علت تنش های مداوم بین ایران و کشورهای عرب خایج فارس نگاه ایدئولوژیک و سیاسی حاکم بر سیاست منطقهای ایران است. شکافی عمیق میان «الگوی ایرانی» و «الگوی خلیجی» وجود دارد؛ دو الگویی که هم در اهداف و هم در ابزارها با یکدیگر تفاوت دارند.
جزئیاتمیان بازسازی روابط و بازسازی اعتماد تفاوت آشکاری وجود دارد. محتملترین سناریو نه آشتی واقعی، بلکه کاهش تاکتیکی خصومتهای آشکار است. منافع مشترک، بهویژه در حوزه صادرات انرژی، تجارت و ثبات منطقهای، ممکن است در نهایت دو طرف را به سمت نوعی همزیستی محدود سوق دهد.
جزئیاتامارات و عربستان اکنون در تلاشاند نوعی بازدارندگی تازه در برابر ایران ایجاد کنند؛ ایرانی که دیگر تمایل کمتری به مصالحه دارد و با تسلط بر تنگه هرمز و ذخایر گسترده موشکی و پهپادی خود، اهرم فشار جدیدی علیه رقبایش به دست آورده
جزئیاتبهنظر میرسد تهران اکنون به سمت «صدور بیثباتی» حرکت کرده است. این راهبرد به ابزاری برای ضربه زدن از درون به امنیت و زیرساختهای اقتصادی کشورهای خلیج فارس تبدیل شده است.
جزئیاتدر ادامه سه سناریو—یک سناریوی امیدوارکننده، یک سناریوی واقعبینانه، و یک سناریوی هشداردهنده—ارائه میشود که هم فرصتهای همکاری و هم خطرات واگرایی بیشتر را نشان میدهد.
جزئیاتهیچیک از این حکومتهای عربی مایل نبودند میان ایران و آمریکا یکی را انتخاب کنند. اما یک عامل، این تصمیم را آسانتر کرد و عامل دوم آن را اجتنابناپذیر ساخت
جزئیاتدرحال حاضر توافق ایران و آمریکا امکانپذیر نیست اما دستیابی به توافق منطقه ای که جلوی مداخلات ایران در کشورهای عرب را گرفته و همزمان برنامه هسته ای تهران را مهار کند اکنون محتمل تر از همیشه است
جزئیاتپیش بینی تغییرات ایران دشوار است. اولین سؤالی که در محافل خلیج فارس مطرح شده، این است که چه نوع حکومتی جایگزین حکومت روحانیون می شود؟
جزئیاتبهترین استراتژی برای نجات برجام بازگشت سریع واشنگتن بدان است. وقتی با این اقدام، حداقلی از اعتماد بین طرفین ایجاد شد آن وقت می توان به مسائل دیگر رسیدگی کرد
جزئیات