیج فارس دوباره بهبود یافت.

ایران و کویت سال‌ها روابط دیپلماتیک، تجاری و فرهنگی نزدیکی داشتند، اما حمله عراق به ایران در سال ۱۹۸۰ همه چیز را تغییر داد.

کویت در طول جنگ ایران و عراق، با اعطای میلیاردها دلار وام به بغداد و در اختیار گذاشتن بنادر خود برای انتقال سلاح و تجهیزات نظامی، از صدام حسین حمایت مالی و لجستیکی کرد.

علاء صالح، استاد دانشگاه ملی استرالیا، می‌گوید: «رهبران کویت نسبت به ایران پس از انقلاب اسلامی نگرانی‌های جدی داشتند.»

پس از انقلاب ۱۳۵۷، مقام‌های کویتی نگران بودند که حکومت جدید ایران نفوذ خود را بر منطقه خلیج فارس گسترش دهد.

آنها همچنین بیم داشتند که ایران شیعیان پرشمار کویت را به شورش علیه خاندان آل‌صباح تشویق کند.

در جریان جنگ دهه ۱۹۸۰ نیز ایران متهم شد که به نفتکش‌های کویتی حمله کرده و سفارتخانه‌های آمریکا و فرانسه، فرودگاه بین‌المللی کویت و همچنین هواپیماهای خطوط هوایی کویت را هدف قرار داده است.

با این حال، صالح تأکید می‌کند که: «هیچ‌گاه مسئولیت مستقیم دولت ایران در این حملات به طور قطعی اثبات نشد.»

در اوت ۱۹۹۰، تنها دو سال پس از پایان جنگ ایران و عراق، صدام حسین به کویت حمله کرد.

او مدعی بود که کویت با استفاده از فناوری آمریکایی از میدان نفتی الرمیله در جنوب عراق به طور غیرقانونی نفت استخراج می‌کند و همچنین بیش از سهمیه تعیین‌شده نفت تولید کرده است.

این مسئله باعث کاهش قیمت جهانی نفت شده و اقتصاد عراق را که هنوز زیر بار بدهی‌های جنگ با ایران بود، با مشکلات بیشتری روبه‌رو کرده بود.

چند روز پیش از حمله، صدام با آوریل گلسپی، سفیر آمریکا در عراق، دیدار کرد. برداشت صدام از این گفت‌وگو این بود که آمریکا در اختلافات میان کشورهای عربی دخالت نخواهد کرد و همین مسئله را چراغ سبزی برای حمله به کویت دانست؛ سرزمینی که پیش‌تر نیز ادعا می‌کرد بخشی از عراق است.

اما برخلاف انتظار او، آمریکا وارد جنگ شد و ائتلافی متشکل از ۴۲ کشور را برای مقابله با ارتش عراق تشکیل داد.

جنگ، بحران انسانی بزرگی به وجود آورد و بیش از یک میلیون نفر از ساکنان کویت به کشورهای همسایه گریختند.

ایران هزاران پناهجو را پذیرفت؛ از جمله اتباع خارجی شاغل در کویت، افراد بدون تابعیت و شهروندان عراقی.

در استان خوزستان، اردوگاه‌های موقتی برای اسکان این افراد برپا شد که غذا، سرپناه و امکان انتقال امن را در اختیار آنان قرار می‌داد. دولت ایران نیز به بسیاری از آنان پناهندگی سیاسی اعطا کرد و برای افرادی که در جنگ گرفتار شده بودند، پروازهایی ترتیب داد.

نمایندگان پارلمان بریتانیا که در آن زمان از این اردوگاه‌ها بازدید کردند، از تلاش‌های ایران برای کمک به آوارگان کویتی تمجید نمودند.

مایکل جاپلینگ، نماینده وقت حزب محافظه‌کار، در پارلمان بریتانیا گفت: «برداشت من این بود که شرایط اردوگاه‌ها نسبتاً مناسب است و ایرانی‌ها بحران بزرگی را که با آن روبه‌رو شده بودند، به خوبی مدیریت می‌کردند.»

چاه‌های نفت در آتش

پیش از عقب‌نشینی نیروهای عراقی از کویت، صدام دستور داد زیرساخت‌های حیاتی این کشور نابود شوند.

شبکه برق، تأسیسات آب، ساختمان‌های غیرنظامی و صنعت نفت همگی هدف تخریب قرار گرفتند.

نیروهای عراقی علاوه بر انفجار پالایشگاه‌ها، مخازن ذخیره و ایستگاه‌های پمپاژ، میلیون‌ها بشکه نفت را وارد خلیج فارس کردند؛ اقدامی که یکی از بزرگ‌ترین فجایع زیست‌محیطی و بزرگ‌ترین نشت نفت دریایی تاریخ را رقم زد.

همچنین بیش از ۶۰۰ حلقه چاه نفت در کویت به آتش کشیده شد. دود غلیظ و باران سیاه ناشی از این آتش‌سوزی‌ها تا داخل ایران گسترش یافت.

علاء صالح می‌گوید: «دود ناشی از چاه‌های نفت به جنوب غربی ایران رسید و موجب آلودگی هوا، نگرانی‌های بهداشتی و خسارت‌های زیست‌محیطی شد.»

در پی این بحران، ایران به تلاش‌های بین‌المللی برای مهار آتش چاه‌های نفت پیوست و گروهی ۴۷ نفره از متخصصان و مهندسان صنعت نفت را به کویت اعزام کرد.

این عملیات، بزرگ‌ترین مأموریت مهار آتش چاه‌های نفت در تاریخ به شمار می‌رفت.

