twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۸ 40
برای امارات، قرار گرفتن در محور امنیتی آمریکا و اسرائیل فقط به معنای مهار ایران نیست. این پروژه بخشی از یک چشم‌انداز تجاری، فناورانه و آینده‌گراست چشم‌اندازی که شیفته فناوری، سرعت، قدرت و کنار گذاشتن سنت‌ها و ساختارهای قدیمی است

تصمیم امارات متحده عربی برای خروج از سازمان کشورهای صادرکننده نفت، اوپک، تازه‌ترین نشانه‌ی یک تغییر راهبردی است که جنگ ایران آن را شتاب بخشیده است. ابوظبی سال‌هاست تلاش می‌کند نفوذ ژئوپولیتیکی و ژئواکونومیک خود را بر اساس منافع و محاسبات مستقل خودش گسترش دهد و اکنون بیش از پیش خود را از سیاست‌های مبتنی بر اجماع عربی و اسلامی، و نیز نهادهای قدیمی‌ای مانند اوپک، رها می‌کند.

جنگ ایران برای ابوظبی توجیه امنیتی قوی‌تری برای این مسیر فراهم کرده است. حملات ایران در نگاه مقام‌های اماراتی تهدیدی وجودی محسوب می‌شود؛ حملاتی که مستقیماً مدل اصلی کشور امارات را هدف قرار داده‌است: کشوری امن و باثبات که مرکز تجارت، مالی و لجستیک جهانی است. در حالی که دیگر کشورهای خلیج فارس در تحریک بیشتر تهران محتاط‌اند، امارات ــ که بیش از مجموع سایر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس هدف حمله قرار گرفت ــ تصمیم گرفته دست به مقابله بزند تا نشان دهد توان بازدارندگی مستقل خود را دارد. حملات ایران به فجیره در ماه مه، که در جریان یک آتش‌بس اسمی، تنها پایانه صادرات نفت امارات در خارج از تنگه هرمز را هدف گرفت، این باور را در ابوظبی تقویت کرد که دشمنی ایران عمیق و پایدار است و راهبرد سازشِ دیگر کشورهای خلیج فارس شکست خورده است.

این تحولات عملاً فرمول سنتی «موازنه‌گری» امارات را ازهم فروپاشید. شاید دبی هنوز بخواهد نقش قدیمی خود به‌عنوان ریه تجاری ایران را حفظ کند، اما مقام‌های ابوظبی ــ که مرکز اصلی قدرت سیاسی و اقتصادی امارات است ــ دیگر این منطق را قبول ندارند. حالا که اقتصاد آسیب‌دیده دبی ممکن است بار دیگر به کمک مالی ابوظبی نیاز پیدا کند، به‌نظر می‌رسد رویکرد ملیِ امنیت‌محورِ تحت رهبری ابوظبی دست بالا را خواهد داشت. امارات، مانند اسرائیل، حاضر نیست توافقی سطحی میان آمریکا و ایران را بپذیرد که توانایی‌های نظامی و ابزارهای فشار ایران ــ از جمله موشک‌ها، انبارها، کارخانه‌ها و زنجیره‌های تأمین ــ را دست‌نخورده باقی بگذارد. رهبران امارات باور دارند که حتی پس از خروج احتمالی آمریکا، جنگ منطقه‌ای ممکن است ادامه پیدا کند؛ به همین دلیل مصمم‌اند سهم خود را در تضعیف دائمی ایران ایفا کنند.

در این چارچوب، نقش فزاینده اسرائیل در ساختار امنیت امارات اهمیت حیاتی پیدا کرده است. هرچند ستون اصلی راهبرد کلی امارات همچنان نزدیکی هرچه بیشتر به آمریکا است، اما جنگ ایران باعث همگرایی بی‌سابقه‌ای میان ابوظبی و اسرائیل شده است. از نگاه امارات، اسرائیل مجموعه‌ای از منابع، شبکه‌ها، توانایی‌های دفاعی، فناوری پیشرفته و نفوذ سیاسی در پایتخت‌های جهان را در اختیار دارد. در دوره‌ای که آمریکا نشانه‌هایی از عقب‌نشینی از منطقه نشان می‌دهد و اعتماد کشورهای منطقه به تعهدات واشنگتن کاهش یافته، نزدیکی به اسرائیل در ابوظبی راهی برای تثبیت حضور بلندمدت و عمیق‌تر آمریکا تلقی می‌شود.

