twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۴ 36
تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای حمایت از علی الزیدی به‌عنوان نخست‌وزیر آینده عراق شاید برای برخی غافلگیرکننده بود. اما وقتی ببینیم ترامپ دقیقاً می‌خواست مانع روی کار آمدن چه کسی شود، انگیزه او روشن‌تر می‌شو

تصمیم دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، برای حمایت از علی الزیدی به‌عنوان نخست‌وزیر آینده عراق شاید برای برخی غافلگیرکننده بود. اما وقتی ببینیم ترامپ دقیقاً می‌خواست مانع روی کار آمدن چه کسی شود، انگیزه او روشن‌تر می‌شود.

چارچوب هماهنگی، ائتلافی از احزاب شیعه نزدیک به ایران که بزرگ‌ترین بلوک پارلمانی عراق را تشکیل می‌دهد، ابتدا از نوری المالکی، نخست‌وزیر پیشین عراق، حمایت کرده بود. برای واشنگتن، نخست‌وزیری فردی که آشکارا به ایران نزدیک بود، یک خط قرمز محسوب می‌شد؛ به‌ویژه در شرایطی که شبه‌نظامیان نزدیک به ایران همچنان به نیروها و منافع آمریکا در عراق و منطقه حمله می‌کردند. ترامپ علناً مخالفت خود را با المالکی اعلام کرد و هشدار داد اگر او نخست‌وزیر شود، آمریکا تمام کمک‌هایش به عراق را قطع خواهد نمود.

کارزار فشار آمریکا سریع و شدید بود. واشنگتن پرداخت نقدی از محل درآمدهای نفتی عراق را که در بانک فدرال رزرو نیویورک نگهداری می‌شود، متوقف کرد. همچنین کمک‌های امنیتی را متوقف و همکاری با نهادهای امنیتی عراق را تعلیق نمود و هم‌زمان هشدار داد که هیچ دولتی تحت نفوذ چهره‌ها و گروه‌های مسلح وابسته به ایران را نخواهد پذیرفت. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نیز هشدار داد کسانی که زمینه خشونت شبه‌نظامیان را فراهم کنند «پاسخگو خواهند شد».

چارچوب هماهنگی در برابر این حجم از فشار عقب نشست. پس از آنکه تلاشش برای تصویب باسم البدری، نامزد مورد حمایت المالکی، شکست خورد، رهبران این ائتلاف جلسه‌ای سرنوشت‌ساز برگزار کردند. تنها ظرف ۲۵ دقیقه، علی الزیدی، بانکدار ۴۰ ساله‌ای که هیچ سابقه سیاسی نداشت، به‌عنوان گزینه مصالحه‌ای مورد توافق همه قرار گرفت.

ترامپ هم بلافاصله این نتیجه را یک پیروزی برای خود معرفی کرد. او با الزیدی تماس گرفت، از او برای سفر به واشنگتن دعوت کرد و در شبکه «تروث سوشال» برایش آرزوی موفقیت نمود تا «دولتی جدید و عاری از تروریسم» تشکیل دهد که بتواند آینده بهتری برای عراق بسازد. ترامپ حتی در گفت‌وگو با خبرنگاران در کاخ سفید صریح‌تر حرف زد: «او با کمک ما پیروز شد.»

اما چرا علی الزیدی؟

اعتماد واشنگتن به او بر سه عامل اصلی استوار است. نخست اینکه او یک چهره بیرون از ساختار سنتی سیاست عراق و فردی نزدیک به فضای تجارت و بانکداری است. الزیدی ریاست بانک اسلامی الجنوب را برعهده داشته و تحلیلگران می‌گویند نداشتن سابقه سیاسی، بزرگ‌ترین نقطه قوت اوست. در فضای به‌شدت قطبی‌شده عراق، همین «سابقه سفید» باعث شده هم در داخل و هم در خارج گزینه‌ای قابل‌قبول به نظر برسد.

دوم اینکه هرچند بانک الجنوب در سال ۲۰۲۴ تحت فشار آمریکا و در چارچوب مقابله با پول‌شویی و دور زدن تحریم‌های ایران، از سوی بانک مرکزی عراق از معاملات دلاری محروم شد، اما نه خود بانک و نه شخص الزیدی تحت تحریم آمریکا قرار ندارند. این موضوع باعث شده واشنگتن تصور کند او کاملاً در شبکه نفوذ ایران در عراق غرق نشده است.

عامل سوم این است که الزیدی امکان نوعی معامله بزرگ‌تر را فراهم می‌کند. لحن دوستانه ترامپ در تبریک گفتن به او نشان می‌دهد واشنگتن احتمالاً در برابر حمایت از الزیدی، امتیازهای مهمی دریافت کرده است. این تغییر بازتاب واقعیتی تازه در منطقه است: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تهران را تضعیف کرده و متحدان عراقی‌اش را در موقعیتی قرار داده که توان چندانی برای مقاومت در برابر خواسته‌های غرب ندارند.