به گفته صالح، این متخصصان در طول جنگ ایران و عراق تجربه فراوانی در خاموش کردن آتش تأسیسات نفتی و بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده به دست آورده بودند.

تیم ایرانی مسئول مهار آتش در میدان نفتی برقان، بزرگ‌ترین و آسیب‌دیده‌ترین میدان نفتی کویت، شد.

آنها تجهیزات خود را از ایران به کویت منتقل کردند و با وجود خطر مین‌های عمل‌نکرده عراقی، موفق شدند ۲۸ حلقه چاه نفت را مهار کنند.

این اقدام از سوی تهران به عنوان نشانه حسن نیت نسبت به همسایه خود تلقی شد؛ زیرا پس از حمله عراق، هر دو کشور دشمن مشترکی به نام صدام حسین داشتند.

این همکاری باعث شد روابط دو کشور در دهه ۱۹۹۰ بهبود یابد.

به گفته صالح: «در سراسر دهه ۱۹۹۰، ایران و کویت گفت‌وگوهای دیپلماتیک، همکاری‌های تجاری و همکاری‌های امنیتی خود را گسترش دادند و در عین حال اختلافاتشان را با رویکردی عمل‌گرایانه مدیریت کردند.»

گسترش حضور نظامی آمریکا

پس از جنگ خلیج فارس، آمریکا روند ایجاد پایگاه‌های نظامی در منطقه را آغاز کرد و طی دهه‌های بعد حضور خود را به طور چشمگیری افزایش داد.

امروز آمریکا ۱۹ پایگاه نظامی در خاورمیانه دارد.

کویت با میزبانی از پنج پایگاه نظامی و استقرار حدود ۱۳ هزار و ۵۰۰ سرباز آمریکایی، بیشترین حضور نظامی آمریکا را در میان کشورهای منطقه دارد.

برخی تحلیلگران معتقدند آمریکا عمداً زمینه حمله عراق به کویت را فراهم کرد تا بهانه‌ای برای استقرار دائمی نیروهایش در خلیج فارس و کنترل بر منابع نفتی منطقه به دست آورد.

ایران همواره حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه را تهدیدی علیه حاکمیت خود و نمادی از سلطه‌طلبی آمریکا دانسته است.

به گفته علاء صالح: «ایران با استقرار بلندمدت پایگاه‌های نظامی آمریکا در خلیج فارس مخالف است و معتقد است این پایگاه‌ها امنیت منطقه را تضعیف می‌کنند، اما معمولاً این موضوع را از روابط دوجانبه خود با کویت جدا نگه می‌دارد.»

کویت نیز تأکید می‌کند که از خاک، حریم هوایی یا آب‌های خود برای عملیات تهاجمی استفاده نمی‌شود و گزارش‌های رسانه‌ای در این زمینه را رد کرده است.

با این حال، روزنامه وال‌استریت ژورنال گزارش داده که کویت و بحرین به طور محرمانه جنگنده‌هایی را برای حمله به انبارهای موشک و پهپاد ایران اعزام کرده‌اند.

علاء صالح می‌گوید: «کویت یکی از مهم‌ترین مراکز لجستیکی و فرماندهی آمریکا در منطقه بوده است. شواهد موجود نشان می‌دهد که تأسیسات این کشور از عملیات نظامی آمریکا در منطقه پشتیبانی کرده‌اند.»

علاوه بر این، دونالد ترامپ به طور علنی از کویت و دیگر کشورهای خلیج فارس به خاطر حمایت از جنگ آمریکا علیه ایران تشکر کرده است.

برخی تحلیلگران ایرانی، از جمله حسن احمدیان، استاد مطالعات غرب آسیا در دانشگاه تهران، این موضع را نشانه همدستی کویت با آمریکا تلقی کرده‌اند.

توافق دفاعی جدید با پاکستان

کویت توافق دفاعی پنج‌ساله‌ای را با پاکستان تصویب کرد.

پاکستان همان کشوری است که نقش میانجی در مذاکرات ایران و آمریکا را بر عهده گرفته و همین موضوع باعث شده برخی ناظران ایرانی نگران شوند که توافق جدید ممکن است جایگاه اسلام‌آباد به عنوان میانجی را پیچیده‌تر کند.

کویت و پاکستان پیش‌تر نیز در سال ۲۰۲۳ توافق همکاری دفاعی امضا کرده بودند، اما مذاکرات اخیر بیشتر بر آموزش نظامی، تبادل نیرو، همکاری اطلاعاتی و انتقال فناوری متمرکز بوده است.

برخی کارشناسان معتقدند خود این توافق اتفاق غیرعادی نیست، اما زمان امضای آن اهمیت زیادی دارد و نشان می‌دهد که کویت در سایه جنگ جاری، در حال بازنگری در نگاه خود به امنیت منطقه است.

علاء صالح در پایان می‌گوید: «ایران این توافق را زیر نظر خواهد داشت، اما تا زمانی که علیه منافع ایران به کار گرفته نشود، احتمالاً با آن مخالفت نخواهد کرد.»

او همچنین معتقد است: «از آنجا که پاکستان همچنان نقش میانجی را ایفا می‌کند، انتظار می‌رود تهران روابط سازنده خود را هم با پاکستان و هم با کویت حفظ کند، هرچند تحولات خلیج فارس را با دقت دنبال خواهد کرد.»

منبع: میدل ایست ای


مطلب مرتبط: روزهای سخت کویت در بن بست هرمز

دیدگاه خوانندگان