دین و اندیشه

از عزاداری تا عمل؛ درس‌های سیره حضرت زهرا (س) برای زندگی امروز

سالروز شهادت حضرت زهرا(س)، مناسبت اندوه، وفاداری و آموختن است؛ اما ثمره آن زمانی بیشتر می‌شود که فرصتی برای بازنگری در رفتار انسان فراهم کند. هر یک از ما رفتاری را می‌شناسیم که نیازمند اصلاح است و می‌توانیم برای پایان دادن به آن تلاش کنیم.

با پایان یافتن مجلس عزاداری، درهای حسینیه بسته می‌شود و عزاداران به خانه‌هایشان بازمی‌گردند؛ اما پرسشی همچنان باقی است: از سیره حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) چه چیزی با خود به زندگی روزمره می‌بریم؟

بیرون از مجلس، زندگی با همه دشواری‌هایش منتظر ماست؛ اختلافات خانوادگی، مادری خسته، همسری که از چیزی گلایه دارد، حقی که به تأخیر افتاده یا انسانی که نیازمند کمک است. محبت و وفاداری ما به اهل بیت علیهم السلام در همین لحظه‌های ساده و روزمره محک می‌خورد؛ در کلمه‌ای که بر زبان می‌آوریم، خشمی که مهار می‌کنیم، ظلمی که از آن جلوگیری می‌کنیم و کرامتی که پاس می‌داریم.

گرامی داشت سالروز شهادت بانوی بزرگ اسلام، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، ما را به سیره‌ای فرامی‌خواند که با پرسش‌های اساسی زندگی انسان پیوند دارد؛ پرسش‌هایی درباره ایمان، عدالت، خانواده و مسئولیت.

هرچه بیشتر با این سیره آشنا شویم، بهتر می‌توانیم رفتار خود را در برابر آن بسنجیم: با زنان خانواده چگونه برخورد می‌کنیم؟ فرزندانمان از رفتار ما چه می‌آموزند؟ وقتی عدالت با منافع شخصی‌مان در تعارض قرار می‌گیرد، کدام طرف می‌ایستیم؟ و پس از کمک به نیازمند، چه اندازه به حفظ کرامت او توجه داریم؟

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «فاطمه پاره‌ای از من است؛ هر که او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.»

این سخن، راهی برای شناخت جایگاه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و درک مسئولیتی است که پیروی از سیره ایشان بر دوش دوستدارانش می‌گذارد. شناخت مقام آن حضرت، تنها به بیان فضائلش محدود نمی‌شود؛ بلکه ما را به بازنگری در ارزش‌هایی دعوت می‌کند که ایشان در زندگی خود به آنها پایبند بود و اکنون باید در روابط و رفتار ما نیز حضور داشته باشد.

مجلس عزاداری می‌تواند وجدان ما را بیدار کند و پیوندمان را با این سیره عمیق‌تر سازد. اما آنچه در این مجالس می‌آموزیم، نیازمند مراقبت است تا به رفتارمان راه پیدا کند. شاید صادقانه‌ترین نتیجه این مناسبت، تصمیم به اصلاح رفتاری باشد که به آن عادت کرده‌ایم، در حالی که دیگران بی‌صدا آسیب آن را تحمل نموده‌اند.

حرمت خانه و کرامت زن

نخستین جایی که باید رفتار خود را در آن بازنگری کنیم، خانه است؛ جایی که انسان انتظار دارد در آن احساس امنیت کند و پس از دشواری‌های روز، آرام بگیرد. اما این امنیت زمانی از بین می‌رود که توهین به بخشی از اختلاف‌ها تبدیل شود، خستگی زن نادیده گرفته شود یا حضور او تنها به برآوردن نیازهای دیگران محدود بماند.

چه بسا در حرف، از مادر تجلیل کنیم، اما در عمل او را با دشواری‌های روزمره‌اش تنها بگذاریم. شاید از صبر همسرمان تعریف کنیم، اما باری را که می‌توانیم از دوش او برداریم، همچنان بر دوشش باقی بگذاریم. ممکن است به دخترمان بگوییم مایه افتخار ماست، اما وقتی نظر متفاوتی بیان می‌کند، راه گفت‌وگو را بر او ببندیم.

تکریم زن باید در رفتار ما نیز آشکار باشد؛ زیرا کلمات، وقتی کردارمان خلاف آنهاست، معنای خود را از دست می‌دهند.

خداوند متعال فرمود: ﴿وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ﴾. این آیه معیاری برای زندگی زناشویی است که جزئی ترین مسائل را دربرمی‌گیرد؛ از شیوه سخن گفتن با همسر گرفته تا رعایت حقوق و توجه به احساسات او.

