twitter share facebook share ۱۴۰۵ خرداد ۰۶ 24
دیروز ترامپ به آکسیوس گفت شانس رسیدن به توافق با ایران «پنجاه-پنجاه» است و یا توافقی «خوب» را خواهد پذیرفت یا «آن‌ها را به جهنم خواهد فرستاد.» اما هیچ‌یک از این دو اتفاق رخ نخواهد داد.

هنوز هیچ‌کس جزئیات توافقی را که رئیس‌جمهور آمریکا طی یکی دو روز گذشته در شبکه‌های اجتماعی درباره‌اش وعده داده، نمی‌داند. خود ترامپ نیز به هوادارانش هشدار داده که به «بازنده‌هایی که درباره چیزی حرف می‌زنند که هیچ اطلاعی از آن ندارند» گوش ندهند. اما در حالی که این جنگ به‌زحمت به پایان خود نزدیک می‌شود، یک چیز روشن است: خود رئیس‌جمهور هم سردرگم شده است. او هنگام آغاز این جنگ نمی‌دانست چه می‌کند و حالا هم نمی‌داند چگونه از آن خارج شود.

یک روز پیش، ترامپ تلاش می‌کرد تصویری مطمئن از خود نشان دهد. دیروز او از توافقی با ایران سخن گفت که تقریباً نهایی شده؛ او در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که این توافق «تا حد زیادی مذاکره شده» و به «مرحله نهایی شدن» نزدیک است. اما ایرانی‌ها بلافاصله این روایت را رد کردند و روز بعد ترامپ شروع به عقب‌نشینی کرد. او عصر امروز نوشت: «اگر با ایران توافقی بکنم، توافقی خوب و درست خواهد بود، نه مثل توافق اوباما که به ایران مقادیر عظیمی پول نقد داد و راهی روشن برای دستیابی به سلاح هسته‌ای در اختیارش گذاشت.»

توافقی که فقط یک روز پیش «تا حد زیادی مذاکره شده» توصیف می‌شد، حالا به چیزی شبیه یک یادداشت فرضی تقلیل یافته بود، و ترامپ گلایه می‌کرد که انتقاد از آن منصفانه نیست، چون «هیچ‌کس آن را ندیده یا نمی‌داند چیست» و «حتی هنوز کاملاً مذاکره هم نشده است.»

بسیاری از کسانی نگران‌اند ترامپ برای خروج از این بن‌بست چه چیزی را بپذیرد، نه منتقدان او بلکه حامیان خودش هستند. شاید متحدان ترامپ به جزئیات توافق دسترسی نداشته باشند، اما آشکارا نگران‌اند. سناتورها لیندزی گراهام،راجر ویکر و تد کروز همگی در شبکه‌های اجتماعی پیام‌هایی از شوک و نگرانی منتشر کردند. گراهام گفت هر توافقی که در برابر ایران عقب‌نشینی نماید «این پرسش را ایجاد می‌کند که اصلاً چرا جنگ آغاز شد». ویکر گفت یک آتش‌بس احتمالی ۶۰ روزه «فاجعه» خواهد بود.

حتی مایکل فلین، مشاور امنیت ملی سابق ترامپ، متنی طولانی منتشر کرد و به ترامپ هشدار داد توافق نکند. او نوشت: «می‌دانم که می‌خواهی از این مخمصه بیرون بیایی.» سپس به رئیس‌جمهور توصیه کرد که «بیشتر درباره‌اش فکر کند.»

وزیر خارجه و رئیس سابق سیا، مایک پمپئو نیز وارد ماجرا شد و طرح احتمالی توافق را با برجام مقایسه کرد. او هشدار داد که چنین توافقی می‌تواند به این معنا باشد که آمریکا در نهایت «به سپاه پاسداران پول بدهد تا برنامه سلاح کشتار جمعی بسازد و جهان را به وحشت بیندازد.»

ترامپ در سال ۲۰۱۸، در دوره اول ریاست‌جمهوری خود، از برجام خارج شد و همواره با تحقیر از آن و از اوباما سخن گفته است؛ بنابراین مقایسه پمپئو قطعاً تیم ترامپ را خشمگین می‌کرد.

و دقیقاً همین اتفاق هم افتاد. مدیر ارتباطات ترامپ، استیون چانگ، بلافاصله به پمپئو پاسخ داد و عصبانیت کاخ سفید را آشکار کرد. او در شبکه ایکس نوشت: «مایک پمپئو نمی‌فهمد درباره چه حرف می‌زند. باید دهان احمقش را ببندد و کار واقعی را به حرفه‌ای‌ها بسپارد. او در جریان هیچ‌کدام از اتفاقات نیست، پس از کجا می‌داند؟»

احتمالاً چاپلوسانِ نگرانِ ترامپ می‌دانند که جزئیات توافق نهایی دیگر اهمیت چندانی ندارد. همان‌طور که همکارم دیوید فروم امروز نوشت، جنگ عملاً با شکست راهبردی آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران پایان یافته؛ نتیجه‌ای که ترامپ مستقیماً مسئول آن است. اینکه ایران تا چه حد موفق می‌شود امتیاز بگیرد و آمریکا چه میزان تحقیر را تحمل خواهد کرد، هنوز باید پشت میز مذاکره مشخص شود، اما تقریباً قطعی است که این جنگ با باقی ماندن حاکمان جمهوری اسلامی در قدرت پایان می‌یابد؛ آن هم در شرایطی که آنان نسبت به سه ماه پیش هم کنترل سخت‌تری بر مردم خود و هم اهرم فشار قوی‌تری بر اقتصاد جهانی دارند.

