با ادامه یافتن جنگ با ایران در دومین ماه خود، امارات متحده، بیش از دیگر کشورهای عربی، در کنار دولت ترامپ و در تقابل با تهران قرار گرفته است.
امارات که طی هفتههای گذشته هدف هزاران پهپاد ایرانی و صدها موشک قرار گرفته و همزمان با اختلالات شدید اقتصادی دستوپنجه نرم میکند، اکنون از ایجاد یک عملیات نظامی چندملیتی برای بازگشایی اجباری تنگه هرمز حمایت میکند.
این چرخش بزرگ در سیاست خارجی ابوظبی، فاصلهگیری آشکاری از سیاست تنشزدایی قبلی با تهران دارد. امارات اکنون بهسمت راهبردی تهاجمیتر حرکت کرده که هدف آن مهار یا حذف آن چیزی است که برخی دولتهای خلیج فارس آن را تهدیدهای هستهای، موشکی، پهپادی و شبکههای نیابتی ایران میدانند. در چنین فضایی، مناقشه قدیمی ایران و امارات بر سر سه جزیره در خلیج فارس دوباره به کانون توجه بازگشته است.
در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱، درست در زمانی که بریتانیا در حال خروج از شیخنشینهای تحتالحمایه خود در خلیج فارس بود (مجموعهای که بعدها امارات متحده عربی را تشکیل داد)، نیروی دریایی ایران کنترل سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک را به دست گرفت. دو روز بعد، امارات استقلال خود را اعلام کرد.
از دید امارات، این جزایر متعلق به شیخنشینهای رأسالخیمه و شارجه بودهاند. اما ایران از مدتها پیش ادعا میکرد که این جزایر بخشی از قلمرو تاریخی ایران هستند.
از زمان اعزام نیروهای ایران در دوره محمدرضا شاه پهلوی برای کنترل این جزایر، تهران همواره آنها را بخشی جداییناپذیر از خاک خود دانسته است. در مقابل، امارات همراه با برخی کشورهای عربی همچنان بر مالکیت خود بر این جزایر تأکید دارد.
به دلیل حساسیت شدید ایران نسبت به تمامیت ارضی، هرگونه اشاره به مالکیت امارات بر این جزایر با واکنش تند مقامات ایرانی روبهرو شده است. حتی پیشنهادهای چین و روسیه برای حل دیپلماتیک این اختلاف نیز خشم تهران را برانگیخته است.
برای امارات، ادامه کنترل ایران بر این جزایر نوعی تحقیر تاریخی محسوب میشود و بازپسگیری آنها موضوعی مرتبط با غرور ملی است. طی دهههای گذشته، ابوظبی بارها تلاش کرده این موضوع را در صحنه بینالمللی مطرح کند و بهویژه در دورههای تنش میان غرب و ایران، حمایت جهانی برای ادعای خود جلب نماید.
اهمیت راهبردی جزایر
از سال ۱۹۹۲ به بعد، ایران حضور نظامی خود در این جزایر را بهطور قابلتوجهی تقویت کرده است. این جزایر اکنون بخشی از ساختار دفاعی ایران در خلیج فارس محسوب میشوند و به ایران کمک میکنند مسیرهای کشتیرانی را به کریدورهای باریک و قابل پیشبینی هدایت کند.
در چنین شرایطی، کشتیهایی که از این مسیر عبور میکنند بهراحتی در معرض موشکها، پهپادها، مینهای دریایی و قایقهای تندرو قرار میگیرند که میتوانند از همین جزایر عملیات انجام دهند.
در چارچوب جنگ کنونی خلیج فارس، این جزایر به نقاطی کلیدی در نبرد برای کنترل تنگه هرمز تبدیل شدهاند. برخی تحلیلگران آنها را به «ناوهای هواپیمابر ثابت و غرقنشدنی» تشبیه کردهاند. به همین دلیل، هر تلاش برای شکستن محاصره ایران در تنگه هرمز احتمالاً مستلزم تصرف این جزایر خواهد بود.
به گفته دینا اسفندیاری تحلیلگر اقتصاد ژئوپلیتیک خاورمیانه در بلومبرگ، این جنگ باعث شده اختلافی که سالها در حاشیه قرار داشت دوباره به مرکز توجه بازگردد.
