twitter share facebook share ۱۴۰۵ خرداد ۲۸ 23
توانایی بستن تنگه هرمز قدرتمندترین تضمین امنیتی‌ای است که جمهوری اسلامی تاکنون در اختیار داشته است؛ تضمینی که از بازدارندگی هسته‌ای نیز سریع‌تر قابل استفاده است. به همین دلیل، عاقلانه‌ترین کاری که تهران می‌تواند انجام دهد، این است که از این ابزار استفاده نکند.

زمانی که ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه جنگ خود را علیه ایران آغاز کردند، رژیم تهران در موقعیت ضعیفی قرار داشت و با بحران‌های اقتصادی و زیست‌محیطی، توانایی‌های دفاعی کاهش‌یافته، آشفتگی داخلی و انتقادات خارجی پس از سرکوب اعتراضات در ژانویه، مواجه بود. اما پس از ۴۰ روز جنگ و دو ماه آتش‌بس شکننده، جمهوری اسلامی، جسورتر و مسلح به یک بازدارنده جدید ظاهر شده است که حتی از تمام سلاح‌هایی که دشمنانش با حملات هوایی تخریب کردند، قدرتمندتر به نظر می‌رسد: کنترل بر تنگه هرمز. در اواخر آوریل، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، اذعان کرد که تنگه هرمز به «سلاح هسته‌ای اقتصادی» ایران تبدیل شده است. جهان اکنون می‌داند که اگر به ایران حمله شود، تنگه را می‌بندد و بازارهای انرژی را در سراسر جهان مختل می‌کند.

به بیان ساده، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هم جنگ و هم مذاکرات برای پایان دادن به آن را باخت. اما اگر تهران زیاده‌روی کند، ممکن است صلحی را که به دنبال آن می‌آید، از دست بدهد. تفاهم‌نامه امضا شده بین ایران و ایالات متحده، حل و فصل بیشتر مسائل دشوار (از جمله محدودیت‌های مربوط به برنامه هسته‌ای ایران) را به دوره مذاکرات ۶۰ روزه موکول می‌کند. اما وضعیت در تنگه هرمز بسیار دشوارتر از آن چیزی است که بسیاری تصور می‌کنند. این تفاهم‌نامه در حالی که ایران و احتمالاً ایالات متحده به دنبال تعریف مدیریت پساجنگ تنگه هستند، عبور امن کشتی‌های تجاری را به مدت ۶۰ روز به صورت رایگان فراهم می‌کند. اما فارغ از اینکه توافق نهایی حاصل شود یا نه، ایران روشن کرده است که قصد دارد پس از پایان دوره مذاکرات، محدودیت‌ها و عوارض جدیدی بر کشتی‌های تجاری عبوری از تنگه اعمال کند. محمد قالیباف، مذاکره‌کننده ارشد ایران و رئیس مجلس، صراحتاً گفت که «تنگه هرمز هرگز به وضعیت قبلی خود باز نخواهد گشت» و «طبیعتاً در قبال خدماتی که ارائه می‌دهیم، هزینه دریافت خواهیم کرد».

قابل درک است که چرا چنین ترتیبی برای ایران وسوسه‌انگیز است. این کشور در طول جنگ خسارت اقتصادی عظیمی متحمل شد و مشتاق است هر گونه تصور باقی‌مانده از ضعف خود را از بین ببرد. اما اصرار بر حفظ وضعیتی که تنگه هرمز را به طور کامل و بدون عوارض به روی همه ترددهای دریایی باز نمی‌کند، این خطر را دارد که بازدارندگی تازه‌یافته ایران را تضعیف کرده و بازگشت به درگیری را محتمل‌تر کند. این اقدام می‌تواند حمل و نقل جهانی را به طور دائمی مختل نماید و با تسریع تلاش جهان برای یافتن مسیرهای جایگزین، هزینه‌هایی را که دشمنان ایران برای راه‌اندازی جنگ آینده متحمل می‌شوند، کاهش دهد. بنابراین، تنگه هرمز می‌تواند به کانون بی‌ثباتی پساجنگ تبدیل شود. و همانطور که ترامپ هنگام شروع جنگ، مزیت استراتژیک خود را بیش از حد برآورد کرد، تهران نیز اکنون که جنگ پایان یافته، ممکن است در آستانه تکرار همان اشتباه باشد.

