twitter share facebook share ۱۴۰۵ خرداد ۲۶ 34
جمهوری اسلامی در پایبندی به یکی از مهم‌ترین آرمان‌های اسلام‌گرایان موفق بوده است: مقابله با اسرائیل و نفوذ آمریکا در خاورمیانه.از این منظر جنگ ایران ممکن است به جای نابودی اسلام سیاسی، به تقویت روحیه مقاومت و احیای آنچه از اسلام سیاسی باقی مانده کمک کرده باشد

حدود یک سال پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، آیت‌الله روح‌الله خمینی، رهبر جمهوری اسلامی، چشم‌انداز خود را از حکومتی مبتنی بر اسلام تشریح کرد. او وعده داد که دولت از کشاورزان و کارگران حمایت خواهد کرد، زمین‌ها را بر اساس احکام شرعی توزیع می‌کند، دانشگاه‌ها و رسانه‌ها در خدمت گسترش آرمان‌های دینی خواهند بود و دستگاه قضایی نیز نمونه کامل اجرای احکام الهی خواهد شد.

به باور او، چنین نظامی نه‌تنها ایران را در برابر قدرت‌های خارجی تقویت می‌کرد، بلکه الگویی برای آزادی مسلمانان سراسر جهان می‌شد. خمینی تأکید می‌کرد که انقلاب ایران باید صادر شود و ایران از موضعی ایدئولوژیک با جهان روبه‌رو خواهد شد.

در دهه‌های بعد، جمهوری اسلامی تا حد زیادی همین مسیر را دنبال کرد. ایران توانست با وجود جنگ‌ها، تحریم‌ها و فشارهای خارجی، یک حکومت دینی را حفظ کند و همزمان به قدرتی مهم در منطقه تبدیل شود. به همین دلیل، جمهوری اسلامی مهم‌ترین نمونه معاصر «اسلام سیاسی» به شمار می‌رود؛ مفهومی که به تلاش برای اداره جامعه و دولت بر پایه آموزه‌های اسلامی اشاره دارد.

اما امروز بسیاری از ناظران معتقدند اسلام سیاسی در خاورمیانه با بحران و افول روبه‌رو شده است. در کشورهای مختلف، جریان‌هایی که وعده می‌دادند اجرای بیشتر آموزه‌های اسلامی به عدالت، رفاه و حکومت بهتر منجر خواهد شد، نتوانستند موفقیت پایدار به دست آورند. برخی از آنها برای مدتی قدرت را در اختیار گرفتند، اما در نهایت یا شکست خوردند یا کنار زده شدند.

به گفته مونیکا مارکس، استاد سیاست خاورمیانه در دانشگاه نیویورک ابوظبی، گروه‌های اسلام‌گرا امروز در بیشتر کشورهای منطقه در موقعیتی دفاعی قرار دارند و نفوذ گذشته را ندارند.

نمونه‌های این ناکامی فراوان‌اند. تلاش اسامه بن‌لادن برای کشاندن جهان اسلام به یک جنگ تمدنی با آمریکا به نتیجه نرسید. گروه داعش که در عراق و سوریه خلافت خودخوانده‌ای تأسیس کرده بود، توسط ائتلاف بین‌المللی شکست خورد. احزاب اسلام‌گرا که پس از بهار عربی در سال ۲۰۱۱ در کشورهای مختلف به قدرت رسیدند نیز نتوانستند موقعیت خود را حفظ کنند. حتی در کشورهایی مانند عربستان، سوریه و تا حدی ایران، رهبران بیش از گذشته به ملی‌گرایی متوسل می‌شوند و کمتر از گذشته بر هویت اسلامی تکیه دارند.

هرچند دلایل شکست این جریان‌ها متفاوت بوده، اما چند عامل مشترک در میان آنها دیده می‌شود: برخی از پروژه‌های اسلام‌گرایانه با مداخله نظامی قدرت‌های غربی نابود شدند؛ برخی دیگر نتوانستند حمایت مردمی یا بین‌المللی کافی به دست آورند؛ و در مواردی نیز نیرو‌های اقتدارگرا با حمایت کشورهای منطقه آنها را از صحنه خارج کردند.

استثنای ایران

در میان همه این نمونه‌ها، جمهوری اسلامی ایران همچنان مهم‌ترین استثنا محسوب می‌شود. با وجود فشارهای خارجی، جنگ، تحریم‌ها و اعتراضات داخلی، این نظام هنوز پابرجاست. با این حال، آرمان‌های اولیه آن با چالش‌های جدی روبه‌رو شده‌اند.

