twitter share facebook share ۱۴۰۵ فروردین ۰۸ 22
در حالی که سناریوهای مرحلهٔ بعدی این جنگ از مسیرهای دیپلماتیک برای خروج از بحران تا تشدید درگیری نظامی را شامل می‌شود، کارشناسان شورای آتلانتیک مهم‌ترین برداشت‌های خود را از این جنگ تا اینجا بیان کرده اند

یک ماه پیش، نیروهای آمریکا و اسرائیل کارزاری نظامی علیه ایران آغاز کردند که از آن زمان تاکنون پیامدهایی عمیق و جهانی داشته است؛ از بازارهای انرژی گرفته تا اقتصاد جهانی، و از خلیج فارس و خاورمیانه تا کشورهایی مانند رومانی، سریلانکا، روسیه و چین تحت تأثیر قرار گرفته اند.

در حالی که سناریوهای مرحلهٔ بعدی این جنگ از مسیرهای دیپلماتیک برای خروج از بحران تا تشدید درگیری نظامی را شامل می‌شود، ما از کارشناسان شورای آتلانتیک خواستیم مهم‌ترین برداشت‌های خود را از این جنگ تا اینجا بیان کنند.

حکومت ایران

یک ماه پس از آغاز جنگ، جمهوری اسلامی زخمی و تحت فشار است، اما نسبت به آیندهٔ خود خوش‌بین باقی مانده است. ساختار حکومتی ایران توانسته است با وجود حذف بخش مهمی از رهبری خود و بیش از ۱۵ هزار حمله به توانایی‌ها و زیرساخت‌هایش، همچنان پابرجا بماند.

در عین حال، حکومت ایران واکنشی از پیش طراحی‌شده و مؤثر نشان داده که هزینه‌های قابل توجهی بر متحدان آمریکا در خلیج فارس و زیرساخت‌های انرژی تحمیل کرده است. کنترل عملی تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران قدرتمندترین ابزار ایران بوده است؛ ابزاری که با ایجاد فشار شدید بر اقتصاد جهانی، آمریکا را وادار کرده برای کاهش فشار بر بازارهای مالی امتیازاتی یک‌جانبه بدهد.

در داخل کشور نیز جمهوری اسلامی نسبتاً باثبات به نظر می‌رسد. نظام ایران نشان داده که بسیار فراتر از یک فرد خاص است. تاکنون هیچ قیام داخلی بزرگی رخ نداده و مهم‌تر از آن، هیچ شکاف یا جدایی مهمی در میان نخبگان سیاسی و امنیتی دیده نشده است. در عوض، تندروترین صداها در درون نظام قدرت بیشتری پیدا کرده‌اند. همهٔ این عوامل باعث شده بسیاری در داخل حکومت تصور کنند که با وجود شرایط میدان نبرد، در حال پیروزی در جنگ هستند.

با این حال، چالش‌های بزرگی در انتظار نظام است که فراتر از خود جنگ است. پس از رد مذاکره با آمریکا، ایران برنامهٔ مشخصی برای مرحلهٔ بعد ندارد. گفته می‌شود پیشنهادی از سوی آمریکا مطرح شده بود که چندان قابل قبول نبود، اما رد کردن آن احتمال اعزام نیروهای زمینی آمریکا به خاک ایران را افزایش می‌دهد. بنابراین وضعیتی که همین حالا هم پیچیده است، ممکن است بسیار بدتر شود.

حتی اگر نظام ایران از این جنگ جان سالم به در ببرد، همچنان با یک بحران وجودی بلندمدت روبه‌رو خواهد بود. این حکومت نمی‌تواند فرصت‌های اقتصادی و سیاسی مورد انتظار مردم خود را فراهم کند. برای حفظ قدرت، ایران یا باید به‌طور مداوم و سازمان‌یافته مخالفان را سرکوب کند، یا تغییرات اساسی در ایدئولوژی‌های اصلی جمهوری اسلامی ایجاد نماید. اما چنین تغییراتی در کوتاه‌مدت بعید به نظر می‌رسد. بنابراین زنده ماندن در این جنگ فقط بحران بعدی را به تعویق می‌اندازد.

کشورهای خلیج فارس

صرف‌نظر از اینکه جنگ ایران چگونه پایان یابد، همهٔ توانایی‌های تهاجمی ایران از بین نخواهد رفت. پایداری و عزم ظاهری نظام ایران نشان می‌دهد که این جنگ قصد ایران برای ایجاد ناامنی در منطقه و اعمال نفوذ بر تنگه هرمز را تغییر نخواهد داد.

آمریکا و اسرائیل ممکن است از ضربه‌ای که جنگ به توان موشک‌های دوربرد ایران و برنامهٔ هسته‌ای آن زده راضی باشند؛ و این امکان وجود دارد که ترامپ برای آرام کردن بازارهای جهانی و کاهش فشار سیاسی داخلی، جنگ را خاتمه دهد. اما تهدید برای همسایگان ایران در خلیج فارس همچنان باقی خواهد ماند.