توافق یا عدم توافق

اگرچه تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای ایران و آمریکا به ازسرگیری کشتیرانی از خلیج فارس به دریای عمان، امتیازات هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌ها اشاره می‌کند، جزئیات را به آینده موکول می‌نماید. موانع قابل توجهی وجود دارد که رسیدن به توافق نهایی را ظرف ۶۰ روز - یا حتی هرگز - بعید می‌کند. واشنگتن صبر لازم برای تکمیل یک توافق هسته‌ای پیچیده که نیازمند اقدامات نظارتی و راستی‌آزمایی جدید است، نشان نداده است.  رژیم تحریمی فعلی آمریکا علیه ایران که در دوره اول ترامپ شکل گرفت، عمداً به صورتی طراحی شده که بازگشت به توافق هسته ای را با مانع مواجه کند. در این طراحی، تحریم‌ها به گونه‌ای لایه‌لایه و از طریق قوانین و نهادهای متعدد وضع شده‌اند. به این معنا که یک فعالیت خاص ممکن است همزمان تحت چندین عنوان تحریمی مختلف قرار گیرد؛ بنابراین لغو یک تحریم به معنای لغو سایرین نیست و این امر، رفع کامل تحریم‌ها را به فرآیندی حقوقی و بوروکراتیک بسیار پیچیده تبدیل کرده است. گشودن این گره، نیازمند راهکارهایی خلاقانه و خارج از چارچوب‌های معمول است.

رهبران جدید ایران نیز ممکن است چیزی فراتر از یک توافق کوچک و معامله‌ای با ایالات متحده نخواهند. آنها با توجه به خروج ترامپ در سال ۲۰۱۸ از برجام، و این واقعیت که ایالات متحده و اسرائیل پدر، مادر، همسر و پسر مجتبی خامنه‌ای، رهبر ایران را کشتند، به تعهد ترامپ به یک توافق بزرگ اعتماد ندارند. مفاد تفاهم‌نامه به نفع ایران است، اما شکاف بین شرایط نهایی که تهران و واشنگتن مایل به پذیرش آن هستند، ممکن است آنقدر بزرگ باشد که یک توافق کامل غیرممکن شود. در نهایت، اسرائیل ممکن است از نفوذ خود برای مسدود کردن یا تضعیف یک توافق گسترده‌تر استفاده کند، به ویژه اگر شرایط آن به اندازه گزارش‌ها به ضرر اسرائیل باشد.

اما مهم‌تر از همه این موارد، وضعیت تنگه هرمز است. عدم بازگرداندن این آبراه بین‌المللی به وضعیت بدون مانع قبل از جنگ ممکن است موجب از سرگیری جنگ شود.

بازی با آتش

ایران کنترل خود بر تنگه هرمز را به هیچ وجه رها نخواهد کرد. در ماه مه، ایران یک نهاد جدید به نام «مرجع تنگه خلیج فارس» برای مدیریت تنگه هرمز تأسیس کرد. به عنوان بخشی از این فرآیند، ایران به طور یکجانبه اعلام کرد که بر منطقه دریایی بسیار گسترده‌تری (که به آب‌های سرزمینی عمان و امارات متجاوز می‌شود) کنترل دارد، الزام نمود که کشتی‌ها برای عبور از تنگه مجوز قبلی دریافت کنند، و اعلام کرد که کشتی‌های نظامی کشورهایی که دوست محسوب نمی شوند اجازه عبور ندارند. ایران همچنین به طور مداوم علاقه شدید خود به درآمدزایی از تنگه را ابراز کرده است.

