twitter share facebook share ۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۱ 26
جمهوری اسلامی تلاش کرده فراتر از این حلقه شیعی حرکت کند و خود را به‌عنوان نیرویی معرفی نماید که به‌تنهایی در برابر سلطه غرب ایستاده است. در این مسیر، هم توانسته حمایت‌هایی را فراتر از جهان تشیع جلب کند.

پس از کشته شدن علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی، معترضان شیعه در کراچیِ پاکستان و بغدادِ عراق به سفارتخانه‌ها و مراکز دیپلماتیک آمریکا حمله کردند و درگیری‌های شدیدی با نیروهای امنیتی شکل گرفت. اما این واکنش‌های خشن، تنها شکل ابراز احساسات نبود. در نقاط مختلف جهان، گروه‌های دیگری نیز در حمایت از او به خیابان‌ها آمدند. در هفته‌های بعد، تظاهراتی در شهرهایی مانند کوالالامپور، جاکارتا، دهلی نو، کشمیر تحت کنترل هند و استانبول برگزار شد. در کنار پلاکاردهایی علیه اسرائیل و آمریکا، برخی معترضان تصاویر خامنه‌ای را نیز در دست داشتند.

حمایت تهران از گروه‌های شیعه‌ای مانند کتائب حزب‌الله در عراق و حزب‌الله در لبنان موضوعی شناخته‌شده است. اما جمهوری اسلامی تلاش کرده فراتر از این حلقه شیعی حرکت کند و خود را به‌عنوان نیرویی معرفی نماید که به‌تنهایی در برابر سلطه غرب ایستاده است. در این مسیر، تا حدی توانسته حمایت‌هایی را حتی از فراتر از جهان تشیع جلب کند.

البته این حمایت‌ها بی‌قید و شرط نیست. سرکوب داخلی در ایران و نقش آن در جنگ‌های خاورمیانه باعث نارضایتی گسترده شده است. با این حال، هر زمان که تهران با اسرائیل یا آمریکا وارد تقابل می‌شود، در میان بخشی از مسلمانان جهان اعتبار بیشتری پیدا می‌کند. برای این گروه، ایران سال‌هاست به‌جای آنها در حال جنگ بوده و اکنون با وادار کردن آمریکا و اسرائیل به آتش‌بس، به نوعی پیروز شده است.

این تصویر ضد امپریالیستی، از زمان انقلاب ۱۹۷۹ یکی از ستون‌های سیاست خارجی ایران بوده است. در آن زمان، بسیاری از کشورهای عربی، تحت حاکمیت دولت‌های نزدیک به غرب بودند و برخی—مثل مصر—در مسیر صلح با اسرائیل حرکت می‌کردند. اما در تهران، انقلابیون، حکومت سلطنتی مورد حمایت آمریکا را سرنگون کردند، دیپلمات‌های آمریکایی را به گروگان گرفتند و آشکارا با واشنگتن دشمنی نشان دادند.

بازتاب این رویدادها خیلی سریع در جهان دیده شد. برای مثال در واشنگتن، فردی به نام محمد العاصی که اصالت عربی داشت، تلاش کرد کنترل یک مرکز اسلامی مهم را در دست بگیرد. او که از حامیان پرشور انقلاب ایران بود، معتقد بود امام جماعتی که گفته می‌شد به عربستان نزدیک است، با سخنرانی‌های بی‌ارتباط با واقعیت‌های جهان اسلام، مردم را منفعل می‌کند. در نهایت، در سال ۱۹۸۳ نیروهای ویژه او را از مسجد بیرون کردند و او و طرفدارانش سال‌ها نماز جمعه را در پیاده‌رو بیرون مسجد برگزار کردند.

در همان دوره، در جنوب‌شرقی واشنگتن، روحانی‌ای به نام عبدالعلیم موسی نیز در سخنرانی‌هایش از ایران تمجید می‌کرد و ترکیبی از اندیشه «حمایت از سیاهان» و ضدصهیونیسم را ترویج می‌داد. حمایت او از ایران باعث شد در رسانه‌های رسمی ایران حضور پیدا کند و به کنفرانس‌هایی در تهران دعوت شود.