حملات ایران به هر شش عضو شورای همکاری خلیج فارس فرصتی بی‌سابقه برای این کشورها فراهم کرده تا همکاری‌های دیپلماتیک، امنیتی و اقتصادی خود را عمیق‌تر کنند؛ همکاری‌هایی که می‌تواند تاب‌آوری آنها را به‌طور چشمگیری افزایش دهد. همبستگی کشورهای شورا در روزهای نخست پس از حملات، این ظرفیت را نشان داد؛ از جمله تصویب یک قطعنامه تاریخی در شورای امنیت سازمان ملل.

اما یک ماه بعد، شکاف‌های قدیمی دوباره در حال ظاهر شدن هستند؛ از جمله درباره اینکه جنگ چگونه و چه زمانی باید پایان یابد و منطقه پس از توقف بمباران‌ها چه شکلی داشته باشد. به نظر می‌رسد هنوز اختلافی میان عربستان و امارات وجود دارد که می‌تواند وحدت خلیج فارس را در آینده به خطر بیندازد.

کشورهای خلیج فارس راه‌حل ساده‌ای برای مقابله با تهدیدهای امنیتی و اقتصادی پس از جنگ ندارند. هرچند ممکن است از آمریکا ناراضی باشند، اما واکنش‌های روسیه و چین نشان می‌دهد که جایگزینی برای حمایت امنیتی آمریکا وجود ندارد.

اختلال جنگ در تولید نفت و گاز اهمیت تلاش کشورهای خلیج فارس برای متنوع کردن اقتصادشان را بیشتر کرده است. اما در عین حال، اختلال در سفرهای هوایی، حمل‌ونقل دریایی و اعتماد سرمایه‌گذاران نشان داده که هیچ بخشی از اقتصاد کاملاً امن نیست.

راه‌حل احتمالی کشورهای خلیج فارس برای این تهدیدها «تنوع شدید» خواهد بود: تعمیق همکاری‌های امنیتی با شرکای مختلف، ایجاد مسیرهای جدید تجارت و انرژی، و توسعه صنایعی که کمتر به جابه‌جایی کالا و انسان وابسته‌اند، مانند فناوری‌های پیشرفته.

اسرائیل

در حالی که نیروهای آمریکا و اسرائیل در حال اجرای یک کارزار نظامی مشترک و بی‌سابقه در ایران هستند که دستاوردهای عملیاتی قابل توجهی داشته و نقطه اوج همکاری نظامی دو کشور محسوب می‌شود، دیدگاه افکار عمومی در آمریکا و اسرائیل درباره این جنگ بسیار متفاوت است.

در حالی که نظرسنجی‌ها در آمریکا نشان می‌دهد حدود ۶۰ درصد مردم با جنگ مخالف‌اند، حمایت از جنگ در اسرائیل بسیار بالا بوده است. نظرسنجی‌های اولیه نشان می‌داد بیش از ۸۰ درصد مردم از جنگ حمایت می‌کنند و در میان یهودیان اسرائیلی این حمایت حتی به بیش از ۹۰ درصد می‌رسد.

نظرسنجی‌های جدیدتر نشان می‌دهد این حمایت کمی کاهش یافته است، زیرا چهار هفته زندگی با حملات موشکی و رفتن مکرر به پناهگاه‌ها بر مردم فشار آورده است. با این حال، اکثریت قاطع همچنان از ادامهٔ جنگ حمایت می‌کنند.

این حمایت قابل درک است، زیرا حکومت ایران سال‌ها به‌طور آشکار بر نابودی اسرائیل تأکید کرده و از طریق حمایت از سازمان‌های تروریستی، حملات موشکی بالستیک به اسرائیل و پیگیری برنامه هسته‌ای که می‌تواند به تولید سلاح هسته‌ای منجر شود، دشمنی خود را نشان داده است.

در بحث‌های داخلی آمریکا درباره جنگ، نگرانی‌هایی مانند خطر درگیر شدن بیش از حد در جنگ‌های تغییر رژیم، شوک اقتصادی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز و تأثیر آن بر رقابت راهبردی با چین و روسیه بسیار مهم است. اما این مسائل در گفتمان داخلی اسرائیل کمتر دیده می‌شود.

در سیاست داخلی اسرائیل، نتانیاهو همچنان چهره‌ای بسیار بحث‌برانگیز است، اما تقریباً همهٔ مخالفان سیاسی او از عملیات نظامی در ایران حمایت کرده‌اند. آنها نیز امید دارند این کارزار، نظام ایران را آن‌قدر تضعیف کند که مردم ایران آن را سرنگون سازند.

با این حال، این اجماع باعث افزایش قابل توجه محبوبیت نتانیاهو در نظرسنجی‌ها پیش از انتخابات مهم امسال نشده و جامعه در عرصه سیاست داخلی، همچنان به شدت دوقطبی است.

اقتصاد جهانی

در یک ماه گذشته دو نکته مهم درباره اقتصاد جهانی روشن شده است.

