twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۲ 31
پیش از آغاز مذاکرات، رهبران لبنان باید بر سر یک استراتژی مشخص به توافق برسند. عون تا حدی زمینه را فراهم کرده، اما اکنون این وظیفه بری است که حمایت ملی را برای آن بسیج نماید تا بتواند با حزب‌الله وارد گفت‌وگو شود.

وقتی جوزف عون رئیس‌جمهور لبنان و نواف سلام نخست‌وزیر این کشور چند هفته پیش خواستار آغاز مذاکرات با اسرائیل شدند، هدف اصلی‌شان متوقف کردن حملات شدید اسرائیل به لبنان بود. تا حدی هم در این کار موفق شدند، به‌ویژه پس از بمباران‌های مرگبار اسرائیل در ۸ آوریل که در عرض تنها ده دقیقه حدود ۳۶۰ نفر—عمدتاً غیرنظامی—را کشت و ۱۳۰۰ نفر دیگر را زخمی کرد.

عون در ۲۷ آوریل با اظهارنظری که مورد استقبال بسیاری قرار گرفت گفت: «برخی ما را به این دلیل که بدون اجماع ملی وارد مذاکرات شدیم، سرزنش می‌کنند. اما من می‌پرسم: وقتی شما وارد جنگ شدید، آیا اول اجماع ملی گرفتید؟» او در واقع به حملات حزب‌الله علیه خود و سلام پاسخ می‌داد؛ حملاتی که به‌خاطر ورود به مذاکرات مستقیم با اسرائیل مطرح شده بود.

نکته اصلی عون درست بود: اگر قرار است اجماعی وجود داشته باشد، باید در همه موارد رعایت شود. اما اشتباه اصلی رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر این بود که بدون آماده‌سازی مقدمات، شتاب‌زده وارد مذاکرات شدند. آن‌ها می‌توانستند از همان ابتدا حمایت اکثریت را جلب کنند و از آن به‌عنوان اهرمی در برابر حزب‌الله استفاده نمایند.

پیش از پذیرش مذاکرات مستقیم، عون و سلام باید با همه رهبران مهم مذهبی و اجتماعی لبنان رایزنی می‌کردند و دست‌کم موافقت آن‌ها را با اصل مذاکره به‌دست می‌آوردند. این شامل چهره‌های برجسته مذهبی، رهبران احزاب و فراکسیون‌های پارلمانی، و همچنین رؤسای جمهور و نخست‌وزیران پیشین می‌شد. هدف هم پاسخ به یک پرسش ساده بود: «آیا لبنان باید برای پایان دادن به تخریب سیستماتیک کشور توسط اسرائیل، امکان مذاکرات مستقیم را بررسی کند؟»

اگر سؤال به این شکل مطرح می‌شد، بعید بود که اکثریت پاسخ منفی بدهند، هرچند ممکن بود برخی مخالف باشند. در آن صورت، دولت می‌توانست در مواجهه با حزب‌الله اعلام کند که از حمایت اکثریت برخوردار است. هنوز هم چنین کاری ممکن است، اما این مسئله مسئولیت دولت برای قانع کردن نمایندگان جامعه شیعه—که بیشترین آسیب را از حملات اسرائیل دیده‌اند—را از بین نمی‌برد. با این حال، داشتن حمایت گسترده از سوی گروه‌های مختلف، دست دولت را در چانه‌زنی قوی‌تر می‌کرد.

اما وضعیت شیعیان چگونه است؟ در ابتدا، پس از حمله حزب‌الله به اسرائیل در ۲ مارس، خشم قابل توجهی در میان شیعیان نسبت به این گروه وجود داشت. اما این وضعیت تغییر کرده است. بسیاری از شیعیان احساس کردند که تضعیف حزب‌الله به معنای به حاشیه رانده شدن کل جامعه شیعه است، و در نتیجه به حمایت از این گروه بازگشتند؛ به‌ویژه در سایه تخریب گسترده جنوب لبنان و جنوب بیروت توسط اسرائیل.

در چنین فضایی، دامنه مانور نبیه بری رئیس پارلمان لبنان به‌شدت محدود شده است، حتی با وجود اینکه وزرای وابسته به او در ابتدا به غیرقانونی اعلام شدن فعالیت‌های نظامی حزب‌الله رأی داده بودند.

بری همچنان بازیگری کلیدی در آینده این روند است. او معتقد است لبنان نباید وارد مذاکرات سیاسی برای صلح یا عادی‌سازی روابط با اسرائیل شود. در عوض، به نظر او بهتر است دو طرف به همان چارچوب قبلی گفت‌وگوها برگردند؛ چارچوبی که بیشتر جنبه نظامی و امنیتی دارد. در این قالب، تمرکز روی مدیریت تنش‌ها و جلوگیری از درگیری است، نه رسیدن به صلح کامل. گفته می‌شود او با همتای دروزی خود، ولید جنبلاط، هم‌نظر است که لبنان و اسرائیل باید نسخه به‌روزشده‌ای از توافق آتش بس ۱۹۴۹ را نهایی کنند.

