twitter share facebook share ۱۴۰۴ آذر ۲۶ 342
اسرائیل چگونه دانشمندان هسته‌ای ایران را هدف گرفت؟

برنامه‌ریزی و تدارکات جنگ تقریباً کامل شده بود. ده‌ها عامل آموزش‌دیده که برای اسرائیل کار می‌کردند، در داخل ایران مستقر بودند و به سلاح‌های پیشرفتهٔ جدید مجهز شده بودند. خلبانان نیروی هوایی اسرائیل در حالت آماده‌باش منتظر دستور حمله به زیرساخت‌های هسته‌ای ایران، پرتابگرهای موشک‌های بالستیک و سامانه‌های پدافند هوایی بودند. اسرائیل و ایالات متحده، پس از بحث‌های فراوان به نوعی توافق کلی دربارهٔ میزان نزدیکی تهران به دستیابی به سلاح هسته‌ای رسیده بودند. هم‌زمان، مانورهای فریبکارانه دیپلماتیک برای غافلگیر کردن ایران از حملهٔ قریب‌الوقوع در جریان بود.

اما مقام‌های امنیتی اسرائیل می‌دانستند که برای وارد کردن ضربه‌ای فراتر از یک آسیب موقت به برنامهٔ گستردهٔ هسته‌ای ایران، باید «اتاق فکر» آن را نیز نابود کنند؛ یعنی نسلی از مهندسان و فیزیک‌دانان ایرانی که به باور مقام‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل، روی جنبه‌های تخصصی تبدیل مواد شکافت‌پذیر هسته‌ای به بمب اتم کار می‌کردند.

حدود ساعت ۳:۲۱ بامداد ۱۳ ژوئن، در نخستین دقایق جنگ ۱۲روزهٔ اسرائیل با ایران، سلاح‌های اسرائیلی شروع به کوبیدن ساختمان‌های مسکونی و خانه‌ها در پایتخت ایران کردند. «عملیات نارنیا»، کارزار هدف‌گیری دانشمندان ارشد هسته‌ای ایران، آغاز شده بود.

محمدمهدی تهرانچی، فیزیک‌دان نظری و متخصص مواد منفجره که به‌دلیل فعالیت‌های مرتبط با سلاح هسته‌ای تحت تحریم آمریکا قرار داشت، در آپارتمان طبقهٔ ششم خود در تهران، در ساختمانی موسوم به «مجتمع اساتید»، کشته شد. فریدون عباسی، فیزیک‌دان هسته‌ای و رئیس پیشین سازمان انرژی اتمی ایران که تحت تحریم آمریکا و سازمان ملل بود، دو ساعت بعد در حمله‌ای دیگر در تهران جان باخت. اسرائیل اعلام کرد که در روز ۱۳ ژوئن و روزهای پس از آن، در مجموع ۱۱ دانشمند ارشد هسته‌ای ایران را ترور کرده است.

حملات گسترده و چندلایهٔ اسرائیل و ایالات متحده به برنامهٔ هسته‌ای ایران، خاورمیانه را دستخوش آشوب کرد، وعده‌های انتقام ایران را در پی داشت و دست‌کم در حال حاضر، چشم‌انداز یک توافق دیپلماتیک برای مهار فعالیت‌های هسته‌ای تهران و قرار دادن آن تحت نظارت شدید بین‌المللی را از بین برد.

روزنامهٔ واشنگتن‌پست به‌همراه برنامهٔ «فرانت‌لاین» شبکهٔ PBS، جزئیات تازه‌ای دربارهٔ این حملات، برنامه‌ریزی پشت آن‌ها و پیامدهایشان در داخل ایران کشف کرده‌است. این گزارش بر پایهٔ گفت‌وگو با چندین مقام کنونی و پیشین اسرائیلی، ایرانی، عرب و آمریکایی تهیه شده است؛ افرادی که برخی از آن‌ها برای نخستین بار و به شرط ناشناس ماندن دربارهٔ عملیات‌ها و ارزیابی‌های محرمانه صحبت کرده‌اند.