حملات آمریکا و اسرائیل در سال‌های اخیر به ساختارهای نظامی و امنیتی ایران آسیب زده‌اند. در داخل کشور نیز اعتراض‌های مکرر نشان داده‌اند که بخش قابل توجهی از جامعه از حکومت روحانیون ناراضی است. علاوه بر این، رؤیای آیت‌الله خمینی برای گسترش انقلاب اسلامی در سراسر جهان اسلام هرگز به طور کامل محقق نشد.

همین شرایط باعث شده بحث تازه‌ای در میان پژوهشگران شکل بگیرد: آیا اسلام سیاسی به پایان راه خود رسیده است؟

پیوند میان دین و سیاست در جهان اسلام موضوعی تازه نیست. از همان قرون نخست اسلامی، حکومت‌های متعددی بر پایه آموزه‌های اسلامی شکل گرفتند و قرن‌ها بخش بزرگی از خاورمیانه، شمال آفریقا و حتی بخش‌هایی از اروپا و آسیا را اداره کردند.

اما در قرن بیستم، با فروپاشی امپراتوری عثمانی و شکل‌گیری دولت‌های مدرن، وضعیت تغییر کرد. ترکیه به یک جمهوری سکولار تبدیل شد و خلافت در سال ۱۹۲۴ لغو شد. از آن زمان، دولت‌های ملی و پادشاهی‌های مدرن جای ساختارهای سنتی را گرفتند.

با این حال، بسیاری از مسلمانان همچنان معتقد بودند مشکلات جوامع اسلامی ناشی از فاصله گرفتن از اسلام است و بازگشت به حکومت دینی می‌تواند عدالت و رفاه را به ارمغان بیاورد. فساد، سرکوب و وابستگی برخی حکومت‌های منطقه به غرب نیز این باور را تقویت می‌کرد.

همین ایده‌ها نقش مهمی در انقلاب ایران و سپس در جنبش‌های بهار عربی ایفا کردند.

در مصر، پس از سقوط حسنی مبارک در سال ۲۰۱۱، انتخابات آزاد برگزار شد و اخوان‌المسلمین با شعار «اسلام راه‌حل است» به پیروزی رسید. این جریان ابتدا پارلمان و سپس ریاست‌جمهوری را در اختیار گرفت.

اما دوران قدرت آن کوتاه بود. منتقدان دولت، محمد مرسی را متهم کردند که به وعده‌های خود برای اداره فراگیر کشور عمل نکرده و در پی گسترش نفوذ سیاسی خود است. در نهایت ارتش در سال ۲۰۱۳ مرسی را برکنار کرد و یک سال بعد عبدالفتاح السیسی به قدرت رسید؛ نظامی که هنوز بر مصر حکومت می‌کند.

در تونس نیز اسلام‌گرایان پس از انتخابات به قدرت رسیدند، اما نتوانستند اعتماد بخش‌های سکولار جامعه را جلب کنند. در نتیجه، قیس سعید به قدرت رسید و به تدریج اختیارات گسترده‌ای برای خود ایجاد کرد.

در لیبی و یمن نیز سقوط حکومت‌های پیشین به جنگ داخلی انجامید و اسلام‌گرایان هرگز نتوانستند کنترل کامل کشور را به دست آورند.

در سوریه اسلام‌گرایان سرانجام در سال ۲۰۲۴ پیروز شدند، اما رهبران جدید کشور برخلاف گذشته از تشکیل یک حکومت سختگیر دینی سخن نمی‌گویند و تلاش می‌کنند چهره‌ای عمل‌گراتر از خود نشان دهند.

آیا اسلام سیاسی مانند کمونیسم به پایان رسیده است؟

برخی پژوهشگران معتقدند اسلام سیاسی به مرحله افول تاریخی خود رسیده است. فیصل دوجی، استاد دانشگاه آکسفورد، در کتاب جدید خود اسلام سیاسی را با ایدئولوژی‌هایی مانند کمونیسم و بعثیسم مقایسه می‌کند؛ جریان‌هایی که در دوره‌ای خاص بسیار قدرتمند بودند اما بعدها اهمیت خود را از دست دادند.

به باور او، ظهور القاعده و داعش باعث شد بسیاری از مسلمانان درباره رابطه دین و سیاست تجدیدنظر کنند. خشونت‌های افراطی این گروه‌ها تصویر اسلام سیاسی را به شدت آسیب زد.

البته، سنجش اینکه مردم در منطقه‌ای به وسعت خاورمیانه چه می‌خواهند، دشوار است. یک پیچیدگی دیگر این است که تعریف اسلام سیاسی ساده نیست. این مفهوم هم شامل سیاستمدارانی مانند رجب طیب اردوغان در ترکیه می‌شود و هم گروه‌های جهادی افراطی مانند داعش.

نظرسنجی‌های «عرب بارومتر» نیز نشان می‌دهد که در بیشتر کشورهای عربی تنها اقلیتی از مردم خواهان نفوذ گسترده روحانیون در حکومت هستند. در بسیاری از این کشورها، اکثریت مردم معتقدند دین باید بیشتر به حوزه خصوصی افراد محدود شود.