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) نیز فرمود: « خيركم خيركم لأهله، وأنا خيركم لأهلي؛ بهترین شما کسی است که برای خانواده‌اش بهتر باشد و من برای خانواده‌ام از همه شما بهترم.»

این حدیث، رفتار انسان در خانه را به آزمونی برای اخلاق او تبدیل می‌کند. خوش‌رفتاری با غریبه‌ها ما را از مسئولیت مهربانی با خانواده معاف نمی‌کند. با وجود خستگی‌ها، تنگناها و اختلاف‌هایی که زندگی خانوادگی به همراه دارد، کسانی که در زندگی با ما شریک‌اند، باید همان احترام و مهربانی‌ای را تجربه کنند که در برابر دیگران نشان می‌دهیم.

یکی از آسیب‌زننده‌ترین رفتارها در رابطه این است که فرد تصور کند نزدیکی طرف مقابل به او، مجوز آزار دادن است. ممکن است کسی با اطمینان از اینکه همسرش بردبار است، سخنان تندی بگوید؛ یا گمان کند مادرش هر بار او را خواهد بخشید و دخترش به‌مرور همه چیز را فراموش خواهد کرد.

اما آزار مکرر، حتی اگر فرد آزرده نتواند درباره آن حرف بزند، آثار خود را بر جای می‌گذارد. سکوت کسی که آسیب دیده، بدرفتاری را توجیه نمی‌کند و زندگی کردن اعضای خانواده زیر یک سقف نیز به‌تنهایی نشانه سالم بودن رابطه میان آنها نیست.

از این رو، یادآوری سیره حضرت زهرا (سلام الله علیها) باید ما را به بازنگری در جایگاه و کرامت زن وادارد. نظر او باید شنیده شود، خستگی‌اش مورد توجه قرار گیرد، حقوقش محفوظ بماند و نیازها یا شرایطش به ابزاری برای تحت سلطه قرار دادن او تبدیل نشود.

همچنین باید در معنای صبری که از زنان انتظار داریم، تجدیدنظر کنیم. صبر ارزش بزرگی است، اما مسئولیت کسی را که آزار می‌دهد، برای پایان دادن به رفتار خود از بین نمی‌برد. منصفانه نیست که همه نصیحت‌ها متوجه فرد آسیب‌دیده باشد، در حالی که کسی که درد و رنج را ایجاد کرده، بدون پاسخ‌گویی رها شود.

اصلاح روابط خانوادگی با شناخت و برطرف کردن عوامل آزار، پذیرفتن مسئولیت از سوی هر یک از طرفین و جلوگیری از پایمال شدن احترام در اختلاف‌ها آغاز می‌شود.

همکاری در خانه نیز باید در عمل دیده شود؛ در مراقبت از کودک، پیگیری درس فرزندان، رسیدگی به امور خانه یا فراهم کردن فرصتی برای استراحت. ارزش این مشارکت زمانی بیشتر می‌شود که با احساس مسئولیت همراه باشد، نه اینکه فرد منتظر درخواست‌های مکرر بماند یا بابت کاری که انجام داده، منت بگذارد. خانه‌ای که همه در آن زندگی می‌کنند، به مشارکت همه نیاز دارد؛ هرکس به اندازه توان و متناسب با شرایط خود.

فرزندان، رفتار ما را می‌آموزند

فرزندان با دقتی که گاهی بزرگ‌ترها متوجه آن نیستند، رفتارهای داخل خانه را زیر نظر دارند. آنها احترام را از شیوه سخن گفتن پدر با مادر می‌آموزند، عدالت را از برخورد ما با خواهر و برادرهایشان و مهربانی را از واکنش ما به اشتباه‌های خودشان.

رفتارهایی که بارها در برابر آنها تکرار می‌شود، بخشی از برداشتشان از زندگی را شکل می‌دهد؛ حتی اگر حرف‌هایی که از بزرگ‌ترها می‌شنوند، معنای دیگری داشته باشد.

از همین رو، تربیت فرزندان مسئولیتی فراتر از نصیحت کردن است. وقتی از راست‌گویی سخن می‌گوییم، خودمان باید به آن پایبند باشیم. دعوت به مهار خشم، از ما می‌خواهد واکنش‌های خود را کنترل کنیم و آموزش عذرخواهی زمانی معنا پیدا می‌کند که هنگام اشتباه، خودمان نیز توان عذرخواهی داشته باشیم.