سامانه‌های لیزری ضدپهپاد و گنبد آهنین اسرائیل نقش مهمی در رهگیری بیش از ۹۵ درصد پرتابه‌های ایرانی به سمت امارات داشتند. از نگاه ابوظبی، این موضوع در تضاد کامل با عملکرد کشورهای عربی بود که به باور بسیاری از مقام‌های اماراتی، در جریان بحران هیچ حمایت واقعی و ملموسی نشان ندادند. در نتیجه، اعتماد امارات به نهادهایی مانند اتحادیه عرب و حتی عضویت در شورای همکاری خلیج فارس بیش از پیش تضعیف شده است.

گرچه تلاش عربستان در نشست فوق‌العاده شورای همکاری در جده در اواخر آوریل مانع شکاف عمیق‌تر شد، اما امارات احتمالاً همچنان از نهادهایی که آن‌ها را ناکارآمد، محدودکننده و کند می‌داند فاصله خواهد گرفت. این فاصله‌گیری همچنین شامل عربستان نیز می‌شود؛ کشوری که رقابتش با امارات در چندین صحنه منطقه‌ای رو به افزایش بوده است. از این منظر، خروج از اوپک فقط یک تصمیم اقتصادی نیست، بلکه اقدامی نمادین علیه رهبری منطقه‌ای ریاض هم محسوب می‌شود؛ اقدامی که هم سهمیه‌بندی تولید نفت را از پیش پای امارات برمی‌دارد و هم آزادی مالی بیشتری برای اجرای چشم‌انداز منطقه‌ای ابوظبی فراهم می‌کند.

نظم اماراتی

برای امارات، قرار گرفتن در محور امنیتی آمریکا و اسرائیل فقط به معنای مهار ایران نیست. این پروژه در عین حال بخشی از یک چشم‌انداز تجاری، فناورانه و آینده‌گراست؛ چشم‌اندازی که شیفته فناوری، سرعت، قدرت نظامی، عظمت‌طلبی و کنار گذاشتن سنت‌ها و ساختارهای قدیمی است. هدف این پروژه بازطراحی نقشه خاورمیانه و ایجاد شبکه‌های تازه‌ای از نفوذ ژئوپولیتیکی و ژئواکونومیک با محوریت ابوظبی است.

در غزه، امارات احتمالاً از نظمی پساجنگ حمایت خواهد کرد که مانع بازگشت حماس شود و از بازسازی، کمک‌های انسانی و مسکن به‌عنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کند. در کرانه باختری نیز ابوظبی خواهد کوشید از طریق جذب و همراه‌سازی نخبگان، بر تعیین رهبری آینده فلسطینی‌ها اثر بگذارد.

در دریای سرخ، حمایت اسرائیل می‌تواند امارات را جسورتر کند؛ از جمله در تثبیت نفوذش در سودان، تعمیق روابط با سومالی‌لند و پونتلند، استفاده از اتحاد قدیمی با اتیوپی و تلاش برای بازگشت به جنوب یمن به‌منظور کنترل بنادر راهبردی.

در شرق مدیترانه نیز امارات ممکن است از بسترهای همکاری خود با قبرس و یونان ــ از جمله مجمع گاز شرق مدیترانه ــ برای موازنه در برابر نفوذ ترکیه استفاده کند؛ کشوری که ابوظبی با نفوذ آن در سوریه نیز مخالف است.

در نهایت، امارات به‌تدریج خود را در برابر بلوک دیگری خواهد دید که حول ترکیه، پاکستان، مصر و عربستان شکل می‌گیرد. البته این بلوک احتمالاً به یک اتحاد واقعی تبدیل نخواهد شد؛ زیرا مصر و ترکیه همچنان نمی‌خواهند به‌خاطر سرمایه‌گذاری‌های امارات، ابوظبی را از خود برانند و پاکستان نیز همچنان درگیر رقابت با هند است؛ کشوری که شریک بسیار نزدیک اسرائیل و امارات محسوب می‌شود.

با این حال، عربستان نزدیکی امارات و اسرائیل را چالشی اساسی برای برتری منطقه‌ای خود می‌بیند؛ به‌ویژه آنکه ریاض تلاش‌های اسرائیل برای عادی‌سازی روابط را بخشی از راهبرد «عادی‌سازی از طریق فشار و اجبار» تلقی می‌کند. اماراتِ قدرتمندتر نیز کمتر از گذشته حاضر خواهد بود رهبری عربستان را بپذیرد و در مقابل، ریاض احتمالاً تلاش بیشتری برای حفظ و اعمال برتری خود در منطقه خواهد کرد.

