twitter share facebook share ۱۴۰۵ خرداد ۲۵ 114
اسرائیل طرف امضاکننده توافق نیست و در واقع، یکی از نقاط ضعف بالقوه توافق همین مسئله است؛ زیرا اسرائیل خود را ملزم به اجرای آن نمی‌داند. لذا همچنان احتمال دارد با اقدامات نظامی روند اجرای توافق را مختل کرده و حتی آن را با شکست مواجه کند.

نارضایتی گسترده در اسرائیل از توافق ایران و آمریکا

روزنامه پرتیراژ اسرائیلی «یدیعوت آحارونوت» در شماره یکشنبه خود، احساس غالب در اسرائیل نسبت به توافق آتش‌بس میان دولت ترامپ و ایران را تنها در دو کلمه خلاصه کرد: «توافق بد»

اسرائیل طی یک سال گذشته دو جنگ علیه ایران انجام داد که آخرین آنها در اواخر فوریه و با مشارکت نیروهای آمریکایی آغاز شد. اکنون اما در حالی که مذاکرات میان واشنگتن و تهران در جریان بوده، اسرائیل عملاً نقشی در این گفت‌وگوها نداشته و از روند دستیابی به صلح کنار گذاشته شده است.

حتی پیش از آنکه روز یکشنبه خبر دستیابی به توافق آتش‌بس اعلام شود، گزارش‌های منتشرشده درباره مفاد احتمالی آن موجی از انتقاد و نارضایتی را در میان طیف‌های مختلف سیاسی اسرائیل برانگیخته بود.

بر اساس اطلاعاتی که مقام‌های آمریکایی و ایرانی منتشر کرده‌اند، در قالب یک «تفاهم اولیه»، ایران تنگه هرمز را ــ که یکی از مهم‌ترین مسیرهای کشتیرانی جهان است ــ بازگشایی خواهد کرد و آمریکا نیز محاصره بنادر ایران را برمی‌دارد. همچنین آتش‌بسی که دو طرف در ماه آوریل بر سر آن توافق کرده بودند، برای ۶۰ روز دیگر تمدید می‌شود. در این مدت قرار است مذاکرات مفصل‌تری درباره برنامه هسته‌ای ایران و همچنین کاهش یا لغو تحریم‌های آمریکا علیه تهران انجام شود.

اما از نگاه بسیاری در اسرائیل، این توافق فاصله زیادی با اهدافی دارد که دولت این کشور در آغاز جنگ‌ اعلام کرده بود.

بنیامین نتانیاهو در ابتدای درگیری‌ها گفته بود هدف اسرائیل «رفع تهدیدهای موجودیتی» علیه این کشور است؛ هدفی که به گفته او شامل نابودی ظرفیت هسته‌ای ایران، از بین بردن برنامه موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی و همچنین فراهم کردن شرایطی برای سقوط حکومت ایران از طریق مردم این کشور می‌شد.

علاوه بر این، اسرائیل همواره خواستار پایان حمایت تهران از گروه‌های متحد خود در منطقه بوده است؛ از جمله حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و حماس در غزه.

با این حال، کارشناسان اسرائیلی با نگرانی می‌گویند بسیاری از موضوعاتی که برای اسرائیل اهمیت اساسی دارند، ظاهراً حتی در چارچوب مذاکرات مطرح نشده‌اند.

یعقوب ناگل، مشاور پیشین امنیت ملی نتانیاهو، در این باره گفت: «هر اتفاقی که بیفتد، ترامپ آن را یک پیروزی کامل معرفی خواهد کرد.»

او افزود که صرف اعلام موضوعات کلی برای مذاکرات آینده کافی نیست، زیرا در اطلاعاتی که تاکنون درباره توافق منتشر شده، نه برنامه موشک‌های بالستیک ایران و نه حمایت تهران از نیروهای نیابتی‌اش در منطقه، حتی به‌عنوان موضوع مذاکره نیز مطرح نشده‌اند.

منتقدان نتانیاهو موضعی بسیار تندتر اتخاذ کرده‌اند.

آویگدور لیبرمن، وزیر دفاع پیشین اسرائیل و از چهره‌های راست‌گرای این کشور، در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «این توافق از منظر اسرائیل یک فاجعه است.»

یائیر لاپید، رهبر اپوزیسیون و نخست‌وزیر سابق اسرائیل نیز اظهار کرد امیدوار است گزارش‌های منتشرشده درباره توافق درست نباشد. او گفت: «اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشند، با یکی از تکان‌دهنده‌ترین شکست‌های سیاست خارجی و امنیتی اسرائیل روبه‌رو هستیم.»

در مقابل، مقام‌های فعلی دولت اسرائیل تاکنون با احتیاط و سکوت بیشتری برخورد کرده‌اند؛ زیرا نمی‌خواهند باعث نارضایتی دونالد ترامپ شوند.

نتانیاهو روز جمعه در بیانیه‌ای اعلام کرد: «تا زمانی که نخست‌وزیر اسرائیل باشم، ایران به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت. من و رئیس‌جمهور ترامپ در این موضوع کاملاً هم‌نظر هستیم.»

اما در این بیانیه هیچ اشاره‌ای به برنامه موشکی ایران یا گروه‌های متحد تهران در منطقه نشده بود.

یکی از مقام‌های اسرائیلی که در جریان جزئیات توافق قرار گرفته و نخواست نامش فاش شود، مهم‌ترین نگرانی‌های اسرائیل را چنین برشمرد:

-درباره سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران پاسخ روشنی وجود ندارد.

-محدودیت‌های در نظر گرفته‌شده برای برنامه هسته‌ای ایران ناکافی به نظر می‌رسد و بخش زیادی از توافق بر اعتماد به حسن نیت تهران استوار است.

- به جای تضعیف حکومت ایران، این توافق می‌تواند با کاهش فشارهای اقتصادی، منابع مالی بیشتری در اختیار تهران قرار دهد.

