twitter share facebook share ۱۴۰۴ دی ۰۸ 249
مهم‌ترین تحول در عراق که از نظرها پنهان مانده است، شکل‌گیری قشری رو به رشد از عراقی‌های جوان، بااعتمادبه‌نفس، جهان‌دیده، مستقل از نظر سیاسی و متعلق به طبقهٔ متوسط است

سال جاری برای عراق، در مجموع، سال نسبتاً خوبی بود. کشور امن و باثبات باقی ماند و همین امر باعث شد پروژه‌های مهم زیرساختی در مرکز بغداد به ثمر برسند. در عین حال، پروژه‌های بسیاری نیز در دست برنامه‌ریزی و اجرا هستند و نشانه‌هایی از پیشرفت دیده می‌شود. بخش بزرگی از بغداد پیش‌تر به چنان وضعیت فرسوده و اسف‌باری سقوط کرده بود که بسیاری از عراقی‌های مسن آن را غیرقابل نجات می‌دانستند. اما امروز بسیاری از این مناطق بازسازی شده‌اند و یک فضای اجتماعی پرجنب‌وجوش در حال شکل‌گیری است.

عراق همچنین تنها کشوری است که به «محور مقاومت» ایران متصل است و در این سال هدف حملهٔ اسرائیل قرار نگرفت. از سوی دیگر، یک انتخابات پارلمانی دیگر نیز نسبتاً عادی برگزار شد و به پایان رسید. نخست‌وزیر فعلی، محمد شیاع السودانی، عملکرد نسبتاً قوی‌ای داشت، اما نه در حدی که بتواند دورهٔ دوم نخست‌وزیری خود را تضمین کند. با این حال، انتظار عمومی این است که هر دولتی که تشکیل شود، ائتلافی گسترده از گروه‌های سیاسی مختلف را در بر بگیرد و به‌طور کلی همین مسیر کنونی سرمایه‌گذاری را ادامه دهد.

البته، با وجود ثبات سیاسی، نظام سیاسی عراق همچنان فاسد است و به‌طور کامل به درآمدهای هیدروکربنی وابسته است. بنابراین، فقط مسئلهٔ زمان است که کاهش قیمت نفت باعث یک بحران اقتصادی بزرگ شود.

اما مهم‌ترین تحول در عراق، نه در همین سال، بلکه شاید در کل یک دههٔ گذشته، تا حد زیادی از نظرها پنهان مانده است: شکل‌گیری یک قشر رو به رشد از عراقی‌های جوان، بااعتمادبه‌نفس، جهان‌دیده، مستقل از نظر سیاسی و متعلق به طبقهٔ متوسط. برای عراق، چنین پدیده‌ای هیچ سابقه‌ای ندارد و اگر این روند ادامه پیدا کند، در سال‌های آینده نقش تعیین‌کننده‌ای در سیاست کشور خواهد داشت.

عوامل متعددی به شکل‌گیری این پدیدهٔ جدید کمک کرده‌اند. عراقی‌هایی که امروز در اوایل دههٔ بیست زندگی خود هستند و در مناطق مرکزی کشور زندگی می‌کنند، نه جنگ خشونت‌بار را تجربه کرده‌اند، نه دیکتاتوری، نه اشغال خارجی و نه تروریسم را. آن‌ها بخش عمدهٔ عمر خود را در صلح و بدون ترس روزمره سپری کرده‌اند؛ چیزی که برای نخستین بار در حافظهٔ زندهٔ این کشور رخ داده است. این موضوع به‌روشنی در رویدادهای اخیر دیده شد: زمانی که بمباران اسرائیل علیه لبنان در سپتامبر ۲۰۲۴ شدت گرفت و ده‌ها هزار لبنانی به بغداد گریختند. آن‌ها با آغوش بازِ مردم و دولتی روبه‌رو شدند که به اندازهٔ کافی سازمان‌یافته بود تا با وجود این هجوم ناگهانی و گسترده، نیازهای روزمره را تأمین کند. این صحنه از چشم جوانان عراقی پنهان نماند: کشور آن‌ها دیگر جایی نیست که همه از آن فرار کنند؛ برای بسیاری، اکنون عراق به پناهگاه تبدیل شده است.

در بیشتر سال‌های دههٔ گذشته، اقتصاد عراق نیز ــ دست‌کم برای طبقهٔ متوسط ــ نسبتاً باثبات بوده است. پول به‌طور پیوسته به خزانهٔ دولت سرازیر شده و این امر مصرف داخلی و شکل‌گیری چند صنعت نوپا را تقویت کرده است. دو دهه پیش، عراقی‌ها در منطقه به نوعی طبقهٔ فرودست تبدیل شده بودند؛ ناچار به تبعید و محکوم به انجام کارهایی که خود آن‌ها را بسیار پایین‌تر از شأن‌شان می‌دانستند. اما برای طبقهٔ متوسط امروز، وضعیت کاملاً متفاوت است. عراقی‌ها کسب‌وکارهای خود را راه‌اندازی کرده‌اند و بسیاری از این کسب‌وکارها اکنون کارگران و متخصصانی را از کشورهای منطقه و حتی فراتر از آن جذب می‌کنند. امروز عراقی‌ها در دفاتر کاری کنار نیروهای خارجی می‌نشینند و بعضی از این نیروهای خارجی، دستورات خود را از مدیران و صاحبان عراقی می‌گیرند.