این روند شکاف در شورای همکاری خلیج فارس را عمیق‌تر خواهد نمود؛ شورایی که وحدتش بهترین راه فرار از دوگانه‌ای است که آمریکا اکنون بر منطقه تحمیل می‌کند: یا همسو با ایران باشید یا همسو با اسرائیل. در همین حال، عمان نیز با حفظ روابط دیرینه خود با ایران و همزمان برقراری ارتباط با اسرائیل، باعث نگرانی دیگر اعضای شورا شده است. اروپایی‌ها باید با دقت این تحولات را دنبال کنند؛ تحولاتی که پیامدهای ژئوپولیتیکی جنگ آمریکا و ایران را شکل می‌دهند.

نقش اروپا

برای اروپا، چرخش راهبردی امارات هم فرصت به همراه دارد و هم خطر. جنگ اخیر برای کشورهای خلیج فارس یک نقطه عطف تاریخی بوده است. این کشورها اکنون به‌دنبال شریکانی قابل اعتماد و پایدار هستند و به‌تدریج از سیاست سنتی موازنه میان روسیه و چین فاصله می‌گیرند؛ زیرا هر دو کشور آشکارا جانب ایران را گرفتند و هیچ مسئولیتی برای کاهش تنش نپذیرفتند.

احتمالاً امارات روابط خود را با کشورهایی که در زمان حملات ایران حمایت عملی ارائه دادند ــ از جمله استرالیا، فرانسه، ایتالیا، کره جنوبی، بریتانیا و اوکراین ــ گسترش خواهد داد. اروپایی‌ها باید این مجموعه را بستری مناسب برای همکاری در حوزه‌هایی مانند امنیت بدانند. پیشرفت اوکراین در فناوری مقابله با پهپادها، در کنار روابط نظامی فزاینده روسیه و ایران، فرصتی تازه برای همکاری اروپا و امارات ایجاد می‌کند تا جریان فناوری‌های دوگانه‌ای را که هم به جنگ روسیه در اوکراین کمک می‌کند و هم حملات ایران به امارات را ممکن می‌سازد، محدود کنند. اروپا می‌تواند نقش تقویت‌کننده مالی و صنعتیِ همکاری دفاعی میان اوکراین و امارات را ایفا کند.

اما در عین حال، اروپایی‌ها باید نسبت به خطرات تبدیل شدن اسرائیل به مهم‌ترین بازیگر امنیتی غیرآمریکایی در امارات هوشیار باشند؛ زیرا چنین وضعیتی به تقابل دائمی با ایران و قطبی‌تر شدن منطقه منجر خواهد شد. هرچند اروپا عملاً نمی‌تواند اسرائیل را کاملاً کنار بزند، اما می‌تواند در شکل‌دهی به یک چارچوب امنیتی جایگزین و معتبر نقش داشته باشد.

هم ایران و هم اسرائیل از تضعیف و وابسته ماندن شورای همکاری خلیج فارس سود می‌برند، اما اروپا منفعت مستقیمی در یک شورای همکاری باثبات و متحد دارد. به همین دلیل، اروپایی‌ها باید از آغاز مذاکرات امنیتی منطقه‌ای جدید پس از هر توافق احتمالی میان آمریکا و ایران حمایت کنند و برای رسیدن به یک توافق جامع و پایدار منطقه‌ای که خطر ادامه جنگ را کاهش دهد فشار بیاورند. پیشنهاد عربستان برای ایجاد پیمان عدم تجاوز میان کشورهای خاورمیانه و ایران یکی از مسیرهای ممکن است. اروپا باید از این ابتکار پشتیبانی کند و امارات را قانع سازد که ثبات پایدار منطقه در نهایت تنها از مسیر کاهش تنش به دست می‌آید.

نظم قدیمی خلیج فارس که دهه‌ها بر منطقه حاکم بود، در حال فروپاشی است و نظم تازه‌ای در حال شکل‌گیری است. اروپا باید پیش از تثبیت این تغییرات، جایگاه خود را در معادله جدید پیدا کند.

منبع: شورای روابط خارجی اروپا

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به:

حملات مخفی امارات و عربستان به ایران چگونه همزیستی منطقه را درهم شکست

چرا امارات تمام قد روی رابطه با اسرائیل سرمایه گذاری کرده است

خروج امارات از اوپک نشانه ای از نظم جدید در خاورمیانه

خروج امارات از اوپک امتیازی برای ترامپ و ضربه ای به عربستان

نظر شما