در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران و حملات تلافیجویانه موشکی و پهپادی تهران به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، دولتهای عربی منطقه در حال بازنگری استراتژی امنیتی خود هستند.
در این میان، یک پرسش کلیدی مطرح است: آیا اسرائیل میتواند بهعنوان یک شریک امنیتی جدید در منطقه برای کشورهای خلیج فارس مطرح شود؛ شریکی که به آنها کمک کند وابستگیشان به آمریکا را کاهش دهند؟
برخی تحلیلگران، از جمله دنیل لوی، رئیس پروژه آمریکا/خاورمیانه و مذاکرهکننده سابق اسرائیلی، معتقدند پروژه «اسرائیل بزرگ» صرفاً به گسترش سرزمینی محدود نمیشود، بلکه هدف آن این است که با بهرهبرداری از ترس روزافزون کشورهای عربی از ایران، اسرائیل را به یک شریک امنیتی ضروری تبدیل کند.
اسرائیل بهعنوان قدرتمندترین نیروی نظامی خاورمیانه، با فناوریهای پیشرفته و توان اطلاعاتی بالا، طبیعتاً برای برخی از پادشاهیهای عربی که به دنبال استقلال بیشتر از آمریکا هستند جذاب به نظر میرسد. نکته جالب این است که نزدیکی به اسرائیل میتواند بهطور غیرمستقیم دسترسی این کشورها به مراکز تصمیمگیری در واشنگتن را هم افزایش دهد.
کریم امیل بیطار، استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه ساینسپو پاریس، در اینباره میگوید: «در طول تاریخ، بسیاری از کشورهای خلیج فارس تلاش کردهاند به اسرائیل نزدیک شوند تا از این طریق به آمریکا نزدیکتر گردند. آنها میخواستند مطمئن شوند که اسرائیل در واشنگتن به نفع آنها لابی میکند. حتی گاهی این کشورها با یکدیگر رقابت میکردند تا روابط نزدیکتری با اسرائیل برقرار کنند و از آن بهعنوان واسطه و نماینده خود در آمریکا استفاده نمایند.»
با این حال، کشورهای عربی خلیج فارس یکدست نیستند و نگاه آنها به اسرائیل بهعنوان شریک امنیتی متفاوت است. در یک سوی طیف، کشورهایی مانند عمان، قطر و عربستان سعودی قرار دارند که تمایلی به گسترش همکاری عمیق با تلآویو ندارند. در سوی دیگر، امارات متحده عربی قرار دارد که در سالهای اخیر روابط خود با اسرائیل را بهطور قابلتوجهی گسترش داده و احتمالاً در واکنش به تهدیدات ایران، همکاریهای دفاعی، امنیتی و اطلاعاتی خود را بیش از پیش افزایش خواهد داد. بحرین و احتمالاً کویت نیز ممکن است در همین مسیر حرکت کنند.
نزدیکی امارات و اسرائیل تاکنون به تحولات بیسابقهای منجر شده است. برای مثال، گزارش شده که اسرائیل در جریان جنگ اخیر، بهطور مخفیانه یک سامانه «گنبد آهنین» را همراه با نیروهای خود، در امارات مستقر کرده است؛ اتفاقی که برای نخستین بار خارج از اسرائیل یا آمریکا رخ داده است. این سامانه ظاهراً دهها موشک ایرانی را که به سمت امارات شلیک شده بودند رهگیری کرده است؛ موضوعی که نشاندهنده عمق همکاری نظامی دو طرف است.
میرا الحسین، پژوهشگر دانشگاه ادینبرو، میگوید: «امارات از نظر حیثیتی و عملی سرمایهگذاری زیادی روی رابطه با اسرائیل انجام داده است. این کشور ممکن است شرکای امنیتی خود را متنوع کند، اما در عمل جهتگیری کلیاش همسو و هماهنگ با اسرائیل باقی خواهد ماند..»