عراق همچنین از نظر داخلی و بین‌المللی یکپارچه‌تر شده است. در سال ۲۰۰۳، بعثی‌ها کشوری را بر جای گذاشتند که بیش از هر زمان دیگری دچار شکاف و چنددستگی بود. جوانان عراقی عملاً چیزی از کشور خود نمی‌دانستند، جز چند منطقهٔ محدود. برخی از این شکاف‌ها آن‌قدر عمیق بود که مرزهای داخلی واقعی ایجاد کرده بود؛ برای مثال، عبور و مرور میان اقلیم کردستان و دیگر مناطق کشور بسیار دشوار یا حتی ناممکن بود. اما امروز، جامعهٔ عراق بیش از هر زمان دیگری یکپارچه شده است. میزان تبادل حرفه‌ای و سفرهای داخلی به شکلی بی‌سابقه افزایش یافته است. یک شهروند معمولی بغداد امروز می‌تواند نام شهرهای کوچک یا دریاچه‌های کوهستانی مورد علاقه‌اش را در دورافتاده‌ترین نقاط اقلیم کردستان ببرد. بسیاری دیگر برای کنفرانس‌های تخصصی یا رویدادهای ورزشی به سراسر کشور سفر کرده‌اند.

سفرهای خارجی محدودتر است، اما در این حوزه هم نوعی جهش چشمگیر رخ داده است. سفر به کشورهای خلیج فارس، شرق آسیا و اروپا آن‌قدر رایج شده که تعداد قابل‌توجهی از جوانان عراقی در چند سال گذشته چندین بار به هر یک از این مناطق سفر کرده‌اند. نخستین دانشگاه آمریکایی در عراق در سال ۲۰۰۶ در استان سلیمانیه افتتاح شد؛ جایی امن و پذیرنده و دور از پایتخت. اما امروز در کنار مدارس عالی کسب‌وکار با زبان انگلیسی، یک پردیس بزرگ و رو به گسترش دانشگاه آمریکایی در بغداد وجود دارد. حضور نهادهای آموزشی انگلیسی‌زبان در شهری که به‌شدت عربی‌زبان است، به‌خودی‌خود نشانهٔ پیشرفت نیست، اما نشان می‌دهد که عراقی‌ها امروز دسترسی بسیار بیشتری به دانش و تحولات جهانی دارند؛ چیزی که تا چند سال پیش حتی تصورش را هم نمی‌کردند.

این مواجههٔ جدید با جهان، به‌طور طبیعی به خانه‌ها و محیط‌های کاری منتقل می‌شود. در حوالی آغاز اشغال در سال ۲۰۰۳، انزوای عراق آن‌قدر شدید بود که بسیاری از مردم دربارهٔ تقریباً همه‌چیز تصورات عجیب و گاه مضحکی داشتند؛ تصوراتى که اغلب توسط رژیم بعثِ بدگمان و پارانوئید تقویت می‌شد. در پسِ همهٔ این‌ها، احساسی عمیق وجود داشت مبنی بر اینکه عراق از قطار تحولات جهانی عقب مانده است.

نکتهٔ کلیدی این است که این طبقهٔ جدید عراقی‌ها از نظر سیاسی وابسته نیست. چگونه می‌توانست باشد، وقتی همهٔ گروه‌های سیاسی توسط خانواده‌ها و منافع محدود اداره می‌شوند، در حالی که جهان‌بینی یک جوان عراقی چنین گسترده و تازه است؟ تقریباً هیچ‌کدام از آن‌ها در انتخابات رأی نداده‌اند. سیاست عموماً به چشم معامله‌ای پشت‌پرده میان سیاستمداران خودخواه دیده می‌شود و ترجیح غالب، دوری از آن است. اما این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه یابد. همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، یک بحران اقتصادی بزرگ به احتمال زیاد در کمین است. اگر تحولات مهم بین‌المللی ــ برای مثال یک توافق صلح در اوکراین ــ باعث کاهش شدید قیمت نفت شود، دولت عراق قادر به پرداخت حقوق‌های پایه نخواهد بود و این امر می‌تواند به یک خیزش گستردهٔ مردمی منجر شود.

آخرین باری که چنین وضعیتی رخ داد، سال ۲۰۱۹ بود؛ زمانی که کشور شاهد گسترده‌ترین و پایدارترین اعتراضات مردمی تاریخ خود شد. وقتی بحران بعدی فرا برسد، طبقهٔ متوسط جوان و نوظهور عراق وارد عرصهٔ سیاست خواهد شد. اینکه آیا آن‌ها می‌توانند تأثیر واقعی و ماندگاری بگذارند یا نه، باید منتظر ماند و دید.

منبع: نشنال نیوز


نظر شما