به گفتهٔ مقام‌هایی از اسرائیل، ایالات متحده و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، برنامهٔ هسته‌ای ایران احتمالاً چندین سال به عقب رانده شده است. اما این با ادعای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، که گفته بود این برنامه «به‌طور کامل و مطلق نابود شده»، فاصلهٔ زیادی دارد.

ایران که می‌گوید برنامهٔ هسته‌ای‌اش صرفاً برای تولید انرژی غیرنظامی است و نه ساخت سلاح، همچنان بر موضع خود پافشاری می‌کند.

امیر تهرانچی به «فرانت‌لاین» گفت که کار برادرش محمد ادامه خواهد یافت: «ممکن است این استادان از بین رفته باشند، اما دانش‌شان از کشور ما از بین نمی‌رود.»

اسرائیل پیش‌تر هم دانشمندان ایرانی را ترور کرده بود، اما همیشه نقش خود را انکار می کرد. عواملش با موتورسیکلت در ترافیک تهران بمب‌های مغناطیسی به خودروهای دانشمندان می‌چسباندند. عباسی در سال ۲۰۱۰ به‌زحمت از یکی از این سوءقصدها جان سالم به در برد. محسن فخری‌زاده، دانشمند برجستهٔ هسته‌ای، در سال ۲۰۲۰ در کمینی در خارج از تهران با یک تیربار کنترل از راه دور کشته شد.

اما در ماه ژوئن، نقش اسرائیل آشکارا از سایه بیرون آمد. این کشور پس از آنکه به‌طور علنی نیروهای نیابتی ایران را در غزه، لبنان و سوریه در هم کوبید، جسورتر شده بود.

یک ژنرال نیروی هوایی اسرائیل که در برنامه‌ریزی حمله به ایران نقش داشت، گفت: «بالاخره یک فرصت عملیاتی برای انجام این کار به دست آوردیم.»

تحلیلگران اطلاعاتی اسرائیل، برای عملیات نارنیا، فهرستی از ۱۰۰ دانشمند هسته‌ای مهم ایران تهیه کردند و سپس آن را به حدود دوازده نفر کاهش دادند. آن‌ها بر پایهٔ دهه‌ها جاسوسی، دربارهٔ کار هر فرد، رفت‌وآمدها و محل زندگی‌اش پرونده‌هایی دقیق ساختند.

این عملیات بی‌نقص هم نبود. واشنگتن‌پست و پایگاه تحقیقی بلینگ‌کت به‌طور مستقل توانستند با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای، ویدئوها، تطبیق مکان، آگهی‌های فوت، سوابق گورستان‌ها و پوشش مراسم‌های خاکسپاری در رسانه‌های ایرانی، مرگ ۷۱ غیرنظامی را در پنج حمله‌ای که دانشمندان هسته‌ای هدف قرار گرفته بودند، تأیید کنند.

این دو نهاد تأیید کردند که در حمله به مجتمع اساتید در محلهٔ سعادت‌آباد تهران، ۱۰ غیرنظامی، از جمله یک نوزاد دوماهه، کشته شدند. شهادت شاهدان عینی، همراه با تصاویر و ویدئوهای انفجار و خسارات سازه‌ای، نشان می‌دهد قدرت این حمله معادل انفجار بمبی حدوداً ۵۰۰ پوندی بوده است.

اسرائیل دانشمند دیگری به نام محمدرضا صدیقی صابر را نیز در خانه‌اش در تهران، در موج نخست حملات، هدف قرار داد. صدیقی صابر در خانه نبود، اما پسر ۱۷ساله‌اش در این حمله کشته شد.

در آخرین روز جنگ، ۲۴ ژوئن، صدیقی صابر در خانهٔ یکی از بستگانش، حدود ۳۲۰ کیلومتری شمال تهران، در آستانه‌اشرفیهٔ استان گیلان کشته شد. یکی از ساکنان منطقه که از ترس پیامدهای دولتی نخواست نامش فاش شود، به واشنگتن‌پست گفت که صابر برای مراسم عزای پسرش به خانهٔ پدری بازگشته بود و همراه با چند تن از بستگانش جان باخت. این روزنامه مرگ ۱۵ غیرنظامی، از جمله چهار کودک، را در این حمله تأیید کرد. دو خانه کاملاً ویران شدند و تنها دو گودال در محل آن‌ها باقی ماند.