از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: «كونوا زينًا لنا ولا تكونوا شينًا علينا؛ مایه زینت ما باشید و مایه عیب ما نباشید.» این سخن بر اهمیت رفتار ما تأکید دارد؛ یعنی اگر به اهل بیت (علیهم السلام) محبت داریم و پیرو راه آنان هستیم، باید این محبت در رفتارمان با دیگران نیز دیده شود.

در سالروز شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، خانواده می‌تواند فرصتی برای آشنا کردن فرزندان با این پیوند میان محبت و عمل فراهم کند. می‌توان متناسب با سن آنها از سیره حضرت سخن گفت، به پرسش‌هایشان پاسخ داد و سپس کمکشان کرد معنایی از این سیره را در زندگی خود تجربه کنند؛ با مشارکت در کاری، دیدار یکی از خویشاوندان، کمک به نیازمندی یا عذرخواهی از کسی که با او بدرفتاری کرده‌اند.

گاهی عمیق‌ترین درس، در رفتار ناگهانی یکی از والدین آشکار می‌شود؛ پدری که می‌پذیرد در قضاوت عجله کرده است، مادری که با وجود خشم از کودک، انصاف را رعایت می‌کند یا بزرگ‌تری که از کارگری که به او توهین کرده، عذرخواهی می‌کند. در چنین لحظه‌هایی، کودک می‌بیند که کرامت انسان حقی همگانی است، قدرت به کسی اجازه تجاوز به این حق را نمی‌دهد و اشتباه را می‌توان اصلاح کرد.

در مقابل، تبعیض میان فرزندان، تمسخر ضعف یکی از آنها و مقایسه دائمی‌اش با دیگران، رفتارهایی است که خانواده باید درباره آنها جدی بیندیشد. کودک به کسی نیاز دارد که به رشدش کمک کند، اعتماد به توانایی‌هایش را در او تقویت نماید و حتی هنگام لغزش، جایگاه و احترامش را حفظ کند.

رحمتی که می‌خواهیم فرزندانمان نثار دیگران کنند، باید نخست در خانه خود تجربه کنند.

همسایه پیش از خانه

روایت شده است که امام حسن (علیه السلام) دیدند مادرشان، حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، برای مردان و زنان مؤمن دعا می‌کند. از ایشان پرسیدند چرا برای خود دعا نمی‌کنند؟ حضرت فرمود: «پسرم، همسایه پیش از خانه.»

این عبارت در زمینه دعا بیان شده است، اما معنایی روشن درباره توجه به دیگران و در نظر گرفتن نیازهای آنها در زندگی انسان دارد. می‌توان با الهام از این معنا، رابطه خود با اطرافیان و میزان توجه‌مان به شرایط و نیازهایشان را بازنگری کنیم.

فشارهای معیشتی، دشواری‌های زندگی و مشغله‌های روزانه، وقت و توان مردم را می‌گیرد. گاهی همین شرایط باعث می‌شود هرکس تنها به مسائلی توجه کند که مستقیماً به خودش مربوط است. با این حال، هنوز مسئولیت‌هایی در توان ما باقی می‌ماند: پرسیدن از کسی که مدتی است او را ندیده‌ایم، احوال‌پرسی از بیمار، کمک به خویشاوند یا دستگیری از همسایه‌ای که روزهای دشواری را می‌گذراند.

این توجه نباید به دخالت در زندگی خصوصی دیگران یا کنجکاوی درباره مسائل شخصی آنها تبدیل شود. حفظ فاصله‌ای که به دیگران آرامش می‌دهد، بخشی از احترام به آنهاست. گاهی کمک بی‌سروصدا و بدون سؤال و جواب می‌تواند اثرگذار باشد. برخی خانواده‌ها نیاز دارند بدانند در زمان ضرورت می‌توانند به کسی اعتماد کنند؛ بدون آنکه نگران باشند مشکلاتشان آشکار شود یا آبرویشان به خطر بیفتد.

مسئولیت ما در برابر همسایه، رفتارهایی را نیز شامل می‌شود که خودمان ممکن است باعث آزار او شویم؛ سر و صدای مکرر، مسدود کردن ورودی، بی توجهی به فضای مشترک یا سخنی که آبروی همسایه را می‌برد. اصلاح این رفتارها در اختیار خود ماست و لازم نیست منتظر باشیم دیگران پیش‌قدم شوند.

یادآوری عبارت «همسایه پیش از خانه» ما را به پرسشی عملی می‌رساند: آیا کسانی که در نزدیکی ما زندگی می‌کنند، به حضور و حمایت ما اطمینان دارند؟ آیا ما را کسی می‌دانند که حریم خصوصی آنها را حفظ می‌کند و مانع آزارشان می‌شود؟

پاسخ به این پرسش، از رفتارهای روزمره و آمادگی ما برای اصلاح آنچه در خود می‌بینیم، آغاز می‌شود.

