twitter share facebook share ۱۴۰۵ فروردین ۰۸ 41
برای حزب‌الله هنوز چند راه خروج وجود دارد تا از نابودی کامل جلوگیری کند؛ از جمله خلع سلاح و ادامه حیات در قالبی متفاوت. اما ایران ظاهراً به چنین نسخه‌ای از حزب‌الله نیازی ندارد.

دو روز پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تهران راهبردی را در پیش گرفت که بر گسترش دامنه جغرافیایی پاسخ‌های تلافی‌جویانه استوار بود تا شانس بقای خود را در برابر دشمنی که از نظر نظامی برتر است افزایش دهد. در همین چارچوب، از حزب‌الله ــ متحد و نیروی نیابتی خود در لبنان ــ خواست که وارد نبرد شود. اما آیا ورود حزب‌الله به این جنگ می‌تواند مهر پایانی بر سرنوشت این گروه باشد؟

سال گذشته، حزب‌الله بنا به درخواست ایران از جنگ ۱۲روزه ژوئن ۲۰۲۵ دوری کرد. در آن زمان، نبرد میان ایران و اسرائیل در نهایت محدود باقی ماند و تهدیدی وجودی برای نظام ایران محسوب نمی‌شد. بنابراین تهران به این جمع‌بندی رسید که بهتر است آنچه از توان نظامی حزب‌الله باقی مانده حفظ شود تا در نبردی بزرگ‌تر در آینده به کار گرفته شود.

برای آماده‌سازی چنین سناریویی، ایران بلافاصله پس از آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ میان حزب‌الله و اسرائیل و تا فوریه ۲۰۲۶، شمار بیشتری از افسران سپاه پاسداران را به لبنان فرستاد تا مستقیماً امور حزب‌الله را اداره کنند. این اقدام تا حدی برای پر کردن خلأهایی بود که در نتیجه ترورهای اسرائیل در میان سطوح عالی رهبری حزب‌الله ایجاد شده بود.

در این مدت، حزب‌الله همچنان به جابه‌جایی و آموزش نیروهای خود در داخل لبنان ادامه داد و تلاش کرد از طریق سوریه سلاح‌هایی را به لبنان قاچاق کند. همچنین شروع به بازسازی موشک‌های دوربردی کرد که اوایل همان سال در حملات اسرائیل آسیب دیده بودند. طبق گزارش مرکز پژوهش و آموزش «آلما» در اسرائیل، ذخیره موشکی حزب‌الله از حدود ۱۵۰ هزار موشک در سال ۲۰۲۳ به تنها ۲۵ هزار موشک در ابتدای سال ۲۰۲۶ کاهش یافته است و بیشتر موشک‌های باقی‌مانده نیز از نوع کوتاه‌برد و میان‌برد هستند.

ایالات متحده و اسرائیل به‌صراحت اعلام کرده‌اند که اهداف کارزار مشترک کنونی آنها علیه ایران اهدافی حداکثری است و قصد دارند تهدیدی را که از سوی ایران احساس می‌کنند خنثی سازند. مقیاس و شدت حملات آنها به ایران نیز نشان‌دهنده همین رویکرد سخت‌گیرانه است. البته ایران پاسخ تلافی‌جویانه‌ شدید و گسترده ای داده است، اما هنوز روشن نیست که این تلاش نظامی تا چه مدت می‌تواند در برابر یک ابرقدرت جهانی و منطقه‌ای دوام بیاورد. به همین دلیل تهران از نیروهای نیابتی منطقه‌ای خود خواسته است که به کمک بیایند.

از سوی دیگر، نعیم قاسم دبیرکل حزب‌الله، حملات جاری این گروه به اسرائیل را اقدامی برای دفاع از لبنان توصیف می‌کند. حامیان حزب‌الله نیز می‌گویند اسرائیل از پیش قصد داشت به جنوب لبنان حمله کند تا تهدید حزب‌الله را از میان بردارد.

