هر بار که حوثیها از یک کارزار نظامی جان سالم به در بردهاند، جاهطلبیهای عبدالملک بیشتر شده است. او اکنون حوثیها را نیرویی منطقهای میداند که میتواند بر آینده اسلام و خاورمیانه تأثیر بگذارد؛ نه صرفاً گروهی که به دنبال تصرف مناطق بیشتری از یمن است.
عبدالملک حوثی پیش از آن هیچگاه با یک دیپلمات خارجی دیدار نکرده بود. او با لباس سنتی یمنی، در خانهای ساده در منطقهای دورافتاده در شمال این کشور، آرام منتظر نشسته بود.
آوریل ۲۰۱۱ بود و یمن در آستانه جنگ داخلی تمامعیار قرار داشت. اعتراضهای ضد دولتی، در ادامه موج خیزشهای منطقهای موسوم به بهار عربی، سراسر خاورمیانه را فراگرفته بود. جمال بنعمر، نماینده وقت سازمان ملل در امور یمن، سرانجام برای دیدار با فرمانده کمترشناختهشده حوثیها به آنجا رسید؛ گروهی که بسیاری آن را شبهنظامیانی پراکنده و فاقد سازماندهی جدی میدانستند.
بنعمر که میگوید تا آن زمان تنها دیپلمات شناختهشدهای بوده که شخصاً با عبدالملک حوثی دیدار کرده است، درباره او میگوید: «کسی که با او روبهرو میشوید، فردی مؤدب است که آرام صحبت میکند و رفتاری بسیار محترمانه دارد. حتی اگر از حرفهایتان خوشش نیاید، هرگز وسط صحبت شما نمیپرد و نمیگذارد احساس کنید که مانع حرفزدنتان شده است.»
پانزده سال بعد، آن مرد کمحرف و گوشهگیر که آن زمان ۳۱ سال داشت، به یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال مرموزترین چهرههای خاورمیانه تبدیل شده است.
عبدالملک حوثی رهبری گروهی مسلح را بر عهده دارد که بخشهای گستردهای از یمن را تصرف کرده و مردم مناطق تحت کنترل خود را سرکوب نموده است. نفوذ حوثیها به مرزهای یمن محدود نمیشود؛ آنها با مختلکردن تجارت جهانی، برهمزدن بازارهای انرژی و شلیک موشک به سوی عربستان سعودی، دامنه فعالیت خود را به سراسر منطقه گسترش دادهاند. نیروهای متحد عربستان در داخل یمن نیز رهبری ائتلافی را بر عهده دارند که وعده داده است حوثیها را از میان بردارد.
دولت دونالد ترامپ حوثیها را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده است. این گروه زرادخانهای از تسلیحات در اختیار دارد که برد برخی از آنها به صدها کیلومتر میرسد. حوثیها با این تسلیحات به تأسیسات نفتی و کشتیهای تجاری در دریای سرخ حمله کردهاند و حملات مرگبار پهپادی آنها به اسرائیل نیز رسیده است. آنها در ماه سپتامبر کنترل مناطقی مشرف به بابالمندب را به دست گرفتند؛ گذرگاهی دریایی که یکی از گلوگاههای راهبردی تجارت جهانی به شمار میرود.
حوثیها همچنین جایگاه خود را در آنچه ایران «محور مقاومت» مینامد، ارتقا دادهاند. در حالی که حماس در غزه و حزبالله در لبنان در جنگهای پس از حملات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل ضربات سنگینی متحمل شدند، حوثیها بیش از گذشته به اهمیت خود در این ائتلاف پی بردند و اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کردند.
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر ارشد مسائل ایران در گروه بینالمللی بحران و نویسنده کتابی درباره محور مقاومت، میگوید حوثیها اکنون بخشی از نقشی را بر عهده میگیرند که حزبالله در دوران حسن نصرالله ایفا میکرد. او میگوید: «حوثیها دیگر صرفاً یکی دیگر از اعضای این شبکه نیستند، بلکه به مرکزی تبدیل شدهاند که دیگر گروهها را به یکدیگر پیوند میدهد و از آنها حمایت میکند.»