- هیچ سازوکار مشخصی برای وادار کردن ایران به قطع حمایت از نیروهای نیابتی خود ارائه نشده است.

- اجرای توافق می‌تواند به توقف عملیات نظامی اسرائیل علیه حزب‌الله در لبنان منجر شود.

درگیری اخیر میان اسرائیل و حزب‌الله پس از آن آغاز شد که چند روز بعد از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، حزب‌الله حملاتی را علیه اسرائیل انجام داد. ایران نیز همواره تأکید کرده است که هر توافق گسترده صلح باید شامل وضعیت لبنان نیز باشد.

اسرائیل تلاش کرده میان توافق با ایران و جنگ خود با حزب‌الله ارتباط مستقیمی برقرار نشود و استدلال کرده که حزب‌الله تهدیدی فوری در مرزهای این کشور است. با این حال، به نظر می‌رسد نفوذ اسرائیل بر روند مذاکرات محدود بوده است.

در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل که انتظار می‌رود حداکثر تا پایان اکتبر برگزار شود، نتانیاهو از دو سو تحت فشار قرار دارد: از یک طرف اعضای ائتلاف حاکم و از سوی دیگر مخالفان سیاسی او خواهان آن هستند که در برابر خواسته‌های ترامپ کوتاه نیاید.

با این حال، نتانیاهو تمایلی به رویارویی علنی با ترامپ ندارد؛ زیرا همواره رابطه نزدیک خود با رئیس‌جمهور آمریکا را یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های سیاسی و دستاوردهای شخصی‌اش معرفی کرده است.

منبع: نیویورک تایمز


جنگ پایان یافت؟!

هدف اصلی یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا، پایان دادن به جنگ در همه جبهه‌ها از جمله لبنان عنوان شده است. اکنون نگاه‌ها بیش از هر جا به لبنان دوخته شده تا روشن شود آیا اسرائیل در این نقطه جنگ را متوقف خواهد کرد یا نه. تحولات یک روز گذشته پس از اعلام توافق نشان می‌دهد که جنگ در لبنان همچنان ادامه دارد و متوقف نشده است. با این حال پرسش اساسی‌تر این است که آیا جنگ علیه خود ایران پایان یافته است؟ نمی‌توان با قطعیت گفت که چنین شده و احتمال ازسرگیری آن همچنان وجود دارد.

دلیل این تردید آن است که با وجود ناکامی جنگ در دستیابی به اهدافش، هنوز موازنه‌ای بازدارنده شکل نگرفته که تکرار آن را به طور کامل منتفی کند. مهم‌ترین نشانه این وضعیت نیز رفتار اسرائیل است که از تداوم جنگ حمایت می‌کند و با هرگونه توافق مخالف است. اگر چنین موازنه‌ای شکل گرفته بود، اسرائیل نیز توافق ایران و آمریکا را دستاویز قرار می‌داد و از رویکرد جنگ‌طلبانه فاصله می‌گرفت و دست‌کم برای پرهیز از ازسرگیری جنگ در لبنان را متوقف می‌کرد.

با این حال، اگر جنگی تازه آغاز شود، ماهیت آن احتمالا متفاوت خواهد بود. با توجه به پیامدهای جهانی منطقه‌ای شدن جنگ و بسته شدن تنگه هرمز، بعید نیست راهبرد طرف مقابل تغییر کند؛ به این معنا که برای جلوگیری از تکرار آن شرایط، آمریکا از ورود رسمی به جنگی دیگر خودداری کند و پرونده جنگ عملا به اسرائیل سپرده شود. واقعیت این است که در این جنگ، آمریکا بیش از اسرائیل آسیب دید و اذیت شد؛ هم به دلیل پیامدهای منطقه‌ای شدن درگیری، هم به سبب بسته شدن تنگه هرمز و هم در نتیجه حملات فشرده به پایگاه‌هایش در منطقه.

اما جنگ به صورت مستقیم و بدون مشارکت علنی آمریکا میان ایران و اسرائیل جریان یابد، عملا دست ایران برای واکنش منطقه‌ای به حملات اسرائیل بسته‌ می‌شود. به نظر می‌رسد تهران نیز به این موضوع واقف است و می‌کوشد از طریق آمریکا، اسرائیل را مهار کند.

از این منظر، فارغ از این که توافق موقت کنونی به توافقی نهایی منتهی شود یا نه که احتمال آن فعلا پایین به نظر می‌رسد، این یادداشت تفاهم بیش از هر چیز یک «فرصت تنفس» برای دو طرف است.

ایران با آزادسازی بخشی از دارایی‌های خود و رفع محاصره می‌کوشد در این دو ماه دست‌کم از تشدید بحران اقتصادی جلوگیری کند و از این فرصت برای افزایش صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی بهره ببرد. در مقابل، آمریکا نیز می‌خواهد با باز شدن تنگه هرمز، پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن را در داخل آمریکا مهار کند.

* کانال تلگرام صابر گل عنبری


ایران هیچ جنگی را نبرده اما هیچ مذاکره ای را نباخته

"ایران هرگز جنگی را نبرده، اما هیچ مذاکره‌ای را هم نباخته است." این توئیت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در ژانویه ۲۰۲۰ و پس از ترور قاسم سلیمانی منتشر شد. این اولین بار نبود که او از این عبارت برای ترغیب ایران به ترجیح دادن مسیر مذاکره استفاده می‌کرد.

جزئیات کامل تفاهم‌های کنونی میان تهران و واشنگتن هنوز روشن نشده، اما آنچه تاکنون منتشر شده برای اثبات نگرانی‌ها در اورشلیم کافی است.

هفته گذشته، جی.دی. ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، اشاره اولیه‌ای از آنچه در پیش است ارائه داد و روشن ساخت که "منافع آمریکا در توافق با ایران ممکن است با منافع اسرائیل متفاوت باشد." او افزود: "اسرائیل آن را بپسندد یا نه، این به نفع آمریکاست."