در نتیجه، خواسته‌های آمریکا اکنون کاملاً روشن است. یک مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا به خبرگزاری فرانسه گفت حمایت ترامپ از الزیدی مشروط است. واشنگتن از دولت جدید عراق «اقداماتی ملموس» می‌خواهد تا فاصله خود را از شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران حفظ کند؛ تنها در این صورت است که آمریکا کمک‌های مالی و امنیتی خود را به‌طور کامل از سر خواهد گرفت. به گفته این مقام، آغاز بازگشت حمایت‌های آمریکا منوط به «اخراج شبه‌نظامیان تروریست از نهادهای دولتی، قطع بودجه آن‌ها از خزانه عراق و توقف پرداخت حقوق به نیروهای این گروه‌ها» خواهد بود.

ابعاد این خواسته‌ها را نباید دست‌کم گرفت. از ۲۸ فوریه، یعنی زمانی که آمریکا و اسرائیل جنگ خود علیه ایران را آغاز کردند، تأسیسات آمریکا در عراق بیش از ۶۰۰ بار هدف حمله شبه‌نظامیان نزدیک به ایران قرار گرفته‌اند.

تامی پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، نیز بدون ابهام گفت: «ایالات متحده حمله به منافع خود را تحمل نخواهد کرد و انتظار دارد دولت عراق فوراً تمام اقدامات لازم را برای برچیدن گروه‌های شبه‌نظامی وابسته به ایران انجام دهد.»

طبق قانون اساسی عراق، الزیدی ۳۰ روز فرصت دارد کابینه خود را به پارلمان معرفی کند؛ کابینه‌ای که برای رأی اعتماد به دست‌کم ۱۶۷ رأی نیاز دارد. او وعده داده عراق را به «کشوری متوازن در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی» تبدیل کند؛ عبارتی حساب‌شده از سوی سیاستمداری که باید میان دو حامی قدرتمند، یعنی آمریکا و ایران، تعادل برقرار نماید.

با این تحولات، به نظر می‌رسد پرونده سیاسی نوری المالکی عملاً بسته شده است. دخالت مستقیم ترامپ در روند انتخاب نخست‌وزیر، در واقع پیامی روشن بود مبنی بر اینکه دوران نفوذ المالکی رو به پایان است؛ و الزیدی که به‌خوبی تغییرات جدید منطقه را درک کرده، این موضوع را می‌داند. انتظار می‌رود در ماه‌های آینده فشار آمریکا بر چهره‌ها و شبکه‌های نزدیک به شبه‌نظامیان شدت بگیرد و برخی از این افراد به‌تدریج و بی‌سروصدا از صحنه کنار گذاشته شوند. فضایی که زمانی المالکی در آن نقش تعیین‌کننده داشت، به‌سرعت در حال بسته شدن است.

با این حال، چالش‌های بزرگی پیش روی الزیدی قرار دارد.

آمریکا خواسته‌هایش را کاملاً روشن بیان کرده: دولت جدید عراق باید شبه‌نظامیان وابسته به ایران را برچیند. انجام چنین کاری دشوار خواهد بود، هرچند ناممکن نیست. الزیدی شاید از مسیر اقتصادی وارد عمل شود؛ یعنی قطع حقوق ده‌ها هزار نیرویی که از بودجه دولت دستمزد می‌گیرند. چنین اقدامی می‌تواند باعث شود بسیاری از این گروه‌ها عملاً از هم بپاشند. تنها بخش محدودی از نیروها ممکن است در ارتش رسمی عراق جذب شوند.

چالش دیگر، فلج شدن صادرات نفت عراق به دلیل بسته شدن تنگه هرمز است. البته اگر واشنگتن اجازه آزادسازی منابع مالی عراق در فدرال رزرو را بدهد، بغداد ممکن است نفسی تازه کند؛ اقدامی که قطعاً به میزان پیشرفت دولت عراق در مهار شبه‌نظامیان وابسته خواهد بود. در هر صورت، اصلاحات اقتصادی دردناکی در انتظار عراق است. بخش دولتی متورم و بودجه بیش از حد گسترده دیگر قابل‌دوام نیستند.

در ماه‌های آینده، وضعیت عراق بدون تردید پرتنش باقی خواهد ماند؛ وضعیتی که توانایی علی الزیدی برای دوام آوردن در فرآیند پیچیده حکمرانی بر عراق را به آزمونی جدی تبدیل خواهد کرد.

منبع: میدل ایست مانیتور

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به: عراق در تلاقی قدرت ها


نظر شما