رهبران انقلابی ایران از اندیشه‌های متفکران اهل سنت نیز تأثیر گرفته بودند. از جمله ابوالاعلی مودودی، بنیان‌گذار جماعت اسلامی. روح‌الله خمینی در سال ۱۹۶۳ در مراسم حج با او دیدار کرده بود. پس از انقلاب نیز جانشین مودودی برای مشاهده تحولات به تهران سفر کرد.

افراد دیگری هم تحت تأثیر انقلاب ایران قرار گرفتند. انور ابراهیم که آن زمان یک فعال دانشجویی بود، به تهران رفت. نمایندگان اخوان‌المسلمین نیز از کشورهای عربی به ایران سفر کردند. خمینی آثار سید قطب را مطالعه و حتی به فارسی ترجمه کرده بود و دیگران را نیز به خواندن آنها تشویق می‌کرد.

راشد الغنوشی، بنیان‌گذار حزب النهضه تونس، بعدها نوشت که انقلاب ایران به او کمک کرد تا نوعی «الهیات رهایی‌بخش اسلامی» را شکل دهد. او گفت که در آن انقلاب، روحانی‌ای را می‌دیدند که رهبری قیام مستضعفان علیه یک حکومت وابسته و یک نظام سرمایه‌داری فاسد را بر عهده داشت.

البته نظریه «ولایت فقیه»—که بر اساس آن روحانیون در رأس حکومت قرار می‌گیرند—حتی در میان شیعیان هم منتقدانی داشت. اما برای کسانی که خواهان نقش پررنگ‌تر دین در سیاست بودند، این الگو جذاب بود. در مالزی، یک حزب اسلامی حتی ساختار رهبری خود را بر اساس مدل ایران تنظیم کرد. در دوره‌ای که نقش دین در بسیاری از کشورهای اسلامی رو به کاهش بود، ایران خلاف این روند حرکت می‌کرد. همان‌طور که خمینی گفته بود: «سیاست ما عین دیانت ماست»

دولت‌ها از این روند نگران شدند. در ترکیه، فضای انقلابی ناشی از انقلاب ایران یکی از عواملی بود که به کودتای نظامی سال ۱۹۸۰ انجامید. در پاکستان نیز همان سال، حاکم نظامی سنی‌مذهب، ضیاءالحق، پس از اعتراضات گسترده شیعیان و هشدار خمینی، آنها را از یک قانون اجباری مالیاتی مذهبی معاف کرد.

در دهه‌های بعد، عربستان سعودی با صرف هزینه‌های کلان در پاکستان تلاش کرد روایت‌های فرقه‌ای ضدشیعی را گسترش دهد. در مقابل، ایران نیز از برخی گروه‌های تندرو شیعه در آن کشور حمایت کرد.

با این حال، شاید مهم‌ترین تأثیر ایران بر گروه‌هایی مانند جماعت اسلامی بود؛ جریانی سنی که عمدتاً از خشونت فرقه‌ای فاصله دارد. اعضای آن اغلب از طبقه متوسط تحصیل‌کرده هستند، به روندهای انتخاباتی اهمیت می‌دهند و از رفتارهای افراطی پرهیز می‌کنند. آنها با الهام از ایران، به دنبال تغییرات تدریجی از طریق دموکراسی هستند که در نهایت نقش علما را در ساختار حکومتی تثبیت کند.

ایران برای گسترش نفوذ خود، به موضوعات حساس جهان اسلام نیز پرداخت. در سال ۱۹۸۹، خمینی در واکنش به اعتراضات جهانی علیه کتاب «آیات شیطانی» نوشته سلمان رشدی، حکم قتل او را صادر کرد. چند سال بعد، در ترکیه، جمعیتی هتلی را که مترجم کتاب در آن حضور داشت به آتش کشیدند.