نخست اینکه بازارها برای کشورهای دخیل در جنگ اهمیت دارند. حملات نظامی اغلب عصر جمعه یا در آخر هفته تشدید می‌شود، در حالی که اظهارات درباره کاهش تنش معمولاً یکشنبه شب یا صبح دوشنبه با بازشدن بازارهای آسیایی مطرح می‌شود. این اتفاق، تصادفی نیست. ارتباط مستقیمی میان کاخ سفید و وال‌استریت وجود دارد.

اما تهران هم این موضوع را درک کرده است. بسیاری از بیانیه‌های ایران دقیقاً طوری تنظیم شده‌اند که در لحظات حساس بازارها را دچار سردرگمی کنند.

با این حال، هیچ چیز نمی‌تواند واقعیت سخت بسته شدن تنگه هرمز را تغییر دهد. بارها و بارها بسته شدن این مسیر حیاتی بر اقتصاد جهانی تأثیر گذاشته است.

در هفته اول، نگرانی اصلی قیمت بنزین بود. در هفته دوم، کمبود هلیوم؛ ماده‌ای مهم برای تولید تراشه‌های الکترونیکی. در هفته سوم، نگرانی درباره کودهای شیمیایی و احتمال فشار بر عرضه جهانی غذا مطرح شد.

درست مانند همه‌گیری کووید19، این جنگ به ما یادآوری می کند که اقتصاد جهانی هنوز به چند گلوگاه استراتژیک وابسته است و تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین آنهاست.

بازار جهانی انرژی

در سالی که روسیه به اوکراین حمله کرد، قیمت جهانی انرژی و غذا به شدت افزایش یافت. اکنون جنگ آمریکا و ایران در سال ۲۰۲۶ می‌تواند بزرگ‌ترین بحران انرژی در تاریخ معاصر باشد.

رئیس آژانس بین المللی انرژی هشدار داده که شوک فعلی عرضه ممکن است حتی از دو بحران نفتی دهه ۱۹۷۰ هم بزرگ‌تر شود.

تحلیلگران سال‌ها درباره توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز هشدار داده بودند.

اما یک خطر بزرگ‌تر برای بازارهای انرژی وجود دارد: اگر چین تلاش کند تایوان را به زور تحت کنترل خود درآورد، احتمالاً بزرگ‌ترین بحران ژئوپولیتیکی و انرژی در تاریخ شکل خواهد گرفت.

روسیه و ایران

به چند دلیل، روسیه از این جنگ سود برده است.

اول اینکه توجه آمریکا و جهان از جنگ اوکراین به جنگ خلیج فارس منحرف شده است.

دوم اینکه نیاز آمریکا به سلاح در خاورمیانه ممکن است ذخایر موجود برای اوکراین را کاهش دهد.

سوم اینکه افزایش قیمت نفت باعث شد واشنگتن تحریم‌های نفتی روسیه را تعلیق کند و درآمد فوری قابل توجهی برای اقتصاد آسیب‌دیده روسیه فراهم شود.

با این حال، همهٔ پیامدها به نفع مسکو نیست. ضعف سامانه‌های دفاع هوایی کشورهای خلیج فارس باعث شده برخی از آنها با اوکراین برای خرید پهپاد و ایجاد سیستم دفاعی لایه‌ای همکاری کنند؛ موضوعی که هم به صنعت دفاعی اوکراین کمک می‌کند و هم جایگاه این کشور را در خاورمیانه تقویت می‌نماید.

از سوی دیگر، ولادیمیر پوتین تصمیم گرفته قطعات پهپاد و اطلاعاتی در اختیار ایران قرار دهد تا تهران بتواند اهداف آمریکایی، اسرائیلی و عربی را هدف قرار دهد.

هدف مسکو روشن است: جلوگیری از پیروزی آمریکا در ایران یا دست‌کم طولانی و پرهزینه کردن جنگ.

چین و ایران

یک ماه پس از آغاز جنگ، چین این درگیری را به‌طور فزاینده‌ای یک فرصت راهبردی می‌بیند.

از نظر انرژی، چین نسبت به بسیاری از کشورهای منطقه وابستگی کمتری به واردات نفت دارد و ذخایر بزرگی در اختیار دارد. ایران نیز برای حفظ جریان پول نفت از چین، عمداً از حمله به نفتکش‌های دارای پرچم چین در تنگه هرمز خودداری می‌کند.

در نتیجه، چین تا اینجا آسیب چندانی ندیده و در عوض یک مزیت بزرگ به دست آورده است: این جنگ آمریکا را مجبور کرده بخشی از توان نظامی خود را از منطقه آسیا ـ اقیانوسیه خارج کند.

برای چین این یک پیروزی بزرگ راهبردی است.

تحلیلگران چینی انتظار ندارند نظام ایران سقوط کند یا آمریکا به اهداف خود برسد. در عوض، آنها پیش‌بینی می‌کنند آمریکا در جنگی طولانی گرفتار شود که منابع آن را فرسوده می‌کند.

از نگاه بسیاری از تحلیلگران چینی، آمریکا بار دیگر در خاورمیانه گرفتار شده است؛ وضعیتی که مقابله با جاه‌طلبی‌های چین در منطقه ایندوپاسیفیک را برای واشنگتن بسیار دشوارتر خواهد کرد.

منبع: شورای آتلانتیک

نظر شما