مقام‌های امنیتی اسرائیل گفتند که هر کاری از دستشان برمی‌آمد برای کاهش تلفات غیرنظامی انجام داده‌اند. یک مقام ارشد اطلاعات نظامی اسرائیل گفت: «یکی از ملاحظات اصلی در برنامه‌ریزی عملیات نارنیا این بود که تا حد امکان خسارات جانبی کاهش یابد.»

سرتیپ الیاد ادری، رئیس ستاد فرماندهی جبههٔ داخلی اسرائیل، گفت حملات تلافی‌جویانهٔ ایران به مدارس، بیمارستان‌ها و دیگر مراکز غیرنظامی اصابت کرد و ۳۱ اسرائیلی را کشت. سخنگوی دولت ایران در ماه ژوئیه اعلام کرد که در حملات اسرائیل ۱۰۶۲ نفر کشته شده‌اند که ۲۷۶ نفر از آن‌ها غیرنظامی بوده‌اند.

سلاح‌های ویژه و عوامل خفته

اسرائیل نام کارزار گسترده‌تر علیه ایران را «شیر خیزان» گذاشت. هواپیماها و پهپادهای اسرائیلی، به‌همراه عوامل مستقر در داخل ایران، بیش از نیمی از پرتابگرهای موشک بالستیک ایران را نابود کردند و باقی سامانه‌های پدافند هوایی را از کار انداختند. این حملات فرماندهان ارشد ارتش ایران و سپاه پاسداران را از میان برداشت. جنگنده‌های اسرائیلی همچنین نیروگاه‌های برق و سامانه‌های تهویه‌ای را که ایران برای راه‌اندازی سانتریفیوژهای غنی‌سازی در نطنز و فردو نیاز داشت، بمباران کردند. پس از آن، حملات سنگین بمب‌افکن‌های رادارگریز B-2 آمریکا و شلیک انبوهی از موشک‌های کروز تاماهاوک انجام شد.

سازمان اطلاعات موساد بیش از ۱۰۰ عامل ایرانی را در داخل ایران به کار گرفت و به گفتهٔ یک مقام ارشد امنیتی اسرائیل که مستقیماً در برنامه‌ریزی نقش داشت، برخی از آن‌ها را به یک «سلاح ویژه» سه‌جزئی برای حملات دقیق به اهداف نظامی مجهز کرد.

به گفتهٔ این مقام، مقام‌های ایرانی برخی از پرتابگرها را پیدا کردند، اما نه موشک‌ها و نه جزء سوم و محرمانهٔ این سلاح را.

این تیم‌های ایرانی در اسرائیل و جاهای دیگر آموزش دیده بودند. به آن‌ها فقط مأموریت‌شان گفته شده بود، نه ابعاد کامل برنامه‌ای که اسرائیل در تدارک آن بود. این مقام گفت: «این عملیات در تاریخ بی‌سابقه است. ما دارایی‌ها و عوامل خودمان را بسیج کردیم تا پیش از ورود نیروی هوایی [اسرائیل] به حریم هوایی ایران، به نزدیکی تهران برسند و عملیات زمینی را آغاز کنند.»

اسرائیل دهه‌ها دربارهٔ یک حملهٔ گسترده به برنامهٔ هسته‌ای ایران و اهداف دیگر آن فکر کرده بود. اما موانع بالقوه یکی‌یکی از میان رفتند، به‌ویژه پس از آنکه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پس از حملهٔ ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس، دستور نابودی دشمنان اسرائیل را صادر کرد.

حملهٔ حماس حدود ۱۲۰۰ کشته بر جا گذاشت و به محاصرهٔ غزه از سوی اسرائیل انجامید؛ محاصره‌ای که شاخهٔ نظامی حماس را نابود کرد و به گفتهٔ مقام‌های بهداشتی غزه، بیش از ۷۰ هزار فلسطینی را به کام مرگ کشاند. نیروی نیابتی قدرتمندتر ایران، یعنی حزب‌الله، نیز با حملات هوایی پی‌درپی در لبنان و یک عملیات چشمگیر موساد ــ که با انفجار مواد منفجرهٔ پنهان‌شده در پیجرهای این گروه همراه بود ــ به‌شدت تضعیف شد. حسن نصرالله، رهبر دیرینهٔ حزب‌الله، در سپتامبر ۲۰۲۴ در حملهٔ هوایی اسرائیل کشته شد.

