twitter share facebook share ۱۴۰۴ دی ۳۰ 114
عربستان از آنچه آن را اقدامات تهاجمی نظامی و سیاست خارجیِ همسایهٔ بسیار کوچک‌تر خود می‌بیند نگران است و می‌کوشد شبکهٔ نفوذی را که ابوظبی طی سال‌ها در شاخ آفریقا و پیرامون دریای سرخ ایجاد کرده، مهار کند.

رقابت دیرینه میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی که طی هفته‌های اخیر در جنوب یمن به‌طور علنی شعله‌ور شد و دو کشور را که زمانی متحد یکدیگر بودند، در نبردی نیابتی بر سر زمین و قدرت روبه‌روی هم قرار داد، اکنون این خطر را به‌همراه دارد که دیگر کشورهای منطقه — جایی که هر دو کشور نفوذ دارند — نیز دستخوش بی‌ثباتی شوند.

عربستان سعودی که از دولت مورد شناسایی بین‌المللی یمن حمایت می‌کند، ماه گذشته زمانی در یمن مداخله کرد که جدایی‌طلبانِ مورد حمایت امارات پیشروی کرده و مناطق کلیدی را به تصرف درآوردند. ریاض مواضع شورشیان را هدف حمله قرار داد و یک محمولهٔ اماراتی را نیز هدف گرفت؛ محموله‌ای که به گفتهٔ عربستان حاوی سلاح برای این گروه بود. امارات به‌سرعت نیروهای خود را عقب کشید و شورای رهبری جدایی‌طلبان نیز بلافاصله منحل شد.

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: درگیری رقبای خلیج فارس

اما این گسست میان دو پادشاهی نفت‌خیز، اکنون فراتر از یمن بازتاب یافته است. عربستان که از آنچه آن را اقدامات تهاجمی نظامی و سیاست خارجیِ همسایهٔ بسیار کوچک‌تر خود می‌بیند نگران است، می‌کوشد شبکهٔ عمیق نفوذی را که ابوظبی طی سال‌ها در شاخ آفریقا و پیرامون دریای سرخ ایجاد کرده، مهار کند.

در همین راستا، ریاض در بیانیه‌هایی کم‌سابقه و علنی، به امارات تاخته است؛ از جمله در بخشی که یکشنبه در شبکهٔ اجتماعی «ایکس» توسط شبکهٔ دولتی الاخباریه منتشر شد. این شبکه گفت: «پس از سه هفته، ابوظبی همچنان علیه پادشاهی سعودی عمل می‌کند» و هشدار داد عربستان «در اتخاذ گام‌ها و اقدامات لازم علیه هر کسی که امنیت ملی‌اش را تهدید کند، تردید نخواهد کرد.»

این چرخش ناگهانی و قاطع‌ ریاض، کشورهای منطقه را واداشته تا با احتیاط میان این شکاف حرکت کنند. سال‌ها عربستان و امارات همسو عمل می‌کردند؛ از حمایت از دیگر خودکامگان در جریان خیزش‌های بهار عربی گرفته تا اتحاد برای مقابله با حوثی‌های مورد حمایت ایران در یمن.

اما در روزهای اخیر، عربستان برای مهار رقیب خود به تقویت ائتلاف‌های دیگر روی آورده و بنا به گفتهٔ یک مقام ارشد امنیتی سومالی، در حال گفت‌وگو با مصر و سومالی برای گسترش همکاری‌های امنیتی سه‌جانبه است. دولت فدرال سومالی همچنین اعلام کرده که توافق‌های دفاعی خود با امارات را لغو می‌کند؛ اماراتی که دست‌کم در سه منطقه — سومالی‌لند، پانت‌لند و جوبالند — بنادر تجاری و پایگاه‌های نظامی دارد؛ مناطقی که دولت مرکزی موگادیشو نفوذ چندانی در آن‌ها ندارد.

هم‌زمان، داده‌های رهگیری پروازها نشان می‌دهد پروازهایی از امارات — که تحلیلگران می‌گویند احتمالاً حامل تدارکات برای نیروهای نیابتی ابوظبی در کشورهایی چون چاد، لیبی و سودان هستند — اخیراً مسیر خود را تغییر داده‌اند تا از حریم هوایی مصر، عربستان و سومالی عبور نکنند.

لیام کار، مسئول تیم آفریقا در مؤسسهٔ امریکن اینترپرایز، دربارهٔ مواضع امارات و عربستان گفت: «این چرخش واقعاً بزرگ است.»

او افزود اواخر دسامبر به نظر می‌رسید امارات و متحدانش در یمن در آستانهٔ کنترل هم‌زمان سواحل شمالی و جنوبی تنگهٔ باب‌المندب — گذرگاهی باریک اما حیاتی که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند — و نیز خود خلیج عدن هستند. اما با دستِ بالاتر گرفتن عربستان، «اکنون به نظر می‌رسد وضعیت می‌تواند کاملاً برعکس شود.»