حوثیها در سال ۲۰۱۴ دولت یمن را سرنگون کردند و با برقراری حکومتی سرکوبگر، به جذب کودکان برای جنگ و کشاندن کشور به جنگ داخلی پرداختند. این تحولات بحرانی انسانی را رقم زد که در شمار بدترین بحرانهای جهان قرار گرفت؛ آن هم در کشوری که پیش از آن نیز یکی از فقیرترین کشورهای دنیا بود.
آخر هفته گذشته، دولت یمن که از سوی جامعه بینالمللی به رسمیت شناخته میشود، عملیات نظامی گستردهای را برای بازپسگیری مناطق تحت کنترل حوثیها آغاز کرد. این اقدام پس از هفتهها افزایش درگیری میان حوثیها و عربستان سعودی صورت گرفت؛ درگیریهایی که بار دیگر یمن را به سوی جنگی تمامعیار سوق داد.
با این حال، حوثیها پس از بیش از دو دهه جنگ، اکنون بیش از هر زمان دیگری احساس قدرت میکنند. عبدالملک حوثی، زمانی که این گروه برای بقا در مناطق کوهستانی و دورافتاده شمال یمن میجنگید، در جوانی به رهبری رسید. امروز حوثیها بر پایتخت، صنعا، و بخش عمده شمال یمن و سواحل غربی آن تسلط دارند؛ مناطقی که حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور در آنها زندگی میکنند.
با توجه به اینکه عبدالملک حوثی تقریباً تجربهای از جهان خارج نداشته، صعود او به چنین جایگاهی شگفتانگیزتر به نظر میرسد. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد او تاکنون به ایران سفر کرده یا حتی بخش زیادی از یمن را دیده باشد. او بهندرت با افراد خارج از حلقه نزدیکانش دیدار میکند. هیچ سمت رسمیای در ساختار حکومتی حوثیها ندارد و معمولاً فقط در سخنرانیهای تلویزیونی دیده میشود؛ سخنرانیهایی که از مکانی نامعلوم پخش میشوند. او در این زمینه از حسن نصرالله، رهبر فقید حزبالله، الگوبرداری کرده است. افراد کمی میدانند محل زندگی او کجاست.
عبدالملک حوثی در سال ۱۹۷۹ در استان صعده به دنیا آمد؛ استانی فقیر در شمال یمن که با عربستان سعودی هممرز است. او در یکی از خانوادههای سرشناس علمای دینی زیدی در شمال یمن رشد کرد. پدرش، بدرالدین حوثی، از روحانیون برجسته زیدی بود که بخش زیادی از عمر خود را صرف تدریس و نگارش درباره مذهب زیدیه کرد.
بدرالدین چهار همسر و فرزندان زیادی داشت. حسین، پسر بزرگ او، به سیاستمدار و واعظی پرنفوذ تبدیل شد. به گفته ماریکه برانت، نویسنده کتاب «قبایل و سیاست در یمن: تاریخ مناقشه حوثیها» و پژوهشگر ارشد آکادمی علوم اتریش، آموزههای حسین پایههای فکری و ایدئولوژیک جنبش حوثیها را شکل داد.
محمد البخیتی، از مقامهای ارشد حوثی که سالها با عبدالملک همکاری کرده است، در پیامی در تلگرام میگوید: «حسین چنان شخصیت تأثیرگذاری بود که نفوذش در سراسر خانواده و میان همنسلانش احساس میشد. او نقش مهمی در شکلگیری افکار عبدالملک و دیدگاههایش درباره مسائل و رویدادهای مختلف داشت.»
به گفته میساء شجاعالدین، پژوهشگر ارشد مرکز مطالعات راهبردی صنعا که سالها جنبش حوثیها را از نزدیک دنبال کرده است، تحصیلات رسمی عبدالملک فراتر از محیط دینی خانوادهاش نرفت. او برخلاف پدر و برادر بزرگترش، هرگز به جایگاه علمی و دینی آنها دست نیافت و بیشتر به دلیل تواناییهای نظامیاش در میدان نبرد به شهرت رسید.
نیروهای یمن در سپتامبر ۲۰۰۴، در پایان نخستین جنگ از شش جنگ میان حوثیها و دولت علی عبدالله صالح در استان صعده، حسین حوثی را کشتند. پس از مرگ او، جنبش حوثیها بهتدریج پیرامون برادر کوچکترش شکل منسجمتری پیدا کرد؛ کسی که بهعنوان فرمانده نیروهای چریکی، یعنی نیروهایی که با حملات سریع و غیرمتعارف میجنگند، شناخته میشد.