تحولات دیگری نیز برنامه‌ریزی اسرائیل را تسریع کرد. رژیم بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه و متحد قدیمی ایران، در دسامبر ۲۰۲۴ سقوط کرد. اسرائیل از خلأ قدرت ایجادشده استفاده کرد، آنچه از توان نظامی سوریه باقی مانده بود را با صدها بمب و موشک نابود نمود و سپس بخش‌هایی راهبردی از جنوب‌غرب این کشور را اشغال کرد.

در همین حال، درگیری‌های پراکنده ادامه داشت. ایران در آوریل ۲۰۲۴، پس از آنکه اسرائیل ساختمانی وابسته به سفارت ایران در دمشق را هدف قرار داد و سه فرمانده ارشد ایرانی را کشت، به اسرائیل موشک و پهپاد شلیک نمود؛ و بار دیگر در اکتبر همان سال، پس از ترور اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس، در تهران، به اسرائیل حمله کرد. اسرائیل با حملات هوایی پاسخ داد و تقریباً همهٔ موشک‌ها و پهپادهای ایران را سرنگون کرد و توان تلافی‌جویی آیندهٔ تهران را کاهش داد. در دومین تبادل، اسرائیل سامانه‌های پیشرفتهٔ پدافند هوایی S-300 روسی را که می‌توانستند تهدیدی در جریان عملیات «شیر خیزان» باشند، نابود کرد.

ژنرال نیروی هوایی اسرائیل گفت نابودی حزب‌الله و سقوط اسد عوامل کلیدی بودند: «طرح‌ها در طول سال‌ها تغییر می‌کردند، اما بعد از این دو اتفاق بسیار عینی و عملیاتی شدند.»

ظرایف هسته‌ای

اسرائیل و ایالات متحده، هم در دوران ریاست‌جمهوری جو بایدن و هم دونالد ترامپ، بر این باور بودند که ایران در مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای حرکت می‌کند. اما نهادهای اطلاعاتی آن‌ها گاه در ارزیابی اینکه دانشمندان ایرانی دقیقاً چه می‌کنند و این فعالیت‌ها چه معنایی دارد، اختلاف نظر داشتند.

از سال ۲۰۲۳، سیا اطلاعاتی به دست آورد مبنی بر اینکه پژوهشگرانی در واحدی از وزارت دفاع ایران موسوم به SPND در حال بررسی راه‌هایی برای ساخت سریع‌تر یک سلاح هسته‌ای هستند.

به ارزیابی سیا، ایرانی‌ها روی یک سلاح هسته‌ای ابتدایی کار می‌کردند که با استفاده از ذخایر موجود اورانیوم غنی‌شده، ساخت آن حدود شش ماه طول می‌کشید. این سلاح ساده نه امکان آزمایش پیش از استفاده را داشت و نه می‌شد آن را از راه دور با موشک بالستیک حمل کرد، اما در صورت ساخته‌شدن و استفاده، همچنان ویرانگر می‌بود.

همچنین به نظر می‌رسید ایران در حال پژوهش دربارهٔ سلاح‌های همجوشی، نوعی بمب هسته‌ای پیشرفته‌تر و قدرتمندتر است. البته تحلیلگرانِ اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل توافق داشتند که ایران درحال حاضر توان ساخت چنین بمبی را ندارد.

پس از آنکه ترامپ در سال ۲۰۱۸ از برجام خارج شد، ایران تولید اورانیوم غنی‌شده را به‌طور چشمگیری افزایش داد. نه سیا و نه موساد باور نداشتند که ایران ساخت بمب را آغاز کرده باشد. اما تا بهار ۲۰۲۵، تحلیلگران اسرائیلی دیگر مطمئن نبودند که آقای خامنه‌ای لزوما لغو فتوای خود را به‌صورت علنی اعلام کند یا اینکه آن‌ها بتوانند به‌موقع از آغاز مونتاژ یک سلاح در ایران آگاه شوند.