باید فوراً گفت: هر توافقی با ایران از گزینه‌های دیگر بدتر است، زیرا مشروعیت نظام را تثبیت می‌کند و مهم‌ترین چیزی را که نیاز دارد به آن می‌دهد: بقا، امید و منابع برای بازسازی.

بر اساس گزارش‌ها، تفاهم‌نامه بسیار بیشتر از اینها به ایرانیان پیشنهاد می‌دهد. این تفاهم‌نامه سرآغازی برای پایان دادن به وضعیت فلاکت‌بار اقتصادی است که توده‌های مردم را به خیابان‌ها کشاند و تهدید داخلی برای بقای حکومت را تشدید کرد. بازگشایی تنگه هرمز به روی صادرات نفت ایران به تهران اجازه می‌دهد روزانه میلیون‌ها دلار درآمد کسب کند. علاوه بر این، میلیاردها دلاری که انتظار می‌رود پس از اجرایی شدن تفاهم‌نامه و در طول اجرای آن به ایران سرازیر شود.

گنجاندن جبهه لبنان در چارچوب توافق، هدیه‌ای به ایران است. زیرا نه تنها مصونیت را برای حزب‌الله تضمین می‌کند، بلکه به رسمیت شناختن موقعیت ایران به عنوان یک بازیگر در جبهه لبنان را نیز به دست می‌آورد. اگر انتظار از بین بردن سلطه ایران بر سازمان‌های نیابتی بود، این توافق در واقع آن را محکم‌تر می‌کند. این در حالی رخ می‌دهد که دولت ژوزف عون لحن دیگری را در پیش گرفته و به شدت نیاز دارد که حمایت جمهوری اسلامی از حزب الله را از بین ببرد.

طبق گزارش‌ها، مسائل هسته‌ای تنها در مرحله بعدی مورد بحث قرار خواهند گرفت، زمانی که حکومت تهران دیگر در تنگنای فعلی خود نباشد و زمانی که کارایی ابزارهای فشار آمریکا، چه نظامی و چه اقتصادی، کمتر باشد، اگر اصلاً وجود داشته باشند.

اگر امروز، چهار ماه مانده به انتخابات میاندوره‌ای، ترامپ از ازسرگیری درگیری‌ها اجتناب می‌کند، می‌توان فرض کرد که پس از ۶۰ روز، زمانی که انتخابات حتی نزدیک‌تر می‌شود، هفت برابر بیشتر تردید خواهد کرد. در تهران نیز این را می‌دانند و بنابراین برای رسیدن به تفاهم درباره مسائل هسته‌ای که به هر حال پیچیده هستند، عجله نخواهند کرد.

ترامپ در حالی وارد تفاهم‌نامه شد که در چشم تمام جهان به عنوان کسی دیده می‌شود که مشتاق به توافق به هر قیمتی است. این موضوع هم توسط دشمنان آمریکا و هم توسط رهبران کشورهای خاورمیانه دیده می‌شود. گزارش‌هایی مبنی بر نزدیک شدن برخی کشورهای منطقه به ایران، گواه این است که رهبرانشان می‌فهمند آمریکا قصد ندارد کار را به پایان برساند و ارزش دارد که با یک شبکه ایمنی جایگزین خود را آماده کنند.

شکی نیست که رفتار واشنگتن پیرامون این توافق، ضعف را به نمایش خواهد گذاشت و بر جایگاه آمریکا در خاورمیانه و جهان تأثیر خواهد گذاشت.

البته به هیچ وجه نباید دستاوردهای جنگ را نادیده گرفت. آنها بسیار و قابل توجه هستند. اما دقیقاً همینجا است که ناامیدی افزایش می‌یابد، زیرا امید می رفت که این دستاوردها امکان دستیابی به نتایج بهتر در برابر تهران را فراهم کند.

اسرائیل طرف این توافق نیست و برای دفاع از امنیت خود هر کاری لازم باشد انجام خواهد داد. این در مورد همه جبهه‌ها صدق می‌کند و قطعاً در مورد جبهه لبنان. اسرائیل نیازی ندارد با ترامپ بحث کند یا به مقابله با او برخیزد. همانطور که رئیس ستاد، سپهبد ایال زمیر، بیان کرد، اقدامات ما سخن خواهند گفت.

منبع: اسراییل هیوم


ایران می‌گوید تنگهٔ هرمز «عوارض» نخواهد داشت اما «هزینه» خواهد داشت

اگرچه رئیس‌جمهور ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد که تنگهٔ هرمز بازگشایی خواهد شد و «برای همیشه بدون عوارض» خواهد بود، ایران روز دوشنبه نشان داد که قصد دارد برای خدمات نامشخصی در این تنگه هزینه دریافت کند.

نتیجهٔ نهایی می‌تواند هزینه و پیچیدگی‌هایی را برای کشتیرانی تجاری در این آبراه به همراه داشته باشد و یک رویهٔ خطرناک برای کشتیرانی در آب‌های بین‌المللی در سراسر جهان ایجاد کند.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجهٔ ایران، روز دوشنبه گفت که ایران «به دنبال وضع عوارض ترانزیتی نیست؛ با این حال، در قبال خدماتی که ارائه می‌شود، هزینه دریافت خواهد شد.» اما نشانهٔ چندانی از اینکه ایران چه خدماتی ارائه خواهد داد، وجود نداشت. مقامات ایرانی گفته‌اند که ممکن است هزینه‌های زیست‌محیطی دریافت کنند.

از منظر حقوقی، تفاوتی بین عوارض — یعنی پرداخت برای عبور — و هزینه برای خدمات واقعی ارائه‌شده، مانند ارائهٔ خدمات دفع زباله در یک بندر، وجود دارد. کارشناسان حقوق دریایی می‌گویند که هزینه‌ها در شرایط خاصی می‌توانند قانونی باشند، اما عوارض در تنگهٔ هرمز قانونی نخواهد بود، و الزام به پرداخت برای کشتی‌ها برای استفاده از یک آبراه که مدت‌ها رایگان بوده، صرفاً با نامیدن «هزینه» قانونی نمی‌شود.