در امارات، برخی تحلیلگران و مفسران اقدامات اخیر عربستان را ناشی از «عقدهٔ برادر بزرگ‌تر» توصیف کرده‌اند؛ احساسی که به‌زعم آن‌ها از اینجا می‌آید که ریاض خود را عقب‌مانده می‌بیند، در حالی که همسایه‌ای با سرزمین کوچک‌تر و جمعیتی به‌مراتب کمتر، نقشی فراتر از اندازه‌اش در منطقه و حتی جهان ایفا کرده است.

برای نمونه، در سال ۲۰۲۲، امارات طبق داده‌های مؤسسه fDi Markets — وابسته به روزنامه فایننشال تایمز — از چین پیشی گرفت و به بزرگ‌ترین سرمایه‌گذار در آفریقا تبدیل شد. این سرمایه‌گذاری‌ها از ادارهٔ بنادر تجاری در سومالی و جیبوتی تا پروژه‌های کشاورزی در اتیوپی، کنیا و اوگاندا را شامل می‌شود که با هدف تأمین امنیت غذایی امارات انجام شده‌اند.

عبدالله عبدالخالق، دانشگاهی برجستهٔ اماراتی، گفت: «سعودی‌ها امارات را چالشی برای رهبری خود در خلیج فارس می‌بینند؛ احتمالاً تنها چالش موجود و چالشی جدی در مقیاس کل منطقه.»

او افزود عربستان احتمالاً به این جمع‌بندی رسیده که «باید کاری انجام شود، و شاید بهترین نقطهٔ شروع حضرموت باشد»، منطقه‌ای نفت‌خیز در یمن که کانون درگیری‌های اخیر بوده است.

گسست کامل

اختلافات میان عربستان و امارات بر سر موضوعاتی از مرزها گرفته تا تولید نفت، پدیدهٔ تازه‌ای نیست و از زمان تأسیس امارات به‌عنوان کشوری برآمده از تحت‌الحمایگی بریتانیا در سال ۱۹۷۱، هر از گاهی سربرآورده است.

اما در سال ۲۰۱۴، زمانی که محمد بن سلمان به‌عنوان بازیگری قدرتمند در سیاست درونی خاندان سلطنتی عربستان ظهور کرد، محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات، او را نسخهٔ جوان‌ترِ خود می‌دید. در سال‌های بعد، این دو رهبر به یکدیگر نزدیک شدند و به نظر می‌رسید در حال بازطراحی خلیج فارس هستند.

ائتلاف برای حمایت از نیروهای درگیر با حوثی‌ها — که در سال ۲۰۱۴ کنترل صنعا، پایتخت یمن، را به دست گرفتند و اکنون بخش‌هایی از شمال‌غرب کشور را اداره می‌کنند، شاید آشکارترین نماد این شراکت نوپا بود. اما خیلی زود، اختلاف منافع، راهبردها و اهداف، شکاف‌های تازه‌ای میان دو کشور ایجاد کرد.

عربستان با حمایت از دولت مورد شناسایی بین‌المللی، به دنبال حفظ تمامیت ارضی یمن بود. در مقابل، امارات که اسلام سیاسی را تهدیدی وجودی می‌داند، تمرکز خود را بر مقابله با جناح‌های اسلام‌گرا در یمن گذاشت؛ از جمله گروه‌هایی که در ائتلاف ضدحوثی حضور داشتند.

در نتیجه، امارات به تأمین مالی، تسلیح و انسجام‌بخشی نیروهای جدایی‌طلب در جنوب یمن روی آورد و در سال ۲۰۱۷ به شکل‌گیری «شورای انتقالی جنوب» به رهبری عیدروس الزبیدی — جدایی‌طلب باسابقه و استاندار پیشین عدن — کمک کرد.

امارات با تکیه بر نیروهای نیابتی خود، دامنهٔ نفوذش را گسترش داد و گاه بدون رضایت دولت مورد حمایت عربستان، در شهرهای بندری یا جزایر ساحلی باند فرود، پایگاه و زیرساخت‌های دیگر ساخت. این اقدام‌ها به امارات برتری راهبردی چشمگیری در امتداد برخی از مهم‌ترین مسیرهای دریایی جهان بخشید.

این الگویی است که امارات در کشورهایی مانند لیبی و سودان نیز تکرار کرده است؛ با ائتلاف با بازیگران غیردولتی، جای پایی برای سرمایه‌گذاری، منابع، امنیت و اهرم سیاسی ایجاد کرده و همین امر آن را در تضاد با رویکرد محافظه‌کارانه‌تر عربستان — که بر حفظ دولت‌های رسمی تأکید دارد — قرار داده است.

آندریاس کریگ، استاد دانشگاه کینگز کالج لندن، شبکهٔ منطقه‌ای امارات را «محور جدایی‌طلبان» توصیف کرده است.