در ۱۲ ژوئن، یک روز پیش از آغاز عملیات «شیر خیزان»، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد که تهران تعهدات عدم اشاعهٔ خود را نقض کرده است؛ این نخستین بار در ۲۰ سال گذشته بود که چنین ادعایی مطرح می‌شد.

دیپلماسی و فریب

به گفته یک فرد آگاه، وقتی نتانیاهو در آغاز دور دوم ریاست‌جمهوری ترامپ به دیدار او رفت ــ نخستین رهبر خارجی که چنین دیداری داشت ــ چهار سناریو از چگونگی حمله به ایران را ارائه کرد.

در سناریوی اول، اسرائیل به‌تنهایی حمله می‌کرد. در گزینهٔ دوم، اسرائیل نقش اصلی را با حداقل حمایت آمریکا بر عهده داشت. گزینهٔ سوم، همکاری کامل دو متحد بود. و گزینهٔ چهارم، رهبری عملیات توسط خود ایالات متحده.

ماه‌ها برنامه‌ریزی راهبردی پنهانی و فشرده آغاز شد. ترامپ می‌خواست به دیپلماسی هسته‌ای با ایران فرصت بدهد، اما به گفتهٔ دو فرد مطلع، همچنان تبادل اطلاعات و برنامه‌ریزی عملیاتی با اسرائیل را ادامه داد. یکی از آن‌ها گفت: «منطق این بود که اگر مذاکرات شکست بخورد، آمادهٔ اقدام باشیم.»

رهبران اسرائیل معتقد بودند دادن فرصت به دیپلماسی برای افکار عمومی جهانی مهم است. اما نگران بودند که ترامپ در اشتیاقش برای توافق، به یک توافق بد تن بدهد.

در اواسط آوریل، ترامپ به ایران ۶۰ روز فرصت داد تا به یک توافق هسته‌ای برسد. این مهلت در روز پنجشنبه ۱۲ ژوئن به پایان رسید. او و نتانیاهو تلاش کردند ایران را برای آنچه در پیش بود، بی خبر و ناآماده نگه دارند.

ترامپ در ۱۲ ژوئن به خبرنگاران گفت که حملهٔ اسرائیل به ایران «کاملاً ممکن است رخ دهد»، اما ترجیحش راه‌حل مذاکره‌ است. مقام‌های اسرائیلی عمداً خبر دیدار قریب‌الوقوع ران درمر، مشاور ارشد نتانیاهو، و دیوید بارنئا، رئیس موساد، با استیو ویتکاف، فرستادهٔ ویژهٔ آمریکا، را درز دادند. قرار بود دور تازه‌ای از مذاکرات هسته‌ای آمریکا و ایران روز یکشنبه ۱۵ ژوئن برگزار شود.

اما اسرائیل تصمیم خود برای حمله را گرفته بود و آمریکا نیز از این موضوع آگاه بود. دیپلماسی برنامه‌ریزی‌شده صرفاً یک فریب بود و مقام‌های هر دو کشور رسانه‌ها را به انتشار گزارش‌هایی دربارهٔ اختلاف میان واشنگتن و تل‌آویو تشویق کردند.

فرد مطلع گفت: «همهٔ گزارش‌هایی که دربارهٔ هماهنگ نبودن نتانیاهو با ویتکاف یا ترامپ نوشته شد، درست نبود. اما خوب بود که این تصور عمومی شکل بگیرد؛ چون کمک می‌کرد برنامه‌ریزی‌ها بدون جلب توجه زیاد پیش برود.»

حتی پس از آغاز بمباران‌ها و ترورهای اسرائیل، دولت ترامپ یک تلاش دیپلماتیک نهایی انجام داد و به‌طور محرمانه پیشنهادی را برای حل بن‌بست هسته‌ای به ایران ارسال کرد. آنچه ایران نمی‌دانست این بود که این پیشنهاد، آخرین فرصت پیش از آن بود که ترامپ با ورود قدرت آتش آمریکا در کنار اسرائیل موافقت کند.