در واقع، در طول سال ۲۰۲۵ و با وجود آتش‌بس اعلام‌شده میان طرفین، اسرائیل تقریباً هر روز لبنان را هدف حمله قرار داد. این حملات نیروهای حزب‌الله، انبارهای تسلیحاتی و مراکز عملیاتی این گروه را هدف می‌گرفت. هرچند حزب‌الله و ایران به‌خوبی می‌دانستند که اسرائیل اطلاعات عمیقی درباره محل استقرار نیروهای حزب‌الله دارد، اما آنها محاسبه کرده بودند که حزب‌الله می‌تواند این حملات را تاب بیاورد.

حزب‌الله و ایران تلاش کردند با دادن وعده‌های ظاهری و لفظی به درخواست‌های مکرر دولت لبنان برای خلع سلاح این گروه، زمان بخرند. با افزایش انتظارها در اوایل سال ۲۰۲۶ برای یک کارزار نظامی تازه آمریکا و اسرائیل علیه ایران، حزب‌الله نیز لحن خود را درباره مخالفت با کنار گذاشتن سلاح‌هایش تندتر کرد.

مداخله حزب‌الله در ماه مارس باعث شد دولت لبنان دست به اقدامی بی‌سابقه بزند و فعالیت‌های نظامی و امنیتی حزب‌الله را ممنوع اعلام کند، هرچند این دولت هنوز نتوانسته این ممنوعیت را اجرا نماید. دلیل این امر، هم محدود بودن توان ارتش لبنان و هم نگرانی از این است که هرگونه رویارویی با حزب‌الله می‌تواند به درگیری‌های فرقه‌ای دامن بزند؛ درگیری‌هایی که ممکن است به‌عنوان حمله‌ای علیه جامعه شیعیان لبنان تعبیر شود.

تهدیدهای نه‌چندان پنهان

در ۱۶ مارس، محمود قماطی معاون رئیس شورای سیاسی حزب‌الله، دولت لبنان را تهدید کرد و گفت: «ما توانایی داریم کشور و دولت را زیر و رو کنیم و صبر ما هم حدی دارد.»

او با اشاره به مقاومت فرانسه که پس از جنگ جهانی دوم از دولت ویشی انتقام گرفت و «خائنان» را سرنگون و اعدام کرد، هشدار تلویحی‌ای داد که یادآور سلسله ترورهای حزب‌الله علیه مخالفانش در لبنان است.

در ۲۲ مارس نیز وفیق صفا، که تا ژانویه رئیس واحد ارتباط و هماهنگی حزب‌الله بود، اظهارات تهدیدآمیز مشابهی مطرح کرد. صفا در نزدیک به سه دهه فعالیت در این سمت، رابط اصلی حزب‌الله در بیروت بود. قرار بود او در چارچوب یک تغییرات داخلی سمت خود را به فرد دیگری واگذار کند و به‌عنوان مشاور باقی بماند، اما بازگشت دوباره او به نقش قبلی از سوی برخی ناظران تلاشی عامدانه برای ترساندن سیاستمداران لبنانی تلقی شده است. حتی زمزمه‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه برخی سیاستمداران در صورت لغو نشدن ممنوعیت فعالیت‌های نظامی حزب‌الله، تهدیدهای غیرمستقیم دریافت کرده‌اند.

حزب‌الله ممکن است در تلاش باشد سناریوی سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ را تکرار کند؛ دوره‌ای که طی آن بسیاری از مخالفان خود در لبنان را ترور کرد، جنگی با اسرائیل به راه انداخت و دولت لبنان را فلج ساخت تا سرانجام دولت برای نخستین بار حزب‌الله را به‌عنوان یکی از ستون‌های رسمی دفاع کشور به رسمیت بشناسد، بدون آنکه این گروه در برابر دولت لبنان پاسخگو باشد یا تحت نظارت آن قرار گیرد.