ایدهٔ پرداخت کشتی‌ها برای عبور از این تنگه ابتدا پس از آن مطرح شد که ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه به ایران حمله کردند و ایرانی‌ها نیز با حملات تلافی‌جویانه به کشتی‌های تجاری در آب‌های منطقه پاسخ دادند. در ماه مارس، مقامات ایرانی گفتند که شروع به دریافت هزینه از کشتی‌های عبوری از این آبراه خواهند کرد، و تا ماه مه، ایران «سازمان تنگهٔ هرمز خلیج فارس» را تأسیس کرده بود که به گفتهٔ خود، مدیریت «مجوزهای عبور امن» را بر عهده خواهد داشت.

ایران و همسایهٔ فراسوی تنگه، عمان، در ماه مه دربارهٔ یک سیستم پرداخت کشتی‌ها که مبتنی بر هزینه برای خدمات ارائه‌شده باشد، گفت‌وگو کردند.

اما کارشناسان تردید دارند که طرح ایران از منظر قانونی قابل قبول باشد.

به گفته جیمز آر. هولمز، رئیس راهبرد دریایی در کالج جنگ دریایی: «در حقوق بین‌الملل هیچ حکمی وجود ندارد که به یک کشور ساحلی اجازه دهد برای عبور از یک آبراهٔ طبیعی هزینه دریافت کند، خواه آن را عوارض بنامید، خواه هزینه یا هر چیز دیگر. برای مثال، ما برای عبور از تنگهٔ مالاکا یا تنگهٔ تایوان هزینه نمی‌پردازیم.»

اما آقای هولمز خاطرنشان کرد که در آبراه‌های مصنوعی، مانند کانال پاناما یا کانال سوئز، کشورهای ساحلی که کانال‌ها را مدیریت می‌کنند، خدمات ارائه می‌دهند و پول برای پرداخت آن خدمات و زیرساخت‌ها ردوبدل می‌شود. «هرمز یک آبراهٔ طبیعی است و تا جایی که من می‌توانم بگویم، تنها خدماتی که ایران برای آن هزینه دریافت می‌کند، حمله نکردن به کشتیرانی است» .

ایدهٔ دریافت هزینه، نگرانی‌هایی را در میان رهبران جهان ایجاد کرده است که مبادا تنگهٔ هرمز هرگز به وضعیت پیش از جنگ خود بازنگردد. امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در مصاحبه‌ای روز دوشنبه گفت: «ما از حقوق بین‌الملل دفاع می‌کنیم و هر کاری که بتوانیم انجام خواهیم داد تا عوارضی در این آبراه وجود نداشته باشد.»

ترامپ در ماه‌های اخیر امکان دریافت عوارض از سوی ایران را محکوم کرده است، اما او همچنین این ایده را مطرح نموده که ایالات متحده به عنوان برندهٔ خودخواندهٔ جنگ، خود می‌تواند در این تنگه هزینه دریافت کند، یا پیشنهاد داده که ممکن است درآمد آن تقسیم شود.

در ماه مه، ترامپ هرگونه پرداخت برای عبور از تنگه را رد کرد «ما آن را رایگان می‌خواهیم، ما عوارض نمی‌خواهیم.»

مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، نیز ماه گذشته ایدهٔ پرداخت برای عبور را رد کرد. «این اتفاق نمی‌تواند بیفتد، اگر آنها به دنبال ادامهٔ این کار باشند، یک توافق دیپلماتیک را غیرعملی می‌کند.»

منبع: نیویورک تایمز


پرسش‌های بی‌پاسخ در کانون توافق آمریکا و ایران

به نظر می‌رسد توافقی که رئیس‌جمهور ترامپ با ایران امضا کرده است، به طور کلی شامل دو بخش باشد: شرایطی برای آتش‌بس فوری ۶۰ روزه، و برنامه‌هایی برای مذاکرات در آن بازه زمانی بر سر یک توافق صلح بلندمدت.

اما در مورد اینکه در هر یک از این دسته‌بندی‌ها چه چیزی وجود دارد، تاکنون اطلاعات کمی فاش شده است. متن توافق کوتاه‌مدت هنوز منتشر نشده، و توافق بلندمدت نیز هنوز وجود ندارد. در اینجا نگاهی داریم به برخی از آنچه می‌دانیم و آنچه نمی‌دانیم.

برنامهٔ هسته‌ای ایران چه خواهد شد؟

این یکی از دو ناشناختهٔ بزرگ است. هر دو طرف اشاره کرده‌اند که برنامهٔ هسته‌ای به عنوان بخشی از توافق بلندمدت مذاکره خواهد شد. اما مشخص نیست که هیچ توافقی عملی باشد. مهم‌تر از همه، ما نمی‌دانیم که آیا ایران از ذخیرهٔ اورانیوم با غنای بالای خود که می‌تواند برای ساخت سلاح استفاده شود، دست می‌کشد یا اینکه آیا موافقت می‌کند چنین غنی‌سازی در سطح بالا را متوقف کند و اگر چنین کند، برای چه مدتی. ترامپ پیشنهاد کرده که ایران می‌تواند غنی‌سازی در سطح پایین از نوعی که سوخت نیروگاه‌های برق تولید می‌کند را ادامه دهد. وی تأکید می‌کند که ایران هرگز نباید بمب اتمی داشته باشد و این موضوع را به عنوان نکته‌ای کلیدی در منطق خود برای جنگ مطرح کرده است؛ ایران نیز تأکید دارد که هرگز قصد ساخت بمب را نداشته است.

آیا ایران از تحریم‌های غربی معافیت خواهد گرفت؟

این از ناشناخته‌های بزرگ است، و باز هم به مذاکرات دربارهٔ توافق بلندمدت واگذار شده است. برای ایران، برداشتن تحریم‌های فلج‌کنندهٔ اقتصادی یک خواستهٔ حیاتی بوده است. برخی از آنها به عنوان بخشی از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ برداشته شدند، اما ترامپ وقتی از آن توافق خارج شد، دوباره آنها را اعمال کرد و سپس تحریم‌های جدیدی وضع نمود.