شرایط این توافق ــ که واشنگتن‌پست به آن دست یافته و پیش‌تر گزارش نشده بود ــ بسیار سنگین بود: از جمله پایان حمایت تهران از نیروهای نیابتی مانند حزب‌الله و حماس، و «جایگزینی» تأسیسات غنی‌سازی سوخت فردو و «هر تأسیسات فعال دیگر» با مراکزی که امکان غنی‌سازی نداشته باشند. در مقابل، آمریکا متعهد می‌شد «تمام تحریم‌های اعمال‌شده علیه ایران» را لغو کند. این پیشنهاد به تاریخ ۱۵ ژوئن ثبت شده است.

اندکی پس از آنکه آمریکا این پیشنهاد را از طریق دیپلمات‌های قطری به ایران منتقل کرد، تهران آن را رد نمود و ترامپ مجوز حملات آمریکا را صادر کرد.

آنچه کشف شده، از بین‌بردنی نیست

مقام‌های آمریکا، اسرائیل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی می‌گویند خسارت واردشده به برنامهٔ هسته‌ای ایران، هرچند کامل نیست، اما بسیار جدی است؛ به‌گونه‌ای که این برنامه را چندین سال عقب انداخته و احتمالاً فعلاً توان ایران برای غنی‌سازی اورانیوم در سطح لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای را از بین برده است.

مؤسسهٔ علوم و امنیت بین‌المللی ماه نوامبر در یک ارزیابی ــ که بخشی از آن بر تصاویر ماهواره‌ای متکی بود ــ اعلام کرد: «در مجموع، خسارات ناشی از حملات هوایی به شمار زیادی از سایت‌های هسته‌ای گسترده و در بسیاری موارد فاجعه‌بار بوده است.»

مقام‌های اسرائیلی می‌گویند برنامهٔ ایران «به‌طور قابل‌توجهی به تأخیر افتاده»؛ سایت غنی‌سازی نطنز نابود شده، بخش‌هایی از مجتمع تحقیقاتی هسته‌ای اصفهان از بین رفته و سایت فردو به‌شدت آسیب دیده است.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، به «فرانت‌لاین» گفت میزان خسارت «بسیار قابل‌توجه» است. او گفت ایران همچنان ذخیره‌ای نزدیک به ۹۰۰ پوند اورانیوم با غنای ۶۰ درصد دارد و تنها یک گام تا غنای ۹۰ درصد لازم برای سلاح هسته‌ای فاصله باقی است. به گفتهٔ او، این ذخیره «کمابیش همان‌جا که بود» باقی مانده: در اصفهان، فردو و نطنز. اما روشن نیست که آیا ایران به این مواد دسترسی دارد یا نه، و بازرسان آژانس از زمان حملات از دسترسی به تأسیسات کلیدی محروم شده‌اند.

گروسی گفت: «بدیهی است که بدون دسترسی فیزیکی به یک محل، هر ارزیابی‌ای ناقص خواهد بود.»

واشنگتن‌پست در سپتامبر گزارش داد که از پایان جنگ ۱۲روزه، ایران ساخت‌وساز در یک سایت زیرزمینی مرموز در جنوب نطنز، معروف به «کوه کلنگ»، را افزایش داده است. همچنین به گفتهٔ مقام‌های اسرائیلی و تحلیلگران مستقر در آمریکا، ایران در تلاش است با کمک چین ذخایر موشک‌های بالستیک خود را بازسازی کند.

ترامپ تهدید کرده است که اگر ایران دوباره غنی‌سازی اورانیوم در سطح بالا را از سر بگیرد، حملات تازه‌ای انجام خواهد داد.

علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، در گفت‌وگو با «فرانت‌لاین» ــ نخستین مصاحبه‌اش با رسانه‌های خارجی پس از جنگ ژوئن ــ گفت: «برنامهٔ هسته‌ای ایران هرگز قابل نابودی نیست. چون وقتی یک فناوری را کشف کردید، دیگر نمی‌توانند آن کشف را از شما بگیرند.»

منبع: واشنگتن پست

برای مطالعه بیشتر در این زمینه رجوع کنید به:

شبکه سازی موساد در ایران

رسانه های جهان در مورد حملات اسرائیل به ایران چه می گویند؟

نظر شما