اما اگر دولت لبنان ممنوعیت فعالیت‌های نظامی حزب‌الله را لغو نماید، احتمالاً اسرائیل حملات خود به لبنان را بیشتر خواهد کرد، زیرا می‌تواند ادعا کند که کل کشور اکنون در حمایت از حزب‌الله شریک شده است.

در مقابل، منتقدان حزب‌الله می‌گویند این گروه منافع ایران را بر منافع لبنان ترجیح می‌دهد و ماجراجویی‌های آن هزینه سنگینی بر کشور تحمیل کرده است. از آنجا که شیعیان ساکن جنوب لبنان بیشترین آسیب را از حملات اسرائیل دیده‌اند، حتی در میان پایگاه اجتماعی خود حزب‌الله نیز نارضایتی از خسارت‌های گسترده به اموال و معیشت مردم در حال افزایش است.

اولویت‌های نظامی

ایران و حزب‌الله پیش از انتخابات پارلمانی مه ۲۰۲۶ قصد داشتند با پرداخت حداقل غرامت به حامیان خود، آنها را آرام کنند تا وضعیت سیاسی موجود حفظ شود و حزب‌الله بتواند نمایندگی خود در پارلمان را نگه دارد.

در واقع، طبق گفته جان هرلی معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا در امور تروریسم و اطلاعات مالی، ایران توانست با وجود مجموعه گسترده‌ای از تحریم‌های غرب که اقتصادش را تحت فشار قرار داده، حدود یک میلیارد دلار به حزب‌الله منتقل کند. با این حال، یک منبع ناشناس که با رسانه‌های عربی صحبت کرده گفته است بخش عمده این پول صرف بازسازی زیرساخت‌های نظامی حزب‌الله شده، از جمله پرداخت حقوق جنگجویان و غرامت به خانواده‌های کشته‌شدگان و مجروحان. این مسئله نه‌تنها نشان‌دهنده محدودیت‌های مالی ایران و حزب‌الله است، بلکه نشان می‌دهد اولویت اصلی آنها کجاست.

حدود ۱.۲ میلیون نفر ــ یعنی تقریباً یک‌سوم جمعیت لبنان ــ پس از هشدارهای اسرائیل برای تخلیه جنوب لبنان از خانه‌های خود گریخته‌اند و این مسئله فشار تازه‌ای بر حزب‌الله وارد کرده است. بیشتر این آوارگان که شیعه هستند به مناطقی منتقل شده‌اند که جمعیت آنها از فرقه‌های دیگر تشکیل شده است. از سوی دیگر، هدف قرار دادن افراد مرتبط با حزب‌الله در هر نقطه از لبنان توسط اسرائیل باعث ایجاد نوعی حس ترس در میان جوامع میزبان شده است، زیرا آنها نگران‌اند که ناخواسته به قربانیان جانبی این حملات تبدیل شوند. این وضعیت تنش‌های فرقه‌ای را تشدید کرده، خطر درگیری‌های داخلی را افزایش داده و فشار بیشتری بر حزب‌الله وارد می‌کند.

در چنین شرایطی، مداخله حزب‌الله در مارس ۲۰۲۶ با حمایت مردمی گسترده در داخل لبنان همراه نبود، برخلاف دستور دولت لبنان انجام شد و همچنین با توافق آتش‌بسی که با میانجی‌گری بین‌المللی به دست آمده و تحت نظارت قرار داشت در تضاد بود.

در همین حال، وزیر دفاع اسرائیل روز سه‌شنبه اعلام کرد که اسرائیل قصد دارد قلمرو تحت کنترل خود را در جنوب لبنان گسترش دهد؛ اظهاراتی که نشان می‌دهد این کشور در حال تشدید عملیات زمینی خود علیه شبه‌نظامیان حزب‌الله است. اسرائیل کاتس در بیانیه‌ای گفت اسرائیل کنترل منطقه جنوب رود لیتانی را حفظ خواهد کرد.

