twitter share facebook share ۱۴۰۴ دی ۰۹ 266
با عقب رانده‌شدن ایران به حاشیه، ترکیه به مهم‌ترین نیروی موازنه‌گر در برابر طرح‌های توسعه‌طلبانه و بی‌ثبات‌کنندهٔ اسرائیل در سوریه تبدیل شده است.

از زمان فروپاشی دولت بشار اسد، کمی بیش از یک سال گذشته و سوریه به صحنهٔ رقابتی فزاینده و آشکار میان ترکیه و اسرائیل تبدیل شده است.

برنامه های آنکارا و تل‌آویو دربارهٔ آیندهٔ سوریه اساساً با یکدیگر ناسازگارند. ترکیه خواهان شکل‌گیری یک دولت متحد با یک قدرت مرکزی همسو با آنکارا و حفظ تمامیت ارضی سوریه است.

در مقابل، اسرائیل از سوریه‌ای ضعیف و تکه‌تکه‌شده حمایت می‌کند؛ سوریه‌ای که توانایی اعمال قدرت، یا مقاومت در برابر تجاوز خارجی را نداشته باشد.

با عقب رانده‌شدن ایران به حاشیه، ترکیه به مهم‌ترین نیروی موازنه‌گر در برابر طرح‌های توسعه‌طلبانه و بی‌ثبات‌کنندهٔ اسرائیل در این کشور جنگ‌زده تبدیل شده است.

نزدیک به ده ماه از امضای توافق ۱۰ مارس میان دولت دمشق و «نیروهای دموکراتیک سوریه» (SDF) می‌گذرد؛ توافقی که قرار بود به ادغام نیروهای تحت سلطهٔ یگان‌های مدافع خلق (YPG) در ساختار دولت سوریه بینجامد. اما این روند عملاً متوقف شده است.

این بن‌بست، نگرانی‌های آنکارا را تشدید کرده، به‌ویژه از آن‌رو که ارتباطات فزایندهٔ اسرائیل با SDF/YPG به‌طور مستقیم بر برداشت ترکیه از تهدیدهای ناشی از این گروه مورد حمایت آمریکا در شمال‌شرق سوریه اثر گذاشته است.

توافق ۱۰ مارس با هدف ادغام SDF/YPG در ارتش سوریه تا پایان سال ۲۰۲۵ طراحی شده بود. با این حال، پیشرفتی حاصل نشده و اختلاف بر سر شیوهٔ ادغام به مانعی جدی تبدیل شده است.

در قلب این اختلاف، دو دیدگاه متضاد قرار دارد: نیروی مورد حمایت آمریکا خواهان حفظ ساختارهای گردانی فعلی، و سطحی از خودمختاری است، در حالی که دمشق بر جذب نیروهای SDF در ارتش ملی اصرار دارد.

SDF/YPG که در جریان جنگ داخلی به سطح بی‌سابقه‌ای از خودمختاری دست یافته، تمایلی به واگذاری اختیاراتی که از سال ۲۰۱۲ در اختیار داشته ندارد. این نیروی عمدتاً کُرد، کنترل زندان‌های مهم مرتبط با داعش و همچنین بخش بزرگی از منابع هیدروکربنی سوریه را در دست دارد؛ دارایی‌هایی راهبردی که قدرت چانه‌زنی آن را افزایش داده و مقاومتش در برابر کنترل دولت مرکزی را تقویت می‌کند.

اینکه آیا دمشق و SDF/YPG در نهایت بتوانند به سازشی دست یابند که از یک رویارویی تمام‌عیار جلوگیری کند، همچنان نامشخص است. ایالات متحده تلاش می‌کند با تسهیل گفت‌وگوهای بیشتر، این روند را زنده نگه دارد.

تمدید ضرب‌الاجل تا سال ۲۰۲۶ می‌تواند راهی آبرومندانه برای عقب‌نشینی دو طرف فراهم کند و خطر شکاف عمیق‌تر ملی را کاهش دهد. با این حال، درگیری‌های ۲۲ دسامبر میان نیروهای دولتی سوریه و SDF/YPG در حلب، شکنندگی این روند و عمق بی‌اعتمادی متقابل را آشکار کرد.