بخششی که کرامت انسان را حفظ می‌کند

خداوند متعال فرمود: ﴿وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا ۝ إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا﴾؛ « و غذا را در عین دوست داشتنش، به مسکین و یتیم و اسیر انفاق می کنند (و مى‌گويند:) ما براى رضاى خدا به شما طعام مى‌دهيم و از شما پاداش و تشكّرى نمى‌خواهيم.»

این آیات، در بیان ایثار اهل بیت (علیهم السلام)، معنای بخششی را پیش روی ما می‌گذارد که در آن انتظار پاداش و تشکر وجود ندارد. این معنا در زندگی امروز ما نیز می‌تواند زمینه‌ای برای تأمل جدی درباره شیوه کمک به نیازمندان باشد؛ اینکه چگونه به آنها یاری می‌رسانیم و هنگام دریافت کمک، چه چیزهایی باید برایشان محفوظ بماند.

نیاز مالی، حق انسان برای حفظ حریم خصوصی را از بین نمی‌برد. نیازمند نباید مجبور شود چهره خود را در معرض نمایش بگذارد یا برای دریافت کمک، تحقیر و شرمندگی را تحمل کند.

گاهی کمک مالی، از نظر مادی سودمند است، اما شیوه ارائه آن زخمی بر روح دریافت‌کننده باقی می‌گذارد. بنابراین، اخلاق بخشش تنها با میزان کمکی که ارائه می‌کنیم سنجیده نمی‌شود؛ بلکه باید دید این کمک تا چه اندازه کرامت انسان را حفظ می‌کند.

در این میان، تصویربرداری از دریافت‌کنندگان کمک و انتشار جزئیات زندگی و فقر آنها، موضوعی است که باید با دقت به آن توجه کرد. مستندسازی فعالیت‌های خیریه می‌تواند هدف‌های قابل درکی داشته باشد؛ از نشان دادن رسیدن کمک‌ها گرفته تا تشویق دیگران به مشارکت. اما دستیابی به این هدف‌ها باید با توجه به تأثیر انتشار تصاویر و اطلاعات بر نیازمندان همراه باشد.

می‌توان میزان فعالیت‌ها و نتایج کمک‌رسانی را با روش‌هایی نشان داد که هویت افراد را حفظ کند و حق انتخاب را برای آنها باقی بگذارد؛ بدون آنکه احساس کنند دریافت کمک منوط به پذیرفتن تصویربرداری است.

پیش از کمک کردن، بهتر است از خود فرد بپرسیم واقعاً به چه چیزی نیاز دارد. شاید اولویت او تهیه دارو باشد، یا هزینه رفت‌وآمد، یا تعمیر وسایل ضروری خانه. گوش دادن به نیازهای او، جایگاهش را در تصمیم‌گیری حفظ می‌کند و کمک را به سمتی می‌برد که واقعاً مورد نیاز است.

پایبندی به وعده نیز بخشی از اخلاق بخشش به شمار می‌آید. خانواده‌ای که منتظر دریافت کمک است، ممکن است برنامه‌ای ضروری را بر اساس آن تنظیم کرده باشد. اگر کمک بدون توضیح و در آخرین لحظه لغو شود، ممکن است آن خانواده در شرایط دشوارتری قرار بگیرد. از این رو، بهتر است انسان تنها به اندازه توان خود وعده بدهد، حدود امکاناتش را روشن کند و تا حد ممکن به تعهدی که پذیرفته است، پایبند بماند.

کمکی اندک که به‌موقع و با احترام برسد، می‌تواند باری واقعی را از دوش انسان بردارد و او احساس کند که در دشواری‌هایش تنها نمانده است.

عدالت، حتی وقتی به زیان منافع ماست

یادآوری مظلومیت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، احساس عمیقی در مخالفت با ظلم در ما بیدار می‌کند. اما این احساس زمانی معنا پیدا می‌کند که با مسئولیت امروزمان همراه شود.

وقتی در برابر ظلمی قرار می‌گیریم که پیش چشم ما رخ می‌دهد، چه موضعی می‌گیریم؟ و اگر فردی که به ما نزدیک است مرتکب ظلم شده باشد، یا سکوت در برابر آن به سود ما تمام شود، چگونه رفتار می‌کنیم؟

خداوند متعال فرمود: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ﴾؛ « ای اهل ایمان! [همواره در همه امور زندگی] قیام کننده به عدل، و گواهی دهنده برای خدا باشید، هر چند به زیان خود یا پدر و مادر یا خویشانتان باشد. »

این آیه، معیار دشواری برای عدالت پیش روی ما می‌گذارد؛ معیاری که پایبندی به آن گاهی مستلزم کنار گذاشتن خواسته‌ها و تمایلات شخصی است. اهمیت این معیار زمانی آشکار می‌شود که حقی برخلاف منفعت خود را بپذیریم، رفتار نادرست کسی را که دوستش داریم محکوم کنیم یا در قضاوتی که با شتاب انجام داده‌ایم، تجدیدنظر نماییم.