آیا تنگهٔ هرمز به روی کشتیرانی باز خواهد شد؟

بله، هر دو کشور گفته‌اند که محاصره‌های خود را برمی‌دارند، اما سرعت بازگشایی تنگه مشخص نیست. ترامپ گفت که تردد دریایی تا جمعه، زمانی که مراسم امضای توافق در ژنو برگزار می‌شود، به حالت عادی بازخواهد گشت. اما دیگر مقامات آمریکایی گفتند که ممکن است هفته‌ها طول بکشد. هزاران کشتی در انتظار پایان محاصره بوده‌اند؛ آنها نمی‌توانند یک‌باره همه عبور کنند، و ارتش آمریکا ابتدا تلاش خواهد کرد تا از نبود مین در آبراه اطمینان حاصل کند.

آیا استفاده از تنگه رایگان خواهد بود؟

ترامپ گفت که عوارضی در کار نخواهد بود، اما یک مقام ایرانی گفت که کشورش از کشتی‌های عبوری هزینه دریافت خواهد کرد، که پیش از این دریافت نمی‌شد. کارشناسان حقوقی می‌گویند که این تفاوت واقعی ندارد و برنامهٔ ایران ناقض حقوق بین‌الملل است، و مشخص نیست که طرف آمریکایی آن را تأیید کند.

آیا آتش‌بس شامل لبنان می‌شود؟

مشخص نیست. اسرائیل و حزب‌الله، با یکدیگر در جنگ هستند. هم پاکستان که به عنوان میانجی بین ایران و ایالات متحده عمل کرده، و هم ایران می‌گویند که چارچوب توافق شامل توقف خصومت‌ها در تمام جبهه‌ها از جمله لبنان می‌شود. اما نه اسرائیل و نه حزب‌الله طرف توافق نیستند. ایالات متحده در جنگ لبنان دخیل نیست، و ترامپ بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، را به خاطر پیگیری این جنگ سرزنش کرده و او را «دیوانه» خوانده است. نتانیاهو روز دوشنبه به وضوح گفت که حداقل با بخشی از توافق ترامپ با ایران مخالف است و آن را «تصمیم او» خواند، اما توضیح بیشتری نداد. او گفت که اسرائیل نیروهای خود را از لبنان خارج نخواهد کرد، اما این لزوماً به معنای کنار گذاشتن پایبندی به چیزی شبیه آتش‌بس نیست.

دارایی‌های مسدودشدهٔ ایران چه می‌شود؟

باز هم، مشخص نیست. ایران خواهان بازیابی میلیاردها دلار از وجوه دولتی است که در مؤسسات مالی خارجی مسدود شده‌اند. رویترز گزارش داده است که امارات متحدهٔ عربی، جایی که برخی از دارایی‌ها در آن نگهداری می‌شود، ۱۰ میلیارد دلار آزاد خواهد کرد، که دولت امارات آن را تکذیب کرده است. معاون رئیس‌جمهور، جی‌دی ونس، روز دوشنبه گفت که ایالات متحده هیچ مزیت مالی به ایران در طول آتش‌بس ۶۰ روزه وعده نداده است. تحلیلگران می گویند که انتقال وجه از سوی امارات می‌تواند راهی باشد برای ترامپ تا به طور خصوصی چنین پرداختی را تأیید کند بدون اینکه رسماً مسئولیت آن را بپذیرد. او برای سال‌ها، باراک اوباما، رئیس‌جمهور پیشین، را به خاطر بازگرداندن برخی دارایی‌های مسدودشده به ایران در سال ۲۰۱۶ سرزنش کرده است.

آیا قیمت بنزین و سایر محصولات کاهش خواهد یافت؟

احتمالاً، در نهایت، اما نه بلافاصله. فقط رفع ترافیک کشتی‌ها در خلیج فارس به خودی خود زمان می‌برد. تعمیر زیرساخت‌های نفت و گاز در اطراف خلیج که بمباران شده‌اند، زمان بسیار بیشتری خواهد برد.

برنامهٔ موشکی ایران چه خواهد شد؟

به نظر می‌رسد این موضوع دیگری است که اگر قرار باشد در مذاکرات بلندمدت‌تر به آن پرداخته شود، اسرائیل بر پایان قطعی برنامهٔ موشکی ایران اصرار داشته است، اما اخیراً در کانون توجه دولت ترامپ نبوده است.

منبع: نیویورک تایمز


ترامپ به‌دنبال تغییر رژیم ایران بود؛ اما در نهایت به بازگشایی تنگه هرمز رضایت داد

دونالد ترامپ روز یکشنبه پایان کارزار خود علیه رهبران ایران را با پیامی اعلام کرد: «کشتی‌های جهان، موتورهای خود را روشن کنید؛ بگذارید نفت جریان پیدا کند!»

در حالی که حکومت ایران همچنان بر سر کار است، ترامپ در واقع از بازگشت شرایط به وضعیتی شبیه پیش از ۲۸ فوریه ــ یعنی روز قبل از آغاز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران ــ ابراز خرسندی ‌کرد.

این بازگشت نسبی به وضعیت پیشین، فاصله زیادی با اهداف اولیه جنگ دارد؛ جنگی که با شعار حمایت از معترضان ایرانی آغاز شد. پس از آنکه در ساعات نخست جنگ، علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، کشته شد، ترامپ خطاب به مردم ایران گفت که زمان آن رسیده است تا کشور خود را پس بگیرند.

اما چنین قیامی هرگز رخ نداد.