البخیتی میگوید آنچه عبدالملک را از دیگران متمایز میکرد، «توانایی او در کنارآمدن با شرایط دشوار، جلب اعتماد اطرافیان و نشاندادن شایستگی رهبری در عمل» بود.
دولت یمن بارها کوشید در جریان جنگهای صعده، حوثیها را در پایگاه اصلیشان در شمال کشور از بین ببرد، اما هر بار شکست خورد. حوثیها دوام آوردند، هرچند مناطق اطراف آنها در صعده طی سالها جنگ بهشدت ویران شد.
البخیتی درباره شدت درگیریها میگوید: «گلولهباران آنقدر شدید بود که عبدالملک دیگر نمیتوانست از صدای شلیک تشخیص دهد چه زمانی خشاب تفنگش خالی شده است. فقط وقتی متوجه میشد که تفنگ دیگر با هر شلیک به شانهاش ضربه نمیزد.»
جنگهای صعده حلقه نزدیکان عبدالملک حوثی را شکل داد؛ حلقهای که هنوز هم مهمترین افراد پیرامون او را در بر میگیرد. بسیاری از مقامهای ارشد حوثی که امروز در کنار او هستند، همان کسانیاند که در آن سالها دوشادوش او جنگیدهاند. قدرت نیز همچنان در دست گروه کوچکی از رهبران ردهبالای جنبش متمرکز است.
حوثیها فضای چندانی برای کسانی که از خط سیاسی، اجتماعی یا مذهبی آنها فاصله بگیرند، باقی نمیگذارند. موجهای پیدرپی سرکوب، منتقدان و کارکنان سازمانهای امدادرسان خارجی را نیز دربر گرفته است. زنان با محدودیتهایی در رفتوآمد، اشتغال و حضور در عرصه عمومی روبهرو هستند و اقلیتهای مذهبی نیز بهطور مستمر با تبعیض و آزار مواجه شدهاند.
درگیریهای تازه نیز تلفات سنگینی بر جای گذاشته است. بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت، از زمان ازسرگیری درگیریها میان حوثیها و دولت بهرسمیتشناختهشده یمن در ماه اوت، دستکم ۸۳۸ نفر کشته و بیش از ۳۶۰۰ نفر زخمی شدهاند. بسیاری از یمنیها نیز برای فرار از جنگ، از دریای سرخ عبور کرده و به جیبوتی پناه بردهاند.
عبدالملک حوثی زمانی بهطور منظم با طیف گستردهای از مردم یمن دیدار میکرد، اما هرچه قدرتش بیشتر شده، انزوای او نیز افزایش یافته است. شجاعالدین میگوید عبدالملک فردی بدگمان است و بهراحتی به دیگران اعتماد نمیکند. در مقابل، البخیتی انزوای او را ضرورتی امنیتی میداند که پس از تلاشهای مکرر برای ترور او شکل گرفته است. عبدالملک در عین حال کنترل محکمی بر مهمترین تصمیمهای جنبش دارد.
البخیتی میگوید: «او بهندرت دستور مستقیم میدهد. ترجیح میدهد توضیح دهد چه میخواهد و دیگران را نیز با خود همراه کند.» به گفته او، در نخستین روزهای همکاریشان، عبدالملک چنان غیرمستقیم و با احتیاط خواستههایش را بیان میکرد که البخیتی گاهی آنها را صرفاً توصیه تلقی مینمود.
علی البخیتی، مقام سابق حوثیها و برادر محمد، عبدالملک را در سال ۲۰۱۱ فردی خجالتی و شنوندهای دقیق به یاد میآورد که اغلب در نشستها سکوت میکرد و با دقت به حرفهای دیگران گوش میداد. علی که بعدها از حوثیها جدا شد، میگوید: «من شخصاً هنوز هم او را دوست دارم، اما با افکارش موافق نیستم.»
بنعمر در آن سال میخواست جامعه بینالمللی حوثیها را جدی بگیرد. او تلاش میکرد پیش از آنکه خیلی دیر شود، صاحبان قدرت در یمن را برای گفتوگو گرد هم آورد. از نظر او، همه کسانی که در کشور نفوذ داشتند، از جمله رهبر جوان حوثیها، باید در این روند مشارکت میکردند.