در همین حال، صبر ترکیه به‌سرعت رو به پایان است. آنکارا صراحتاً اعلام کرده که در صورت نبود پیشرفت ملموس در روند ادغام، انجام عملیات نظامی جدید علیه SDF/YPG دور از انتظار نخواهد بود.

نقش اسرائیل در شمال‌شرق سوریه

هاکان فیدان، وزیر خارجهٔ ترکیه، در جریان یک نشست خبری مشترک با همتای سوری خود، اسعد حسن الشیبانی، در دمشق و هم‌زمان با درگیری‌های حلب، اعلام کرد که SDF/YPG «هیچ قصد واقعی برای پیشبرد جدی مذاکرات ادغام با دولت دمشق ندارد».

او همچنین این گروه را متهم کرد که «برخی از فعالیت‌های خود را با هماهنگی اسرائیل انجام می‌دهد» و این مسئله را «مانعی جدی» در مسیر ادغام دانست. اهمیت این سفر زمانی بیشتر شد که فیدان با وزیر دفاع و رئیس سازمان اطلاعات ترکیه به دمشق رفت.

گزارش‌های موجود نشان می‌دهد دولت بنیامین نتانیاهو روابطی غیرمستقیم اما معنادار با SDF/YPG برقرار کرده است؛ روابطی که بخشی از راهبرد اسرائیل در سوریهٔ پس از اسد به شمار می‌رود و هدف آن مهار تثبیت قدرت دولت مرکزی جدید در دمشق است.

با این حال، روابط اسرائیل با SDF/YPG بسیار محدودتر از پیوندهای تل‌آویو با گروه‌های دروزی مورد حمایت اسرائیل در جنوب سوریه است؛ مسئله‌ای که تا حد زیادی به جغرافیا بازمی‌گردد.

سلیم چِویک، پژوهشگر مهمان مؤسسهٔ آلمانی امور بین‌الملل و امنیت، در گفت‌وگو با «العربی الجدید» توضیح داد: «دروزی‌ها در مناطقی زندگی می‌کنند که به اسرائیل نزدیک است و در حوزهٔ نفوذ مستقیم آن قرار دارد. شمال سوریه کاملاً خارج از این چارچوب است.»

او افزود که روابط اسرائیل با SDF/YPG باید در چارچوب نقش ایالات متحده به‌عنوان حامی اصلی این نیروی کُردمحور فهمیده شود.

به گفتهٔ او: «هیچ سناریوی واقع‌بینانه‌ای وجود ندارد که اسرائیل بخواهد به‌طور نظامی از SDF در برابر عملیات ترکیه دفاع کند. مهم‌تر اینکه بازیگر خارجی تعیین‌کننده در پروندهٔ SDF، آمریکا است نه اسرائیل.»

خطوط قرمز آنکارا و خطر تشدید تنش

پیام ترکیه روشن است: اگر SDF/YPG در ارتش سوریه ادغام نشود، آنکارا منفعل نخواهد ماند.

ترکیه، YPG را شاخه‌ای از حزب کارگران کردستان (PKK) می‌داند و آن را یک سازمان تروریستی تلقی می‌کند.

اگرچه آمریکا و اتحادیهٔ اروپا نیز PKK را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار داده‌اند، اما این برچسب را به YPG تعمیم نمی‌دهند.

از نگاه ترکیه، شکل‌گیری یک شبه‌دولت وابسته به PKK، آن هم با هماهنگی اسرائیل در امتداد مرزهایش، تهدیدی جدی برای امنیت ملی به شمار می‌رود؛ تهدیدی که آنکارا به‌صراحت اعلام کرده تحمل آن را ندارد.

از سال ۲۰۱۶ تاکنون، ترکیه چندین عملیات نظامی علیه این گروه در داخل سوریه انجام داده و اکنون گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای دربارهٔ عملیات جدید شدت گرفته است.

علی دمیرتاش، تحلیلگر مسائل ترکیه، در گفت‌وگو با TNA گفت: «برای بسیاری از ملی‌گرایان ترک، تشکیل یک دولت کُردیِ دشمنِ ترکیه همواره بخشی از پروژهٔ «اسرائیل بزرگ» تلقی شده؛ پروژه‌ای که از جنوب‌شرق ترکیه تا نیل امتداد می‌یابد. حمایت آشکار نتانیاهو از YPG این تصور را تشدید کرده است.»