در نزدیک به چهار ماه گذشته، رهبران ایران نشان دادند که توانایی مقاومت در برابر حملات سنگین قدرتمندترین ارتش جهان را دارند. آنها تنگه هرمز را بستند، بازارهای جهانی انرژی را دچار بحران کردند و شکاف عمیقی میان ترامپ و بنیامین نتانیاهو ایجاد نمودند؛ تا جایی که ترامپ روز یکشنبه، همزمان با جشن هشتادمین سالگرد تولدش، بخشی از وقت خود را صرف انتقاد تند از نخست‌وزیر اسرائیل در برابر خبرنگاران کرد.

ترامپ و مقام‌های ارشد دولتش در دفاع از توافق جدید می‌گویند ایران پذیرفته است که به‌دنبال ساخت سلاح هسته‌ای نرود. اما مقام‌های ایرانی ــ که طی دهه‌های گذشته بارها چنین وعده‌ای داده‌اند ــ تأکید کردند که مذاکرات دشوار درباره برنامه هسته‌ای هنوز در پیش است و تنها پس از لغو محاصره دریایی بنادر ایران آغاز خواهد شد.

از آنجا که جزئیات توافق هنوز منتشر نشده و سرنوشت موضوع هسته‌ای همچنان مبهم است، کارشناسان معتقدند قضاوت نهایی درباره میراث این جنگ زودهنگام است. جنگی که بیش از پنج هفته درگیری شدید و سپس بیش از دو ماه آتش‌بس شکننده پایان یافت؛ دوره‌ای که طی آن ذخایر جهانی نفت کاهش یافت و نگرانی‌های اقتصادی افزایش پیدا کرد.

با این حال، یک نکته روشن است: رویکرد ترامپ تغییر کرده است.

او دیگر مانند گذشته از مردم ایران نمی‌خواهد حکومت خود را سرنگون کنند، بلکه اکنون تمرکز اصلی بر مذاکره و معامله با همان حکومتی است که پیش‌تر هدف تغییر آن بود. ترامپ حتی با اقداماتی که می‌توانست توافق را به خطر بیندازد مخالفت کرده؛ از جمله با برخی درخواست‌های نتانیاهو برای ادامه فشار نظامی.

ترامپ در گفت‌وگو با وال‌استریت ژورنال گفت: «هیچ‌وقت برای من تغییر رژیم اهمیت نداشت.» او همچنین رهبران فعلی ایران را «منطقی‌ترین گروهی» توصیف کرد که آمریکا تاکنون با آنها مذاکره کرده است.

ترامپ و حامیانش معتقدند جنگ موفقیت بزرگی بوده است. آنها می‌گویند چندین رده از فرماندهان ارشد ایران از بین رفته‌اند، بخش بیشتری از برنامه هسته‌ای این کشور نابود شده و نیروی دریایی متعارف ایران نیز از میان رفته است.

جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، حتی پا را فراتر گذاشت و گفت اگر ایران به این توافق پایبند بماند، خاورمیانه برای پنجاه سال آینده دگرگون خواهد شد.

اما بسیاری از کارشناسان منطقه چنین ارزیابی خوش‌بینانه‌ای ندارند.

برایان کاتولیس، پژوهشگر ارشد مؤسسه خاورمیانه، معتقد است که در صورت اجرای توافق، حکومتی که او آن را «سرکوبگر» توصیف می‌کند همچنان در قدرت باقی خواهد ماند و بیشتر ابزارهای تهدیدکننده خود را نیز حفظ خواهد کرد؛ از جمله موشک‌های بالستیک، پهپادها و شبکه نیروهای نیابتی در لبنان، عراق و یمن.

به گفته او، ترامپ در نهایت ناچار شد از برخی اهداف اولیه خود عقب‌نشینی کند، زیرا گزینه نظامی مناسبی برای ادامه جنگ وجود نداشت و باید به نوعی توافق می‌رسید. او پیش‌بینی می‌کند که هر دو طرف تلاش خواهند کرد این توافق را به‌عنوان یک پیروزی معرفی کنند.

حتی برخی از سرسخت‌ترین حامیان ترامپ نیز نسبت به توافق ابراز تردید کرده‌اند.

مارک لوین، مجری مشهور محافظه‌کار و از حامیان سیاست فشار بر ایران، پرسید چرا متن تفاهم‌نامه هنوز منتشر نشده است. او گفت اگر توافق واقعاً دستاورد بزرگی برای صلح است، باید متن آن در اختیار افکار عمومی قرار گیرد.

سناتور لیندزی گراهام نیز با لحنی محتاطانه اعلام کرد که از تفاوت روایت ایران و آمریکا درباره توافق نگران است. او یادآور شد که هر توافق هسته‌ای با ایران باید برای بررسی و رأی‌گیری، به کنگره آمریکا ارائه شود و افزود: «زمان نشان خواهد داد.»

از سوی دیگر، مقام‌های ایرانی اعلام کرده‌اند که متن توافق تنها پس از امضای رسمی آن در روز جمعه منتشر خواهد شد. تصمیمی که از یک سو فشار و لابی‌گری خارجی را کاهش می‌دهد، اما از سوی دیگر خطر فروپاشی توافق در جریان مذاکرات نهایی را افزایش می‌دهد.

در اظهارات مقام‌های ایرانی، موضوع هسته‌ای چندان برجسته نبود. آنها تأکید کردند که پیش از هرگونه امتیازدهی جدی در این حوزه، انتظار دارند تحریم‌های گسترده‌ای علیه ایران لغو شود.

اکنون مذاکره‌کنندگان باید درباره توقف غنی‌سازی بیشتر اورانیوم و همچنین سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران به توافق برسند؛ ذخایری که پس از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ در سال ۲۰۱۸ به‌طور قابل توجهی افزایش یافت.

دن شاپیرو، سفیر پیشین آمریکا در اسرائیل، هشدار داد که ایران در طول سال‌ها نشان داده مهارت زیادی در طولانی کردن مذاکرات و کسب امتیازهای تدریجی دارد. به اعتقاد او، حتی ممکن است هیچ توافق نهایی‌ای حاصل نشود و اگر هم توافقی به دست آید، احتمال دارد از توافقی که پیش از جنگ از راه دیپلماسی قابل دستیابی بود، ضعیف‌تر باشد.