چرا ایران اهمیت ویژه‌ای دارد؟

برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، در ایران مردم هرگز فرصت انتخاب دوباره درباره اصل نظام سیاسی را نداشته‌اند. پس از همه‌پرسی سال ۱۳۵۸، ساختار جمهوری اسلامی تثبیت شد و انتخابات بعدی تنها میان نامزدهای تأییدشده برگزار شد.

در طول چهار دهه گذشته، بسیاری از وعده‌های اولیه انقلاب تحقق نیافت. سرکوب سیاسی، محدودیت‌های اجتماعی، قوانین سختگیرانه و مشکلات اقتصادی موجب نارضایتی گسترده شده‌اند. نسل جوان به ویژه فاصله زیادی با آرمان‌های نخستین انقلاب پیدا کرده است.

افشون استوار، پژوهشگر مسائل ایران، معتقد است جمهوری اسلامی هرچند برخی موفقیت‌ها داشته، اما در نهایت نتوانسته جامعه‌ای آزاد و شکوفا ایجاد کند و بقای آن تا حد زیادی بر ابزارهای سرکوب متکی بوده است.

آیا اسلام سیاسی بازخواهد گشت؟

با وجود همه این ناکامی‌ها، هنوز زود است که اسلام سیاسی را پدیده‌ای متعلق به گذشته بدانیم. رهبران ایران همچنان به آرمان‌های انقلاب اسلامی وفادار مانده‌اند. افراد دیگری نیز همچنان به این ایده باور دارند. عمرو دراج، وزیر دولت محمد مرسی، رئیس‌جمهور اسلام‌گرای برکنارشده مصر، به من گفت که اخوان‌المسلمین هرگز فرصت واقعی برای موفقیت پیدا نکرد. به گفته او، قدرت‌های منطقه‌ای نمی‌خواستند یک حکومت اسلام‌گرا در پرجمعیت‌ترین کشور عربی تثبیت شود.

او همچنین تأکید کرد که با وجود نبود پیروزی‌های پایدار برای اسلام‌گرایان، هنوز بسیاری از مسلمانان از ایده حضور ارزش‌های اسلامی در سیاست حمایت می‌کنند و همین موضوع احتمال بازگشت دوباره این جریان را زنده نگه می‌دارد.

علاوه بر این، ادامه حکومت‌های اقتدارگرا در بسیاری از کشورهای منطقه نیز ممکن است زمینه شکل‌گیری جنبش‌های مذهبی جدید را فراهم کند. مونیکا مارکس، استاد دانشگاه نیویورک ابوظبی، می‌گوید هر بار که تحلیلگران اعلام کرده‌اند وارد عصر «پس از اسلام‌گرایی» شده‌ایم، اشتباه کرده‌اند؛ زیرا سرکوب سیاسی و نبود آزادی همچنان امید به بدیل‌های دینی را در میان بخشی از مردم زنده نگه می‌دارد.

با این حال، نشانه‌هایی در سراسر جهان اسلام دیده می‌شود که هم رهبران سیاسی و هم بخش‌هایی از جامعه از اسلام‌گرایی فاصله گرفته‌اند.

فیصل دوجی، استاد تاریخ در دانشگاه آکسفورد، معتقد است بسیاری از جنبش‌های اعتراضی و سیاسی سال‌های اخیر در جوامع مسلمان دیگر حول محور اسلام سیاسی شکل نگرفته‌اند.

او به چند نمونه اشاره می‌کند: اعتراضات سیاسی و جنبش‌های حقوق زنان در ایران؛ تظاهراتی که در سال ۲۰۲۴ به سقوط دولت شیخ حسینه در بنگلادش منجر شد؛ و اعتراضات گسترده حامی فلسطین در کشورهای غربی در واکنش به جنگ غزه.

به اعتقاد او، این تحولات لزوماً به معنای سکولار شدن جوامع مسلمان یا کاهش ایمان دینی نیست. بلکه بیشتر نشان‌دهنده جدا شدن تدریجی ایمان مذهبی از پروژه‌های سیاسی است. به عبارت دیگر، افراد همچنان مسلمان و دیندار هستند، اما کمتر از گذشته معتقدند که اسلام باید به صورت مستقیم مبنای حکومت قرار گیرد.

در برخی کشورهای عربی، رهبران سیاسی نیز به‌تدریج از اسلام‌گرایی فاصله گرفته‌اند.

در عربستان سعودی، محمد بن سلمان، ولیعهد و حاکم عملی کشور، نفوذ روحانیون را کاهش داده و نوعی ملی‌گرایی سعودی را ترویج کرده است؛ تغییری بزرگ برای کشوری که دهه‌ها خود را پرچمدار آرمان‌های اسلامی معرفی می‌کرد.