میدان تحریر در مرکز صنعا مملو از جوانانی بود که خواستار تغییر و پایاندادن به سه دهه حکومت علی عبدالله صالح، رئیسجمهور وقت، بودند. دولت صالح و مخالفانش بر سر آینده کشور با یکدیگر رقابت میکردند، اما در آن زمان افراد کمی به جنبش شورشی شمال توجه داشتند.
بنعمر پس از هماهنگی با مهدی المشاط، که آن زمان در میانه دهه بیست زندگیاش بود و اکنون ریاست شورای عالی سیاسی حوثیها را بر عهده دارد، راهی شمال شد تا به صعده برسد. او نیروهای امنیتی سازمان ملل را پشت سر گذاشت و برای رسیدن به پایگاه حوثیها از چندین ایست بازرسی این گروه عبور کرد. بنعمر به یاد میآورد که در طول مسیر از میان آوار و خرابهها میگذشت و با مناطقی روبهرو میشد که سالها جنگ آنها را بهطور کامل ویران کرده بود.
اما همین ویرانیها به عاملی برای تقویت و انسجام گروهی تبدیل شد که عبدالملک امروز رهبری آن را بر عهده دارد.
حوثیها معمولاً نیروی نیابتی ایران توصیف میشوند، اما رابطه عبدالملک حوثی با تهران بهتدریج شکل گرفت و در آغاز، بیشتر از مسیر ارتباط این گروه با حزبالله لبنان پیش رفت. تسلط حوثیها بر صنعا در سال ۲۰۱۴ باعث شد تهران اهمیت بیشتری برای آنها قائل شود. یک سال بعد نیز، با آغاز حملات ائتلاف به رهبری عربستان به یمن، حوثیها بیش از گذشته به ایران نزدیک شدند.
حزبالله الگویی برای حوثیها بود. این گروه لبنانی در برابر اسرائیل، که از قدرت نظامی بسیار بیشتری برخوردار بود، از جنگهای متعدد جان سالم به در برد و همزمان قدرت نظامی و سیاسی خود را گسترش داد. حوثیها میخواستند الگویی مشابه را در یمن پیاده کنند. ایران نیز این روند را فرصتی برای گسترش محور مقاومت دید. در ادامه، حوثیها بیش از پیش از دانش فنی، تسلیحات و آموزشهای نظامی ایران بهرهمند شدند.
شجاعالدین میگوید: «وقتی حوثیها و ایران دستور کار و اهداف مشترکی دارند، دیگر لازم نیست ایران به آنها دستور بدهد و حوثیها نیروی نیابتی ایران باشند.»
روابط حوثیها و تهران پس از آغاز جنگ اسرائیل در غزه در سال ۲۰۲۳ وارد مرحله تازهای شد. این جنگ در پی حمله حماس به جنوب اسرائیل آغاز شد؛ حملهای که به کشتهشدن ۱۲۰۰ نفر و گروگانگرفتن ۲۵۰ نفر دیگر انجامید. حوثیها در ادامه، به بهانه حمایت از فلسطینیان، شلیک موشک و پهپاد به سوی اسرائیل و حمله به کشتیهای تجاری در دریای سرخ را آغاز کردند.
این کارزار جایگاه عبدالملک حوثی را در سطح منطقهای و بینالمللی ارتقا داد و حوثیها را به نیرویی تبدیل کرد که دیگر نمیشد نادیدهاش گرفت. آمریکا نیز آتشبسی را که سال گذشته برای پایاندادن به بمباران یمن با حوثیها برقرار کرده بود، همچنان حفظ کرده و اخیراً در عمان مذاکرات مستقیمی با این گروه انجام داده است.
در واقع، هر بار که حوثیها از یک کارزار نظامی جان سالم به در بردهاند، جاهطلبیهای عبدالملک نیز بیشتر شده است. به گفته شجاعالدین، او اکنون حوثیها را نیرویی منطقهای میداند که میتواند بر آینده اسلام و خاورمیانه تأثیر بگذارد؛ نه صرفاً گروهی که به دنبال تصرف مناطق بیشتری از یمن است.
شجاعالدین میگوید: «حوثیها خود را یک گروه محلی نمیدانند، بلکه جنبشی انقلابی با اهدافی فراتر از مرزهای ملی میدانند. عبدالملک بیش از آنکه به عدن فکر کند، به مکه و مدینه چشم دوخته است.»


دیدگاه خوانندگان