او می‌گوید: «ابوظبی خارج از سازوکارهای متعارف و رسمی دیپلماسی عمل می کند و نفوذ خود را از طریق شبکه‌ای از ابزارهای تجاری، دسترسی لجستیکی، کمک‌های امنیتی، واسطه‌ها و شرکای مسلح محلی می‌سازد.»

اما پیشروی سریع شورای انتقالی جنوب در استان‌های المهره و حضرموت، نیروهای آن را به مرز طولانی یمن با عربستان رساند. این وضعیت عربستان را واداشت تا برای عقب راندن دستاوردهای شورا اقدام کند و نقش امارات را در این پیش روی ها به‌طور علنی مطرح سازد، هرچند یک مقام اماراتی ادعا کرد این‌که ابوظبی این پیشروی را هدایت کرده «کاملاً نادرست» است.

به گفتهٔ خالد الیمنی، وزیر خارجهٔ پیشین یمن، نتیجهٔ این روند گسست کامل در روابط سعودی–اماراتی در یمن بوده است. او گفت: «خروج امارات واقعاً شوکه‌کننده بود. در عرض دو روز، انگار کاملاً ناپدید شدند.»

الیمنی افزود در روزهای نخست پس از عقب‌نشینی، به نظر می‌رسید امارات حتی از درگیر شدن در دیپلماسی هم خودداری کرد؛ در حالی که برخی رهبران شورای انتقالی جنوب به ریاض احضار شدند و اعضای این گروه عربستان را متهم کردند که امکان تماس و ارتباط را از آن‌ها گرفته است.

ریاض همچنین امارات را متهم کرد که الزبیدی — که دولت یمن او را به خیانت متهم کرده — را در ۷ ژانویه از یمن خارج و از طریق موگادیشو به سومالی‌لند منتقل کرده است.

ابوظبی در بندر بربره در سومالی‌لند — منطقه‌ای جداشده در شمال سومالی — یک بندر و باند فرودگاهی را اداره می‌کند. در پانت‌لندِ نیمه‌خودمختار نیز امارات در بندری سرمایه‌گذاری کرده و در بوصاصو، در ساحل جنوبی خلیج عدن، یک پایگاه نظامی ساخته است.

تحلیلگران می‌گویند پایگاه بوصاصو مرکز لجستیکی مهمی برای امارات است و یک آشیانهٔ پهپاد دارد که در حملات امارات علیه نیروهای داعش در پانت‌لند به کار می‌روند. داده‌های پروازی نشان می‌دهد بوصاصو پیش‌تر پذیرای چندین هواپیمای باری IL-76 در مسیر رفت‌وبرگشت به امارات بوده، اما این پروازها در هفته‌های اخیر متوقف شده‌اند.

جاستین لینچ، مدیرعامل شرکت پژوهشی «کانفلیکت اینسایتس گروپ»، گفت: «ما می‌دانیم برخی از هواپیماهایی که در بوصاصو فرود می‌آیند، در حال پشتیبانی و رساندن تدارکات به نیروهای «واکنش سریع» در سودان هستند»؛ گروه شبه‌نظامی‌ای که با ارتش سودان می‌جنگد.

امارات رابطه‌ای دیرینه با محمد حمدان دقلو، رهبر نیروهای واکنش سریع، دارد؛ کسی که هزاران مزدور را برای جنگ در کنار نیروهای مورد حمایت امارات به یمن فرستاده بود. امارات پیش‌تر در معادن طلای سودان و پروژه‌های بزرگ کشاورزی نیز سرمایه‌گذاری کرده و پیش از آغاز جنگ داخلی، قراردادی ۶ میلیارد دلاری برای توسعهٔ یک بندر در سودان امضا کرده بود.

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: امارات عامل هرج و مرج و بی ثباتی

با وجود شواهدی که وجود سلاح‌های خریداری‌شده توسط امارات را در انبارهای نیروهای واکنش سریعِ به‌دست‌آمده توسط ارتش نشان می‌دهد، امارات مسلح‌سازی این گروه را انکار کرده است.

عربستان از حمایت امارات از نیروهای واکنش سریع — که آمریکا آن‌ها را به ارتکاب نسل‌کشی در سودان متهم کرده — برای انتقاد از ابوظبی به‌خاطر «طولانی‌کردن درگیری» استفاده کرده و بر ترجیح خود برای حفظ نهادهای دولتی تأکید گذاشته است.

با این حال، حتی با سرایت این رقابت از یمن به دیگر مناطق، برخی معتقدند شفاف شدن خطوط قرمز و حدود مداخلهٔ قابل‌تحمل برای هر طرف می‌تواند مزایایی داشته باشد.

بدر السیف، استاد دانشگاه کویت و پژوهشگر همکار در چتم‌هاوس، گفت: «مشخص شدن خطوط قرمز برای همهٔ طرف‌ها مهم است. من در بلندمدت نوعی شفافیت هدفمند می‌بینم.»

منبع: واشنگتن پست



نظر شما