ترامپ نه‌تنها آشفته‌وار به سمت شکست می‌رود، بلکه اکنون خطر آن را دارد که توافقی را امضا کند که شاید از هر چیزی که اوباما یک دهه پیش با ایران مذاکره کرده بود، بدتر باشد.

من در آن زمان منتقد برجام بودم، چون معتقد بودم این توافق برخلاف منطق پایه‌ای دیپلماسی عمل می‌کند؛ امتیازها را از ابتدا به ایران می‌دهد و امیدوار است که تهران بعداً به تعهداتش پایبند بماند. خود اوباما هم می‌دانست چه ریسکی می‌کند؛ همان‌طور که در سال ۲۰۱۵ به جفری گلدبرگ، سردبیر نشریه آتلانتیک، گفت: «ببین، اگر خدا بخواهد ۲۰ سال دیگر هنوز زنده خواهم بود. اگر ایران سلاح هسته‌ای داشته باشد، این به نام من ثبت خواهد شد.» او افزود: «من علاوه بر منافع امنیت ملی، منفعت شخصی هم دارم که این موضوع (ایران هسته ای) را مهار کنم.»

برجام کامل نبود، اما محصول کار دیپلمات‌ها، دانشمندان و کارشناسان حرفه‌ای بود و وقتی اجرایی شد، عملاً تنها گزینه موجود به شمار می‌رفت. اوباما قمار کرد که ایران پس از اجرای توافق، تحت فشار برای رعایت آن قرار خواهد گرفت؛ و حق با او بود. سه سال بعد، کمتر کسی ادعا می‌کرد ایران توافق را نقض نموده است. با این حال ترامپ بدون هیچ فکر یا آمادگی، آن را نابود کرد؛ درست همان‌طور که با دیگر توافق‌های کنترل تسلیحات رفتار کرده بود.

ترامپ می‌توانست به برجام پایبند بماند و اگر ایران واقعاً به سمت ساخت بمب می‌رفت — و هیچ مدرکی وجود ندارد که تهران در سال ۲۰۲۶ چنین کاری می‌کرد — آن‌گاه می‌توانست اوباما را مقصر بداند، از کنگره برای جنگ مجوز بگیرد و اقدام نظامی انجام دهد. در آن صورت، با وجود خطر فوری آزمایش هسته‌ای ایران، حتی بسیاری از مخالفان سرسخت ترامپ در داخل و خارج آمریکا احتمالاً از او حمایت می‌کردند.

اما او — ظاهراً هنوز سرمست از پیروزی سریع در ونزوئلا — تصمیم گرفت در نقش «آزادکننده ایران» به دنبال شکوه و بلندآوازه کردن نام خود برود. گفته می‌شود نخست‌وزیر اسرائیل، به ترامپ گفته بود که حکومت روحانیون سقوط خواهد کرد؛ اما رئیس سیا، این پیش‌بینی را «مضحک» توصیف کرده بود.

اکنون رئیس‌جمهور ناچار خواهد شد مجموعه شروطی را بپذیرد که احتمالاً برجام را در مقایسه، توافقی سخت‌گیرانه جلوه می‌دهد. ترامپ این جنگ را با این فرض آغاز کرد که با سرنگونی حکومت ایران، همه مسائل دیگر — سلاح هسته‌ای، تروریسم، ماجراجویی منطقه‌ای ایران — خودبه‌خود ناپدید خواهند شد. اما وقتی چنین نشد، هیچ برنامه‌ای برای مرحله بعد نداشت. به نظر می‌رسد اکنون بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای به‌عنوان توجیه اصلی جنگ تمرکز کرده است؛ هم برای توضیح اینکه چرا وارد جنگ شد و هم برای اینکه چرا آمریکایی‌ها باید پیامدهای اقتصادی این درگیری را تحمل کنند.

ایرانی‌ها ممکن است دوباره وعده دهند که از برنامه هسته‌ای نظامی صرف‌نظر می‌کنند — همان کاری که یک دهه پیش به اوباما وعده داده بودند — اما فعلاً نه‌تنها خود را طرف مظلوم معرفی می‌کنند، بلکه مانند پیروزها رفتار می‌کنند: شروط تعیین می‌کنند، آمریکا را وادار به مذاکره درباره وضعیت تنگه هرمز می‌کنند و مسئله هسته‌ای را به آینده موکول می‌کنند.

دیروز ترامپ به آکسیوس گفت شانس رسیدن به توافق با ایران «پنجاه-پنجاه» است و یا توافقی «خوب» را خواهد پذیرفت یا «آن‌ها را به جهنم خواهد فرستاد.» اما هیچ‌یک از این دو اتفاق رخ نخواهد داد.

در عوض، در مقطعی کاغذی از اتاق مذاکرات در پاکستان بیرون خواهد آمد که تأیید می‌کند ایالات متحده باید یک شکست راهبردی بزرگ در خاورمیانه را بپذیرد. و دونالد ترامپ، که به‌خاطر غرور و بی‌کفایتی خود آمریکا را به این نقطه رساند، آن را امضا خواهد کرد.

منبع: آتلانتیک



نظر شما