در همین راستا، عون این هفته نکته مهم دیگری را مطرح کرد: هدف او «پایان دادن به وضعیت جنگ با اسرائیل، مشابه توافق آتش‌بس» است. به بیان دیگر، او نشان داد که قصد ندارد به‌دنبال یک توافق صلح کامل—مانند توافق ابراهیم—باشد؛ چیزی که اسرائیل و آمریکا ترجیح می‌دهند. بنابراین، او می‌تواند در تعیین چارچوب مذاکرات با بری به نقطه مشترک برسد.

بعید است که بری حاضر باشد اقدامی انجام دهد که به شکاف با حزب‌الله منجر شود، به‌ویژه با توجه به فضای حاکم در جامعه شیعه. با این حال، اگر در چارچوب نظر اکثریت جامعه لبنان عمل کند، ممکن است بتواند حزب‌الله و حتی ایران را در برخی موضوعات وادار به همراهی نماید، به‌ویژه اگر دولت از پیگیری توافق صلح کامل خودداری کند.

ایران و حزب‌الله از یک توافق آتش‌بس به‌روزشده استقبال نمی‌کنند، زیرا چنین توافقی در عمل باعث می‌شود مرز جنوبی لبنان دیگر نتواند به‌عنوان اهرم فشار نظامی علیه اسرائیل مورد استفاده قرار گیرد. اما بری دیدگاه متفاوتی دارد. او می‌داند که ایران حاضر است برای دفاع از خود، تا آخرین شیعه لبنانی با اسرائیل بجنگد؛ و این موضوعی است که کاملاً در تضاد با منافع بری، حامیانش و جامعه شیعه لبنان است.

به همین دلیل، بری احتمالاً از مذاکراتی حمایت می‌کند که هدفشان جلوگیری از تداوم درگیری نظامی در جنوب لبنان باشد؛ رویکردی که به‌احتمال زیاد از حمایت بخش قابل توجهی از افکار عمومی شیعیان نیز برخوردار است.

اگر اکثریت نیروهای سیاسی و مذهبی لبنان از بازگشت به نوعی توافق آتش‌بس حمایت کنند، بری می‌تواند به حزب‌الله و ایران استدلال کند که ادامه انزوای جامعه شیعه به زیان آن خواهد بود. او حتی ممکن است از مذاکرات گسترده تر-فراتر از موضوعات نظامی و امنیتی- حمایت کند و آن را امتیازی ضروری برای توقف تخریب گسترده مناطق جنوبی لبنان بداند. چنین انعطافی می‌تواند به شکل‌گیری یک چارچوب واحد برای مذاکرات در داخل لبنان کمک کند.

بری همچنین از حمایت منطقه‌ای برخوردار است و این مسئله برای قانع کردن آمریکا به اینکه اکنون زمان فشار برای صلح کامل نیست، اهمیت زیادی دارد. کشورهای عربی و همچنین ترکیه عموماً با مذاکرات صلح لبنان و اسرائیل در شرایط کنونی مخالف‌اند، زیرا می‌خواهند پیش‌شرط‌هایی برای هرگونه صلح آینده تعیین کنند، به‌ویژه پذیرش مسیر تشکیل دولت فلسطینی از سوی اسرائیل. افزون بر این، کشورهایی مانند عربستان، مصر، ترکیه و قطر، اسرائیل را رقیب منطقه‌ای و حتی قدرتی هژمونیک می‌دانند و تمایلی ندارند لبنان یا هیچ کشور عربی دیگری وارد حوزه نفوذ اسرائیل شود.

در نهایت، پیش از آغاز رسمی مذاکرات و تعیین هیئت مذاکره‌کننده، رهبران لبنان باید بر سر یک استراتژی مشخص به توافق برسند. عون تا حدی زمینه را فراهم کرده، اما اکنون این وظیفه بر عهده بری است که این مسیر را رسمی کند و حمایت ملی را برای آن بسیج نماید تا بتواند با حزب‌الله وارد گفت‌وگو شود.

در حال حاضر، رویکرد لبنان به مذاکرات آشفته و ناهماهنگ است؛ به‌گونه‌ای که هر بخش راه خودش را می‌رود، بدون اینکه از کار بخش دیگر خبر داشته باشد. این وضعیت باید پایان یابد، پیش از آنکه مذاکرات جدی آغاز شود.

منبع: کارنگی


نظر شما