او میگوید آمریکا گزینههای محدودی برای بازگشایی تنگه هرمز دارد و همه آنها پرهزینه هستند. اما اگر آمریکا این جزایر را در اختیار داشته باشد، اجرای یک عملیات نظامی برای باز کردن تنگه سادهتر خواهد شد.
خطرات یک عملیات نظامی
ابوظبی بهخوبی میداند که تصرف این جزایر بدون کمک یک قدرت بزرگ ممکن نیست. چنین عملیاتی احتمالاً باید در قالب یک ائتلاف به رهبری آمریکا انجام شود. با این حال، حتی در چنین حالتی نیز خطرات برای امارات بسیار زیاد خواهد بود.
به گفته غنچه تضمینی نویسنده کتابی درباره روابط ایران و روسیه، این جزایر اکنون بخشی از شبکه بازدارندگی سپاه پاسداران هستند؛ شبکهای که شامل موشکهای ساحلی، تاکتیکهای حمله گروهی قایقهای تندرو، پهپادها و جنگ الکترونیک است.
احتمال واکنش شدید ایران
تهران هشدار داده است که هرگونه تلاش نظامی برای تصرف جزایر ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز از جمله ابوموسی، تنب بزرگ، تنب کوچک، قشم، لارک و جزیره هرمز، با واکنشی بسیار شدیدتر از حملاتی روبهرو خواهد شد که ایران از ۲۸ فوریه تاکنون علیه امارات انجام داده است.
چنین واکنشی میتواند اقتصادهای شکننده منطقه خلیج فارس را بیش از پیش بیثبات کند.
بر اساس تجربه تاریخی — از جمله جنگ نفتکشها در دهه ۱۹۸۰ — ایران معمولاً پاسخهای نظامی خود را بهصورت مرحلهای و حسابشده افزایش میدهد.
تردید درباره قابل اعتماد بودن آمریکا
با توجه به غیرقابل پیشبینی بودن سیاست خارجی آمریکا، برخی تحلیلگران معتقدند امارات باید در مورد مشارکت در چنین عملیات پرخطری بسیار محتاط باشد.
به گفته آندریاس کریگ از کینگ کالج لندن، بزرگترین خطر برای امارات این است که وارد عملیاتی طولانی شود در حالی که ترامپ ممکن است در عرض چند روز موضع خود را تغییر دهد.
به گفته او، چنین جنگی میتواند برای مدت طولانی نیروهای آمریکایی و اماراتی را درگیر کند؛ موضوعی که ایران قطعاً بهسادگی از کنار آن نخواهد گذشت.
در نهایت، حتی اگر آمریکا و امارات بتوانند این جزایر را تصرف کنند، حفظ آنها بسیار دشوار خواهد بود. نیروهایی که در این جزایر مستقر شوند بهراحتی در معرض موشکها، پهپادها و حملات ایران قرار خواهند گرفت.
به گفته کریگ، برای جلوگیری از چنین حملاتی ممکن است لازم باشد کل ساحل ۱۵۰۰ کیلومتری ایران در خلیج فارس و حتی مناطق داخلی آن تحت کنترل نظامی قرار گیرد؛ عملیاتی که به صدها هزار نیروی زمینی نیاز خواهد داشت.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند تصرف این جزایر نهتنها بسیار خطرناک، بلکه عملاً غیرقابل اجرا است.
به گفته تضمینی، این جزایر بخشی جداییناپذیر از ایران هستند و هرگونه حمله به آنها در تهران بهعنوان حملهای مستقیم به حاکمیت ملی ایران تلقی خواهد شد، نه صرفاً یک عملیات محدود نظامی.
با در نظر گرفتن همه این عوامل، احتمال دارد که امارات خود نیز بداند چنین عملیاتی هرگز عملی نشود. برخی تحلیلگران معتقدند مطرح کردن این ایده بیشتر یک سیگنال سیاسی است تا برنامهای واقعی برای جنگ.
هدف احتمالی این است که به واشنگتن و جریانهای ضدایرانی در آمریکا نشان داده شود که در جریان این جنگ، امارات بیش از دیگر کشورهای عربی از ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه ایران حمایت کرده است.
در چنین شرایطی، وقتی جنگ پایان یابد، واشنگتن به یاد خواهد داشت که کدام کشور خلیج فارس نزدیکترین متحد آمریکا بوده است؛ موضوعی که میتواند بر آینده روابط آمریکا با اعضای شورای همکاری خلیج فارس تأثیر بگذارد.


نظر شما