هیچ یک از این شرایط قبل از شروع جنگ وجود نداشت. ترامپ بارها اعلام کرده است که به ایران اجازه نخواهد داد از تنگه عوارض دریافت کند، اما رهبران ایرانی به رسانه‌ها و شرکای خارجی گفته‌اند که این کشور قصد دارد پس از دوره مذاکرات ۶۰ روزه پس از تفاهم‌نامه، از طریق عوارض زیست‌محیطی و خدماتی، درآمدزایی را آغاز کند. ایران پیشنهاد کرده است که این مرجع به طور مشترک با عمان (که در مجاورت تنگه قرار دارد) اداره شود. ایالات متحده به تازگی این مرجع را به دلیل ارتباط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) تحریم کرده است. با این حال، از طریق تفاهم‌نامه، واشنگتن ممکن است در بلندمدت با اداره تنگه هرمز توسط سپاه پاسداران موافقت ضمنی کند.

اگر ایران بر تنگه هرمز عوارض وضع کند، نه تنها عواقب شدیدی برای کشتیرانی جهانی خواهد داشت، بلکه برای تهران نیز نتیجه معکوس خواهد داد. شرکت‌های آمریکایی، اروپایی و سایر شرکت‌های خارجی در پرداخت یا حتی هماهنگی با نهادی که از سوی واشنگتن تحریم شده، تردید خواهند کرد. به طور گسترده‌تر، مرجع تنگه خلیج فارس با سپاه پاسداران مرتبط است که خود توسط اتحادیه اروپا، استرالیا، کانادا و سایر کشورهای بزرگ تحریم شده است. حتی اگر عمان به این مرجع بپیوندد و ایالات متحده در نهایت طرح عوارض را تأیید کند، یکی از شلوغ‌ترین نقاط گلوگاه دریایی جهان ممکن است عملاً تنها برای شبکه کشتی‌های غیرقانونی ایران، معروف به «ناوگان سایه»، و کشتی‌های مصون از تحریم‌های آمریکا و اروپا قابل دسترس شود. این یک پایان بازی غیرقابل قبول برای کشورهای حاشیه خلیج فارس و همچنین بسیاری از کشورهای آسیا و اروپا است. یک دیپلمات اروپایی اخیراً به من گفت که برای تحت فشار قرار دادن ایران علیه اجرای چنین مکانیسمی، در همکاری با چین تردید نخواهد کرد.

این پویایی، تلاش‌های منطقه برای یافتن مسیرهای جایگزین برای دور زدن تنگه را تسریع خواهد کرد. اگرچه جنگ دشواری یافتن مسیرهای جایگزین را نشان داده است، کشورهای حاشیه خلیج فارس برای توسعه زیرساخت‌های انرژی جدید که از تنگه عبور نمی‌کنند، انگیزه خواهند داشت. به همین ترتیب، مخالفت ایران با عبور کشتی‌های نظامی از تنگه نیز غیرقابل قبول است. ایالات متحده و فرانسه هر دو دارای پایگاه‌های دریایی بزرگ در خلیج فارس هستند که فقط از طریق تنگه قابل دسترسی هستند و برای امنیت منطقه ضروری می‌باشند.

لبه تیغ

ایران با انتخابی دشوار روبروست. یا می‌تواند از تنگه هرمز به عنوان ابزاری برای پول‌سازی استفاده کند، یا به عنوان تضمین امنیتی. اما احتمالاً نمی‌تواند هر دو را انجام دهد. اگر ایران بخواهد از عبور کشتی‌ها درآمدزایی کند یا به هر شکل جریان آزاد تجارت را مختل سازد، در واقع مهم‌ترین عامل بازدارنده در برابر جنگ را تضعیف خواهد کرد؛ یعنی هزینه سنگینی که حمله به ایران می‌تواند برای اقتصاد جهانی ایجاد کند.