او افزود: «با رفتن اسد و استقرار دولتی نزدیک به ترکیه در دمشق، بسیاری در ترکیه احساس می‌کنند که اکنون عملاً در بلندی‌های جولان با اسرائیل هم‌مرز شده‌اند. بنابراین رقابت ترکیه و اسرائیل برای سلطهٔ منطقه‌ای احتمالاً به برخوردهای غیرمستقیم و حتی مستقیم منجر خواهد شد.»

ورود عربستان سعودی

عربستان سعودی و دیگر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، نقشی پررنگ‌تر در سوریهٔ پس از اسد ایفا می‌کنند؛ نه‌تنها به‌عنوان سرمایه‌گذاران اقتصادی، بلکه به‌عنوان شرکای سیاسی و دیپلماتیک دمشق.

با همسویی ریاض با محور ترکیه–قطر در پروندهٔ سوریه، عربستان و ترکیه در مخالفت با تلاش‌های اسرائیل برای تکه‌تکه‌کردن این کشور، موضعی مشترک دارند.

کریم امیل بیتار، استاد علوم سیاسی در پاریس، به TNA گفت: «بیش از پیش روشن می‌شود که ترکیه تنها قدرت منطقه‌ای است که هم توان و هم تمایل لازم برای مهار هژمونی جدید اسرائیل، به‌ویژه در سوریه، را دارد.»

او افزود: «در شرایطی که رقابت‌هایی میان عربستان و امارات در یمن، سودان و جاهای دیگر وجود دارد، ترکیه و عربستان با وجود اختلافات درون جهان سنی، در مسئلهٔ سوریه منافع مشترکی دارند.»

این منافع مشترک، حفظ وحدت و تمامیت ارضی سوریه در برابر تلاش‌های اسرائیل برای بهره‌برداری از نگرانی‌های اقلیت‌ها و سوق‌دادن کشور به‌سوی تجزیه است.

نبرد بر سر سوریه هنوز پایان نیافته است

نزدیک به ۱۳ ماه پس از سقوط اسد، سوریه در حال بازسازی خود در میانهٔ رقابت شدید میان دیدگاه‌های متضاد منطقه‌ای است.

در یک‌سو، دولت احمد الشرع با حمایت ترکیه، عربستان، قطر و دیگر کشورهای عربی، در پی احیای یک دولت مرکزی مقتدر و دارای حاکمیت کامل بر سراسر کشور است.

در سوی دیگر، اسرائیل تلاش می‌کند مانع شکل‌گیری چنین دولتی شود و سوریه‌ای ضعیف و چندپاره را ترجیح می‌دهد؛ سوریه‌ای که نتواند مانعی برای تجاوزگری و جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای تل‌آویو ایجاد کند.

وضعیت حل‌نشدهٔ SDF/YPG به نقطهٔ فشار اصلی این رقابت تبدیل شده است. با توقف روند ادغام و افزایش بی‌اعتمادی، خطر محاسبهٔ اشتباه بالا رفته، به‌ویژه در شرایطی که صبر ترکیه رو به پایان است.

اگرچه ایالات متحده نفوذ غیرمستقیم اسرائیل بر SDF/YPG را محدود می‌کند، اما همین روابط حداقلی کافی است تا نگرانی‌های امنیتی ترکیه تشدید شود و احتمال تقابل مستقیم‌تر آنکارا و تل‌آویو بر سر سوریهٔ پس از اسد افزایش یابد.

با نزدیک‌شدن به سال ۲۰۲۶، نحوهٔ مدیریت تنش‌ها از سوی دولت ترامپ نقشی تعیین‌کننده خواهد داشت.

اینکه کاخ سفید به وعدهٔ همکاری نزدیک با ترکیه و سوریه پایبند بماند یا دست نتانیاهو را برای پیشبرد پروژهٔ «اسرائیل بزرگ» باز بگذارد، مشخص خواهد کرد که آیا سوریهٔ پس از اسد به‌سوی ثبات و وحدت حرکت می‌کند یا به سرنوشتی شبیه یوگسلاوی دههٔ ۱۹۹۰ دچار می‌شود.

*منبع: العربی الجدید

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به:

ترکیه و اسرائیل در آستانه رویارویی

دردسر تازه آنکارا در سوریه

برخورد منافع ترکیه و اسرائیل در سوریه

تقابل اسرائیل و ترکیه در سوریه

نظر شما