عدالت در زندگی روزمره با موقعیت‌های مشخصی پیوند دارد: حق مالی‌ای که با وجود توانایی پرداخت، آن را به تأخیر می‌اندازیم؛ تلاش همکارمان که به نام خود ثبت می‌کنیم؛ زنی که حقش نادیده گرفته می‌شود؛ یا کسی که پیش از شنیدن حرف‌هایش درباره او قضاوت می‌کنیم.

در هر یک از این موقعیت‌ها، بخشی از انتخاب در اختیار ماست و مسئولیت تغییر آنچه می‌توانیم اصلاح کنیم، بر عهده خودمان است.

اختلاف‌های خانوادگی به‌ویژه به این آگاهی نیاز دارد؛ زیرا نزدیکی به افراد ممکن است ما را به جانبداری بی‌درنگ از آنها سوق دهد. گاهی روایت یک طرف را می‌شنویم، خشم او را می‌پذیریم و بر همان اساس قضاوت می‌کنیم؛ در حالی که ممکن است ناخواسته در آزار کسی شریک شویم که هنوز از حقیقت ماجرا آگاه نیستیم.

انصاف، از مکث کردن، شنیدن سخنان طرفین و تمایز قائل شدن بین همدلی با خویشاوند و توجیه رفتار نادرست او آغاز می‌شود.

این مسئولیت در شبکه‌های اجتماعی نیز وجود دارد؛ جایی که یک بازنشر می‌تواند دامنه آزار را گسترده‌تر کند. انتشار اتهام یا تصویر تحقیرآمیز، حتی اگر بدون قصد آسیب انجام شود، می‌تواند ما را در آزار فرد دیگری شریک کند. از این رو، پیش از بازنشر چنین مطالبی باید درباره درستی آنها تأمل کنیم. اگر متوجه شویم اطلاعات نادرستی منتشر کرده‌ایم، اصلاح آن و عذرخواهی از فرد آسیب‌دیده، بخشی از تلاش برای بازگرداندن اعتبار اوست.

در اینجا، یادآوری مظلومیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌تواند وجدان ما را بیدار کند؛ ما را در برابر احتمال آسیب رساندن به دیگران محتاط‌تر سازد، هنگام خطا به اعتراف و اصلاح شجاعت ببخشد و به انصاف با کسانی فراخواند که رعایت حقشان در اختیار ماست.

گاهی مقابله با ظلمی کوچک در محیط زندگی، نخستین گام جدی ما برای تبدیل مخالفت با ظلم به رفتار عملی است.

پس از مجلس عزاداری

سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، مناسبت اندوه، وفاداری و آموختن است؛ اما ثمره آن زمانی بیشتر می‌شود که فرصتی برای بازنگری در رفتار انسان فراهم کند. هر یک از ما رفتاری را می‌شناسیم که نیازمند اصلاح است؛ سخنی تند که بارها تکرار می‌شود، حقی که به تأخیر می‌افتد، مسئولیتی که بر دوش دیگری می‌گذاریم یا قهر و جدایی‌ای که می‌توانیم برای پایان دادن به آن تلاش کنیم.

اصلاح این رفتارها همیشه آسان نیست. گاهی به تغییر عادتی ریشه‌دار نیاز دارد، گاهی باید از لجاجت دست بکشیم و گاهی لازم است بپذیریم کسی را که دوست داریم، آزرده‌ایم. اما همین تغییر، محبت را از یک احساس فراتر می‌برد و آن را در زندگی جاری می‌کند.

پس از پایان مجلس عزاداری، شاید مادری منتظر ما باشد که به کسی نیاز دارد تا بخشی از بارش را سبک کند؛ کودکی که می‌خواهد شنیده شود؛ یا صاحب حقی که به رعایت انصاف امید دارد. در پاسخ به این انسان‌ها، می‌توانیم آنچه را شنیده‌ایم و در دل پذیرفته‌ایم، به زندگی خود پیوند بزنیم. و یاد حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به عهدی تبدیل کنیم که با آن، کرامت کسانی را که در کنار ما زندگی می‌کنند، پاس می‌داریم.


دیدگاه خوانندگان