برای بحرین نیز منطقی است که در این شرایط، اسرائیل را بهعنوان یک شریک دفاعی مهمتر ببیند. موقعیت جغرافیایی، محدودیتهای اقتصادی و وضعیت فرقهای این کشور، آن را در برابر ایران آسیبپذیرتر میکند و همین امر انگیزه نزدیکی بیشتر به اسرائیل را افزایش میدهد.
کویت هم مورد توجه است. این کشور در گذشته با توافقهای ابراهیم مخالفت میکرد، اما ممکن است اکنون به نوعی عادیسازی غیررسمی روابط با اسرائیل حرکت کند. موضع سنتی کویت در حمایت از فلسطین تا حد زیادی تحت تأثیر نظام پارلمانی آن بود، اما با تضعیف نهادهای دموکراتیک، افزایش تهدیدات ایران و نزدیکی بیشتر به امارات—از جمله در حوزه امنیتی—احتمال پذیرش اسرائیل بهعنوان شریک امنیتی افزایش یافته است.
کورتنی فریر، استاد دانشگاه اموری، در اینباره میگوید: «با انحلال پارلمان، اکنون دولت راحتتر میتواند تصمیمی بگیرد که پیشتر در افکار عمومی نامحبوب و حتی غیرقانونی بود. البته به نظر من، هرگونه عادیسازی روابط برای کویت باید با مزایای دفاعی قابلتوجهی همراه باشد.»
اما محاسبات عربستان سعودی کاملاً متفاوت است. افکار عمومی در این کشور همچنان بهشدت مخالف نزدیکی به اسرائیل است و حتی در یک نظام پادشاهی، سرکوب کامل این مخالفتها آسان نیست.
به گفته بیطار، محمد بن سلمان بهخوبی میداند که تسریع روند عادیسازی روابط با اسرائیل بسیار نامحبوب خواهد بود. او میگوید: «با اینکه میان سعودیها و ایرانیها همدلی خاصی وجود ندارد، اما بسیاری از عربها—بهویژه در عربستان—هنوز اسرائیل را یک دشمن یا دستکم یک تهدید راهبردی میدانند؛ کشوری که به دنبال سلطه منطقهای است و این موضوع به ضرر منافع کشورهای عربی خواهد بود.»
او در ادامه میافزاید: « به نظر میرسد که اسرائیل، مانند امارات، به سمت بیثباتی و تجزیه در منطقه حرکت نموده و از نگرانیهای اقلیتها در لبنان، سوریه و شمال آفریقا بهرهبرداری میکند. اما عربستان، مانند ترکیه و مصر، بیشتر طرفدار ثبات و حفظ وضعیت موجود است و این سیاستها را مثبت ارزیابی نمیکند.»
قطر که سال گذشته هدف حملات اسرائیل قرار گرفت، هم اسرائیل و هم ایران را تهدید میداند. بنابراین، دوحه بهجای تکیه بر یکی از این دو، احتمالاً روابط خود با عربستان و ترکیه را تقویت خواهد کرد و همزمان مسیر دیپلماسی محتاطانه با تهران را ادامه میدهد.
عمان نیز دیدگاه متفاوتی دارد. وزیر خارجه این کشور در سال ۲۰۲۵ اعلام کرده بود که اسرائیل، نه ایران، بزرگترین تهدید منطقه است. عمان که تلاش میکند نقش میانجی بین آمریکا و ایران را حفظ کند، از هر اقدامی که روابطش با تهران را خدشهدار نماید پرهیز کرده است؛ از جمله خودداری از محکوم کردن حملات پهپادی ایران و غیبت در نشست شورای همکاری که قرار بود مواضعی ضدایرانی اتخاذ کند.
در مجموع، تهدیدات ایران، غیرقابلپیشبینی بودن آمریکا و تحولات جدید منطقهای، معادلات امنیتی کشورهای خلیج فارس را پیچیدهتر کرده است. در حالی که کشورهایی مانند امارات، بحرین و احتمالاً کویت به سمت همکاری امنیتی با اسرائیل حرکت میکنند، عربستان، قطر و عمان احتمالاً چنین مسیری را دنبال نخواهند کرد.


نظر شما