تنگه هرمز تنها موضوعی نیست که ایران پساجنگ را شکل خواهد داد. ایران به عنوان امضاکننده معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT)، باید به تعهدات خود پایبند باشد و به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اجازه دهد تا حضور خود را مجدداً برقرار کند تا اطمینان حاصل شود که به طور پنهانی به دنبال سلاح هسته‌ای نیست. ایران باید بازسازی روابط با همسایگانی را آغاز کند که در جنگی که نمی‌خواستند، به طور ناعادلانه مورد هدف قرار داد. و ایران باید به نارضایتی‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مردم خود رسیدگی کند، در غیر این صورت خطر تداوم ناآرامی‌های ساختاری که طی سه دهه گذشته کشور را درگیر کرده، همچنان پابرجا خواهد ماند. اگر تهران پیروزی بر ایالات متحده در مذاکرات را به عنوان یک نقطه پایانی پیروزمندانه تلقی کند، مرتکب اشتباه بزرگی خواهد شد؛ حقیقت این است که یک تفاهم‌نامه و حتی یک توافق گسترده‌تر ایران و آمریکا، تنها اولین گام‌های آن در مسیری دشوار است.

شش ماه پیش، آمریکا و اسرائیل در موقعیت بسیار مطلوبی قرار داشتند. هرچند ایران تضعیف شده بود، اما بعید بود به‌طور کامل در برابر خواسته‌های ترامپ، از جمله برچیدن کامل برنامه هسته‌ای خود، تسلیم شود. با این حال، احتمال داشت تهران به توافقی گسترده تن دهد؛ توافقی که در ازای کاهش تحریم‌ها، محدودیت‌های مهمی بر برنامه هسته‌ای و رفتار منطقه‌ای ایران اعمال می‌کرد و از وقوع جنگ جلوگیری می‌شد.

اما آمریکا و اسرائیل به جای آنکه دستاوردهای نظامی جنگ دوازده‌روزه ژوئن ۲۰۲۵ را به منافع راهبردی بلندمدت تبدیل کنند، مسیر تشدید تنش را در پیش گرفتند و در نهایت خود را در موقعیتی بدتر قرار دادند.

اکنون ایران نیز در نقطه‌ای مشابه قرار گرفته است. تهران معتقد است در جنگ اخیر پیروز شده و احتمالاً وسوسه خواهد شد که از این برتری بهره‌برداری کند. اما این مسیر نیز می‌تواند به‌راحتی موقعیت ایران را تضعیف کند.

بیشتر کشورهای جهان خواهان آن هستند که تنگه هرمز بدون دریافت عوارض و محدودیت، دوباره به روی کشتیرانی بین‌المللی باز شود. جریان آزاد و بدون مانع تجارت دریایی از این گذرگاه، در نهایت به سود خود ایران نیز هست.

ایران باید از تجربه تاریخی آمریکا درس بگیرد و توصیه آبراهام لینکلن به فرماندهانش پس از تسلیم نیروهای کنفدراسیون در جنگ داخلی آمریکا را به یاد داشته باشد: «بگذارید به‌آسانی از میدان خارج شوند.» معنای این جمله آن است که نباید وسوسه شد تا حداکثر مجازات ممکن را بر طرف مقابل تحمیل کرد.

اگر اعتمادبه‌نفس بیش از حد، ایران را به سمت مجازات آمریکا از طریق تنگه هرمز سوق دهد، تهران نخواهد توانست شرایط پایداری را ایجاد کند که برای افزایش شانس بقای خود به آن نیاز دارد.

توانایی بستن تنگه هرمز قدرتمندترین تضمین امنیتی‌ای است که جمهوری اسلامی تاکنون در اختیار داشته است؛ تضمینی که از یک بازدارندگی هسته‌ای نیز پایدارتر، باورپذیرتر و سریع‌تر قابل استفاده است. به همین دلیل، عاقلانه‌ترین کاری که تهران در شرایط کنونی می‌تواند انجام دهد، این است که از این ابزار استفاده نکند.

منبع: فارین افرز


نظر شما