درخواست‌ها برای الحاق

از سوی دیگر، بزالل اسموتریچ وزیر دارایی راست‌گرای افراطی اسرائیل گفته است اسرائیل باید جنوب لبنان را به خاک خود ضمیمه کند. او در مصاحبه‌ای با رادیوی اسرائیل در روز دوشنبه گفت بمباران لبنان «باید به واقعیتی کاملاً متفاوت منتهی شود»؛ واقعیتی که شامل تغییر مرزهای اسرائیل نیز باشد. او افزود: «من اینجا به‌طور قاطع می‌گویم مرز جدید اسرائیل باید رود لیتانی باشد.»

با توجه به کاهش حمایت داخلی، کاهش توان نظامی و مالی، تضعیف رهبری، و گرفتار بودن حامی خارجی حزب الله در جنگ، به نظر می‌رسد این گروه در مسیری قرار گرفته که می‌تواند به نوعی خودکشی سیاسی و نظامی تبدیل شود؛ مسیری که تا حد زیادی حاصل تصمیمات ایران است.

البته برای حزب‌الله هنوز چند راه خروج وجود دارد تا از نابودی کامل جلوگیری کند؛ از جمله خلع سلاح و ادامه حیات در قالبی متفاوت. اما ایران ظاهراً به چنین نسخه‌ای از حزب‌الله نیازی ندارد.

به همین دلیل، به نظر می‌رسد سرنوشت این گروه به‌شدت با نتیجه جنگ میان آمریکا و ایران گره خورده است. در نتیجه، شکست جمهوری اسلامی می‌تواند به معنای پایان حزب‌الله نیز باشد.

منبع: المجله


اسرائیل تا چه مدت در لبنان خواهد ماند؟

حزب‌الله تقریباً یک ماه پیش بار دیگر شلیک موشک‌ها و پهپادها به سوی اسرائیل را از سر گرفت؛ درست پس از آن‌که اسرائیل و آمریکا حملات خود علیه ایران را آغاز کردند. در واکنش، ارتش اسرائیل حملات هوایی گسترده‌ای را علیه آنچه «اهداف مرتبط با حزب‌الله» می‌نامد در سراسر لبنان آغاز کرد. این ارتش همچنین نیروهایی را به جنوب لبنان فرستاده، هرچند هنوز از یک تهاجم تمام‌عیار خودداری کرده است. ترکیب حملات زمینی و هوایی تاکنون بیش از هزار نفر را کشته است. همچنین حدود یک میلیون غیرنظامی لبنانی را آواره کرده که بیشترشان شیعیانی از جنوب لبنان و حومه‌های بیروت هستند.

این وضعیت یادآور دور قبلی جنگ است؛ جنگی که در اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد، زمانی که حزب‌الله به حمله حماس علیه اسرائیل پیوست. اما این بار یک تفاوت مهم وجود دارد. در آن زمان، اسرائیل ده‌ها هزار نفر از شهروندان خود را از مناطق نزدیک مرز برای بیش از یک سال تخلیه کرد. این بار اما اسرائیل مصمم است هیچ‌کس را تخلیه نکند. یک افسر ارتش اسرائیل می‌گوید: «ما اجازه نمی‌دهیم خاک اسرائیل به منطقه مرگ تبدیل شود و دائماً توسط پهپادها تهدید گردد».

در عوض، به نظر می‌رسد اسرائیل اکنون مصمم است غیرنظامیان را ــ شاید برای مدتی نامحدود ــ از جنوب لبنان بیرون کند؛ منطقه‌ای که حزب‌الله همچنان در آن فعالیت می‌کند. برخی وزیران اسرائیلی نیز از احتمال اشغال بلندمدت بخش بزرگی از خاک لبنان سخن گفته‌اند. در ۲۴ مارس، اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کرد نیروهای اسرائیلی «پل‌های باقی‌مانده و منطقه امنیتی تا رودخانه لیتانی» را کنترل خواهند کرد؛ رودخانه‌ای که حدود ۳۰ کیلومتر در شمال مرز اسرائیل جریان دارد. چنین اقدامی به معنای تصرف تقریباً یک‌دهم خاک لبنان خواهد بود.