او در نهایت معتقد است مهم‌ترین دستاورد توافق فعلی نه مسئله هسته‌ای، بلکه بازگشایی تنگه هرمز است؛ گذرگاهی که ایران توانست از یک اهرم فشار نظری به ابزاری واقعی و قدرتمند تبدیل کند؛ ابزاری که هم اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار داد و هم ترامپ را وادار کرد به دنبال راه‌حل سیاسی و توافق برود.

منبع: واشنگتن پست

 

توافق آمریکا و ایران چه مفادی دارد؟

توافقی که میان آمریکا و ایران اعلام شده، آتش‌بس میان دو کشور را برای ۶۰ روز دیگر تمدید می‌کند و زمینه بازگشایی تنگه هرمز را فراهم می‌سازد؛ اقدامی که می‌تواند نخستین گام برای کاهش بحران جهانی انرژی و شاید مقدمه‌ای برای پایان جنگ باشد.

این «تفاهم‌نامه» پس از یک هفته تلاش فشرده دیپلماتیک از سوی میانجیگران منطقه‌ای حاصل شد؛ تلاش‌هایی که در پی افزایش درگیری‌ها و خطر بازگشت دو طرف به یک جنگ تمام‌عیار صورت گرفت.

اگرچه متن کامل توافق هنوز منتشر نشده، اما اطلاعاتی که تاکنون فاش شده، تصویری کلی از مفاد آن ارائه می‌دهد.

بر اساس توافق، روند بازگشایی تدریجی تنگه هرمز آغاز می‌شود. این آبراه حیاتی از اواخر فوریه عملاً بسته شده بود و همین مسئله باعث افزایش شدید قیمت انرژی در جهان شد.

دونالد ترامپ روز یکشنبه اعلام کرد: «با باز شدن تنگه پس از امضای توافق در روز جمعه و با هدف پاک‌سازی مین‌ها، نفت دوباره از هر دو سو برای منطقه و جهان جریان خواهد یافت.»

ایران متعهد شده است که مین‌های دریایی کارگذاری‌شده در تنگه را جمع‌آوری کند و در طول دوره ۶۰ روزه آتش‌بس نیز از دریافت هرگونه عوارض یا هزینه عبور از کشتی‌ها خودداری نماید.

در مقابل، آمریکا نیز موافقت کرده محاصره دریایی‌ای را که در ماه آوریل علیه کشتی‌های ورودی و خروجی بنادر ایران اعمال کرده بود، لغو کند.

از آنجا که توافق شامل توقف درگیری‌های نظامی است، حملات ایران به کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز باید متوقف شود و آمریکا نیز حملات خود به اهداف ساحلی ایران و جلوگیری از تردد کشتی‌های ایرانی را پایان خواهد داد.

با این حال، بازگشت کامل شرایط عادی ممکن است زمان‌بر باشد؛ زیرا شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران احتمالاً تا مدتی نسبت به امنیت مسیر محتاط خواهند ماند و هزینه‌های بیمه فوراً کاهش نخواهد یافت.

آیا ایران برنامه هسته‌ای خود را برخواهد چید؟

خیر؛ دست‌کم بر اساس اطلاعات فعلی، چنین تعهدی در توافق وجود ندارد.

طبق توافق، ایران بار دیگر تأکید خواهد کرد که به دنبال ساخت یا دستیابی به سلاح هسته‌ای نیست.

دو طرف همچنین مذاکراتی را آغاز خواهند کرد تا درباره نحوه مدیریت و سرنوشت بیش از ۹ هزار کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران به توافق برسند.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، حداقل تعهد ایران این است که ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رقیق‌سازی کند؛ یعنی درصد غنای آنها را کاهش دهد.

بخش عمده این ذخایر در سطوح پایین غنی‌سازی شده‌اند، اما حدود ۴۴۰ کیلوگرم از آنها در سطحی قرار دارند که به غنای مورد نیاز برای ساخت سلاح هسته‌ای نزدیک است.

بنابراین، توافق فعلی نه شامل برچیدن کامل برنامه هسته‌ای ایران است و نه نابودی زیرساخت‌های آن؛ بلکه تنها چارچوبی برای مذاکرات آینده درباره این موضوع ایجاد می‌کند.

آیا ایران از نظر اقتصادی سود خواهد برد؟

بله، اما به‌صورت محدود و مرحله‌ای.

آمریکا به ایران اجازه خواهد داد که در طول دوره ۶۰ روزه آتش‌بس صادرات نفت خود را از سر بگیرد.

اما رفع کامل تحریم‌ها و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران در خارج از کشور به صورت تدریجی انجام خواهد شد و به پیشرفت مذاکرات هسته‌ای و دستیابی به توافق نهایی بستگی دارد.

یکی از مقام‌های ارشد آمریکایی توضیح داده است که این توافق بر اساس اصل «عملکرد در برابر پاداش» طراحی شده است؛ یعنی هرچه ایران بیشتر به تعهدات خود عمل کند، از مزایای اقتصادی بیشتری بهره‌مند خواهد شد.

به بیان دیگر، تهران فوراً به همه منابع مالی و دارایی‌های مسدودشده دسترسی پیدا نخواهد کرد.

این توافق چه تأثیری بر منطقه خواهد داشت؟

توافق خواستار توقف درگیری‌ها در سراسر منطقه است؛ از جمله جنگ میان اسرائیل و حزب‌الله لبنان.

مقام‌های آمریکایی ابراز امیدواری کرده‌اند که اسرائیل، کشورهای عربی خلیج فارس، آمریکا و ایران همگی از این چارچوب حمایت کنند و آن را به توافقی پایدار و قابل اجرا تبدیل نمایند.

اما آنها تأکید کرده‌اند که دوام توافق به رفتار ایران بستگی دارد.