تا سال ۲۰۱۶، پلیس مذهبی در خیابان‌ها رفت‌وآمد مردم را کنترل می‌کرد و بر اجرای قوانین سختگیرانه اجتماعی نظارت داشت. تا سال ۲۰۱۸ نیز زنان اجازه رانندگی نداشتند.

امروز اما حکومت عربستان برای جذب گردشگر، برگزاری جشنواره‌های موسیقی و کمدی، توسعه صنعت سرگرمی و میزبانی نمایشگاه جهانی اکسپو ۲۰۳۰ تلاش می‌کند و در این برنامه‌ها هویت اسلامی دیگر نقش محوری سابق را ندارد.

نمونه دیگر سوریه است.

احمد الشرع، که سال‌ها پیش فرمانده یک گروه جهادی در جنگ داخلی سوریه بود، زمانی آشکارا اعلام می‌کرد که هدفش برپایی حکومتی مبتنی بر شریعت است. اما پس از آنکه نیروهایش در سال ۲۰۲۴ قدرت را به دست گرفتند و او رئیس‌جمهور سوریه شد، رویکردش تغییر کرد.

دولت او برخی مقررات محافظه‌کارانه اجتماعی را وضع کرده است، اما به نظر می‌رسد اولویت اصلی‌اش این است که خود را به عنوان یک رهبر عادی خاورمیانه‌ای معرفی کند که دیگر کشورها بتوانند با او همکاری کنند، نه به عنوان رهبر یک پروژه اسلام‌گرای ایدئولوژیک.

او اکنون کت‌وشلوار می‌پوشد، همراه همسرش در انظار عمومی ظاهر می‌شود و حتی در نوامبر گذشته در کاخ سفید با دونالد ترامپ دیدار کرد. در آن دیدار، دو طرف درباره چندهمسری نیز شوخی کردند.

در آوریل نیز از او فیلمی منتشر شد که در سالن یک مسابقه بسکتبال نشسته بود و اجرای یک گروه رقص زنانه را تماشا می‌کرد که با آهنگ «Work It» از میسی الیوت برنامه اجرا می‌کردند. او نه اعتراضی کرد و نه سالن را ترک کرد.

حتی در ایران، که مهم‌ترین پایگاه اسلام سیاسی در جهان به شمار می‌رود، حکومت در سال‌های اخیر بیش از گذشته از نمادهای ملی استفاده کرده است.

رهبران جمهوری اسلامی هنگام دفاع از سیاست‌های خود، اغلب بر مفاهیمی مانند حاکمیت ملی، استقلال کشور، حقوق بین‌الملل و معاهدات جهانی تأکید می‌کنند و کمتر از گذشته صرفاً به استدلال‌های مذهبی متوسل می‌شوند.

این موضوع نشان می‌دهد که حتی در ایران نیز حاکمان دریافته‌اند که استدلال‌های صرفاً اسلام‌گرایانه دیگر مانند گذشته برای افکار عمومی جذابیت ندارند.

اما یک عنصر مهم همچنان باقی مانده است.

محسن کدیور، روحانی منتقد جمهوری اسلامی و استاد دانشگاه دوک، معتقد است جمهوری اسلامی در تحقق بسیاری از وعده‌های خود شکست خورده است. این حکومت نتوانسته آزادی و عدالت مورد وعده انقلاب را برای مردم فراهم کند. اما به گفته او، جمهوری اسلامی در پایبندی به یکی از مهم‌ترین آرمان‌های اسلام‌گرایان موفق بوده است: مقابله با اسرائیل و نفوذ آمریکا در خاورمیانه.

کدیور استدلال می‌کند که شاید امروز مهم‌ترین تعریف اسلام سیاسی همین باشد؛ یعنی مقاومت در برابر سلطه و کنترل قدرت‌های خارجی بر سرزمین‌های مسلمان.

او همچنین معتقد است جنگ اخیر با ایران موجب تضعیف این گرایش نشده، بلکه برعکس، باعث تقویت آن شده است.

به گفته او: «تندروها در ایران از گذشته بسیار قدرتمندتر شده‌اند. این هدیه دونالد ترامپ به ایرانیان بود.»

از این منظر جنگ ایران ممکن است به جای نابودی اسلام سیاسی، به تقویت روحیه مقاومت در ایران و احیای آنچه از اسلام سیاسی باقی مانده است کمک کند. بنابراین، اگرچه اسلام سیاسی امروز در ضعیف‌ترین موقعیت خود طی دهه‌های اخیر قرار دارد، اما هنوز نمی‌توان پایان آن را قطعی دانست.

منبع: نیویورک تایمز


نظر شما