ارتش اسرائیل می‌گوید هنوز چنین دستوری دریافت نکرده است. اما مقام‌های اسرائیلی می‌گویند چه اسرائیل سرزمین بیشتری را اشغال کند یا نه، غیرنظامیان اجازه بازگشت به خانه‌های خود در جنوب لبنان را نخواهند داشت مگر آن‌که ارتش لبنان با قاطعیت علیه حزب‌الله اقدام کند و تضمین دهد که دیگر قادر به حمله به اسرائیل نیست. اسرائیل عملاً جنوب لبنان را از بقیه کشور جدا کرده است؛ زیرا هشت پل روی رودخانه لیتانی را هدف قرار داده و تخریب کرده است. این اقدام نشان می‌دهد که ممکن است اسرائیل در حال آماده شدن برای اشغال طولانی‌مدت باشد.

در داخل لبنان، تهدید یک اشغال جدید و احتمال بحران طولانی آوارگی، به‌تدریج کشور را در امتداد خطوط فرقه‌ای از هم جدا می‌کند. پس از حملات هوایی به مناطق غیرشیعه‌نشین بیروت، محله‌های مسیحی از پذیرش آوارگان خودداری می‌کنند؛ زیرا می‌ترسند که با پناه دادن به آنان، خود هدف حملات بیشتر اسرائیل قرار بگیرند.

دولت لبنان نیز بر سر این‌که تا چه اندازه می‌تواند علیه حزب‌الله اقدام کند دچار اختلاف است. اوایل همین ماه، دولت نشانه‌ای از قاطعیت نشان داد و فعالیت‌های نظامی حزب‌الله را غیرقانونی اعلام کرد. در همین هفته نیز وزیر خارجه لبنان سفیر ایران را به دلیل دخالت در امور داخلی لبنان اخراج کرد. در واکنش، ایران یکی از موشک‌های دوربرد خود را به سوی بیروت شلیک کرد.

در میان برخی لبنانی‌ها، نارضایتی از تعویق و تردید ژوزف عون، رئیس‌جمهور، و فرمانده ارتش رو به افزایش است. ارتش لبنان تاکنون اقدام چندانی برای اجرای تصمیم دولت درباره سلاح‌های حزب‌الله انجام نداده و می‌گوید دولت بدون برقراری آتش‌بس نمی‌تواند گام‌های بیشتری بردارد.

کارزار نظامی اسرائیل نیز کمکی به حل مشکل نمی‌کند. یکی از دلایلی که حزب‌الله توانست برای مدت طولانی چنین نقش مسلطی در لبنان داشته باشد، این است که خود را نیروی مقاومت معرفی می‌کند. در حال حاضر بسیاری از لبنانی‌ها از این گروه ناراضی‌اند، زیرا لبنان را بارها به جنگ با اسرائیل کشانده است. اما هرچه در بمباران‌های اخیر غیرنظامیان بیشتری کشته شوند و خطر اشغال جدی‌تر به نظر برسد، احتمال آن بیشتر می‌شود که لبنانی‌ها ــ به‌ویژه شیعیان ــ دوباره در حمایت از حزب‌الله متحد شوند. این امر کار دولت را برای اجرای وعده‌هایش جهت درهم شکستن این گروه دشوارتر خواهد کرد.

با وجود همه اختلاف‌ها، غیرنظامیان در هر دو سوی مرز یک نگرانی مشترک دارند: صرف‌نظر از این‌که جنگ ایران به کجا برسد، درگیری‌ای که در لبنان دوباره شعله‌ور شده ممکن است برای مدت طولانی ادامه پیدا کند.

منبع: اکونومیست


نظر شما