یکی از مقام‌های آمریکایی گفته است که اگر ایران به تعهدات خود پایبند نباشد، نباید انتظار داشت اسرائیل از پاسخ نظامی خودداری کند.

اسرائیل طرف امضاکننده توافق نیست، هرچند بنیامین نتانیاهو پیش از نهایی شدن آن بارها با ترامپ گفت‌وگو کرده است.

در واقع، یکی از نقاط ضعف بالقوه توافق همین مسئله است؛ زیرا اسرائیل خود را ملزم به اجرای آن نمی‌داند.

نمونه این وضعیت روز یکشنبه دیده شد؛ زمانی که اسرائیل بار دیگر حومه جنوبی بیروت، پایگاه اصلی حزب‌الله لبنان، را هدف حمله قرار داد. این حمله نشان داد که همچنان احتمال دارد اقدامات نظامی اسرائیل روند اجرای توافق را مختل کرده و حتی آن را با شکست مواجه کند.

منبع: فایننشال تایمز


در میان جشن و شادی ترامپ این سؤال باقی است: آیا آمریکا به اهداف خود رسیده است؟

دونالد ترامپ اعلام کرده است که آمریکا و ایران برای پایان دادن به جنگ به توافق رسیده‌اند. او در پیامی در شبکه اجتماعی خود نوشت: «به همه تبریک می‌گویم!» و سپس برای شرکت در مراسمی که به مناسبت تولدش در کاخ سفید تدارک دیده بود، راهی محوطه جنوبی کاخ شد.

اما برخلاف فضای جشن و پیروزی‌خواهی دولت ترامپ، نتیجه جنگ با اهداف اولیه‌ای که واشنگتن تعیین کرده بود فاصله زیادی دارد.

جزئیات کامل توافق هنوز منتشر نشده است، اما حتی بر اساس اطلاعات موجود نیز به نظر می‌رسد بسیاری از اهدافی که دولت ترامپ در آغاز جنگ مطرح می‌کرد، محقق نشده‌اند. کاخ سفید اکنون تلاش می‌کند توافق را هرچه سریع‌تر نهایی کند و آن را به‌عنوان یک موفقیت معرفی نماید.

اگرچه ایران در جریان حملات آمریکا و اسرائیل خسارات قابل توجهی متحمل شده، اما صرف نابودی تجهیزات و کشته شدن فرماندهان به معنای پیروزی در جنگ نیست. جنگ در شرایطی پایان می‌یابد که ساختار سیاسی حاکم بر ایران همچنان پابرجاست، توان موشکی و پهپادی کشور به‌طور کامل از بین نرفته، تنگه هرمز همچنان می‌تواند به‌عنوان یک اهرم فشار مورد استفاده قرار گیرد و بخشی از تحریم‌ها نیز در مسیر لغو شدن قرار گرفته‌اند.

بر همین اساس، مهم‌ترین هدف ایران، یعنی حفظ ثبات و بقای حکومت، تحقق یافته است؛ در حالی که آمریکا به بسیاری از اهداف اعلامی خود دست نیافته است.

ایران، با وجود خسارت‌های نظامی و اقتصادی، توانست در برابر فشارهای گسترده مقاومت کند و در نهایت واشنگتن را به سمت مذاکره و توافق سوق دهد. این امر موقعیت سیاسی تهران را در منطقه تضعیف نکرده، بلکه در برخی جنبه‌ها حتی به افزایش نفوذ آن کمک کرده است.

دولت بنیامین نتانیاهو نیز از نتیجه نهایی رضایت چندانی ندارد. ایران توانست میان جنگ اسرائیل با حزب‌الله در لبنان و جنگ آمریکا با ایران ارتباط ایجاد کند و در نتیجه، بخشی از فشارهای دیپلماتیک را متوجه اسرائیل سازد.

درخصوص ادعای اصلی دولت ترامپ مبنی بر جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، ایران سال‌هاست اعلام می‌کند قصد ساخت سلاح هسته‌ای ندارد و توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ نیز محدودیت‌هایی را بر برنامه هسته‌ای این کشور اعمال کرده بود. دولت ترامپ اکنون بیش از هر چیز بر موضوع هسته‌ای تأکید می‌کند، زیرا سایر اهداف بزرگ‌تر، از جمله تغییر رفتار اساسی حکومت ایران یا ایجاد تحول سیاسی در این کشور، تحقق نیافته‌اند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، توافق جدید یک دوره دوماهه مذاکرات تکمیلی را نیز شامل می‌شود. با این حال، این تردید وجود دارد که آمریکا بتواند در این مذاکرات امتیازات بیشتری به دست آورد.

از سوی دیگر هرچند ترامپ از بازگشایی تنگه هرمز به‌عنوان یک دستاورد مهم نام می‌برد، اما در عمل امنیت و تردد در این مسیر همچنان تا حد زیادی به تصمیمات و اقدامات ایران وابسته خواهد بود.

در حوزه اقتصادی نیز گزارش‌هایی منتشر شده که بر اساس آنها ایران ممکن است در مراحل مختلف اجرای توافق به بخشی از دارایی‌های مسدودشده خود دسترسی پیدا کند و از کاهش برخی محدودیت‌های اقتصادی بهره‌مند شود. البته مقام‌های آمریکایی تأکید کرده‌اند که هرگونه آزادسازی منابع مالی به میزان پایبندی ایران به تعهداتش وابسته خواهد بود.

ترامپ در آغاز جنگ از «تسلیم بی‌قید و شرط» سخن می‌گفت و بارها از مردم ایران خواسته بود برای تغییر وضعیت سیاسی کشور خود اقدام کنند. اما اکنون، به جای تحقق آن اهداف بلندپروازانه، توافقی در حال شکل‌گیری است که بر آتش‌بس، مذاکره و مدیریت اختلافات متمرکز است.

همین فاصله میان اهداف اولیه و نتیجه نهایی، مهم‌ترین موضوعی است که در ارزیابی این جنگ مورد بحث قرار خواهد گرفت.

منبع: اتلانتیک


نظر شما