خمینی همچنین روزی را به‌عنوان «روز قدس» اعلام کرد تا حمایت جهانی از فلسطین نشان داده شود. از آن زمان، این روز در کشورهای مختلف—حتی در شهرهایی مانند لندن، پاریس و واشنگتن—با تظاهرات همراه بوده است. در پاکستان، این روز یکی از معدود مناسبت‌هایی است که طیف‌های مختلف مذهبی را کنار هم قرار می‌دهد.

سال ۱۹۹۷ در ترکیه، در تجمع روز قدس، ارتش وارد عمل شد و نخست‌وزیر اسلام‌گرا نجم‌الدین اربکان را مجبور به استعفا کرد. حزب او بعدها به شکل‌گیری جریان‌های سیاسی مهمی در ترکیه انجامید.

ایران همچنین هر سال کنفرانس «وحدت اسلامی» را در تهران برگزار می‌کند و رهبران مذهبی و سیاسی کشورهای مختلف را گرد هم می‌آورد. این نشست‌ها اغلب به محلی برای انتقاد از آمریکا و اسرائیل تبدیل می‌شود. در مقابل، نهادهای نزدیک به عربستان نیز نشست‌های مشابهی برگزار می‌کنند، اما با رویکردی کمتر سیاسی.

این گردهمایی‌ها فرصتی برای گروه‌های اسلام‌گرا فراهم می‌کند تا درباره موضوعاتی که با دولت‌هایشان اختلاف دارند، گفت‌وگو کنند. در برخی موارد، ایران از این ارتباطات برای جلب حمایت در مسائل ژئوپولیتیکی—مانند جنگ سوریه—استفاده کرده است.

با این حال، در جهان عرب، سیاست‌های ایران بی‌هزینه نبوده است. اگرچه در سال ۲۰۰۶ و پس از جنگ حزب‌الله با اسرائیل محبوبیت ایران افزایش یافت، اما سال ۲۰۱۳، بسیاری از مردم منطقه به‌ویژه به دلیل نقش ایران در سوریه، دیدگاهی منفی نسبت به آن پیدا کردند. روحانی مشهور مصری، یوسف قرضاوی، به‌صراحت گفت که زمانی از حزب‌الله حمایت می‌کرده، اما بعد از نقش آن در سوریه، دیدگاهش تغییر کرده است.

در یمن، ایران و عربستان درگیر یک جنگ نیابتی شدند. در بحرین و عربستان نیز نگرانی از نقش ایران در تحریک شیعیان وجود داشت. روابط تهران و ریاض پس از حمله به سفارت عربستان در تهران در سال ۲۰۱۶ بیش از پیش تیره شد.

اما جنگ غزه فرصتی دوباره برای ایران ایجاد کرد تا جایگاه خود را در میان افکار عمومی عرب تقویت کند. در برخی کشورها، محبوبیت رهبران ایران با رهبران عرب رقابت می‌کرد و حتی از آنها پیشی می‌گرفت.

در نهایت، جنگ ایران با اسرائیل و آمریکا احتمالاً شکاف میان دولت‌های منطقه و بخشی از افکار عمومی را عمیق‌تر خواهد کرد. در حالی که دولت‌های خلیج فارس از ایران ناراضی‌اند، برای برخی از حامیان قدیمی ایران، این جنگ نقطه عطفی در مبارزه‌ای طولانی علیه غرب است.

برای این گروه از حامیان در کشورهایی مانند ترکیه، پاکستان یا مالزی، حتی اقدامات بحث‌برانگیز ایران—از جمله حمله به همسایگان یا بستن تنگه هرمز—مشکل ایدئولوژیک ایجاد نمی‌کند. آنها این اقدامات را بخشی از یک نبرد حیاتی می‌دانند.

پس از اعلام آتش‌بس، یکی از رهبران جماعت اسلامی پاکستان گفت: «هژمونی آمریکا از نظر فکری، سیاسی و نظامی به پایان رسیده.» درستی یا نادرستی این ادعا هرچه باشد، جمهوری اسلامی همچنان برای بخشی از مسلمانان جهان نمادی از مقاومت در برابر غرب باقی خواهد ماند.

منبع: فارین پالیسی



نظر شما